در دنیای آینده که در آن انسان ها در انزوا زندگی می کنند و از طریق روبات ها با هم در تعامل هستند، یک پلیس مجبور می شود برای اولین بار پس از سال ها خانه خود را ترک کند تا در مورد قتلی تحقیق کند.
اکشن · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
984 عنوان
در سال 2019، طاعون تقریباً هر انسانی را به خون آشام تبدیل کرده است. نژاد غالب شکسته در مواجهه با عرضه خون رو به کاهش، بقای خود را ترسیم می کند. در همین حال، یک محقق با گروهی مخفی از خون آشام ها برای نجات بشر کار می کند.
ظهور لایکنها، حکایت از داستانی در قرون وسطی دارد که در آن دو دسته اشرافی خون آشامان و لایکنها با یکدیگر درگیر می شوند، یک مرد جوان از لایکنها بنام «لوشن» (شین) در مقابل رهبر قدرتمند خون آشامان به نام «ویکتور» (نایی) بپا می خیزد و او در این راه از عشق پنهانیش «سونجا» (میترا) که یکی از خون آشامان است یاری می طلبد اما...
در قرن بیست و دوم، و در یک شهر پیشرفته ، دانشمندی باهوش به نام تنما، Astro Boy ، یک کودک روباتیک با قدرت فوق العاده، دید اشعه ایکس و توانایی پرواز را می سازد. Astro Boy به کاوش در جهان و یافتن مقبولیت می پردازد و در این فرآیند یاد می گیرد که انسان بودن چیست و کمی از احساسات انسانی را درک میکند. او که متوجه شد دوستان و خانواده اش در مترو سیتی در خطر هستند، از قدرت باورنکردنی خود برای نجات همه چیزهایی که دوست دارد استفاده می کند.
پسر جنگجوی جوان، سون گوکو، با زمان و شاه پیکولو انتقامجو مسابقه میدهد تا مجموعهای از هفت گوی جادویی را جمعآوری کند که قدرت نامحدودی به صاحبان آنها میدهد.
داستان فیلم در مورد دو کودک است که دارای نیروهای خارق العاده هستند و موجوداتی فضایی می باشند. اکنون آنها سعی دارند تا به سفینه ی خود برگردند و از خطری که گروهی از تبهکاران آنها را تهدید میکند و همچنین از دست مامورین فدرال دولتی که قصد دستگیری آنها را دارند بگریزند و در این بین با راننده ی تاکسی روبه رو می شوند و با کمک او مسیری طولانی را تا رسیدن به بیابان نوادا که محل سفیه ی آنها است طی میکنند...
داستان فیلم درباره یک سرباز قرن شانزدهم میلادی است که درمی یابد خوی وحشی گری و اعمال ظالمانه اش او را تبدیل به شیطانی مخوف کرده است و تصمیم می گیرد آنها را از خود دور کند اما در ادامه مجبور می شود از نیروهایش کمک بگیرد تا با قدرتهای تاریکی که سرزمینش را اشغال ساخته مقابله کند...
«کلیوس» با یک تبهکار چینی روبرو می شود که قلب تقریبا فناناپذیر او را دزدیده، و به جای آن یک قلب باتری ای در سینهاش قرار داده که مرتب باید شارژ الکتریکی شود تا او را زنده نگه دارد.
یک راننده جسور مصمم است در Redline، محبوب ترین مسابقه در کهکشان، رقابت کند. این مسابقه فقط هر پنج سال یکبار اتفاق می افتد، اما برای شرکت باید بر مافیا، دولت و حتی عشق غلبه کند.
«والتر گرب»، مسئول کنترل ترافیک متروی نیویورک، یک روز عادی را سپری میکند که ناگهان با یک تماس تهدیدآمیز روبرو میشود. «رایدر»، مغز متفکر یک گروه از تبهکاران، قطار متروی «پلهام ۱۲۳» را با تمام مسافرانش به گروگان گرفته و تهدید میکند در صورت عدم پرداخت باج هنگفت، گروگانها را خواهد کشت. «والتر» که باید با «رایدر» مذاکره کند، خود را درگیر یک بازی ذهنی خطرناک میبیند و با هر لحظه که میگذرد، جان مسافران بیشتر در خطر قرار میگیرد.
