«کِر» یک دختر دبیرستانی مشهور است که با ماجراهای خاص دوره نوجوانی دست و پنجه نرم می کند...
کمدی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1108 عنوان
«جس»، یک جوان آمریکایی، و «سلین»، دانشجوی فرانسوی، به طور اتفاقی در قطاری به مقصد وین با یکدیگر آشنا میشوند. آنها خیلی زود متوجه میشوند که ارتباطی عمیق بینشان وجود دارد. «جس» که فردای آن روز پرواز برگشت به آمریکا را دارد، «سلین» را متقاعد میکند که همراه او در وین از قطار پیاده شود و شب را با هم در این شهر بگذرانند...
فیلم «جومانجی» از سال ۱۹۶۹ آغاز میشود، جایی که «آلن پریش» جوان حین انجام یک بازی مرموز، ناگهان به شکلی غیرقابل توضیح از دنیای خود ناپدید شده و برای ۲۶ سال در ابعاد تاریک و جنگلی آن زندانی میشود. دههها بعد، «جودی» و «پیتر شپرد»، خواهر و برادری یتیم که به خانهای قدیمی نقل مکان کردهاند، آن بازی فراموششده را کشف کرده و با بازگرداندن «آلن»، سیل عظیمی از حوادث پیشبینینشده را به شهرشان فرامیخوانند.
«وودی»، گاوچران عروسکی شجاع و وفادار، سالهاست که اسباببازی محبوب «اندی» و رهبر گروه اسباببازیهای اوست. اما ورود «باز لایتیر»، فضانورد پرهیاهو و خودشیفته که باور دارد یک قهرمان واقعی است، حسادت «وودی» را برمیانگیزد. رقابت این دو به هرجومرج میانجامد و آنها بهطور اتفاقی از خانه دور میافتند.
مردی بطور تصادفی بابا نوئل را در آستانه کریسمس می کشد، سپس او با قدرت های جادویی انتخاب شده و مجبور می شود جای بابا نوئل را بگیرد و وظایفش را انجام دهد و …
داستان زندگی «اد وود»، کارگردان نابغه اما بدشانس هالیوود در دهه ۱۹۵۰ را روایت میکند که اغلب به عنوان «بدترین کارگردان تاریخ» شناخته میشود. این فیلم، تلاشهای بیوقفه و شور و اشتیاق او برای ساخت فیلمهایی با بودجه کم را به تصویر میکشد، حتی اگر نتایج نهایی فاجعهبار باشند. «وود» با تیمی از بازیگران عجیب و غریب و دوستان وفادار خود، به آرزوهایش میچسبد.
«استنلی ایپکیس»، فردی که در آرزوی هیجان و اعتماد به نفس است، به طور اتفاقی ماسکی باستانی را کشف میکند که او را به نسخهای اغراقآمیز از خودش تبدیل میکند. این موجود سبز پوست، قدرتهای جادویی بیحد و حصری دارد و به «استنلی» این امکان را میدهد که هر آرزویی را به واقعیت تبدیل کند. او با این شخصیت جدید خود دست به کارهای عجیب و غریبی میزند، اما این تغییر و تحول او را درگیر موقعیتهای خطرناک و خندهداری با قانون و افراد شرور میکند، در حالی که او سعی دارد کنترل زندگیاش را حفظ کند.
مجموعه «دوستان» کمدیای درباره زندگی شش دوست صمیمی در شهر نیویورک است: «ریچل گرین»، «مونیکا گلر»، «فیبی بوفی»، «جوی تریبیانی»، «چندلر بینگ» و «راس گلر». این سریال به داستان روابط عاشقانه، حرفهای و چالشهای روزمره این شش نفر در دهه نود میلادی میپردازد. در حالی که آنها در آپارتمانهای مجاور هم زندگی میکنند و اغلب در کافهای دور هم جمع میشوند، با موقعیتهای خندهدار، دراماتیک و گاهی غیرمنتظرهای روبرو میشوند که پیوند دوستی آنها را قویتر میکند. «دوستان» به خاطر شوخطبعی، شخصیتهای دوستداشتنی و نمایش واقعگرایانه دوستی و روابط در دوران جوانی، به یکی از محبوبترین کمدیهای تاریخ تلویزیون تبدیل شده است.
