«بتمن»، یک فیلم ابرقهرمانی گوتیک، داستان «بروس وین» (با بازی «مایکل کیتون»)، میلیاردر مرموز گاتهام را روایت میکند که شبها در نقش «بتمن»، عدالت را در خیابانهای پر از جرم این شهر برقرار میکند. شروع فیلم با معرفی گاتهام به عنوان شهری غرق در فساد و ترس آغاز میشود که تنها امیدش به ظهور یک قهرمان ناشناس است. «بتمن» با استفاده از فناوری پیشرفته و مهارتهای رزمی خود، در تلاش برای مبارزه با جنایتکاران است. حضور یک شخصیت شرور به نام «جوکر» (با بازی «جک نیکلسون») که تهدیدی جدی برای شهر به شمار میرود، اوضاع را پیچیدهتر میکند
جنایی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
664 عنوان
«تونی مونتانا»، مهاجری اهل کوبا، پس از ورود به میامی، در جستوجوی قدرت و ثروت وارد دنیای زیرزمینی خلافکاران میشود. او با جاهطلبی و بیرحمی، پلههای موفقیت را در امپراتوری مواد مخدر طی میکند و جایگاه خود را در میان قدرتمندان شهر تثبیت میسازد.
«تراویس بیکل»، کهنهسرباز جنگ ویتنام، به دلیل بیخوابی، شبها به عنوان راننده تاکسی در نیویورک کار میکند. او در طول گشتوگذارهایش با فساد و تباهی جامعه مواجه میشود و این مشاهدات، او را نسبت به اطرافش بدبین و خشمگین میکند. «تراویس» به تدریج احساس انزوا و بیگانگی بیشتری پیدا کرده و به این نتیجه میرسد که باید برای پاکسازی شهر دست به اقدام بزند.
«سانی وورزیک» و دوستش «سال ناتالی»، در یک بعدازظهر گرم در بروکلین، تصمیم به سرقت از یک بانک میگیرند. اما چیزی طبق برنامه پیش نمیرود و به سرعت وضعیت از کنترل خارج میشود. نیروهای پلیس، بانک را محاصره میکنند و این سرقت ناموفق به یک موقعیت گروگانگیری تبدیل میشود. با حضور گسترده رسانهها و جمعیت کنجکاو، «سانی» در مرکز توجه عمومی قرار میگیرد و مجبور میشود در یک فضای پر تنش با پلیس مذاکره کند. فیلم به نمایش وقایعی میپردازد که در طول این بعدازظهر عجیب رخ میدهد، جایی که یک دزدی ساده به یک رویداد بزرگ و غیرقابل پیشبینی تبدیل میشود.
این فیلم داستان دو روایت موازی را دنبال میکند: اول، ظهور «ویتو کورلئونه» از مهاجری فقیر به یکی از قدرتمندترین روسای مافیا در اوایل قرن بیستم. دوم، تلاشهای پسرش «مایکل کورلئونه» برای گسترش امپراتوری خانواده و حفظ قدرت در دهه ۱۹۵۰، در حالی که با چالشهای درونی و خیانتهای خانوادگی دست و پنجه نرم میکند.
این فیلم داستان «ویتو کورلئونه»، رهبر یک خانواده مافیایی قدرتمند است که قصد دارد امپراتوری جنایی خود را به پسرش «مایکل کورلئونه» بسپارد. «مایکل» که در ابتدا از این دنیا فاصله گرفته، به تدریج درگیر مسئولیتهای خانوادگی و چالشهای قدرت میشود.
در آیندهای پادآرمانشهری، «الکس دلارج»، رهبر یک گروه اوباش جوان است که شبها به خشونت و تخریب میپردازند و روزها در یک دنیای بیتفاوت غرق در موسیقی کلاسیک هستند. پس از اینکه «الکس» به دست دوستانش به پلیس لو میرود و دستگیر میشود، تحت یک برنامه آزمایشی بحثبرانگیز دولتی قرار میگیرد ....
«بوچ کسیدی» و «ساندنس کید»، دو رهبر باهوش و کاریزماتیک یک گروه خلافکار در غرب وحشی هستند که تخصصشان سرقت از قطار و بانک است. پس از یک رشته سرقتهای موفق، تحت تعقیب بیوقفه قانون قرار میگیرند و متوجه میشوند که دیگر راه فراری در آمریکا ندارند. آنها تصمیم میگیرند به همراه «اتا پلیس»، معشوقه «ساندنس»، به بولیوی فرار کنند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند، اما میفهمند که حتی در آنجا نیز نمیتوانند از گذشتهشان فرار کنند.
دو جوان از باندهای رقیب شهر نیویورک عاشق هم می شوند، اما تنش بین دوستان مربوطه آنها به سمت تراژدی می رود.
داستان بد و منحرف از قتل، آدم ربایی و فساد پلیس در یک شهر مرزی مکزیک.
در گرمای طاقتفرسای تابستان نیویورک، دوازده عضو هیئت منصفه باید درباره سرنوشت نوجوانی از محلههای فقیرنشین تصمیم بگیرند که متهم به قتل پدرش است. در ابتدا، به نظر میرسد همه به سرعت بر گناهکار بودن متهم اتفاق نظر دارند، اما یکی از اعضا به نام «هیئت منصفه شماره ۸» با رأی مخالف خود، تردیدهایی را مطرح میکند.
«قتل» درباره یک گروه تبهکار است که قصد دارند از یک باجه شرط بندی روی مسابقات اسب سواری دزدی کنند...
مردی روانپریشی سعی میکند به زور یک ستاره تنیس را متقاعد کند که با نظریهاش موافقت کند که دو غریبه میتوانند با تسلیم شدن به نقشهاش برای کشتن منفورترین فرد دیگر، از قتل فرار کنند.
کارآگاه خصوصی فیلیپ مارلو توسط یک خانواده ثروتمند استخدام می شود. قبل از اینکه پرونده پیچیده به پایان برسد، او قتل، باج گیری و آنچه ممکن است عشق باشد را دیده است.
« والتر نف » ( مك موراى ) زخمى وارد دفتر كارش مىیشود و خطاب به دستگاه ضبط صدا ماجراى خود را تعریف میكند: این كه چطور به عنوان مأمور بیمه به خانه ى آقاى « دیتریكس » رفت و به خانم خانه، « فیلیس » ( استانویك ) دل باخت، طورى كه قبول كرد در نقشه ى قتل شوهر ثروتمندش و تصاحب حق بیمه با او همدستى كند...
داستان در مورد یک کارآگاه است که با پیگیری یک جرم به پرونده جرم سه نفر دیگر نیز میرسد که هر کدام داستان خود را دارند...