یک زن بعد از برخورد با یک شی آسمانی در روز عروسیاش، به یک غول تبدیل میشود. دولت امریکا او را همراه تیمی از هیولاها برای مقابله با یک موجود فضایی می فرستد که قصد تسخیر زمین را دارد.
انسانها از سیاره زمین رفتهاند. تنها میراثی که آنها بر روی سیاره گذاشته اند ماشینهای مکانیکی بزرگ و مخوف است که جان انسانها را به خطر می انداخت. در این بین ۹ گروه از عروسکهای پارچهای سر از لاک خود دربرمی آورند تا سیاره را از دست این ماشینها نجات دهند...
«شرلوک هولمز» (۲۰۰۹) ماجراهای کارآگاه نابغه و عجیب و غریب «شرلوک هولمز» و دستیار وفادارش، دکتر «جان واتسون»، را در لندن ویکتوریایی روایت میکند. آنها که به تازگی یک قاتل سریالی مرموز به نام «لرد بلکوود» را دستگیر کردهاند، با بازگشت غیرمنتظره و شبهمعجزهآسای او از مرگ روبرو میشوند.
«لوگان» به عنوان یک جهشیافته، پس از سالها جنگیدن در کنار برادر بیرحمش، «ویکتور»، تصمیم به زندگی آرام میگیرد. اما آرامش او با دخالت «کلنل استرایکر» و برنامهی «سلاح ایکس» که جان عزیزانش را تهدید میکند، به هم میخورد. «لوگان» برای انتقام و کشف حقیقت، مجبور میشود تحت یک آزمایش قرار گیرد و با پوشیده شدن استخوانهایش از «آدامانتیوم»، به قهرمانی به نام «ولورین» تبدیل شود.
«کلاید شلتون»، مردی خانوادهدوست، شاهد قتل بیرحمانهی همسر و دخترش توسط دو مجرم است. اما به دلیل ضعف سیستم قضایی و تبانی دادستان «نیک رایس»، یکی از قاتلان آزاد میشود و دیگری تنها به مجازاتی سبک محکوم میگردد. ده سال بعد، «کلاید» که از این بیعدالتی به ستوه آمده، نقشهای بینظیر برای گرفتن انتقام از تمام کسانی که در این سیستم فاسد دست داشتند، اجرا میکند.
در سال ۱۹۸۵ و در گیرودار جنگ سرد، در دنیایی که ابرقهرمانان، ابتدا محبوبیت داشتند و سپس توسط قانون کنار گذاشته شدند، قتل بیرحمانه «کمدین»، یکی از اعضای سابق و شناختهشدهی تیم «واچمن»، زنگ خطری جدی را به صدا در میآورد. این اتفاق، «رورشا»، تنها ابرقهرمان قانونشکن و نقابدار باقیمانده را وادار میکند تا تحقیقات سختگیرانهاش را آغاز کند. او به سرعت متوجه میشود که این قتل، تنها یک واقعه اتفاقی نیست، بلکه بخشی از یک توطئه پیچیده و هولناک است که نه تنها جان تمامی ابرقهرمانان سابق را تهدید میکند، بلکه میتواند سرنوشت کل جهان را نیز به شکلی غیرقابل برگشت دگرگون سازد.
«پروفسور آلیور لیندن بروك» ( میسن ) زمینشناسى اهل ادینبرو است كه همراه با شاگردش، «الك مك یوئین» ( بون ) به ایسلند سفر مىكنند تا از راه دهانه ى یك كوه آتشفشان به مركز زمین بروند. آن جا، با «كارلا» ( دال ) ملاقات مىكنند كه شوهرش قبلا در چنین سفرى كشته شده است...
