یک دانشجو که بتازگی ترک تحصیل کرده است شغلی بعنوان یک دلال بدست میاورد و این شغل خیلی سریع او را در مسیر موفقیت قرار می دهد، اما کار او به اندازه ای که بنظر می رسد قانونی نیست...
جنایی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
664 عنوان
بازرس امیلن و راننده تاکسی اش، دانیل، دوباره بازگشته اند، تا گروهی از یاکوزاهای ژاپنی را دنبال کنند.
یک محکوم سابق پس از اینکه هویت هم سلولی مرده خود را برای ملاقات با دوست دختر طرف مقابل به دست می آورد، خود را به عنوان یک شرکت کننده بی میل در دزدی کازینو می بیند.
سه مرد بیکار به دنبال پاسخی برای همه مشکلات مالی خود هستند - اما وقتی فرصت آنها فرا رسید، آیا آنها می دانند که با آن چه کنند؟
یک مجری اوباش لاس وگاس برای تحقیق در مورد مرگ مرموز برادرش به زادگاهش سفر می کند.
«رابین» (لوییس) پذیرفته است که جنین یک زوج ثروتمند را در رحم خود بپرورد. اما دو تبهکار خرده پا به نام های «پارکر» (فیلیپ) و «لانگباف» (دل تورو)، «رابین» را می ربایند. این دو مطمئن هستند که زوج ثروتمند حتما باج قابل توجهی را برای بازپس گرفتن مادر و جنین خواهند پرداخت...
یک ماور سابق پلیس ( جت لی ) بخاطر اینکه به پدرش که یک تبهکار چینی بوده و نیز برادر کوچکترش اجازه داده که به سان فرانسیسکو فرار کنند به زندان می رود . پس از مدتی برادرش توسط یک گروه مافیایی به رهبری دلروی لیندو کشته می شود . لی از زندان می گریزد و به آمریکا می رود تا قاتل برادرش را یافته و از او انتقام بگیرد...
یک مامور ویژه FBI ( مارتین لارنس ) خود را به جای پیرزنی چاق جا می زند تا بتواند بطور نا محسوس از یک شاهد و پسرش مواظبت کند...
«جان شفت» (جکسن)، برادر زاده ی همان کارآگاه خصوصی مشهور (راندتری)، یکی از کارآگاهان خبره ی پلیس است که با هم کارش، «کامرون واسکز» (ویلیامز)، مأمور رسیدگی به پرونده ی قتل دانشجویی سیاه پوست می شود. در جریان پی گیری طولانی این پرونده، «شفت» به صرافت می افتد که از خدمت در نیروی پلیس کناره گیری و یک آژانس کارآگاهی باز کند...
«سلما» ، زنی مهاجر است که از همسرش جدا شده، و یک پسر دارد که در کارخانه ای در یکی از مناطق روستایی امریکا کار می کند, او رفته رفته بینایی اش را از دست می دهد. تنها عاملی که او را از شر مصایب زندگی رهایی می بخشد، علاقه ی شدیدی است که به موسیقی دارد...
جان که پسر یک مامور آتش نشانی بوده و پدرش ۳۰ سال پیش در یک حریق کشته شده موفق می شود بطور اتفاقی روی فرکانس یک رادیوی کهنه صدای پدر خود را بشنود . در واقع یک پدیده جوی که در یک روز بخصوص هم در سال ۱۹۶۹ و هم سی سال بعد در همان روز خاص رخ داده است ، این امکان را از نظر علمی فراهم آورده که دو انسان در دو زمان متفاوت با هم تماس برقرار کنند .
این فیلم داستانهای چندگانه و مرتبط با یکدیگر را روایت میکند که همگی حول محور تجارت مواد مخدر میچرخند. «رابرت ویکفیلد»، یک قاضی که به تازگی به سمت مسئول کنترل مواد مخدر منصوب شده، با کشف اعتیاد دختر نوجوانش به مواد مخدر، با چالشهای اخلاقی روبرو میشود. در همین حال، دو مأمور مبارزه با مواد مخدر در مکزیک با کارتلهای مواد مخدر مبارزه میکنند و همسر یک قاچاقچی بزرگ، پس از دستگیری همسرش، تلاش میکند تا تجارت او را ادامه دهد.
«رندال “مِمفیس” رینز» (با بازی نیکلاس کیج)، یک سارق خودروی بازنشسته و افسانهای، مجبور میشود برای نجات جان برادرش، «کیپ»، به دنیای جرم و جنایت بازگردد. او باید در کمتر از ۷۲ ساعت، ۵۰ خودروی لوکس را برای یک گانگستر خطرناک به نام «ریموند کالیتری» سرقت کند. «ممفیس» با جمع کردن تیم قدیمی و جدیدش، از جمله شریک سابقش «سارا “سواگ” وِیلند» (با بازی آنجلینا جولی)، در یک مسابقه با زمان برای انجام این کار غیرممکن قرار میگیرد.
یک مامور FBI یک مددکار اجتماعی را تشویق میکند تا با استفاده از تکنولوژی جدیدی که در آن مهارت دارد، وارد ذهن یک قاتل سریالی شود و دریابد که او آخرین قربانی اش را در کجا مخفی کرده است...
