«رایان بینگهام» مردیست که تمام زندگیاش را در هواپیماها و اتاقهای هتل میگذراند. او شغلش را با مهارت و بیتفاوتی خاصی انجام میدهد و بر این باور است که سبک زندگی بدون دلبستگی، آزادی حقیقی را به ارمغان میآورد. «رایان» هیچ خانهای ندارد، هیچ رابطهی پایداری را نمیپذیرد و هدفش رسیدن به بالاترین حد امتیاز پرواز است. اما زمانی که یک همکار جوان و پرشور به نام «ناتالی» وارد صحنه میشود و سیستم کاری او را به چالش میکشد، و همزمان با «الکس»، زنی با تفکری مشابه، برخورد میکند، دنیای محافظتشدهی «رایان» به هم میریزد.
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
«مایک او دانل»، مردی میانسال و ناراضی از زندگی، که احساس میکند فرصتهای زیادی را در زندگیاش از دست داده، آرزو میکند که کاش میتوانست به ۱۷ سالگی بازگردد. به طور معجزهآسایی، آرزویش برآورده میشود و او دوباره به ظاهر ۱۷ ساله خود برمیگردد و به عنوان همکلاسی فرزندانش در دبیرستان ثبتنام میکند. «مایک» فرصت مییابد تا اشتباهات گذشته را جبران کند، به فرزندانش کمک کند و شاید زندگی خود را به سمتی بهتر هدایت کند.
«کلاید شلتون»، مردی خانوادهدوست، شاهد قتل بیرحمانهی همسر و دخترش توسط دو مجرم است. اما به دلیل ضعف سیستم قضایی و تبانی دادستان «نیک رایس»، یکی از قاتلان آزاد میشود و دیگری تنها به مجازاتی سبک محکوم میگردد. ده سال بعد، «کلاید» که از این بیعدالتی به ستوه آمده، نقشهای بینظیر برای گرفتن انتقام از تمام کسانی که در این سیستم فاسد دست داشتند، اجرا میکند.
«تامی» (جیک جیلنهال) به جرم سرقت مسلحانه در زندان است. بعد از آزادی متوجه میشود که برادرش در جنگ افغانستان کشته شده. او سعی میکند از همسر و بچه های برادرش مراقبت کند تا اینکه …
«نقطه کور» برگرفته از داستانی واقعی و الهامبخش، سرگذشت «مایکل اور»، نوجوانی بیخانمان و سیاهپوست را روایت میکند که زندگیاش دستخوش تحولی عظیم میشود. «مایکل»، با وجود جثه بزرگ و ظاهر خشنش، قلبی مهربان دارد اما در محیطی نامساعد بزرگ شده و هیچ سرپناه و خانوادهای ندارد. «لی آن توهی»، زن ثروتمند و با ارادهای از اهالی ممفیس، او را در شبی سرد و بارانی میبیند و تصمیم میگیرد به او کمک کند...
در سال ۱۹۸۵ و در گیرودار جنگ سرد، در دنیایی که ابرقهرمانان، ابتدا محبوبیت داشتند و سپس توسط قانون کنار گذاشته شدند، قتل بیرحمانه «کمدین»، یکی از اعضای سابق و شناختهشدهی تیم «واچمن»، زنگ خطری جدی را به صدا در میآورد. این اتفاق، «رورشا»، تنها ابرقهرمان قانونشکن و نقابدار باقیمانده را وادار میکند تا تحقیقات سختگیرانهاش را آغاز کند. او به سرعت متوجه میشود که این قتل، تنها یک واقعه اتفاقی نیست، بلکه بخشی از یک توطئه پیچیده و هولناک است که نه تنها جان تمامی ابرقهرمانان سابق را تهدید میکند، بلکه میتواند سرنوشت کل جهان را نیز به شکلی غیرقابل برگشت دگرگون سازد.
در «سه احمق»، ماجرا از یک سفر هیجانانگیز برای پیدا کردن «رنچو» آغاز میشود؛ دانشجوی سابق مهندسی که سالها پیش ناپدید شده است. دو دوست قدیمیاش، «فرحان» و «راجو»، خاطرات دوران دانشجوییشان را مرور میکنند؛ دورانی که «رنچو» با ایدههای انقلابی و دیدگاههای منحصر به فردش، سیستم آموزشی خشک و مبتنی بر حفظ کردن را به چالش میکشید
در اوج جنگ جهانی دوم، گروهی از سربازان یهودی-آمریکایی به رهبری «آلدو رین» وارد فرانسه اشغالی میشوند تا با خشونت بیرحمانهای به نازیها ضربه بزنند. در همین حال، «شارلین»، دختر یهودیای که از کشتار خانوادهاش جان به در برده، نقشهای جسورانه برای انتقام در سر میپروراند. دو خط داستانی فیلم به شکلی ماهرانه در هم تنیده میشوند و مخاطب را به سوی نقطهای اوجگیرنده هدایت میکنند. تمام شخصیتها در مسیری حرکت میکنند که به ملاقاتی سرنوشتساز در سینمای پاریس ختم میشود.
بین دو دانش آموز مدرسه رقص با سوابق متفاوت، جرقههای عشق روشن می شود و ...
«جان» و «جنیفر» که به تازگی ازدواج کرده اند، تصمیم میگیرند که سرپرستی یک سگ را بر عهده بگیرند. یک سگ قابل ستایش، اما سرکش و نافرمان، که درسهای بزرگی به این خانواده میدهد.