این فیلم بر اساس زندگی واقعی «ایپ من»، استاد بزرگ «وینگ چون» و مربی «بروس لی»، در شهر فوشان چین در دههی ۱۹۳۰ ساخته شده است. «ایپ من» مردی فروتن و خانوادهدوست است که به جای افتتاح یک مدرسهی هنرهای رزمی، ترجیح میدهد به طور خصوصی به تمرین و آموزش شاگردان محدود بپردازد. با شروع اشغال ژاپن در سال ۱۹۳۷ و وقوع جنگ چین و ژاپن، زندگی آرام «ایپ من» و مردم فوشان دستخوش تغییرات بنیادین میشود. او مجبور میشود برای بقای خود و خانوادهاش و محافظت از مردمش در برابر ظلم اشغالگران، از مهارتهای رزمی بینظیرش استفاده کند.
«دیل دنتون»، یک سرویسدهنده احضاریه که کارش با چاشنی بیخیالی همراه است، روزی برای رساندن یک احضاریه به خانهای میرود. او به طور اتفاقی شاهد یک صحنه قتل میشود و در حین فرار، سیگاری از ماریجوانای کمیاب “Pineapple Express” را که از توزیعکنندهاش، «سول سیلور»، گرفته بود، جا میگذارد. همین یک اشتباه کوچک، این دو دوست را به یک تعقیب و گریز دیوانهوار و مرگبار با خلافکاران بیرحم میکشاند.
فیلم «ربودهشده» روایتی از «برایان میلز» است، مامور بازنشستهای که پس از ربوده شدن دخترش، «کیم»، در «پاریس»، بار دیگر وارد دنیای پرخطر عملیات اطلاعاتی میشود. او تنها ۹۶ ساعت فرصت دارد تا «کیم» را پیدا کند، پیش از آنکه برای همیشه ناپدید شود
«هنکاک»، یک ابرقهرمان قدرتمند، در لس آنجلس سرگردان است. او هیچگونه خاطرهای از گذشتهاش ندارد و هیچکس در جهان او را درک نمیکند. این وضعیت، او را به موجودی تندخو و بیملاحظه تبدیل کرده که عملیات نجاتش اغلب به فجایع شهری میانجامد. مردم به جای تشکر، از او متنفرند. داستان از جایی آغاز میشود که «هنکاک» به شکلی غیرمنتظره با «ری امبری»، یک کارشناس روابط عمومی مواجه میشود و شاید این برخورد، نقطه عطفی در زندگی او باشد.
پسری به نام «مایکل پیترسون»، همکلاسیهای خود را که قصد اذیتش را دارند، تا سر حد مرگ، کتک میزند. این رفتار با معلم و پلیس نیز ادامه پیدا میکند تا اینکه قاضی دادگاه او را، به دلیل دستبرد زدن به ادارهی پست و دزدیدن مقدار ناچیزی پول، به 7 سال زندان، محکوم میکند. «مایکل»، زندان را محیط مناسبی برای پیشرفت میبیند و اسم خود را نیز به «چارلز برانسون» تغییر میدهد.
در دنیای زیرزمینی و پر زرق و برق لندن، یک معامله املاک و مستغلات بزرگ و پر سود، توجه هر خلافکار، گنگستر و سرمایهدار فرصتطلبی را به خود جلب میکند. وقتی یک گنگستر روسی قدرتمند، سرمایهگذاری عظیمی را آغاز میکند، مجموعهای از شخصیتهای عجیب و غریب، از جمله یک گنگستر کوچک و فرصتطلب به نام «وان-تو»، یک حسابدار مرموز به نام «استلا» و یک ستاره راک مرده که ناگهان زنده میشود، درگیر یک بازی پیچیده از خیانت، پول و خشونت میشوند. فیلمی جنایی و کمدی با سبک خاص «گای ریچی»، پر از دیالوگهای تند و تعقیب و گریزهای پیچیده.