«بری بیبنسون»، زنبور جوانی که تازه از کالج فارغالتحصیل شده، از انتخابهای محدود شغل در کندو ناراضی است. او تصمیم میگیرد از کندو خارج شود و دنیای انسانها را کشف کند. «بری» در طی این ماجراجویی، متوجه میشود که انسانها عسل تولید شده توسط زنبورها را مصرف میکنند و این امر او را خشمگین میکند. او تصمیم میگیرد از انسانها به دلیل دزدیدن عسل زنبورها شکایت کند.
انیمیشن · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
278 عنوان
«جیزل»، یک شاهزاده خانم انیمیشنی خوشبین از دنیای خیالی «آندالاسیا»، توسط ملکه شیطانی «ناریسا» به دنیای واقعی، یعنی شهر نیویورک مدرن، تبعید میشود. او در این دنیای جدید و خشن، سرگردان است و با «رابرت»، یک وکیل طلاق بدبین، آشنا میشود. «جیزل» که در ابتدا به دنبال شاهزاده رؤیاهایش، «شاهزاده ادوارد»، است، به تدریج با واقعیت زندگی شهری خو میگیرد و درمییابد که عشق واقعی ممکن است به شکلی کاملاً متفاوت از آنچه تصور میکرد، باشد.
در این دنباله پرطرفدار، عصر یخبندان رو به پایان است و یخها در حال ذوب شدن هستند. «سید» تنبل، «منی» ماموت و «دیگو» ببر دندانخنجری متوجه میشوند که درهای که در آن زندگی میکنند، به زودی زیر آب خواهد رفت. آنها برای فرار از سیلاب بزرگی که در راه است، مجبور میشوند سفری پرمخاطره را آغاز کنند تا به منطقهای امنتر برسند. در طول این سفر پرماجرا، گروه با چالشهای جدیدی روبرو میشود، از جمله حیوانات عجیب و غریب و مهمتر از همه، پیدا کردن همنوعان خود. در همین حال، «اسکرات» سنجاب هم همچنان به دنبال بلوط دوستداشتنیاش است و ماجراهای خندهداری را رقم میزند.
«مامبل»، یک پنگوئن امپراتور جوان است که برخلاف سایر پنگوئنها که آواز میخوانند تا جفت خود را پیدا کنند، قادر به خواندن نیست. اما او یک استعداد منحصر به فرد دارد: رقص فوقالعاده «تپدنس». «مامبل» به دلیل تفاوتش مورد تمسخر قرار میگیرد و از گروه طرد میشود. او تصمیم میگیرد برای یافتن دلیل کمبود ماهی و بازگرداندن تعادل به دنیای پنگوئنها، سفری پرخطر را آغاز کند.
فیلم «ماشینها»، یک کمدی انیمیشن جذاب با محوریت دنیای اتومبیلها. داستان آن به «لایتنینگ مککوئین»، ماشینی مسابقهای جوان و پرسرعت اختصاص دارد که برای قهرمانی در مسابقات «جام پیستون» رقابتی سخت را تجربه میکند. غرور بیش از حد و خودخواهی او، سبب میشود تا در جریان یک سفر جادهای، از مسیر اصلی منحرف شده و به اشتباه وارد «رادیاتور اسپرینگز»، شهری کوچک و تقریباً فراموش شده در حاشیه «مسیر ۶۶» شود. ورود ناگهانی او به این شهر، باعث آشفتگی و دردسرهایی برای اهالی محلی میشود
آرن که پس از کشتن پدر خود و دزدیدن شمشیر او آواره بیابانها شده، مورد حمله گرگها قرار میگیرد، کیمیاگری به نام شاهین او را نجات میدهد و همراه خود به سفر میبرد. آنها پس از مشاهده شهر هرت که در آن بردهفروشی مرسوم است در منزل زنی پناه میگیرند. از سویی کیمیاگر خبیثی به نام تارتن که سابقه دشمنی با شاهین را دارد درصدد است راز زندگی ابدی را پیدا کرده انتقام خود را از شاهین بگیرد. به همین دلیل زن و آرن را به گروگان گرفته، شاهین را با این ترفند به دام میاندازد...