این فیلم بر اساس زندگی واقعی «ایپ من»، استاد بزرگ «وینگ چون» و مربی «بروس لی»، در شهر فوشان چین در دههی ۱۹۳۰ ساخته شده است. «ایپ من» مردی فروتن و خانوادهدوست است که به جای افتتاح یک مدرسهی هنرهای رزمی، ترجیح میدهد به طور خصوصی به تمرین و آموزش شاگردان محدود بپردازد. با شروع اشغال ژاپن در سال ۱۹۳۷ و وقوع جنگ چین و ژاپن، زندگی آرام «ایپ من» و مردم فوشان دستخوش تغییرات بنیادین میشود. او مجبور میشود برای بقای خود و خانوادهاش و محافظت از مردمش در برابر ظلم اشغالگران، از مهارتهای رزمی بینظیرش استفاده کند.
«تیم توماس» (با بازی «ویل اسمیت»)، مردی مرموز و تنها، هفت فرد غریبه را برای هدف خاصی انتخاب میکند. او که خود را مأمور IRS معرفی میکند، با هر یک از این افراد ارتباط برقرار میکند تا زندگیشان را از نزدیک بررسی کند. با پیشرفت داستان، مشخص میشود که «تیم» گذشتهای پردردسر دارد و انگیزه او از این اقدامات، بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر میرسد
داستان «والتر وایت»، معلم شیمی با زندگی معمولی است که پس از تشخیص سرطان، با «جسی پینکمن»، شاگرد سابقش، وارد دنیای تولید متامفتامین میشود تا آینده خانوادهاش را تضمین کند.
«هنکاک»، یک ابرقهرمان قدرتمند، در لس آنجلس سرگردان است. او هیچگونه خاطرهای از گذشتهاش ندارد و هیچکس در جهان او را درک نمیکند. این وضعیت، او را به موجودی تندخو و بیملاحظه تبدیل کرده که عملیات نجاتش اغلب به فجایع شهری میانجامد. مردم به جای تشکر، از او متنفرند. داستان از جایی آغاز میشود که «هنکاک» به شکلی غیرمنتظره با «ری امبری»، یک کارشناس روابط عمومی مواجه میشود و شاید این برخورد، نقطه عطفی در زندگی او باشد.
پسری به نام «مایکل پیترسون»، همکلاسیهای خود را که قصد اذیتش را دارند، تا سر حد مرگ، کتک میزند. این رفتار با معلم و پلیس نیز ادامه پیدا میکند تا اینکه قاضی دادگاه او را، به دلیل دستبرد زدن به ادارهی پست و دزدیدن مقدار ناچیزی پول، به 7 سال زندان، محکوم میکند. «مایکل»، زندان را محیط مناسبی برای پیشرفت میبیند و اسم خود را نیز به «چارلز برانسون» تغییر میدهد.
«پیتر برتر»، آهنگسازی که تازه از دوستدختر بازیگرش، «سارا مارشال»، جدا شده و زندگیاش به هم ریخته است، برای فراموش کردن او به هاوایی سفر میکند. اما آرامش او با دیدن «سارا» و دوستپسر جدیدش، «آلدوس اسنو» (ستارهی راک)، در همان اقامتگاه به هم میریزد
داستان این فیلم در مورد یک قطار است که از چین به مسکو می رود. در این قطار یک زوج آمریکایی با حوادث مرموزی مواجه می شوند...
فیلم سینمایی · 2008
How to Lose Friends & Alienate People
چگونه دوستان را از دست بدهیم و مردم را با خود بیگانه کنیم
یک نویسنده انگلیسی تمام تلاشش را می کند تا جای خودش را در مجلهای معروف در نیویورک باز کند...
«اسکار»، پسر دوازده ساله خجالتی و تنها، که در مدرسهاش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد، در یک زمستان سرد در حومه استکهلم با «اِلی»، دختری مرموز و پریدهرنگ که همسن خودش به نظر میرسد، آشنا میشود. «اِلی» شبها بیرون میآید و تنها با خون تغذیه میکند، چرا که او یک خونآشام است. دوستی عمیقی بین این دو نوجوان شکل میگیرد و «اِلی» به «اسکار» قدرت مقابله با قلدرها را میدهد. اما همزمان با عمیقتر شدن رابطه آنها، «اسکار» به ماهیت واقعی و وحشتناک «اِلی» پی میبرد.
یک دلال جنسی مقروض و کارآگاه سابق پلیس , از مهارت های شغل قدیمیش برای ردیابی روسپی ها استفاده می کند.
پس از یک مأموریت اشتباه، دو آدمکش ایرلندی، «ری» و «کن»، به دستور رئیس خود، «هری»، برای پنهان شدن به شهر توریستی «بروژ» در بلژیک فرستاده میشوند. تنش میان «ری» و «کن» و همچنین انتظار برای تماس «هری»، به تدریج فضا را به سمت یک پایان غیرمنتظره پیش میبرد.
برایتن بیچ نیویورک. «لنرد» (فینیکس) جوانی دل شکسته از رابطه ای ناموفق به نزد ناپدری مهربانش، «روبین» (ماشونوف) و همسر او، «روت» (روسلینی) بازگشته است. پدر و مادر که نگران افسردگی و تنهایی پسر هستند می کوشند تا دختر یکی از دوستان خانوادگی، «ساندرا» (شا) را با او آشنا کنند. البته «ساندرا» خیلی زود به «لنرد» علاقه مند می شود. اما..
یک حسابدار توسط دوست وکیل خود به یک باشگاه جنسی به نام The List معرفی می شود. اما در این دنیای جدید، او مظنون اصلی ناپدید شدن یک زن و دزدی چند میلیون دلاری می شود.
نگاهی به چند فصل از زندگی پاپی، یک معلم شاد، رنگارنگ، در شمال لندن که خوش بینی اطرافیانش را خشمگین می کند.