قرن نوزدهم میلادی، جایی در فلسطین، «رابین هود» (الوز) از زندان فرار می کند و با شنا خود را به انگلستان می رساند، بلافاصله باخبر می شود که حکومت ملک شان را مصادره کرده و تمام خویشاوندانش به قتل رسیده اند. «رابین» نیز شورشی را علیه «شاهزاده جان خبیث» (لوییس)، به راه می اندازد...
پس از گذشت سالها در شب هالووین، سه جادوگر شیطانی از خواب بیدار می شوند و تصمیم می گیرند تا انتقام خود را از مردم شهر بگیرند.
پس از یک طلاق پر هرج و مرج، پدری مهربان و بیکار (با بازی «رابین ویلیامز») که از دوری فرزندانش رنج میبرد، برای نزدیک ماندن به آنها دست به یک اقدام عجیب میزند. او با کمک برادر گریمورش، خود را به شکل یک دایه مسن و اسکاتلندی به نام «خانم داوتفایر» درمیآورد و موفق میشود به عنوان پرستار بچهها در خانه همسر سابقش (با بازی «سالی فیلد») مشغول به کار شود.
«روز گراندهاگ» داستان فیل کانرز، یک هواشناس بداخلاق را روایت میکند که برای پوشش خبری مراسم سالانه «روز گراندهاگ» به شهری کوچک میرود. اما پس از اتمام مراسم، او در یک حلقه زمانی گرفتار میشود؛ به این معنی که هر روز صبح، دوباره در همان روز قبل از خواب بیدار میشود. او بارها و بارها مجبور است همان روز را تجربه کند، در حالی که همه چیز اطرافش ثابت است و فقط خودش از این تکرار آگاه است. حالا فیل باید راهی برای شکستن این حلقه زمانی بیابد.
هنگامی که یک خواننده کلوپ شبانه مجبور می شود از اوباش در صومعه پناه بگیرد، او در نهایت گروه کر صومعه را به یک گروه کر روحی تبدیل می کند که با رپرتوار موتاون کامل می شود، تا زمانی که مشهور شدن ناگهانی گروه کر هویت او را به خطر می اندازد.
با وقفه ای که جنگ جهانی دوم در مسابقات لیگ بیس بال مردان آمریکا ایجاد می کند، لیگ جدیدی برای رقابت تیم های زنانه تشکیل می شود. در این بین «داتی» (دیویس) و خواهرش، «کیت» (پتی)، و «می» فریبنده (مادونا) به این ورزش مردانه روی می آورند. «جیمی» (هنکس)، مربی دائم الخمر نیز مربی گری آنان را به عهده می گیرد...
«تنها در خانه ۲»، یک کمدی خانوادگی کلاسیک، بار دیگر «کوین مککالیستر» (با بازی مکالی کالکین) را در موقعیت ناخواستهای قرار میدهد. این بار، «کوین» به جای اینکه در خانه تنها بماند، به اشتباه از خانوادهاش جدا شده و سر از شهر شلوغ و پر زرق و برق نیویورک در میآورد. او با کارت اعتباری پدرش در هتلی لوکس اقامت میکند و از امکانات شهر لذت میبرد. اما این آرامش دیری نمیپاید، زیرا او دوباره با دو خلافکار آشنا، «هری» (جو پشی) و «مارو» (دنیل استرن) روبرو میشود. «کوین» با نقشههایی زیرکانه، کریسمس این تبهکاران را به کابوس تبدیل میکند.
به شهر پر رمز و راز آگربا خوش آمدید، جایی که رویاها به حقیقت میپیوندند! اینجا با «علاءالدین» آشنا میشویم، پسری زرنگ و خوشقلب که با وجود زندگی سختش، هرگز امیدش را از دست نمیدهد. اما داستان واقعی زمانی آغاز میشود که «علاءالدین» به طور اتفاقی، یک «چراغ جادو» کهنه و غبارگرفته را کشف میکند. از این چراغ، یک موجود خارقالعاده و پرقدرت خارج میشود که میتواند سه آرزوی او را برآورده کند! همین کشف، «علاءالدین» را وارد یک ماجراجویی بینظیر و سرشار از جادو و هیجان میکند.
«پیتر بنینگ» یک وکیل موفق و پرمشغله در سان فرانسیسکو است که به دلیل تمرکز بر شغلش، از خانوادهاش دور شده و تمام خاطرات دوران کودکی خود را از دست داده است. او کاملاً فراموش کرده که زمانی «پیتر پن» بوده است. زندگی آرام او با همسر و دو فرزندش زمانی به هم میریزد که فرزندانش توسط یک نیروی مرموز ربوده میشوند و سر و کله «تینکر بل» پری کوچک پیدا میشود.
