«گری کانلون»، جوان ایرلندی، به همراه دوستانش به اتهام بمبگذاری در یک میخانه در لندن دستگیر میشود. او و پدرش به جرم همکاری با ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA) به حبس ابد محکوم میشوند. اما «گری» به کمک وکیلی مصمم، تلاش میکند تا بیگناهی خود و پدرش را ثابت کند و عدالت را برقرار کند. این فیلم، داستانی واقعی از بیعدالتی، تبعیض و مبارزه برای آزادی را به تصویر میکشد.
زندگینامه · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
280 عنوان
در میانهی دوران تاریک و هولناک جنگ جهانی دوم، بازرگانی آلمانی به نام «اسکار شیندلر» در تلاش برای کسب سود از اوضاع بحرانی، وارد همکاری با رژیم حاکم میشود. اما در مسیر این همکاری، با واقعیتی دردناک روبهرو میگردد که نگاه او را نسبت به انسانیت دگرگون میسازد.
این فیلم سرگذشت «مالکوم ایکس» رهبر مشهور سیاه پوستان آمریکایی را روایت می کند. او در شش سالگی پدرش را از دست داد، و درس و مدرسه را رها کرد. او سرانجام هنگامی که برای فروختن یک ساعت دزدی به جواهرفروشی رفته بود، به دام پلیس گرفتار شد و به ده سال حبس محکوم شد. او در زندان به مطالعات مذهبی پرداخت و با دین اسلام آشنا شد...
سرگذشت «جیم ماریسن»، شاعر و دانشجوی سینما، که با تشکیل گروه موسیقی «دورز»، با اشعار و صدای خودش، به شهرت جهانی دست پیدا می کند...
سال ۱۹۶۹، «دکتر مالکوم سیر» (ویلیامز)، مدیر بیمارستان بین بریج را متقاعد می کند تا اجازه بدهد او داروی لوو دوپا را – که در درمان پارکینسون مؤثر بوده-روی «لنرد لووه» (دنیرو) که از کودکی به تدریج کنترل حرکاتش را از دست داده و دچار کاتاتونیا شده، امتحان کند. «لنرد» تحت تأثیر لوو دوپا آرام آرام قدرت حرکت و تکلمش را دوباره به دست می آورد...
«هنری هیل» از نوجوانی شیفته زندگی گنگستری در محلهای در «نیویورک» است و به تدریج، با حمایت «جیمی کانوی» و «تامی دووایتو» وارد دنیای پیچیده و خطرناک مافیا میشود. او تجربه صعود از پایینترین ردهها تا کسب نفوذ در میان گنگسترها را از سر میگذراند
بیوگرافی ران کوویچ. او که در جنگ ویتنام فلج شده بود، پس از احساس خیانت توسط کشوری که برای آن جنگید، به یک فعال سیاسی ضد جنگ و طرفدار حقوق بشر تبدیل می شود.
فیلم افتخار به تبعیضهای علیه سیاهان در جامعه امریکا بویژه در جنگهای داخلی این کشور می پردازد. این جنگها بین ایالات شمالی، متحدین، و ایالات جنوبی رخ می دهد. مسئولین شهر بوستون در ماساچوست، از ایالات شمالی، که مخالف برده داری هستند هنگی از سیاهان را تشکیل می دهند و «رابرت شاو» (متیو برودریک)، فرزند یکی از متنفذین شهر را فرمانده این هنگ می کنند. شاو به آموزش این هنگ که اکثرا برده های فراری ایالات جنوبی هستند می پردازد اما گویا تبعیضهای موجود اجازه رفتن به جنگ را نمی دهند و حتی کفش و لباس نیز به آنها نمی دهند. شاو با این تعصبات مبارزه می کند و ...
منچوری، سال 1950. نگهبانان خشنی که جنایتکاران جنگی را با قطار از شوروی به چین کمونیست می برند، جلوی خودکشی «پویی» (لون)، امپراتور سابق چین را می گیرند. در ادامه، همراه با مراحل باز آموزی او، زندگی اش را مرور می کنیم...
