رئیس پلیس «مت لی وایتلک» باید یک پرونده پیچیده آدمکشی را حل کند، در حالی که احتمال می رود به زودی خودش بعنوان مظنون شناخته شود...
جنایی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
664 عنوان
یک سلطان مواد مخدر زندانی به هر کسی که بتواند او را از بازداشت پلیس خارج کند، جایزه نقدی هنگفتی ارائه میکند و تنها تیم ویژه L.A.P.D میتواند از آن جلوگیری کند.
روایت بیداری «عروس»، قاتل حرفهای سابق، از کمای چهارسالهای است که پس از خیانتی وحشیانه و مرگبار توسط همکاران قدیمیاش، او را به آستانه مرگ رسانده بود. حالا با عزمی راسخ برای انتقام، او سفری خونین را آغاز میکند و یکی یکی به سراغ اعضای گروه آدمکشها میرود، در حالی که مهارتهای رزمی استثنایی و سلاحهای مرگبارش را در درگیریهای شدید و تعقیبهای پرتنش به کار میگیرد.
«اریک» (دویلن) و «الکس» (فراست) دو دوست صمیمی، در دبیرستان خوش نامی در حومه ی پورتلند مشغول به تحصیل اند. این دو نوجوان، مسحور شمایل نگاری های آلمان نازی هستند، از ویدوگیم های خشن لذت می برند و خیلی خونسردانه نقشه می کشند که چطور حمله ای غافل گیرانه به مدرسه انجام دهند...
«والر» (نیکلاس کیج) یک جاعل و کلاهبردار بزرگ و ماهر اما به شدت وسواسی و روان پریش است. والر برای اینکه مشکلات روحی روانی اش بر روی حرفه اش تاثیر نگذارد به اجبار تحت مداوای دکتر کلین قرار می گیرد. دکتر کلین برای مداوای او تصمیم می گیرد وی را با دختر 15 ساله اش «آنجلا» که والر تاکنون او را ندیده و از وجودش نیز خبری ندارد مواجه کند. 14 سال پیش، در همان بدو ازدواج، همسر باردار والر او را ترک کرده و بنابراین والر هرگز موفق به دیدن دخترش نشده است. حال آنجلا برای یک تعطیلات کوتاه نزد پدرش می آید. بازگشت او والر را در موقعیت تازه و دشواری قرار می دهد.
یک رانشگر جوان که روی بارج رودخانه کار می کند کارفرمایانش را مختل می کند . زندگی می کند در حالی که این واقعیت را پنهان می کند که او بیش از آنچه که اعتراف می کند در مورد زن مرده ای که در رودخانه پیدا شده می داند.
"درازیو وارلا" پزشک برزیلی، پیشگیری از ایدز را در بزرگترین زندان برزیل، جایی که جمعیت آن به دو برابر ظرفیت چهار هزار تایی آن رسیده اند آغاز می کند. دکتر تجارب و داستانهایی غم انگیز از جرایمی که مجرمان را به زندان انداخته می شنود. درست زمانی که او فکر می کند میتواند با برگزاری یک مسابقه فوتبال زندانیان را آرام کند، شورشی بزرگ در می گیرد و...
کتی (جنیفر کانلی) که به تازگی از اعتیاد رها شده در خانه ای کوچک در نزدیک ساحل در شمال کالیفرنیا زندگی می کند؛ او که به خاطر جدایی از همسرش دچار افسردگی ست و به اتفاقات اطرافش بی توجه، به اخطاریه هایی که برای مالیات عقب افتاده اش دریافت می کند هیچ اعتنایی ندارد و تنها زمانی متوجه موقعیت خود می شود که ماموران برای تخلیه خانه و به حراج گذاشتنش به زور به خانه اش می آیند.
مأموران مکزیکی از توطئه ی ژنرال مارکز، یکی از نظامیان فاسد و باریلو، سر دسته ی بی رحم قاچاقچیان مواد مخدر، برای سوء قصد به جان رئیس جمهور مکزیک با خبر شده اند. حالا از نوازنده ی دوره گرد، ال ماریاچی کمک خواسته می شود تا دوباره با جعبه ی گیتار معروفش وارد عمل شود.
«مت مورداک»، وکیلی موفق است که در دوران کودکی طی یک حادثه مواد شیمیایی، بینایی خود را از دست میدهد اما حواس دیگرش به شکلی خارقالعاده تقویت میشوند. او از این حواس فوقالعاده برای مبارزه با جنایت در محله فاسد «هلز کیچن» نیویورک استفاده میکند و شبها با لباس مبدل «دردویل» به جنگ با تبهکاران میرود. «مت» در این مسیر با «الکترا ناچیوس»، زن مرموز و استاد هنرهای رزمی آشنا میشود و با او وارد رابطهای پیچیده میگردد. او همچنین باید با «کینگپین»، سردسته قدرتمند جنایتکاران، و آدمکش بیرحمش «بولزآی» که مسئول مرگ پدرش است، مقابله کند.
داستان زندگی «آیلین وورنوس» ، فاحشه ای که پس از سپری کردن ماجراهایی، به یک قاتل سریالی تبدیل می شود...
