در محلهای در «اورگن» که در معرض تخریب و ساخت زمین گلف قرار گرفته، گروهی از دوستان نوجوان و ماجراجو که خود را «گونیها» مینامند، آخرین تابستان خود را سپری میکنند. وقتی «مایکی»، رهبر گروه، نقشهی گنجی باستانی متعلق به یک دزد دریایی افسانهای به نام «وانآیز ویلی» را در اتاق زیر شیروانی پیدا میکند، آنها فرصتی برای نجات خانههایشان میبینند.
ماجراجویی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
863 عنوان
«مارتی مکفلای»، نوجوانی که با یک اختراع علمی شگفتانگیز، سفری غیرمنتظره به گذشته، یعنی سال ۱۹۵۵، را تجربه میکند. او در این دوران، ناخواسته باعث دگرگونیهایی در خط زمانی خود میشود که بقایش را با خطر روبرو میکند. «مارتی» اکنون باید با کمک دانشمند جوان و خلاق این دوران، «دکتر براون»، راهی برای بازگرداندن نظم به زمان پیدا کرده و سفری پرماجرا را برای بازگشت به خانه آغاز کند.
در سال 1984، «سارا کانر» بهطور ناخواسته هدف یک ربات مرگبار به نام «ترمیناتور» قرار میگیرد که از آینده به زمان حال فرستاده شده تا او را بکشد. این ربات به دستور «اسکای نت»، سیستم هوش مصنوعی قویای که در آینده جنگی علیه انسانها راهاندازی کرده است، به این مأموریت گماشته شده است. اما «کایل ریس»، که یک سرباز انسانی است، به منظور حفاظت از «سارا» و جلوگیری از وقوع آیندهای تاریک از آینده به زمان حال بازمیگردد.
) روایت ماجرای «لوک اسکایواکر» است که پس از نجات جسورانه دوستش «هان سولو» از چنگال «جابا هات»، به همراه شورشیان به سیاره اندور میرود تا ستاره مرگ دوم امپراتوری را نابود کند. در این میان، لوک با چالشهای درونی خود برای بازگرداندن «دارث ویدر» از سمت تاریک نیرو دست و پنجه نرم میکند، در حالی که امپراتور پلید تلهای مرگبار برای او پهن کرده است.
داستان «ای.تی. موجود فرازمینی» با فرود یک سفینه فضایی در جنگلی در کالیفرنیا آغاز میشود که سرنشینان آن، موجودات فرازمینی گیاهشناس، مشغول جمعآوری نمونه هستند. ناگهان، مأموران دولتی سر میرسند و سفینه مجبور به ترک سریع میشود، اما یکی از موجودات، «ای.تی.»، جا میماند. او توسط پسر ۱۰ ساله «الیوت» در حیاط خلوت خانهاش کشف میشود. «الیوت» به سرعت با «ای.تی.» ارتباط برقرار کرده و او را پنهان میکند.
«ایندیانا جونز»، باستانشناس جسور و چابک، با شلاق و کلاه نمادینش، مأموریتی خطرناک را برای یافتن «صندوقچه عهد»، گنجی باستانی با قدرتی ماورایی، آغاز میکند. او با «ماریون راونوود»، زنی سرسخت و زیرک، در سفری پرماجرا به دل معابد مرموز و پر از تلههای مرگبار میرود. نازیهای جاهطلب در تعقیب این گنج برای سلطه بر جهاناند و «ایندی» باید با هوش و شجاعت بینظیرش آنها را متوقف کند.
فیلم سینمایی · 1980
Star Wars: Episode V - The Empire Strikes Back
جنگ ستارگان ۵: امپراتوری ضربه میزند
سه سال پس از نابودی «ستاره مرگ»، نیروهای امپراتوری به رهبری «ویدر» به دنبال «لوک اسکایواکر» و ارتش شورشیان هستند. «لوک» برای یادگیری فنون «جدی» به سیاره «داگوبا» رفته و «هان سولو» و «لیا» در تلاش برای فرار از چنگ امپراتوری، با خطرات غیرمنتظرهای روبرو میشوند.
