ماهیگیری به نام متئو بوید که در دریاچه ویکتوریا در حال ماهیگیری بود، زلزله کوچکی را احساس میکند و ناگهان کف دریاچه شکافته شده و گردابی شکل میگیرد. بوید در آب سقوط کرده و توسط ماهیان گوشتخوار ماقبل تاریخ به نام پیرانا تکهتکه میشود.
کمدی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1108 عنوان
«اسکات پیلگریم»، یک نوازنده گیتار بیس بیکار و خوشقلب، زندگی سادهای را در تورنتو دنبال میکند تا اینکه با «رامونا فلورز» مرموز و موهای رنگارنگ آشنا میشود. اسکات به سرعت عاشق رامونا میشود، اما برای اینکه بتواند دل او را به دست آورد، باید با چالش بزرگ و بیسابقهای روبرو شود: او باید هفت دوستپسر سابق و شرور رامونا را در مبارزاتی حماسی و به سبک بازیهای ویدیویی شکست دهد!
«گیسوکمند» داستان «راپانزل»، شاهزادهای جوان با موهای طلایی جادویی است که سالها در برجی دورافتاده زندانی شده. تنها آرزوی او دیدن فانوسهای اسرارآمیزی است که هر سال به آسمان فرستاده میشوند. ورود ناگهانی «فلین رایدر»، یک سارق ماهر، به برج «راپانزل»، فرصتی را فراهم میکند تا او برای اولین بار قدم به دنیای بیرون بگذارد و در پی کشف این آرزوی دیرینه، وارد ماجراجویی هیجانانگیزی شود.
«جیمی رندال»، یک دلال داروی جذاب و جاهطلب است که از استعداد خود در فروشندگی و اغواگری برای پیشرفت در دنیای رقابتی صنعت داروسازی استفاده میکند. او که از روابط جدی دوری میکند، در یکی از دیدارهایش با پزشکان، با «مگی مورداک» آشنا میشود. «مگی»، زنی زیبا، آزاد و هنرمند است که با بیماری پارکینسون دست و پنجه نرم میکند و از تعهد در روابط میترسد. با وجود تفاوتهای زیاد و موانع اولیه، این دو به طرز غیرمنتظرهای جذب یکدیگر میشوند و رابطهای پیچیده و پر از چالش را آغاز میکنند
کارآگاهان آلن گمبل و تری هویت، دو پلیس خستهکننده و نهچندان موفق در اداره پلیس نیویورک هستند که همیشه در سایه قهرمانان محبوب و پرزرقوبرق اداره قرار دارند. گمبل، یک پلیس میزنشین و حسابدارمآب است که به کارهای کاغذی علاقه دارد، در حالی که هویت، پلیسی سرسخت و کلهشق است که از شراکت با گمبل کلافه شده و آرزوی بازگشت به صحنه اکشن را دارد. اما وقتی قهرمانان اداره ناگهان از صحنه خارج میشوند، این دو کارآگاه “پرت” به طور اتفاقی وارد یک پرونده بزرگ کلاهبرداری میشوند. آنها فرصتی پیدا میکنند تا خود را ثابت کنند، اما روشهای ناهماهنگ و اشتباهات کمدیشان وضعیت را پیچیدهتر و خندهدارتر میکند.
پنج دوست صمیمی دوران کودکی، پس از ۳۰ سال، برای مراسم خاکسپاری مربی بسکتبال سابقشان دوباره دور هم جمع میشوند. آنها تصمیم میگیرند تعطیلات آخر هفته چهارم جولای را در کنار خانوادههایشان در کلبهای کنار دریاچه که در کودکی خاطرات زیادی در آن داشتند، بگذرانند. این گردهمایی فرصتی برای تجدید خاطرات، مقایسه زندگیهای کنونیشان با گذشته، و مواجهه با واقعیتهای بزرگسالی است
«دیو لیزوفسکی»، یک نوجوان معمولی و بیعرضه، از زندگی ابرقهرمانان در کمیکها الهام میگیرد و تصمیم میگیرد خودش به یک قهرمان نقابدار تبدیل شود، حتی بدون هیچ قدرت خاصی. او با لباسی سبز و نام «کیک-اس»، وارد دنیای پرخطر مبارزه با جنایت میشود. اما به زودی «کیک-اس» متوجه میشود که قهرمان بودن در دنیای واقعی، بسیار متفاوت و خشونتآمیزتر از چیزی است که در کتابهای کمیک دیده بود، و او به سرعت درگیر ماجراهای خطرناکی میشود.
«اندی» بزرگ شده و آماده رفتن به دانشگاه است، اما «وودی»، «باز»، «جسی» و دیگر اسباببازیهای محبوبش با نگرانی از آینده خود روبهرو هستند. با مجموعهای از اتفاقات، اسباببازیها به جای اینکه در اتاق اندی بمانند، به یک مهدکودک شلوغ و پرهیاهو منتقل میشوند. آنها خیلی زود متوجه میشوند که زندگی در این محیط با آنچه تصور میکردند تفاوت دارد.
داستان فیلم حکایت واقعی یک ایستگاه رادیویی غیر قانونی پخش موسیقی راک و پاپ در دهه 60-70 انگلیس است که از داخل یک کشتی به نام "Pirate Radio Rock" و از داخل آبهای دریای شمال تهیه و پخش میشد و با مخالفت حکوت سلطنتی وقت بریتانیا همراه بود و کشمکش بین این رادیو که آن زمان بیش از 96% مردم به آن گوش میدادند یکی از جنبه های دیدنی این فیلم به یاد ماندنی است.
