دختر رئیس جمهور آمریکا پس از رفتن به کالج عاشق دانشجویی می شود که انگیزه مخفیانه ای دارد...
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
«هوانورد» زندگی «هاوارد هیوز»، میلیاردر صنعتگر و کارگردان هالیوودی را در دهههای پرالتهاب قرن بیستم روایت میکند. او با ثروت و جاهطلبی بیحدش، هواپیماهای انقلابی میسازد و فیلمهای بزرگی تولید میکند. با این حال، نبوغ او در کنار مبارزهاش با اختلال وسواس فکری-عملی و رقابتهای تجاری و سیاسی، فراز و نشیبهای فراوانی را در زندگیاش رقم میزند.
این فیلم روایتی تکاندهنده از روزهای پایانی «آدولف هیتلر» و فروپاشی رایش سوم در آوریل ۱۹۴۵ است. داستان از دیدگاه منشی شخصی «هیتلر»، «تراودل یونگه»، به تصویر کشیده میشود و مخاطب را به داخل پناهگاه زیرزمینی «فورربونکر» در برلین میبرد. در حالی که ارتش شوروی شهر را به محاصره خود درآورده است، «هیتلر» در حالتی از انکار و جنون، دستورات بیمعنی صادر میکند و وفادارانش در کنار او شاهد پایان قریبالوقوع امپراتوری نازی هستند.
پس از پایان رابطهای پرتنش، «جول باریش» با خبری تکاندهنده روبهرو میشود: «کلمنتاین»، شریک عاطفی پیشینش، طی یک فرایند پزشکی، تمامی خاطرات مربوط به او را از ذهنش حذف کرده است. در واکنشی ناگهانی، جول نیز تصمیم میگیرد همان مسیر را طی کند.....
بررسی تأثیر مدارس مذهبی و سو استفاده جنسی دوران فرانکو بر زندگی دو دوست قدیمی.
«متیو کایدون»، دانشآموز دبیرستانی که برای ورود به دانشگاه تلاش میکند، عاشق «دانیل»، دختری زیبا و جذاب که به تازگی به خانهی همسایگی آنها نقل مکان کرده، میشود. او به سرعت جذب «دانیل» و دنیای پر جنب و جوش او میشود و رابطهی عاشقانهای بین آنها شکل میگیرد. اما وقتی «متیو» متوجه میشود «دانیل» گذشتهای غیرمنتظره و شغلی خاص دارد، زندگیاش به کلی دستخوش تغییر میشود.
"آکیرا" دوازده ساله پس از اینکه مادرش آپارتمان کوچکشان در توکیو را ترک می کند, مجبور می شود از خواهر و برادر کوچکتر خود مراقبت کند...
«اندرو لارجمن»، یک بازیگر جوان و بیاحساس که در لسآنجلس زندگی میکند، پس از سالها به زادگاه خود در نیوجرسی بازمیگردد تا در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت کند. او در این سفر با «سم»، دختری عجیب و غریب و آزاداندیش، آشنا میشود که به او کمک میکند تا با گذشته خود، خانوادهاش و مشکلاتی که مدتها از آنها فرار کرده بود، روبرو شود.
«اوان تِرِبُرن»، از دوران کودکی دچار مشکل فراموشی مقطعی میشود که بخشهایی از خاطرات او را محو میکند. با بزرگ شدن «اوان»، او کشف میکند که این فراموشیها در واقع فرصتهایی برای بازگشت به گذشته و تغییر اتفاقات بودهاند. او میتواند به زمانهای خاصی از کودکی و نوجوانی خود بازگردد و تصمیمات متفاوتی اتخاذ کند.
‘ جوانی هجده ساله به نام «برایان» ( بردی کوربت ) به یاد می آورد که در سال ۱۹۸۱، در هشت سالگی در بارانی سیل آسا از هوش رفته و پنج ساعت بعد در زیرزمین خانه شان چشم باز کرده است. او با دیدن عکسی به یاد دوران هم بازی بودنش با پسر بچه ای به نام «نیل» می افتد و با او تماس می گیرد و به این ترتیب سرانجام در می یابد که در سال ۱۹۸۱ چه اتفاقی برای او و «نیل» ( جزف گوردن لویت ) رخ داده است…
یک سرباز ناراضی به زادگاهش بازمی گردد تا با اراذل و اوباشی که سال ها پیش برادر دچار مشکل روانی او را مورد بی رحمی قرار دادند، برخورد کند.