موکوتو دختری نوجوانی است که پی به قدرت خارق العاده خود می برد. او می تواند به گذشته سفر کند و اتفاقات گذشته را تغییر دهد. او در ابتدا از این قدرت برای لذت بردن از زندگی و تفریح استفاده می کند. اما پس از مدتی متوجه می شود که این قدرت به علت دیگری در اختیار او گذاشته شده است ...
مانند سایر حیوانات در انبار، اوتیس گاوِ (استیو اودکرک) دوست دارد زمانی که کشاورز دور است آواز بخواند و بازی کند. با این حال، گاو بی خیال باید به زودی شجاعت رهبری بودن را پیدا کند که به طور غیرمنتظره ای خود را در موقعیت مسئولیت بزرگی بیابد.
بوگ که یک خرس گریزلی 900 پوندی اهلی است و هیچ مهارتی برای بقا درحیات وحش ندارد،به طور کاملا تصادفی آهویی تک شاخ به اسم الیوت را از دست یک شکارچی نجات می دهد، در همین حین بوگ متوجه می شود که در جنگل گم شده و چند روز دیگر فصل شکار شروع می شود، بوگ و الیوت با کمک دیگر حیوانات جنگل سعی میکنند جلوی شکارچیانی که به آن منطقه آمده اند را بگیرند...
یک پلیس مخفی درگیر یک ماده مخدر جدید می شود و هویت خود را از دست می دهد.
یک راکون حیلهگر به نام «آرجی»، به همراه گروهی از حیوانات جنگلی که از خواب زمستانی بیدار شدهاند، متوجه میشوند که یک پرچین بزرگ، زیستگاه آنها را از دنیای انسانی جدا کرده است. «آرجی» آنها را متقاعد میکند که میتوانند از زبالههای انسانها برای بقا استفاده کنند. اما این کار آنها را با همسایههای انسان و خطرات جدیدی روبرو میکند.
موشى که در یک آپارتمان در لندن زندگى پررفاهى دارد، یک روز تصادفى به درون سسیتم زیرزمینى شهر پرت مى شود.
دیجی والتر یک پسر ۱۲ ساله است که همیشه از پنجره ی اتاقش خانه ی آقای نبرکرکر را دید می زند آقای نبرکرکر همسایه ی مرموزی است و هر چیز که در حیاط خانه اش بیافتد مصادره می کند پدر و مادر دیجی برای تعطیلات آخر هفته به خارج از شهر می روند و دیجی را به پرستار بچه الیزابت می سپارد ولی دیجی همراه با دوستانش شبانه برای کشف راز خانه ی هیولا از خانه بیرون می آیند...
دستگاهی که گروهی از دکتران متخصص از آن برای ورود به رویاهای بیمارانشان استفاده می کرده اند دزدیده شده و ممکن است از آن برای مقاصد شومی استفاده شود. هرج و مرج همه جا را فرا گرفته، و تنها یک دکتر زن بنام «پاپریکا» است که می تواند به این وضعیت پایان دهد...
در دنیای «آواتار: آخرین بادافزار»، چهار ملت شامل «قبایل آب»، «پادشاهی خاک»، «ملت آتش» و «عشایر باد»، هر کدام دارای تواناییهای منحصر به فرد در کنترل عنصر خود هستند. اما این صلح زمانی به هم میریزد که «ملت آتش»، جنگی جهانی را برای تسخیر جهان آغاز میکند و آخرین «آواتار» ناپدید میشود. پس از یک قرن جنگ و ویرانی، «آواتار» جدید، «آنگ»، به طور غیرمنتظرهای پیدا میشود.
