جان آرباکل یک حیوان خانگی دوم می خرد، سگی به نام اودی. با این حال، اودی ربوده می شود و گربه جان، گارفیلد، باید سگ را پیدا کند و نجات دهد.
کمدی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1108 عنوان
«دن مورفین» که مدیر یک مجله ورزشی پرتیراژ است ناگهان مطلع می شود مجله از سوی کمپانی «تدی کی» که یک غول رسانه ای است خریداری شده است. کارتر که جوان ۲۶ ساله و تازه بدوران رسیده ای است از سوی کمپانی بعنوان مدیر جدید مجله انتخاب می شود. اما کارتر دن را اخراج نمی کند زیرا به تجربیات او نیازمند است بنابراین دن را بعنوان دستیارش انتخاب می کند و دن نیز بخاطر شرایط بد مالی اش اجباراً این شغل را می پذیرد. کارتر که مدتی است همسرش او را ترک کرده و قصد طلاق دارد احساس تنهایی می کند و بنابراین دن یک شب او را به خانه اش دعوت می کند. کارتر پس از آشنایی با خانواده دن به «الکس»، دختر او علاقمند می شود. حالا دن بیش از گذشته عصبانی است چرا که علاوه بر شغل اش، دخترش را هم از دست رفته می بیند...
فیلم درمورد یک جوان خوش چهره بریتانیایی بنام «الفی» است که راننده لیموزین می باشد و در زندگی اش با زن های بسیاری رابطه دارد، که بیشتر آن ها از مشتریانش هستند. او یک زندگی رویایی را تجربه می کند، تا اینکه...
جین و راکسی رایان دوقلوهای نوجوان لانگ آیلند هستند که وقتی در یک روز مدرسه به منهتن میروند، درگیر ماجراجوییهای متعددی میشوند.
یک تنیسور حرفه ای جاه طلبی خود را از دست داده و به رتبه 119 سقوط کرده است. خوشبختانه او با یک بازیکن جوان در پیست زنان آشنا می شود که به او کمک می کند تمرکز خود را برای ویمبلدون دوباره به دست آورد.
برای نجات مزرعهشان، حیوانات ساکن در مزرعه به دنبال یک یاغی بدنام میروند تا جایزه بگیرند.
دختر دانشجویی بنام پگی مورگان در دانشگاه با یک دانشجوی دانمارکی انتقالی بنام ادوارد آشنا می شود، و این دو با هم رابطه را آغاز می کنند..
چند دختر دبیرستانی توسط یک سازمان مخفی دولتی آموزش می بینند تا تبدیل به گروه جدید دفاع ملی شوند ...
راجع به مردی است که در ماه عسل متوجه می شود که زنش با یک مربی غواصی رابطه دارد او نمی تواند این را تحمل کند برای همین ماه عسل را فراموش می کند و به محل زندگی خود بر می گردد در این بین او پالی دوست دوران بچگی خود را ملاقات می کند...
باند Mystery Inc. باید Coolsville را از حمله هیولاهای گذشته خود نجات دهد که توسط یک شخصیت شیطانی نقابدار در تلاش برای از بین بردن باند زنده شده است.
گری جانستون بازیگر محبوب توسط سازمان مبارزه با تروریسم استخدام می شود. همانطور که جهان در اطراف او شروع به فروپاشی می کند، او باید با تروریست ها مبارزه کند.
باب اسفنجی شلوار مکعبی به همراه بهترین رفیقش پاتریک، شهر بیکنی باتم را ترک می کند تا به دنبال تاج گمشده شاه نپتون بگردد و آن را به شهر باز گرداند...
«هارولد لی»، یک کارمند بانکی کوشا اما خجالتی، و «کومار پاتل»، دانشجوی پزشکی با استعدادی که وقتش را هدر میدهد، دو دوست صمیمی هستند که در یک شب جمعه، پس از تماشای تبلیغی از «قلعه سفید» (یک رستوران فستفود)، هوس خوردن همبرگر به سرشان میزند. این تصمیم ساده، به یک سفر حماسی و پر از ماجراهای دیوانهوار تبدیل میشود.
بخشی از زندگی کمی سورئال یک خانواده روستایی.
«مایلز»، یک نویسنده شکستخورده و معلم انگلیسی، که در آستانه میانسالی قرار دارد، تصمیم میگیرد برای آخرین ماجراجویی قبل از ازدواج دوست صمیمیاش، «جک»، او را به سفری برای چشیدن شراب در دره «سانتا ینز» کالیفرنیا ببرد. «مایلز» با وسواس در مورد شراب و ناامیدی از زندگیاش، و «جک» با روحیهای هرزه و خوشگذران، در این سفر با زنانی آشنا میشوند که مسیر زندگیشان را تغییر میدهد.