در دوران آشوب و جنگ در کهکشان، امپراتوری بیرحم با «ستاره مرگ»، سلاح فوقالعاده قدرتمند خود، وحشت میآفریند. گروهی از شورشیان شجاع، نقشههای ستاره مرگ را به دست میآورند و به دنبال قهرمانی میگردند تا آنها را در این نبرد یاری کند. سرنوشت، «لوک اسکایواکر» را که در سیاره «تاتویین» زندگی میکند، وارد این ماجرا میکند. او با کمک «اوبیوان کنوبی»، «هان سولو» و «چوباکا» سفری پرماجرا را آغاز میکند تا «شاهزاده لیا» را نجات دهد و با استفاده از نیروی مرموز «جدی»، امپراتوری را شکست دهد و آزادی را به کهکشان بازگرداند.
«بری لیندون»، جوانی ایرلندی از خانوادهای معمولی، برای رسیدن به جایگاه اجتماعی و ثروت، در قرن هجدهم اروپا از هر وسیلهای استفاده میکند. او در ارتش خدمت میکند، قمار میکند و با یک کنتس ثروتمند ازدواج میکند. این فیلم تاریخی، با استفاده از فیلمبرداری خیرهکننده و جزئیات دقیق، زندگی پر فراز و نشیب «بری لیندون» و جامعه اشرافی آن دوران را به تصویر میکشد.
«شاه آرتور» و شوالیههای وفادار اما کمی گیجش، ماموریت الهی دریافت میکنند: یافتن «جام مقدس». این سفر حماسی آنها را از میان جنگلهای تاریک، قلعههای عجیب و غریب و روستاهایی با ساکنان غیرعادی عبور میدهد. آنها در مسیر خود با انواع و اقسام موجودات عجیب، چالشهای بیمعنی و موقعیتهای کاملاً سورئال روبرو میشوند که هر لحظه بر خندهی تماشاگر میافزاید
وحشت از اعماق دریا بر یک شهر ساحلی آرام سایه میاندازد. فیلم «آروارهها»، شاهکار استیون اسپیلبرگ محصول ۱۹۷۵، داستان جزیره «آمیتی» را روایت میکند که با آغاز فصل تابستان و هجوم گردشگران، ناگهان مورد حمله یک کوسه سفید بزرگ و بیرحم قرار میگیرد. در پی چندین حمله مرگبار، رئیس پلیس محلی، «مارتین برودی»، به همراه یک اقیانوسشناس و یک شکارچی کوسه ماجراجو، عازم دریا میشوند تا این هیولای دریایی را پیش از آنکه فاجعهای بزرگتر رخ دهد، از بین ببرند.
«چارلی باکت»، پسری بسیار فقیر اما مهربان و خوشقلب است که در نزدیکی کارخانهی اسرارآمیز و مشهور «ویلی وانکا» زندگی میکند. «ویلی وانکا»، شکلاتساز نابغه و عجیب و غریب، ناگهان اعلام میکند که پنج بلیط طلایی را درون بستههای شکلاتش پنهان کرده است. برندگانی که این بلیطها را پیدا کنند، به یک تور ویژه و بیسابقه در داخل کارخانهی «وانکا» دعوت خواهند شد. «چارلی» که از یافتن بلیط ناامید است، به طور معجزهآسایی یکی از بلیطها را پیدا میکند و همراه با چهار کودک دیگر و والدینشان، وارد دنیای جادویی و پر از شگفتیهای کارخانهی «وانکا» میشود که پر از درسهای اخلاقی و آزمونهای عجیب است.
«بوچ کسیدی» و «ساندنس کید»، دو رهبر باهوش و کاریزماتیک یک گروه خلافکار در غرب وحشی هستند که تخصصشان سرقت از قطار و بانک است. پس از یک رشته سرقتهای موفق، تحت تعقیب بیوقفه قانون قرار میگیرند و متوجه میشوند که دیگر راه فراری در آمریکا ندارند. آنها تصمیم میگیرند به همراه «اتا پلیس»، معشوقه «ساندنس»، به بولیوی فرار کنند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند، اما میفهمند که حتی در آنجا نیز نمیتوانند از گذشتهشان فرار کنند.
داستان با کشف یک «قطعه رازآلود» آغاز میشود که در مقاطع کلیدی تاریخ، از طلوع بشریت تا آیندهای پیشرفته، بر سیر تکامل تأثیر میگذارد. در نهایت، مأموریتی فضایی به سمت مشتری شکل میگیرد؛ جایی که فضانوردانی جسور به همراه «رایانه هوشمند سفینه»، در پی کشف منشأ و هدف این شیء اسرارآمیز هستند.