فیلم «آمادئوس» داستان «آنتونیو سالیهری»، آهنگساز دربار امپراتور اتریش، را روایت میکند که به شدت به استعداد بیبدیل «ولفگانگ آمادئوس موتزارت» جوان و بیپروا حسادت میورزد. «سالیهری»، که خود را وقف موسیقی و خداوند کرده، نمیتواند درک کند چگونه خداوند چنین نبوغی را به فردی با رفتار زننده و کودکانه مانند «موتزارت» اعطا کرده است. این حسادت او را به وسواس و کینهای عمیق میکشاند که تمام زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد
این فیلم زندگینامهی «مهاتما گاندی»، رهبر برجستهی جنبش استقلال هند از حکومت بریتانیا را به تصویر میکشد. داستان از دوران جوانی او در آفریقای جنوبی آغاز میشود، جایی که او برای حقوق شهروندان هندی مبارزه میکند و اصول مقاومت بدون خشونت یا ساتیاگراها را توسعه میدهد. سپس به بازگشت او به هند و رهبری مبارزات مسالمتآمیز علیه استعمار بریتانیا میپردازد. فیلم سفر «گاندی» را در تبدیل شدن به نمادی جهانی از صلح و آزادی، و تأثیر عمیق او بر ملت هند را دنبال میکند.
«جان مریک»، مردی که به دلیل ناهنجاریهای فیزیکی شدید به “مرد فیلنما” شهرت یافته، در یک سیرک به نمایش گذاشته میشود. وقتی دکتر «فردریک تروز» او را کشف میکند، به آرامی پرده از ظاهر مریک برداشته و هوش، حساسیت و انسانیت عمیق او را نمایان میسازد. در پس چهرهای که همه را وحشتزده میکند، انسانی رنجکشیده، با عزت نفس و آرزوهایی عادی برای یک زندگی آرام و با احترام پنهان شده است.
«سانی وورزیک» و دوستش «سال ناتالی»، در یک بعدازظهر گرم در بروکلین، تصمیم به سرقت از یک بانک میگیرند. اما چیزی طبق برنامه پیش نمیرود و به سرعت وضعیت از کنترل خارج میشود. نیروهای پلیس، بانک را محاصره میکنند و این سرقت ناموفق به یک موقعیت گروگانگیری تبدیل میشود. با حضور گسترده رسانهها و جمعیت کنجکاو، «سانی» در مرکز توجه عمومی قرار میگیرد و مجبور میشود در یک فضای پر تنش با پلیس مذاکره کند. فیلم به نمایش وقایعی میپردازد که در طول این بعدازظهر عجیب رخ میدهد، جایی که یک دزدی ساده به یک رویداد بزرگ و غیرقابل پیشبینی تبدیل میشود.
سال 1943. «ژنرال جرج پاتن» (اسکات) برای سرپرستی واحدهای امریکایی در شمال افریقا به تونس اعزام می شود. خیلی زود «پاتن» با کمک «ژنرال برادلی» (مالدن) به پیروزی چشم گیری بر «فیلد مارشال رومل» (فولگر) دست پیدا می کند، به طوری که در نهایت باعث خروج نیروهای آلمانی از شمال آفریقا می شوند.
«بوچ کسیدی» و «ساندنس کید»، دو رهبر باهوش و کاریزماتیک یک گروه خلافکار در غرب وحشی هستند که تخصصشان سرقت از قطار و بانک است. پس از یک رشته سرقتهای موفق، تحت تعقیب بیوقفه قانون قرار میگیرند و متوجه میشوند که دیگر راه فراری در آمریکا ندارند. آنها تصمیم میگیرند به همراه «اتا پلیس»، معشوقه «ساندنس»، به بولیوی فرار کنند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند، اما میفهمند که حتی در آنجا نیز نمیتوانند از گذشتهشان فرار کنند.
«ماریا»، یک راهبه جوان و سرزنده در اتریش، به عنوان معلم خصوصی برای هفت فرزند بیمادر کاپیتان «فون تراپ»، یک افسر سابق نیروی دریایی، فرستاده میشود. «ماریا» با روحیه شاد و عشقش به موسیقی، به سرعت قلب بچهها و حتی کاپیتان جدی و نظامیمسلک را به دست میآورد. در حالی که او زندگی این خانواده را با موسیقی و شادی پر میکند، سایه جنگ جهانی دوم و اشغال اتریش توسط نازیها نزدیک میشود و خانواده «فون تراپ» باید برای حفظ ارزشهایشان تصمیمات سختی بگیرند.