سام دختر ۱۶ ساله ای است که پدرش مرده و او بهمراه مادرخوانده و دو دخترش زندگی می کند. مادرخوانده سام زن بدجنس و بی رحمی است و او را مجبور کرده که در اتاق زیر شیروانی زندگی کند. او که دختر تنهایی است، به سراغ اینترنت رفته و شروع به چت کردن می کند. سام قرار ملاقاتی با بهترین دوست اینترنتی اش که تاکنون او را ندیده می گذارد و آنها تصمیم می گیرند در مجلس رقص هالووین همدیگر را ملاقات کنند...
«ترمینال» داستانی دلنشین و در عین حال چالشبرانگیز از «ویکتور ناوورسکی» است که پس از ورود به فرودگاه «جان اف کندی» در «نیویورک»، خود را در یک وضعیت غیرمنتظره مییابد. کودتایی در کشورش، او را بدون تابعیت و بدون امکان ورود یا خروج، در میانهی سالن یک ترمینال بزرگ زندانی میکند. او حالا باید زندگی روزمره خود را در این فضای غیرمعمول و عمومی بگذراند.
«جنا رینک»، یک دختر سیزده ساله معمولی است که از وضعیت نامطلوب اجتماعیاش در مدرسه ناراضی است و آرزو دارد هرچه زودتر بزرگ شود تا زندگی ایدهآل و مورد علاقهاش را داشته باشد. در شب تولد سیزده سالگیاش، پس از یک اتفاق ناخوشایند، او آرزو میکند که سی ساله شود. صبح روز بعد، «جنا» به طور معجزهآسایی در سال 2004 بیدار میشود و متوجه میشود که واقعاً به یک زن سی ساله موفق و محبوب تبدیل شده است.
«اسکار»، یک ماهی کوچک و حقیر در اعماق دریا، رؤیای زندگی در صدر اقیانوس و رسیدن به شهرت را در سر دارد. او با یک دروغ بزرگ درباره کشتن یک کوسه، ناگهان به قهرمانی در جامعه زیر آب تبدیل میشود. «اسکار» که حالا در مرکز توجه است، مجبور میشود برای حفظ این شهرت دروغین، با کوسهای گیاهخوار به نام «لنی» که خود از خانوادهاش طرد شده، دوست شود.
زندگی «شان»، مردی معمولی و بیبرنامه، در اوج روزمرگی و ناکامی است: شغلی کسلکننده، رابطهای رو به زوال با «لیز» و بهترین دوستی بیمبالات به نام «اد». اما یک روز عادی، لندن با هجوم ناگهانی زامبیها به هرج و مرج کشیده میشود! حالا «شان»، این قهرمان ناخواسته، باید با تمام وجود برای نجات خود، «لیز»، مادرش و چند بازمانده دیگر تلاش کند و ثابت کند که حتی یک مرد معمولی هم میتواند در برابر یک آخرالزمان زامبی، قهرمان باشد.
«اسکات توماس»، فارغالتحصیل دبیرستان، پس از اینکه دوستدخترش او را به خاطر یک نوازنده راک ترک میکند، تصمیم میگیرد به دنبال عشق واقعیاش، «میکا» (دوست مکاتبهای آلمانیاش که فکر میکند یک پسر است) به اروپا سفر کند. او به همراه دوستانش «کوپر»، «جنی» و «جیمی» عازم یک ماجراجویی بیپروا و پر از هرج و مرج در سراسر قاره اروپا میشوند. این سفر آنها را از لندن و پاریس گرفته تا آمستردام و برلین میبرد و در هر شهر با موقعیتهای کمدی، فرهنگهای عجیب و غریب و شخصیتهای غیرمنتظره روبرو میشوند.
«ناپلئون دینامیت»، نوجوانی خجالتی، دست و پا چلفتی و عجیب و غریب است که با برادر بزرگتر بیکار و مادربزرگش در یک شهر کوچک در آیداهو زندگی میکند. زندگی روزمرهی او شامل کارهایی مثل کشیدن نقاشی از موجودات خیالی و مراقبت از لاما میشود. زمانی که عموی او برای مراقبت از آنها به خانه میآید، «ناپلئون» تصمیم میگیرد به دوست جدیدش، «پدرو»، کمک کند تا در انتخابات ریاست جمهوری مدرسه پیروز شود.
«کیدی هرون»، شانزدهساله، که تمام عمر خود را در آفریقا با پدر و مادر جانورشناسش زندگی کرده، ناگهان وارد دنیای جدید و پیچیدهی دبیرستان در حومهی شیکاگو میشود. او که با قوانین جنگلهای وحشی آشناست، به زودی متوجه میشود که دنیای دبیرستان، به خصوص قلمرو «پلاستیکها» به رهبری «رجینا جرج» محبوب و بیرحم، تفاوت چندانی با آن ندارد.