«لاندون کارتر»، یک دانشآموز محبوب و دردسرساز دبیرستانی، پس از یک حادثه، مجبور به شرکت در فعالیتهای اجتماعی میشود. او در آنجا با «جیمی سالیوان»، دختری آرام، مذهبی و ظاهراً نامحبوب، آشنا میشود. با وجود تفاوتها، رابطهای عمیق میان آنها شکل میگیرد که زندگی هر دو را تغییر میدهد.
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
F.B.I بازنشسته که هنوز پس از پیوند قلب در حال نقاهت است. تری مککالب (کلینت ایستوود)، پروفایلگر، زمانی به خدمت بازمیگردد که آزمایش خون او سرنخهایی از هویت یک قاتل زنجیرهای ارائه میدهد.
این فیلم داستان «مایکل سالیوان»، یک قاتل حرفهای و وفادار برای یک رئیس مافیا در دوران رکود بزرگ در آمریکا، را دنبال میکند. زندگی او زمانی که پسرش، «مایکل جونیور»، شاهد یک قتل میشود و اتفاقات ناگواری رخ میدهد، کاملاً زیر و رو میشود. «سالیوان» برای محافظت از پسرش و گرفتن انتقام خانوادهاش، مجبور میشود همراه با «مایکل جونیور» فرار کند و در مسیری پر از خطر و خشونت، به سوی رستگاری یا نابودی قدم بگذارد. او باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد پسرش نیز به زندگی جنایی کشیده شود یا راهی برای آیندهای متفاوت برای او پیدا کند، در حالی که توسط دشمنان و تعقیبکنندگانی بیرحم، از جمله یک عکاس قاتل، تحت تعقیب است.
«جان کیو آرچیبالد» (واشینگتن)، کارگر کارخانه، با مشکلات حاد مالی روبه رو است. در همین حال پی می برد که پسر نوجوانش، «مایکل» (اسمیت)، نیاز فوری به پیوند قلب دارد. اما بیمه، چنین عمل پر هزینه ای را پوشش نمی دهد و «جان» که مستأصل شده، کارکنان و بیماران بخش اورژانس بیمارستان را به گروگان می گیرد...
«چارلی کافمن»، فیلمنامهنویسی رنجکشیده، در تلاش است تا کتابی به نام «سوسن نارنجی» نوشته «سوزان اورلئان» را به فیلمنامه تبدیل کند. او که با بلوک نویسندگی و مشکلات شخصی دست و پنجه نرم میکند، درگیر چالشهای فراوانی میشود. برادر دوقلوی او، «دونالد»، که شخصیتی سطحینگر و خوشبین دارد، به عنوان مزاحم به زندگی او وارد میشود.
در «دیترویت» سال ۱۹۹۵، «جیمی اسمیت جونیور» معروف به «بانی رابیت»، جوان سفیدپوستی است که در محلهای عمدتاً سیاهپوستنشین و درگیر با فقر زندگی میکند. او در تلاش است تا صدای خود را در دنیای خشن و رقابتی رپ هیپهاپ پیدا کند و از شرایط نابسامان زندگیاش فرار کند. با وجود استعداد ذاتی، «بانی» با ترسهای درونی، عدم اعتماد به نفس و چالشهای خانوادگی و مالی دست و پنجه نرم میکند. تنها راه برای اثبات خود و رسیدن به آرزوهایش، شرکت در نبردهای رپ آزاد است؛ جایی که کلمات تنها سلاح محسوب میشوند.
در نیویورک «کانی» در برخوردی اتفاقی با جوانی فرانسوی به نام «پل مارتل» (مارتینز) آشنا می شود و با او رابطه برقرار می کنند. پس ازچندی «ادوارد» شوهر «کانی» پی به ماجرا می برد و شخصا با «پل» رو در رو می شود ...
«تعادل» فیلمی علمی-تخیلی است که در آیندهای پسارستاخیزی روایت میشود؛ جایی که جامعه برای جلوگیری از جنگهای بیشتر، هرگونه احساسات انسانی را ممنوع کرده است. مردم با مصرف دارویی خاص، عواطف خود را سرکوب میکنند. «جان پرستون»، یکی از مأموران ارشد این نظام کنترلگر، وظیفه دارد هر کسی را که از این قانون تخطی کند، دستگیر و مجازات نماید. اما...
