بوگ که یک خرس گریزلی 900 پوندی اهلی است و هیچ مهارتی برای بقا درحیات وحش ندارد،به طور کاملا تصادفی آهویی تک شاخ به اسم الیوت را از دست یک شکارچی نجات می دهد، در همین حین بوگ متوجه می شود که در جنگل گم شده و چند روز دیگر فصل شکار شروع می شود، بوگ و الیوت با کمک دیگر حیوانات جنگل سعی میکنند جلوی شکارچیانی که به آن منطقه آمده اند را بگیرند...
کمدی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1108 عنوان
دو دختر نوجوان یک پری دریایی را در استخر باشگاه ساحلی خود کشف می کنند.
یک بابای نامتعارف، یک جنایتکار را که عمودی به چالش کشیده است را با پسر تازه به فرزندخواندگی اش اشتباه می کند.
دو برادر برای جشن اکتبر به آلمان سفر می کنند، تا در رقابتی که به «باشگاه مبارزه» همراه با آبجو شهرت دارد، شرکت کنند.
یک پلیس مخفی درگیر یک ماده مخدر جدید می شود و هویت خود را از دست می دهد.
سه دوست دختر سابق یک کلاهبردار سریالی، معشوق سابق خود را آماده میکنند که عاشق دختر جدید شهر شوند تا بتوانند شکستن قلب او را تماشا کنند.
راهبی که در تمام زندگی اش توسط اطرافیانش ایراد می گیرد، رویای خود را دنبال می کند و به عنوان یک لوچادور (کشتی گیر مکزیکی) ماسکی به مهتاب می زند.
«بروک» (انیستن) و «گری» (وون) تصمیم می گیرند مثل دو دشمن در خانه جبهه بندی کنند و آن قدر بر مواضع خود پا بفشارند تا شاید یکی از آن دو به شکست اعتراف کند. اما «بروک» سرانجام پی می برد که در واقع برای تصاحب آپارتمان و متعلقاتش نیست که مبارزه می کند بلکه این همه به خاطر نجات رابطه اش با مردی است که زمانی او را عشق زندگی خود تصور می کرده است...
یک شهر کوچک دچار یک بلای فضایی شده است. ساکنین شهر به بدنبال ورود کرمی به مغز آن ها، به زامبی و هیولاهایی به اشکال دیگر تبدیل می شوند...
یک راکون حیلهگر به نام «آرجی»، به همراه گروهی از حیوانات جنگلی که از خواب زمستانی بیدار شدهاند، متوجه میشوند که یک پرچین بزرگ، زیستگاه آنها را از دنیای انسانی جدا کرده است. «آرجی» آنها را متقاعد میکند که میتوانند از زبالههای انسانها برای بقا استفاده کنند. اما این کار آنها را با همسایههای انسان و خطرات جدیدی روبرو میکند.
مربی تیم فوتبال فرانسه به قتل رسیده و الماس معروف پلنگ صورتی اش به سرقت رفته است. «دریفوس» (کلاین)، رئیس «کارآگاه کلوزو» (مارتین)، فرصت را مناسب می بیند تا به شهرت و اعتبار برسد، به خصوص اگر بتواند پرونده را از دست «کلوزو» - که تازه ارتقای درجه گرفته - در بیاورد و خودش آن را حل و فصل کند...
دیجی والتر یک پسر ۱۲ ساله است که همیشه از پنجره ی اتاقش خانه ی آقای نبرکرکر را دید می زند آقای نبرکرکر همسایه ی مرموزی است و هر چیز که در حیاط خانه اش بیافتد مصادره می کند پدر و مادر دیجی برای تعطیلات آخر هفته به خارج از شهر می روند و دیجی را به پرستار بچه الیزابت می سپارد ولی دیجی همراه با دوستانش شبانه برای کشف راز خانه ی هیولا از خانه بیرون می آیند...
پس از جدایی دردناک، بن دچار بی خوابی می شود. او برای از بین بردن زمان، شروع به کار در شیفت آخر شب در سوپرمارکت محلی میکند، جایی که تخیل هنریاش بیحرکت است.
«مایکل نیومن» معماری پرمشغله است که در میان جاهطلبیهای شغلی و نیازهای خانوادهاش گیر افتاده است. او که آرزوی موفقیت و آیندهای روشن برای عزیزانش را دارد، زمان زیادی را صرف کار میکند و از لحظات ارزشمند زندگیاش غافل میشود. در جستوجوی راهی برای مدیریت بهتر زندگی، با کنترلی جادویی روبهرو میشود که به او قدرتی بینظیر برای کنترل زمان میدهد. او میتواند لحظات خستهکننده و ناخوشایند زندگی را جلو بزند، مکث کند یا حتی به عقب برگردد.
ماجرا از جایی شروع میشود که دو زن، یکی در لسآنجلس و دیگری در انگلستان، همزمان با بحرانی عاطفی روبرو میشوند و هر دو به شدت به یک تغییر اساسی نیاز دارند. «آماندا»، یک تهیهکنندهی موفق هالیوود، و «آیریس»، ستوننویس یک روزنامه، با دلشکستگی و خستگی از روزمرگی، تصمیم شجاعانهای میگیرند: مبادلهی خانه برای تعطیلات کریسمس!
