فیلم روایتگر دو داستان مرتبط است. داستان اول درباره «جاستین» (کریستن دانست) است، زنی که در آستانه یک مراسم عروسی مجلل با «مایکل» (الکساندر اسکارگارد) قرار دارد. بعد از جشن، جاستین دچار افسردگی شدیدی میشود و شروع به برداشتهای اشتباه از اتفاقات اطرافش میکند و رابطهای پرتنش با خواهرش آغاز میکند. همزمان، سیارهای به نام «مالاخولیا» به زمین نزدیک میشود و تهدیدی عظیم را به تصویر میکشد. داستان دوم درباره «کلر» (شارلوت گاینزبرگ) خواهر جاستین و همسرش «جان» (کیفر ساترلند) است؛ جان ستارهشناسی که متوجه نزدیک شدن سیاره میشود و باید با این خطر مقابله کند.
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
یک جراح پلاستیک ماهر به نام «رابرت لدگارد» ( آنتونیو باندراس ) که از گذشته ی غمناکش رنج می برد، بعد از اتفاقی تلخ، پوستی ترکیبی می سازد که ...
«لری کراون» (تام هنکس) کارمند وظیفه شناسی است که از احترام زیادی در بین همکارانش برخوردار می باشد. اما در یک روز لری را در دفتر مدیریت می خواهند و در آنجا به او می گویند که علی رغم اینکه او یکی از بهترین کارمندان شرکت است، به دلیل فقدان مدرک دانشگاهی مجبور هستند تا او را بیرون کنند...
در سرمای کشنده آلاسکا، هواپیمای حامل گروهی از کارگران پالایشگاه نفت، از جمله «جان اوتوی»، یک تکتیرانداز با تجربه، سقوط میکند. بازماندگان در میان سرمای یخبندان و طبیعت وحشی و بیرحم قطب شمال، گرفتار میشوند. آنها به سرعت متوجه میشوند که تنها خطر موجود، سرما و گرسنگی نیست، بلکه گلهای از گرگهای وحشی و گرسنه نیز آنها را تعقیب میکنند.
«مایکل بلومکویست»، روزنامهنگار تحقیقی مأموریت مییابد معمای ناپدید شدن «هریت ونگر»، برادرزاده یک صنعتگر ثروتمند را که چهل سال پیش ناپدید شده بود، حل کند. او در این راه، از کمک «لیزبث سالندر»، یک هکر جوان و نابغه اما دارای گذشتهای پیچیده، بهره میبرد. این دو نفر با همکاری یکدیگر، وارد دنیای تاریک و پنهان خانواده «ونگر» میشوند و در حین جستجوی حقیقت، با رازهای هولناک، فساد و جنایات خشن روبرو میشوند که فراتر از تصور آنهاست.
داستان فیلم سه هفته زندگی چند معلم، مدیر و دانش آموز را از زاویه دید یک معلم جانشین به نام هنری بارتز به تصویر می کشد.
«آدام»، یک جوان بیست و هفت ساله، زندگی عادی و آرامی دارد تا اینکه ناگهان با خبری تکاندهنده روبرو میشود: او به سرطان مبتلا شده و شانس زندهماندنش پنجاه-پنجاه است. این تشخیص، دنیای «آدام» را زیر و رو میکند
فشار زیاد قرض و وام پسر جوان را مجبور می کند تا مادر شرورش را بکشد تا بتواند از این راه از پول بیمه عمر او استفاده کند...
زن جوانی که در کودکی شاهد قتل پدر و مادرش در بوگوتا بود، تبدیل به قاتلی سنگ دل می شود.
داستان درمورد پسر بچه غیر عادی هست که مادر او تمام تلاشش را می کند تا به او کمک کند اما تنهایی از عهده ی این کار بر نمی آید برای همین از همسر سابقش میخواهد که به او کمک کند …
در آیندهای نه چندان دور، بوکس انسانی به فراموشی سپرده شده و جای خود را به نبردهای هیجانانگیز و پرفراز و نشیب رباتهای غولپیکر داده است. «چارلی کنتون»، بوکسور سابق که حالا در این دنیای جدید به سختی روزگار میگذراند و با رباتهای دستدومش در مسابقات زیرزمینی شرکت میکند، با بدهیهای زیادی دست و پنجه نرم میکند. زندگی او زمانی پیچیدهتر میشود که پسر ۱۰ سالهاش، «مکس»، ناگهان وارد زندگیاش میشود و او مجبور به سرپرستیاش میشود. این پدر و پسر که سالها از هم دور بودهاند، در ابتدا رابطهای پر چالش دارند. اما یک کشف غیرمنتظره، مسیر زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد
«میکی هالر»، وکیل مدافعی با سبک کاری منحصر به فرد که از صندلی عقب لینکلن کانتیننتال خود به امور موکلینش رسیدگی میکند، پروندهی یک مرد ثروتمند و مشهور را بر عهده میگیرد. این پرونده که در ابتدا ساده به نظر میرسد، به سرعت پیچیدهتر میشود و هالر را وارد هزارتوی فریب، توطئه و خطر میکند. او باید در میان جزئیات پیچیدهی قانونی و تهدیدات پنهان، حقیقت را کشف کند، در حالی که مرز بین بیگناهی و گناهکار بودن در هالهای از ابهام قرار میگیرد.