«دن مورفین» که مدیر یک مجله ورزشی پرتیراژ است ناگهان مطلع می شود مجله از سوی کمپانی «تدی کی» که یک غول رسانه ای است خریداری شده است. کارتر که جوان ۲۶ ساله و تازه بدوران رسیده ای است از سوی کمپانی بعنوان مدیر جدید مجله انتخاب می شود. اما کارتر دن را اخراج نمی کند زیرا به تجربیات او نیازمند است بنابراین دن را بعنوان دستیارش انتخاب می کند و دن نیز بخاطر شرایط بد مالی اش اجباراً این شغل را می پذیرد. کارتر که مدتی است همسرش او را ترک کرده و قصد طلاق دارد احساس تنهایی می کند و بنابراین دن یک شب او را به خانه اش دعوت می کند. کارتر پس از آشنایی با خانواده دن به «الکس»، دختر او علاقمند می شود. حالا دن بیش از گذشته عصبانی است چرا که علاوه بر شغل اش، دخترش را هم از دست رفته می بیند...
«جک ماریسن» آتش نشان جوانی است که در واحد آتش نشانی «نردبان 49» اداره اش به رهبری «کاپیتان مایک کندی» مشغول به کار است. او در هنگام فرونشاندن آتشی سهمگین، در عمارتی که در آتش می سوزد، گیر می افتد و گذشته اش را مرور می کند...
در بحبوحه جنگ خلیج سربازان ربوده می شوند, و برای اهداف شوم تحت شستشوی مغزی قرار می گیرند.
در آوریل سال ۱۹۹۴، کشور رواندا در آستانه یکی از خونینترین حوادث تاریخ معاصر قرار میگیرد. با تشدید تنشهای قومی و شروع کشتار بیرحمانه، «پل روسساباگینا»، یک مدیر هتل «هوتو» که همسری «توتسی» دارد، شاهد آغاز فاجعهای انسانی است. او در مواجهه با خشونتهای فزاینده و بیتفاوتی جامعه بینالملل، تصمیم میگیرد با استفاده از نفوذ خود در میان مقامات و ارتش، پناهگاهی برای نزدیک به ۱۲۰۰ نفر از شهروندان «توتسی» و «هوتو»ی میانهرو در هتلش ایجاد کند.
بازماندگان یک سقوط هواپیما در صحرای مغولستان با یکدیگر همکاری می کنند تا یک هواپیمای جدید بسازند.
فیلم درمورد یک جوان خوش چهره بریتانیایی بنام «الفی» است که راننده لیموزین می باشد و در زندگی اش با زن های بسیاری رابطه دارد، که بیشتر آن ها از مشتریانش هستند. او یک زندگی رویایی را تجربه می کند، تا اینکه...
این فیلم در مورد یک زوج عاشق کره ای است، که رابطه آن ها زمانی که دختر ۲۷ ساله دچار یک نوع نادر از آلزایمر شده، به تزلزل کشیده می شود...
شهرکی معدنی در یورکشر. دو دختر نوجوان، «مونا» (پرس) و «تمسین» (بلانت)، با هم آشنا می شوند، اما زیاد با هم جور در نمی آیند - رفتار طبقه ی کارگری «مونا» چندان سنخیتی با رفتار «تمسین» که از خانواده ای تحصیل کرده و مرفه تر می آید، ندارد. اما از آن جا که به آدم های هم سن و سال دیگری دسترسی ندارند، «مونا» و «تمسین» با هم دوست می شوند...
سال 2032، «باتو» یک روبات پلیس ضد تروریستی در بخش امنیتی 9 است که پرونده یک روبات زن که سازنده خودش را به قتل رسانده را پیگیری و دنبال می کند...
یک مرد جوان گذرا به خانه های خالی نفوذ می کند تا برای چند روز از زندگی ساکنان تعطیلات استفاده کند.
به قصد رهایی از محدودیت های شدید خانوادگی، زن جوانی که قصد خودکشی دارد، ازدواجی را با یک معتاد چهل ساله به راه می اندازد، اقدامی که منجر به طغیان عشق حسادت می شود.