«ویکتور ون دورت»، جوانی خجالتی در دوران «ویکتوریا»، درست پیش از ازدواج برنامهریزیشدهاش با «ویکتوریا اورگلوت»، به طور تصادفی حلقهی ازدواج را به دست یک «عروس مرده» به نام «امیلی» میاندازد. این اشتباه او را به دنیای رنگارنگ و غریب مردگان میکشاند. اکنون «ویکتور» در یک دوراهی عاشقانه بین دنیای زندگان و مردگان گرفتار شده است.
کلاه قرمزی، گرگ، مرد جنگلی و مادربزرگ همه وقایعی را که منجر به برخورد آنها شد به پلیس می گویند.
درحالیکه اهالی شهر، خود را برای مراسم سالیانه آماده میکنند، بزرگترین نگرانیشان، حملهی خرگوشها و از بین رفتن سبزیجاتی است که برای این مراسم تهیه کردهاند. «والاس» و «گرومیت» وظیفهی محافظت از سبزیجات را بر عهده دارند اما انجام یک آزمایش از طرف «والاس» همه چیز را تحت تاثیر خود قرار میدهد.
پس از خراب کردن شهرت خود در شهر، یک جوجه کوچولو شجاع باید به کمک همشهریان خود بیاید تا با بیگانگانی که قصد تهاجم به شهر آنها را دارند مبارزه کنند و...
در دنیای رباتهای هوشیار، رادنی کاپرباتوم مخترع جوان و تلاشگر میخواهد برای Bigweld پرشور، که صنایع Bigweld آن قطعات یدکی ربات را تولید میکند، کار کند. اما Bigweld به تازگی توسط Phineas T. Ratchet شرور، که میخواهد همه روباتها را به ارتقای اجباری سودآور وادار کند، بهعنوان رئیس شرکت خلع شده است. رادنی و دوستش فندر به زیرزمین شهر می روند تا با نقشه های شیطانی Ratchet مبارزه کنند.
چهار حیوان باغ وحش، قهرمانان داستان «ماداگاسکار» هستند: یک شیر، یک گورخر، یک زرافه و یک اسب آبی. آنها زندگی مرفهی در باغ وحش مرکزی «نیویورک» دارند. اما این زندگی راحت، دیگر برای گورخر کافی نیست و او رؤیای بازگشت به طبیعت وحش را در سر میپروراند. تلاش او برای فرار، به یک اتفاق زنجیرهای منجر میشود که در نهایت، هر چهار دوست را به صورت ناخواسته به سواحل جزیرهی گرمسیری «ماداگاسکار» میکشاند.
در شب کریسمس، پسربچهای که ایمانش به بابانوئل در حال کمرنگ شدن است، سوار بر یک قطار جادویی به نام «قطار سریعالسیر قطبی» میشود که او را به سفری خارقالعاده به سمت قطب شمال و خانهی «بابانوئل» میبرد. این سفر نه تنها یک ماجراجویی هیجانانگیز است، بلکه به او کمک میکند تا دوباره به جادوی کریسمس و اهمیت اعتقاد قلبی بازگردد.
یک خانواده از ابرقهرمانان سابق ،پس از ممنوعیت فعالیتهای قهرمانانه، مجبور به زندگی عادی و پنهانکردن قدرتهایشان شدهاند. «باب پار» (مستر شگفتانگیز) که دلتنگ روزهای پرافتخار خود است، مخفیانه به یک مأموریت بازمیگردد. اما وقتی او درگیر یک توطئه پیچیده میشود، همسرش «هلن» (الاستیگرل) و فرزندانشان مجبور میشوند برای نجات او و مقابله با تهدیدی بزرگ که کل دنیا را هدف قرار داده، دوباره لباسهای قهرمانانه خود را بپوشند.
«سوفی»، دختر جوانی که به دلیل یک نفرین به شکل یک پیرزن درآمده است، برای یافتن راه حل به «قلعه متحرک هاول» وارد میشود. او در این قلعه مرموز که دائم در حال حرکت است و هویت «هاول» نیز مانند قلعهاش پیچیده و متغیر است، به دنبال سرنخهایی برای بازگرداندن جوانیاش میگردد.