«گریسی هارت»، یک مامور افبیآی خشن، ناشیانه و نامرتب است که به هیچ وجه به ظاهرش اهمیت نمیدهد. وقتی یک تروریست به نام «شهروند» تهدید میکند که در مسابقهی دوشیزهی آمریکا بمبی را منفجر خواهد کرد، گریسی مجبور میشود تا به عنوان یک شرکتکننده در این مسابقه نفوذ کند. او باید با کمک یک مشاور زیبایی، از یک مامور خشن و بیظرافت به یک ملکه زیبایی تغییر شکل دهد تا بتواند مظنون را پیدا کند و جلوی فاجعه را بگیرد
فیلم «روانی آمریکایی» شما را به قلب «وال استریت» دههی ۸۰ میبرد، جایی که «پاتریک بیتمن»، یک جوان خوشتیپ و موفق، زندگیِ به ظاهر ایدهآلی دارد. او روزهایش را با دوستان ثروتمندش در رستورانهای گرانقیمت، باشگاههای ورزشی مجلل و بحثهای سطحی دربارهی کارت ویزیت و مد میگذراند. اما شبها، او به دنیایی تاریکتر و مخفی قدم میگذارد؛ دنیایی که در آن تمایلات خشونتآمیز و جنونآمیزش آشکار میشود.
«قاپزنی» داستان چند شخصیت مختلف را روایت میکند که ماجراهایشان بهطور غیرمنتظرهای به هم گره میخورد. «ترکیش» و دوستش «تامی» به دنبال برگزاری مسابقه بوکس غیرقانونی هستند، اما ناخواسته پای «میکی» بوکسور خاص و سرسخت را به ماجرا باز میکنند. همزمان در سوی دیگر شهر، یک الماس بسیار باارزش دزدیده میشود؛ «فرانکی چهارانگشتی» الماس را از اروپا به لندن آورده و این شروع یک زنجیره اتفاقات عجیب است.
«تونی سوپرانو»، شخصیت اصلی سریال «سوپرانوها»، مردی است که در ظاهر زندگیای معمولی به عنوان یک پدر خانواده در حومهی شهر نیوجرسی دارد، اما در پشت پرده، او رئیس قدرتمند یک سازمان مافیایی بزرگ است. این دوگانگی در زندگی، فشارهای روانی عظیمی را بر او وارد میکند تا جایی که «تونی» با حملات پانیک و اضطراب دستوپنجه نرم میکند و در نهایت تصمیم میگیرد به صورت پنهانی به تراپیستی به نام «دکتر جنیفر ملفی» مراجعه کند. سریال به کنکاش در درونیات این مرد پیچیده میپردازد و نشان میدهد که چگونه او تلاش میکند بین مسئولیتهایش به عنوان یک همسر و پدر در خانوادهی خود، و وظایف خشونتبار و بیرحمانهاش در دنیای جرم و جنایت تعادل برقرار کند.
در دههی سی میلادی، سرپرست بند محکومان به اعدام در زندانی ایالتی، با زندانیای استثنایی روبهرو میشود؛ مردی عظیمالجثه و کمحرف که به اتهام جنایتی هولناک به مرگ محکوم شده، اما در رفتار و منش او نشانی از خشونت دیده نمیشود. با گذر زمان، اتفاقاتی شگفتانگیز در زندان رخ میدهد که باورهای نگهبانان را به چالش میکشد.
یک کارمند بینام و نشان که از زندگی یکنواخت و پوچ خود خسته شده، با «تایلر دردن»، مردی کاریزماتیک و عصیانگر، آشنا میشود. این دو با هم باشگاهی زیرزمینی راهاندازی میکنند که در آن مردان با مشتزنی خشم و ناامیدی خود را تخلیه میکنند. اما این باشگاه بهتدریج به چیزی فراتر از مشتزنی تبدیل میشود و نقشههایی جسورانه و خطرناک شکل میگیرد.
چهار دوست جوان و فرصتطلب در شرق لندن – «ادی»، «بیکن»، «تام» و «صابون» – با سرمایهی چهار نفرهشان، وارد یک بازی پوکر با ریسک بالا در مقابل «هچت هری»، رئیس جنایتکار بیرحم و صاحب باشگاه، میشوند. «ادی» که قمارباز ماهری است، قرار است پولشان را به چند برابر تبدیل کند، اما بازی به شکلی غیرمنتظره پیش میرود
«جفری لبوفسکی»، مردی بیخیال و بیکار در لسآنجلس است که بیشتر وقت خود را به بازی بولینگ با دوستانش و لذت بردن از یک زندگی ساده میگذراند. زندگی آرام او زمانی دستخوش تغییر میشود که به اشتباه هدف حمله دو آدمکش قرار میگیرد که او را با یک میلیونر همنامش اشتباه گرفتهاند
«دِرِک» جوانی پرخاشگر و کاریزماتیک است که پس از وقوع یک حادثه تلخ، به دنیای جرم و نژادپرستی قدم میگذارد. پس از گذراندن محکومیت در زندان، او با گذشته تاریک خود روبرو میشود و تلاش میکند برادر کوچکش «دنی» را از تکرار اشتباهاتش بازدارد.
«جکی براون»، یک مهماندار هواپیمای میانسال است که برای یک قاچاقچی اسلحه به نام «اوردرن» پول جابهجا میکند. زمانی که او توسط پلیس دستگیر میشود و پیشنهاد معاملهای برای همکاری با آنها و لو دادن «اوردرن» دریافت میکند، «جکی» در موقعیتی دشوار قرار میگیرد.