«مارگارت تیت»، یک سردبیر سختگیر و موفق کتاب در نیویورک، که به دلیل سابقه کار غیرقانونی در آمریکا در آستانه اخراج از کشور و بازگشت به کانادا قرار گرفته است، ناچار میشود برای جلوگیری از دیپورت شدن، دست به اقدامی غیرمنتظره بزند. او دستیار جوان و تحت فشار خود، «اندرو پاکستون» را مجبور میکند تا با او ازدواج مصلحتی کند
در دنیایی که ناگهان به تسخیر زامبیها درآمده، جوانی با قوانین خاص خود برای زندهماندن، تلاش میکند. او در مسیری پرخطر، با یک بازماندهی خشن و بیپروا آشنا میشود. این دو، در ادامه راه، با دو خواهر باهوش و مستقل برخورد میکنند. حالا این چهار غریبه باید در جادههای خطرناک سفر کنند، جایی که هر لحظه ممکن است با اتفاقات پیشبینینشدهای روبرو شوند.
«خانواده مدرن» بیش از یک کمدی موقعیت است؛ این سریال آینهای است که پیچیدگیها، زیباییها و گاهی اوقات هرج و مرج دوستداشتنی خانوادههای امروزی را به تصویر میکشد. این سریال به صورت اپیزودیک به دغدغهها و اتفاقات روزمره زندگی آنها میپردازد
"استیون راسل" ازدواج موفقی با "دبی" دارد و یکی از اعضای نیروی پلیس محلی است که تصادف اتومبیلی او را وادار می کند درباره زندگی خود ارزیابی مجدد کند و...
جین ( مریل استریپ) مادر سه فرزند بالغ ، و صاحب یک رستوران و نانوایی است و نزدیک به یک دهه است که از شوهرسابق خود جیک ( بالدوین) جدا شده است. او به تازگی با مرد معماری بنام آدام ( استیو مارتین ) رابطه عاطفی ایجاد کرده ، پس از ملاقات شوهر سابقش احساس می کند هنوز به او علاقه مند است و همین مسئله او را دچار سردرگمی می کند...
«جنیفر چک» (مگان فاکس) دختر نوجوان دبیرستانی و جذاب است. جنیفر آئین شیطانی را توسط یک گروه راک به انجام می رساند، و پس از آن او به قاتل پسرهای هم دبیرستانی خود تبدیل می شود...
کانر مید(متیو مککانهی) مرد خوشگذرانی است که با دختران زیادی رابطه داشته است. برادر او پل که میخواهد ازدواج کند او را برای جشن عروسی خودش دعوت میکند او که با ازدواج مخالف است تمام سعی خود را برای برهم زدن ازدواج برادرش میکند.
داستان «تام هانسن»، معمار رویاپردازی که به تازگی به عنوان کارتپستالنویس مشغول به کار شده، از روزی آغاز میشود که «سامر فین» وارد شرکت میشود. «تام» در همان نگاه اول، او را عشق واقعی خود میبیند و باورش به عشق واقعی و سرنوشتساز، در وجود «سامر» جان میگیرد. اما «سامر» دختری مستقل است که به عشق ابدی اعتقادی ندارد.
داستان فیلم در مورد نویسنده ای است که در دنیایی زندگی می کند که دروغ گفتن معنا ندارد. و اکنون او با کارهایش دروغ را برای مردم اختراع می کند و مفهوم دروغ را عرضه می کند...
خبرنگاری به اسم «باب ویلتون» در کشور عراق با سربازی آمریکایی به اسم لیم آشنا میشود که ادعا میکند عضو یک گروه سری از ارتش آمریکا در این کشور بودهاست و از نیروهای ماورای طبیعی در مأموریتهایشان استفاده کردهاند.
برونو اتریشی پر زرق و برق به دنبال شهرت جدید در آمریکا است.
ربکا دختری است که آرزوی بزرگش مانکن شدن و کار در یک مجله ی بزرگ و معروف مد است. اما او نمی تواند به آروزیش برسد. بنابراین در یک شرکت کوچک مشغول به کار می شود. او کم کم سعی می کند به آرزویش برسد و می خواهد اینکار را با خرید بهترین لباس ها انجام دهد...
در تابستان ۱۹۸۷ نوجوانی که به تازگی دوران دبیرستان را تمام کرده، جهت پس انداز برای دانشگاه، شروع به کار در یک شهر بازی می کند و در آنجا ماجراهای جدیدی برای او اتفاق می افتد.
«لری دیلی»، نگهبان سابق موزه، متوجه میشود که دوستانش از موزه تاریخ طبیعی به انبارهای عظیم اسمیتسونیان منتقل شدهاند. اما یک لوح جادویی نیز با آنها رفته که موجودات تاریخی آنجا را زنده میکند. با بیدار شدن فرمانروایان شرور و شخصیتهای تاریخی دیگر، هرج و مرج به پا میشود و «لری» باید سریعاً خود را به آنجا برساند. او باید به دوستان باستانیاش کمک کند تا با نیروهای اهریمنی مبارزه کنند و از تصرف موزه توسط آنها جلوگیری کنند.
داستان فیلم شور جوانی داستان پسر نوجوانی است بنام نیک (مایکل سرا) که پدر و مادرش جدا شده اند و او به همراه مادرش و دوست پسر او به یک کانکس در یک پارک برای زندگی نقل مکان می کنند، او از این شرایط زیاد راضی نیست ، اما با دیدن دختر زیبای همسایه شان در یک نگاه عاشق می شود و با شور و اشتیاق نوجوانیش گمان می کند راهی برای پایان تجرد و غلبه بر تنهایی های خود یافته است. همه انقلابها نیاز به یک رهبر دارند ، این جمله تبلیقاتی این فیلم است