این فیلم وسترن حماسی، در میانه جنگ داخلی آمریکا، سه تفنگدار قانونشکن به نامهای «بلوندی» (مرد خوب)، «اِنجل آیز» (مرد بد)، و «توکو» (مرد زشت) را دنبال میکند. هر یک از آنها به دنبال گنجینهای از طلای کنفدراسیون هستند که در جایی پنهان شده است. آنها برای رسیدن به این گنج، مجبور میشوند با هم همکاری کنند، به یکدیگر خیانت کنند و در یک مثلث مرگبار از بیاعتمادی و رقابت شرکت کنند.
قرن چهاردهم. « شاه استفان » و همسرش صاحب دخترى مى شوند. پرى شیطان صفتى از این كه به جشن تولد نو رسیده دعوت نشده به خشم مى آید و شاهزاده خانم را طلسم مى كند كه در شانزدهسالگى بر اثر لمس سوزن نخریسى جوان مرگ شود. اما یك پرى خوش قلب مقدر مى كند كه شاهزاده خانم در صورت تماس با سوزن به خواب عمیقى فرو برود و تنها با بوسه ى محبوب به زندگى بازگردد...
«راجر تورنهیل»، یک متخصص تبلیغات موفق در نیویورک، به اشتباه به جای یک مأمور دولتی به نام «جورج کاپلن» گرفته میشود. این اشتباه هویت، او را وارد دنیایی از توطئههای بینالمللی، جاسوسی و قتل میکند. «راجر» که بیگناه است، حالا توسط یک سازمان جاسوسی مرموز تحت تعقیب قرار میگیرد که قصد جانش را دارند و در عین حال، توسط پلیس نیز به جرم قتل فردی که هرگز ملاقات نکرده، تحت تعقیب است
این فیلم درامی جنگی است که در دوران جنگ جهانی دوم اتفاق میافتد. داستان دربارهی گروهی از اسیران جنگی بریتانیایی است که به اردوگاهی ژاپنی در جنگلهای برمه (میانمار امروزی) فرستاده میشوند. در این اردوگاه، افسران ژاپنی به آنها دستور میدهند که برای تسهیل عملیات نظامی ژاپن، یک پل راهآهن بر روی رودخانهی کوای بسازند. این دستور، چالشهای اخلاقی و عملی زیادی را برای فرماندهان و سربازان اسیر بریتانیایی به وجود میآورد.
سرخ پوستان کومانچى حمله ور می شوند و بیشتر اعضاى خانواده ى « آرون ادواردز » ( کوى ) را به قتل می رسانند. پس از چندى « ایتان ادواردز » ( وین ) به اتفاق « مارتین پولى » ( هانتر )، پسر جوانى که « ایتان » سالها پیش از چنگ سرخپوستها نجات داده، سرسختانه به جست و جو براى یافتن دختر کوچکتر خانواده « دبى »، ادامه میدهند.
وندی و برادرانش به همراه قهرمان داستان هایشان، پیتر پن، به دنیای جادویی نورلند می روند.
فرد دابس و باب کورتین؛ دو امریکایی که در مکزیک به دنبال کار میگردند. ان ها یک کاشف قدیمی را متقاعد میکنند که همراه ان ها در کوه های سیرا مادور به دنبال طلا بگردند.
فیلم «جادوگر شهر اُز» داستان «دوروتی گیل» را روایت میکند که پس از یک گردباد سهمگین، از خانه خاکستریاش در کانزاس به دنیای فانتزی «اُز» پرتاب میشود. او برای بازگشت به خانه، راهی «جاده آجری زرد» میشود تا به شهر زمرد برسد و از «جادوگر اُز» کمک بگیرد. در این مسیر پرماجرا، او با شخصیتهای نمادینی آشنا میشود که هر کدام آرزوهای خاص خود را دارند و به او در سفرش کمک میکنند
داستان «سفید برفی»، شاهزاده خانم مهربانی است که به دلیل حسادت نامادری بدجنسش، ملکه شرور، مجبور به فرار از قصر میشود. او در جنگل پناه میگیرد و با هفت کوتوله دوستداشتنی آشنا میشود که به او پناه میدهند. اما ملکه شرور دستبردار نیست و با یک سیب سمی به دنبال نابودی «سفید برفی» میآید.