«وایولا» دختری علاقهمند به فوتبال است، اما نمی تواند در تیم فوتبال دختران بطور حرفهای بازی کند. بعد از اینکه برادر دوقلویش «سباستین» برای چند هفته به لندن میرود، او تصمیم می گیرد خودش را بعنوان یک پسر جا بزند و به مدرسه جدید سباستین برود. طولی نمی کشد که او عاشق یکی از هم تیمیهایش بنام «دوک» می شود و خیلی زود می فهمد که تنها کسی نیست که عاشق دوک است.
در آیندهای دور، یک سرباز معمولی از یک آزمایش دولتی بیدار میشود و متوجه میشود که بشریت به طرز فجیعی کندذهن شده است. او با هوش متوسط خود، ناگهان باهوشترین فرد روی زمین میشود. این کمدی علمی-تخیلی، هجوی گزنده بر انحطاط فکری جامعه مدرن است. او باید برای نجات بشریت از نابودی کامل تلاش کند، اما این کار در دنیایی پر از نادانی بسیار دشوار است.
سریال کمدی «آشنایی با مادر» داستانی متمرکز بر «تد موزبی» است. او در سال ۲۰۳۰ برای فرزندانش روایت میکند که چگونه با مادرشان آشنا شده است. این داستان، شرح مفصلی از زندگی «تد» در نیویورک به همراه چهار دوست صمیمیاش است: زوج عاشق، «مارشال» و «لیلی»؛ «بارنی» خوشگذران؛ و «رابین» مستقل. هر قسمت از سریال، «تد» را در مسیر پر پیچ و خم یافتن عشق واقعیاش دنبال میکند. او در این راه، روابط مختلفی را تجربه میکند و لحظات کمدی و دراماتیک بسیاری را با دوستانش پشت سر میگذارد.
به پاب «پدیز» در جنوب فیلادلفیا خوش آمدید، جایی که پنج دوست خودخواه، بیاخلاق و کاملاً بیملاحظه به نامهای «مک»، «دنیس»، «دی»، «چارلی» و «فرانک» (پدر دنیس و دی) در حال اداره آن هستند. این گروه که “گنگ” نامیده میشوند، دائماً خود را در موقعیتهای مضحک، غیرقابل باور و اغلب شرمآور مییابند. آنها با نادانی، حرص و آز و عدم درک واقعیت، هر طرحی را خراب کرده و هر شخصی را آزار میدهند، اما به طرز عجیبی، همیشه راهی برای ادامه دادن پیدا میکنند.
سریال «آفیس» زندگی روزمرهی کارمندان شعبهی «اسکرانتون» از شرکت فروش کاغذ «داندر میفلین» را به تصویر میکشد. محور اصلی این کمدی موقعیت، «مایکل اسکات»، مدیر منطقهای خودشیفته، جاهطلب و در عین حال نالایق است که مدام با رفتارها و تصمیمات عجیب و غریب خود، محیط کار را به هرج و مرج میکشد. دوربین مستندگونهی این سریال، تعاملات عجیب و غریب، روابط دوستانه و رقابتهای بین کارمندان را ثبت میکند
زمانی که کریس برای کریسمس به محل زندگی کودکی اش برمیگردد، به طرز اتفاقی با عشق دوران دبیرستانش یعنی جیمی که در آن زمان بهترین دوستش هم بود برخورد میکند، همان جیمی ای که با ردکردن کریس و خواستن فقط « دوستی معمولی » با او باعث شد که کریس به شخصی که به طرز وحشتناکی بی بند و بار است تبدیل شود. اما با دیدن مجدد جیمی کریس میفهمد که شانسی دوباره دارد تا بعد از سالها روابطش با جیمی را بیش از دوستی معمولی ببرد...
این فیلم داستان دو شریک کاری و دوست صمیمی، «جان» و «جرمی» را روایت میکند که فلسفه زندگیشان بر پایه شرکت در مراسم عروسی افراد غریبه و استفاده از فضای شاد و عاشقانه آن برای فریب زنان است. آنها در این هنر به قدری تبحر دارند که قوانین نانوشتهای برای خود وضع کردهاند. با این حال، روال موفقیتآمیز آنها هنگامی تغییر میکند که در مهمترین عروسی سال که به یک خانواده قدرتمند تعلق دارد، حضور پیدا میکنند.
«دیو اسپریتس» (کیج) مجری برنامه های هواشناسی یکی از شبکه های پر بیننده ی تلویزیونی شیکاگو است. زندگی او از لحاظ حرفه ای، کم و کسر ندارد. اما از لحاظ خصوصی پر از مشکل و دردسر است...
«کازانوا» مرد زن بازی است که بعد از آشنایی با یک زن معمولی ونیزی، تلاش می کند به معنای واقعی عشق پی ببرد...