زن جوانی ( مگی گیلنهال ) که به تازگی از یک بیمارستان روانی آزاد شده است، بعنوان منشی در دفتر یک وکیل مرد ( جیمز اسپیدر ) شروع به کار می کند، اما طولی نمی کشد که رابطه بین آن دو فراتر از یک رابطه کاری می رود...
یک مرد بی گناه که توسط دوستان حسودش زندانی شده است، می گریزد و از گنجینهای مخفی برای انتقام گیری استفاده می کند.
در دههی ۱۸۶۰ در «نیویورک»، شهر غرق در هرج و مرج و خشونت ناشی از درگیری بین گنگهای مهاجران و گنگهای بومی است. «آمستردام والون»، مرد جوانی که سالها پیش پدرش در نبردی خونین توسط «بیل قصاب» کشته شده است، به این محله بازمیگردد تا تسویه حساب کند.
یک کارآگاه لسآنجلسی کارکشته، «ویلیام دورمر»، برای تحقیق دربارهی قتل یک نوجوان به شهر دورافتادهی «ناکیموت» در آلاسکا فرستاده میشود. این شهر در منطقهای قرار گرفته که در تابستان خورشید هرگز غروب نمیکند و ۲۴ ساعت شبانهروز روشن است. «دورمر» که از قبل درگیر مشکلات شخصی و حرفهای است، به زودی با بیخوابی مفرط دست و پنجه نرم میکند و مرز بین واقعیت و وهم برایش کمرنگ میشود. در همین حین، او به طور ناخواسته مرتکب اشتباهی میشود که میتواند آیندهی حرفهای و زندگیاش را نابود کند.
مونتی بروگان، جوانی با آیندهای نامعلوم، تنها ۲۴ ساعت فرصت دارد تا از آزادیاش لذت ببرد. او قرار است فردا صبح، حکم هفت سال زندان خود را به دلیل قاچاق مواد مخدر آغاز کند. در این شب آخر، مونتی با دوستان صمیمیاش و معشوقهاش دیدار میکند تا با آنها خداحافظی کند و سعی کند با گذشتهاش کنار بیاید. او در حالی که در خیابانهای نیویورک قدم میزند، به زندگی خود و اشتباهاتی که مرتکب شده میاندیشد و با حسرت و پشیمانی، آخرین لحظات آزادیاش را تجربه میکند.
فیلم از آخر به اول می آید. ماجرای فیلم حول شبی در پاریس رخ می دهد، که زنی بنام «آلکس» (مونیکا بلوچی) در زیرگذر توسط یک غریبه مورد تجاوز قرار می گیرد.
«جیم» در یک بیمارستان خلوت، از خوابی عمیق بیدار میشود. او بیخبر از فاجعهای که رخ داده، به خیابانهای «لندن» قدم میگذارد و با شهری ویران و خالی از انسان روبرو میشود. او خیلی زود درمییابد که ویروسی به نام «خشم»، اکثر جمعیت را آلوده و آنها را به موجوداتی وحشی تبدیل کرده است. «جیم» برای زنده ماندن باید با تعداد کمی از بازماندگان همراه شود و در تلاش برای رسیدن به پناهگاهی امن، با چالشهای بیشماری در دنیایی آخرالزمانی روبرو شود که زندگی او را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
«فرانک ابگنیل جونیور»، نوجوانی باهوش و فریبکار، با مهارت خارقالعادهاش در جعل اسناد، خود را بهعنوان خلبان، پزشک و وکیل جا میزند. او با اعتمادبهنفس و جذابیت، میلیونها دلار کلاهبرداری میکند و قانون را به سخره میگیرد. «کارل هنرتی»، مامور مصمم FBI، در پی اوست تا این مغز متفکر را به دام اندازد. فرانک با زیرکی، هر بار از چنگال قانون میگریزد و تعقیب و گریزی نفسگیر شکل میگیرد.