«اِما» و «دکستر» در شبی که به مناسبت فارغ التحصیلی برپا شده، تمام مدت زمان شب را در کنار یکدیگر سپری می کنند و این شب را به خاطره ای به یاد ماندنی تبدیل می کنند. طبیعی است که بعد از این شب هرکدام از آنها به سمت زندگی خودشان خواهند رفت تا سرنوشت خودشان را تعیین کنند، اما اِما و دکستر تصمیم می گیرند تا هر سال در روز ۱۵ جولای ( روز فارغ التحصیلی ) با یکدیگر قرار بگذارند و …
فیلم «شیوع» داستانی پرکشش و واقعگرایانه از گسترش سریع یک ویروس کشنده در سراسر جهان است. همه چیز از یک مورد ساده شروع میشود و به سرعت به یک همهگیری جهانی تبدیل میگردد که زندگی روزمره انسانها را به طور کامل مختل میکند. در این میان، دانشمندان و محققان برجسته در تلاشند تا منشأ ویروس را بیابند و واکسنی برای مقابله با آن کشف کنند، در حالی که دولتها برای کنترل اوضاع و حفظ نظم اجتماعی با چالشهای بیسابقهای روبرو هستند.
بعد از مدتها جنگ خدایان و تایتان ها، سرانجام خدایان فاتح این جنگ می شوند تا صلح و ثبات را به بشریت باز گردانند. اما شکست تایتان ها به معنای ریشه کنی ظلم و ستیز در جهان نیست چراکه اینبار نوبت به یک شیطان بسیار خشن و ظالم به نام «پادشاه هایپریون» است که با بشریت مبارزه کرده و دنیا را به سمت تاریکی سوق دهد.
«کاپیتان کولتر استیونز» مأموریتی حساس و زمانبندی شده دارد: او باید در ۸ دقیقه پایانی یک قطار که منفجر شده، وارد ذهن یکی از قربانیان شود و تروریستی را پیدا کند که عامل این فاجعه است. این ماموریت نه تنها برای جلوگیری از یک حمله بزرگتر در آینده حیاتی است، بلکه «کولتر» را درگیر یک معمای شخصی درباره وضعیت خودش میکند.
دیوید فیلمنامه نویس جوانی است که بنا به دلائل کاری مجبور می شود تا با همسرش اِمی ، به محله ایی در پایین ترین نقطه شهر نقل مکان کند تا مدتی را در آنجا سپری کنند. اما محله ایی که این زوج به آن قدم می گذارند مملوء از انسانهای ناآرامی است که جنگ و جدل عضوی جدایی ناپذیر از زندگی آنها به حساب می آید. در این وضعیت رابطه دیوید و اِمی به دلیل اختلاف بر سر زندگی در این مکان بالا می گیرد و ...
گنگ این هو پدری است که برای خرج جراحی دخترش به سختی کار می کند. او به مدرسه ای در گوانگجو که مخصوص کودکان با مشکلات شنوایی است فرستاده شده و...
«جوزف» مردی است که گرفتار تندی و خشمی شده است که او را به سمت خود تباهی می کشاند. اما او با دیدن «هانا» دوباره فرصتی برای رسیدن به رستگاری می یابد.
در سال هزار و هشتصد و هشتاد و نه میلادی فریدریش نیچه فیلسوف آلمانی در سفر خود به تورین ایتالیا شاهد شلاق خوردن اسبی می شود، این اتفاق به قدری نیچه را متأثر می سازد که او را بشدت بیمار می کند و...
در سال ۱۸۷۳، یک غریبهی بینام و نشان با دستبندی مرموز به مچش و بدون هیچ خاطرهای، وارد شهر کوچک «آبشینگ» در غرب وحشی میشود. او خیلی زود متوجه میشود که این شهر تحت سلطهی «کلنل دالارید»، یک دامدار قدرتمند، است و اهالی آن از یک تهدید خارجی ناشناخته رنج میبرند. زمانی که موجودات فضایی مهاجم به شهر حمله کرده و انسانها را میربایند، این غریبه به همراه «دالارید» و دیگران، مجبور میشوند برای بقا و مقابله با این دشمن غیرمنتظره متحد شوند.
«بلا سوان» و «ادوارد کالن» بالاخره ازدواج میکنند و برای ماه عسل به جزیرهای دورافتاده سفر میکنند. اما زمانی که بلا متوجه میشود باردار است، شرایط برای آنها به شدت پیچیده میشود. این بارداری غیرعادی تهدیدی برای زندگی بلا و همچنین برای صلح شکننده میان خونآشامها و گرگینههاست.
سال ۱۹۲۱ انگلستان، پس از غم و اندوه کشته شدن بساری از مردم در حنگ جهانی اول دو زن برای دیدن روح یک دختر کوچک به مدرسه شبانه روزی میروند و در آنجا …
یک پسر فقیر به طور عجیبی در خانواده ای پولدار به عنوان پسر خوانده پذیرفته می شود و به شدت عاشق خواهر خوانده خود می شود تا اینکه...