این فیلم ماجرای تیمی از سارقان نخبه است که تحت رهبری «چارلی کروکر»، یک سرقت استادانه الماس را در ایتالیا به سرانجام میرسانند. اما جشن پیروزی آنها دیری نمیپاید؛ یکی از اعضای تیم با خیانت، همه چیز را میرباید. این آغاز مأموریت جدید آنهاست؛ عملیاتی پیچیده و پرخطر در لسآنجلس
به دنیای خشن و پیچیده «بالتیمور» در سریال «وایر» قدم بگذارید؛ جایی که مبارزه با مواد مخدر، محوریت یک داستان گسترده را تشکیل میدهد. در این آغاز، تیمی از کارآگاهان پلیس به دنبال کشف و انهدام یک شبکه قدرتمند توزیع مواد هستند، در حالی که در سمت دیگر، رهبران و اعضای باندهای تبهکار نیز در تلاش برای حفظ قلمرو و گسترش نفوذ خود هستند
وقتی که تحقیقات یک مامور پلیس در مورد یک قتل به بنبست می رسد، یک افسر پلیس مخفی برای حل پرونده به کمک او می آید...
یک فروشنده مواد مخدر، یکی از مشتریان خود را به مردی که آزمایشگاه متابولیک را اداره می کند، یک «عجیب سرعت» معرفی می کند. یک ماجراجویی دیوانه وار سه روزه رخ می دهد.
به طور کامل پرداخت می شود مرد جوانی از هارلم که مجبور به کنار آمدن با صحنه مواد مخدر در دهه 1980 است، یک امپراتوری غیرقانونی می سازد، اما برای اینکه دچار بحران وجدان شود...
«رایو» (شین)، مردی جوان که کر و لال به دنیا آمده، برای تهیه ی پول عمل جراحی خواهرش، باید سخت در کارخانه کار کند. خواهرش (لیم) هر چه زودتر به یک کلیه - نیاز دارد و «رایو» رفته رفته نومید می شود چون تا به این جا هیچ اهدا کننده ای پا پیش نگذاشته است. «رایو» برای نجات جان خواهرش حاضر به انجام هر کاری است...
دختری شانزده ساله به نام «لیلیا» (آکینشینا) در فقر و تنگدستی در استونی زندگی می کند. تا این که با «آندره یی» (پونوماریوف) آشنا می شود که به «لیلیا» می گوید اگر هم راه یک دیگر به سوئد بروند، زندگی بهتر و راحت تری نصیبش خواهد شد...
«ویل گراهام» (با بازی ادوارد نورتون)، مأمور بازنشسته افبیآی که مهارت بینظیری در درک ذهن قاتلین دارد، برای حل پرونده یک قاتل سریالی بیرحم به نام «پری دندان» (با بازی رالف فاینز) فراخوانده میشود. برای موفقیت در این پرونده، او مجبور میشود به سراغ دشمن قدیمی و استاد سابق خود، دکتر «هانیبال لکتر» (با بازی آنتونی هاپکینز)، روانپزشک و آدمخوار باهوش، برود که در زندان به سر میبرد.
«اوکوی» یک دکتر خوش قلب نیجریایی، و «سنای» خدمتکار ترک، هردو در هتلی در لندن مشغول به کار هستند. معاملات مواد مخدر، و انواع خلاف در این هتل صورت می گیرد، اما زمانی که اوکوی یک قلب انسان را در یکی از توالت های هتل می یابد، متوجه میشود که چیزی فراتر از جرایم رایج در این هتل جریان دارد...
استوارت شپارد، یک دلال تبلیغاتی خودخواه و بیاخلاق، در خیابانی شلوغ در شهر نیویورک، برای انجام یک تماس خصوصی به یک باجه تلفن عمومی میرود. درست زمانی که او قصد دارد با معشوقهاش تماس بگیرد، تلفن زنگ میخورد و با کنجکاوی جواب میدهد. اما از آن سوی خط، صدایی مرموز به او هشدار میدهد که اگر گوشی را قطع کند یا از باجه خارج شود، کشته خواهد شد. استوارت در دام یک تکتیرانداز روانی گرفتار میشود که تمام حرکات او را زیر نظر دارد و تهدید میکند که او را در مقابل دیدگان همه به قتل میرساند.
«مگ آلتمن» (با بازی «جودی فاستر») به همراه دختر نوجوانش، «سارا» (با بازی «کریستن استوارت»)، به خانهای بزرگ در نیویورک نقل مکان میکنند که مجهز به یک «اتاق امن» امن و نفوذناپذیر است. در اولین شب اقامتشان، اتفاق غیرمنتظرهای میافتد و مگ و سارا مجبور میشوند برای محافظت از خود، به سرعت وارد این اتاق مخفی شوند.
«شهر خدا» داستان زندگی دو پسر جوان را در فاولای خشونتبار «شهر خدا» در ریو دو ژانیرو، برزیل، طی دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ روایت میکند. «روکت» رویای عکاس شدن و فرار از فقر و خشونت محله را در سر دارد، در حالی که «دیسل» به تدریج وارد دنیای جرم و جنایت و قاچاق مواد مخدر میشود و به یکی از قدرتمندترین و بیرحمترین گانگسترهای محله تبدیل میشود.
پل ویتی اواخر دوران محکومیت خود را در زندان می گذارند . ماموران اف.بی.آی او را زیر نظر دارند و متوجه می شوند او که روزی خطرناک ترین گانگستر نیویورک بوده اکنون وضعیت روانی عجیبی دارد. اداره اف.بی.آی تصمیم می گیرد با دکتر سوبول مشورت کند. از سوی دیگر سوبول نیز خودش مشکلاتی دارد. پدرش بتازگی فوت کرده و این مسئله او را دچار یک بحران هویت نموده که هم در زندگی شخصی و هم حرفه ای اش تاثیر گذاشته است. بعلاوه او می داند همسرش لورا از اینکه بن دوباره پل را وارد زندگیشان کند بسیار خشمگین خواهد شد. در ادامه پل بطور مشروط آزاد شده و با مسئولیت بن تحت مداوا قرار می گیرد و بنابراین بن مجبور است او را به خانه اش ببرد.