«ولادیسلاو اشپیلمن»، نوازنده مطرح پیانو در ورشو، با آغاز اشغال شهرش توسط نیروهای دشمن، زندگی آرام خانوادگی را از دست میدهد. او و خانوادهاش زیر فشار قوانین شدید و تبعیضآمیز قرار میگیرند و هر روز با تهدیدهای تازه روبهرو میشوند. همزمان که ورشو در حال تخریب و آشوب است، «اشپیلمن» برای بقا مجبور به جدا شدن از خانوادهاش و پنهان شدن در نقاط مختلف شهر میشود. روزها و شبهایی تلخ و دشوار، او را به مرز ناامیدی میکشاند اما اشتیاق به زندگی و پیانو، نیروی مقاومتش را زنده نگه میدارد.
:فیلم جنگی و درام «سقوط شاهین سیاه» محصول ۲۰۰۱، بر اساس رویدادهای واقعی نبرد موگادیشو در سال ۱۹۹۳ ساخته شده است. این فیلم گروهی از سربازان نخبه آمریکایی، شامل نیروهای رنجر ارتش و دلتا فورس را به تصویر میکشد که برای یک مأموریت به ظاهر ساده در سومالی اعزام میشوند: دستگیری دو تن از سران شبهنظامی. اما اوضاع به سرعت به فاجعه تبدیل میشود، زمانی که دو بالگرد «شاهین سیاه» سرنگون میشوند و سربازان (با بازی جاش هارتنت، اریک بانا و ایوان مکگرگور) در محاصره هزاران شبهنظامی مسلح قرار میگیرند. این فیلم واقعگرایانه و تکاندهنده، به کارگردانی «ریدلی اسکات»، شجاعت، فداکاری و هرج و مرج جنگ شهری را به شکلی بیپرده نمایش میدهد.
سریال «24» در هر فصل، ۲۴ ساعت نفسگیر از زندگی «جک باور»، مامور واحد ضدتروریستی (CTU) لسآنجلس را روایت میکند. هر قسمت از سریال، یک ساعت واقعی از زمان داستان را به تصویر میکشد. «جک» مجبور است در مواجهه با تهدیدات تروریستی، تصمیمات اخلاقی دشواری بگیرد و با محدودیتهای زمانی شدید مبارزه کند. این سریال پر از تعلیق، اکشن بیوقفه و توطئههای پیچیده سیاسی است. نبردی بیامان برای حفظ امنیت ملی که در آن هر ثانیه اهمیت دارد.
یک سریال درام با درون مایه طنزی تلخ,که زندگی یک خانواده به هم ریخته کالیفرنیایی را به تصویر می کشد که یک مرکز خدمات تدفین را اداره می کنند.
این مینیسریال، تحول شگفتانگیز گروهی از مردان عادی را به چتربازانی نخبه و قهرمانان جنگی، به تصویر میکشد. داستان از دل آموزشهای سخت و فشرده در «ایالات متحده» آغاز شده و گام به گام تا پایان جنگ جهانی دوم در «اروپا» پیش میرود، جایی که اعضای «ایزی کمپانی» به معنای واقعی کلمه، تاریخساز شدند. آنها در مهمترین عملیاتهای جبهه غرب حضور داشتند: از فرود در «نرماندی» در شب «روز دی» که نقطه عطفی در جنگ بود، تا درگیریهای طاقتفرسا در «هلند» و محاصره مرگبار در «باستونی»، این مردان با چالشهای بیسابقهای روبرو شدند.
چهار نوجوان در یک مدرسه خصوصی بریتانیا به طور مخفیانه اعماق یک سوراخ زیرزمینی مهر و موم شده را که دهه ها پیش به عنوان پناهگاه احتمالی بمب ایجاد شده بود، کشف و کاوش می کنند.
داستان این انیمیشن در مورد کنیچی و عمویش شونساکو بن است که باید با کمک یکدیگر راز دختر رباتی به نام تیما را کشف کنند...
در سال ۱۹۸۳، هنگامی که هند هنوز مستعمره ی بریتانیا بود، حاکم نظامی منطقه، «سروان راسل» (بلکتورن)، شرط می گذارد که اگر اهالی دهکده ی «چامپانر» بتوانند مردانش را در بازی کریکت شکست دهند، کل ایالت را برای مدت سه سال از پرداخت مالیات معاف خواهد کرد.