پس از حوادث قسمت دوم، «مارتی مکفلای» در سال ۱۹۵۵ متوجه میشود که «دکتر اِمِت براون» به طور ناخواسته به سال ۱۸۸۵ و دوران غرب وحشی فرستاده شده است. هنگامی که «مارتی» نامهای از «داک» پیدا میکند که در آن خبر از مرگ قریبالوقوع او توسط یک تبهکار محلی داده شده، تصمیم میگیرد به گذشته سفر کند تا دوستش را نجات دهد.
در یک اشتباه باورنکردنی و در اوج هیاهوی سفر کریسمس، خانواده «مککالیستر» هشت ساله خود، «کوین»، را در خانه تنها میگذارند و راهی پاریس میشوند. این فیلم کمدی، ماجراهای بامزه و پرهیجان «کوین» را به تصویر میکشد که ابتدا از آزادی ناگهانیاش لذت میبرد، اما خیلی زود با دو سارق بدشانس و دستوپاچلفتی به نامهای «هری» و «مارو» روبرو میشود.
مخترعی حواس پرت به نام «وین سالینسکی» (مورانیس) به شدت مشغول کار روی اختراع مهمش، اشعه ی کوچک کننده است. در اثر یک اتفاق، ماشین کوچک کننده به کار می افتد و فرزندانش و فرزندان خانواده ی دوستش «تامپسن»، کوچک می شوند. «سالینسکی» ناخواسته بچه ها را با آشغال ها به حیاط می اندازد و بچه ها می فهمند که برای رسیدن به خانه باید چندین کیلومتر از میان «جنگل» چمن حیاط بگذرند.
«هری» و «سالی» برای اولین بار در سال ۱۹۷۷ پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، در حین سفر به «نیویورک» همدیگر را ملاقات میکنند و رابطهای پُر چالش و با گفتگوهای هوشمندانه را آغاز میکنند. آنها در طول دوازده سال و سه ماه بعد، بارها همدیگر را در موقعیتهای مختلف میبینند و رابطهی دوستی پیچیدهای بینشان شکل میگیرد. در تمام این مدت، آنها با این سوال همیشگی دست و پنجه نرم میکنند که آیا یک مرد و زن واقعاً میتوانند فقط دوست صمیمی باشند، بدون اینکه احساسات عاشقانه بینشان ایجاد شود؟
درست پس از بازگشت موفقیتآمیز «مارتی» از گذشته، «دکتر براون» او را به آیندهای دورتر، یعنی سال ۲۰۴۹ میبرد تا جلوی به زندان افتادن فرزندش را بگیرند. این سفر به آینده پر از فناوریهای عجیب و غریب است، اما یک اشتباه کوچک منجر به عواقب فاجعهباری میشود.
«جان کیتینگ»، معلم جدید انگلیسی در یک مدرسه شبانهروزی پسرانه که به شدت بر سنت و موفقیت تأکید دارد، دانشآموزانش را به چالش میکشد تا زندگی خود را “فوقالعاده” بسازند. او آنها را به کشف قدرت شعر و تفکر مستقل تشویق میکند، و به آنها یادآوری میکند که “صدای” خود را پیدا کنند. گروهی از دانشآموزان، تحت تأثیر ایدههای «کیتینگ»، باشگاه قدیمی “انجمن شاعران مرده” را بازسازی میکنند تا در خلوت خود، آزادی و شور زندگی را تجربه کنند. با این حال، شور و شوق تازه کشف شدهی آنها، در تضاد با قوانین سختگیرانه مدرسه و انتظارات والدین قرار میگیرد.
سریال «سیمپسونها» داستانهای طنزآمیز و کمدی از زندگی روزمره خانوادهای زردپوست و عجیب و غریب به نام «سیمپسون» را روایت میکند. این خانواده شامل پدر پرخور و بیخیال، «هومر»، مادر مسئولیتپذیر، «مارج»، پسر شرور، «بارت»، دختر باهوش و ساکت، «لیزا»، و نوزاد دوستداشتنی، «مگی» است. هر قسمت به ماجراهای این خانواده در شهر «اسپرینگفیلد» میپردازد، جایی که با چالشها و موقعیتهای خندهدار بسیاری روبرو میشوند که اغلب نقدی هوشمندانه به جامعه و فرهنگ آمریکایی است.