«جری بلک» (نیکلسن)، کارآگاه پلیس کهنه کاری است که در شهر کوچکی در نوادا زندگی می کند. درست در روز بازنشستگی اش، مأموریت ناخوش آیندی به او واگذار می شود: دختری هفت ساله به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده و «جری» باید به بررسی محل قتل بپردازد و سپس آن خبر دردناک را به اطلاع پدر و مادر دختر برساند.
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
سال 1939. «کارلوس» (تیلوه)، پسر بچه ای ده ساله، فرزند یک قهرمان جنگی جمهوری خواه، به یتیم خانه ای در منطقه ای دورافتاده سپرده شده است. اما «کارلوس» در این جا احساس آرامش نمی کند. دلایل این موضوع، یکی وجود سرایدار بدجنس یتیم خانه (نوریگا) است و دیگری حضور شبح یکی از ساکنان قبلی یتیم خانه به نام «سانتی».
یک مرد کم عمق به دلیل زیبایی درونی عاشق یک زن 300 پوندی می شود.
این فیلم که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است در مورد گروهی از نوجوانان می باشد که تصمیم می گیرند یکی از خودشان که قلدر تر از همه است و به بقیه زور می گوید را، به قتل برسانند...
یک زندان بان سفید پوست نژاد پرست بنام «هنک»، عاشق یک سیاه پوست دورگه بنام «لتیشیا» می شود، زنی که همسر آخرین زندانی ای است که هنک اعدام کرده...
مردی که در یک رویا به سر می برد به در سراسر دنیا سرک کشیده و با افراد مختلفی ملاقات می کند و در مورد معنا و هدف آفرینش جهان با آن ها بحث می کند...
تنش در میان خدمه تمیز کردن آزبست در حالی که در یک بیمارستان روانی متروکه کار می کنند با گذشته وحشتناکی که به نظر می رسد در حال بازگشت است بالا می گیرد.
مدیر عاملی که شیفته کار کردن است با خانوم بی قید و بندی برای مدت کوتاهی وارد رابطه نزدیکی میشود, این خانوم در این مدت کوتاه زندگی او را تغییر میدهد.
در قرن هجدهم فرانسه شوالیه "دی فرونساک" و دوست بومی و آمریکایی خود "مانی" توسط پادشاه به ایالت "جوادان" فرستاده می شوند تا در مورد کشته شدن صدها نفر به دست یک هیولا تحقیق کنند...
این فیلم داستان واقعی «جورج یانگ» را روایت میکند، مردی از طبقه کارگر که تصمیم میگیرد رویای آمریکایی خود را از طریق راهی غیرقانونی محقق کند. او وارد دنیای قاچاق مواد مخدر میشود و به سرعت به یکی از بزرگترین واردکنندگان کوکائین به ایالات متحده تبدیل میشود.
«اینید» (برچ) و «ربکا» (یوهانسن) دو دوست صمیمی اند که تازه دبیرستان را تمام کرده اند و حالا باید تصمیم بگیرند که می خواهند با زندگی شان چه کار کنند...
یک خواننده پانک راک آلمانی در تور آمریکا به همراه گروه خود، داستان زندگی خود و دوست پسر سابقش که آهنگهای او را سرقت کرده را تعریف می کند...
سم داوسون مردی ست با ضریب هوشی یک بچه ۷ ساله؛ که همسرش پس از تولد دخترشان آندو را ترک می کند. سم نام دخترش را لوسی می گذارد و او را به تنهایی بزرگ می کند و رابطه عاطفی بسیار قویی بین این پدر و فرزند بوجود می آید. اما محدودیتهای ذهنی سم باعث ایجاد مشکلاتی برای آن دو می شود. قانون حکم می کند که لوسی باید از سم جدا شود و بنابراین سم با وکیلی قدرتمند به اسم ریتا هریسون که می خواهد توانایی هایش را با پیروزی در این پرونده به رخ همکارانش بکشد، همراه می شود تا از حق خود دفاع کند...
«بریجت جونز»، زنی سی و چند ساله و مجرد در لندن، تصمیم میگیرد برای بهبود زندگی شخصی، شغلی و عاشقانهاش، شروع به نوشتن یک دفترچه خاطرات کند. او که همیشه درگیر وزن خود، اعتیاد به سیگار، و انتخابهای اشتباه در زندگی است، خود را در مثلثی عشقی مییابد.
«نیک ولز» (دنیرو) سارقی است میان سال که می خواهد از زندگی تبهکارانه کناره بگیرد و کلوب موسیقی جازش را بگرداند. اما پیش از آن که «نیک» بتواند به رؤیاهایش جامه ی عمل بپوشاند، «ماکس» (براندو)، مال خر و در واقع استاد و شریک تجاری اش او را تحت فشار قرار می دهد تا یک سرقت نهایی را هم برای او به انجام برساند.
خانواده «تننباوم» زمانی مجموعهای از نوابغ و پدیدههای استثنایی بودهاند، اما اکنون سالها از دوران اوجشان گذشته و هر یک در گوشهای از دنیا با مشکلات خود دست و پنجه نرم میکنند. «رویال تننباوم»، پدر خانواده که سالهاست از آنها جدا زندگی میکند، ناگهان به بهانه بیماری لاعلاج به خانه بازمیگردد. بازگشت او باعث میشود تمام اعضای خانواده، از جمله سه فرزندش «چاس»، «مارگو» و «ریچی»، دوباره زیر یک سقف جمع شوند.
وقتی دختر یک روانپزشک ربوده می شود، او با وحشت متوجه می شود که آدم ربایان: خواسته این است که او به یک اختلال استرس پس از سانحه مبتلا شود که زن جوانی رازی را می داند...
در این فیلم نبرد نفسگیر دو تکتیرانداز افسانهای در ویرانههای استالینگراد، در اوج جنگ جهانی دوم، به تصویر کشیده میشود. «واسیلی زایتسف»، تکتیرانداز قهرمان شوروی، در برابر «سرگرد کونیگ»، نخبه آلمانی که مأمور شکار اوست، قرار میگیرد. این دو در یک بازی موش و گربه مرگبار و روانشناختی با یکدیگر روبرو میشوند، جایی که هر شلیک میتواند سرنوشت نبرد را تغییر دهد.
یک ژنرال که با رای دادگاه نظامی به زندان افتاده است، به همراه ۱۲۰۰ زندانی دیگر بر علیه سیستمی که خودش روزی در آن کار می کرده شورش می کند...
یک دختر سفیدپوست غرب میانه به شیکاگو نقل مکان می کند، جایی که دوست پسر جدیدش یک نوجوان سیاهپوست اهل جنوب با گذشته ای خشن و نیمه جنایتکار است.
این فیلم داستان دو دوست صمیمی و خلبان، «رِیف» و «دَنی»، را روایت میکند که هر دو عاشق پرستاری به نام «اولین» میشوند. در حالی که «رِیف» به اروپا اعزام میشود، «دَنی» و «اولین» در پرل هاربر میمانند و رابطهای عاشقانه بینشان شکل میگیرد. این مثلث عشقی در بحبوحه حوادث جنگ جهانی دوم و پیش از حمله ویرانگر ژاپن به پرل هاربر اتفاق میافتد، حملهای که سرنوشت همه را تغییر میدهد.
زندگی جولیو و تنوچ، مانند همه پسران 17 ساله جهان , تحت کنترل هورمونهای خشمگین، دوستیهای شدید، و عجله بیوقفه به سوی بزرگسالی است. در طول یک تابستان، دو دوست صمیمی، در حالی که با یک زن مسنتر و زیبا در یک فرار بیخیالانه زندگی میکنند، با یکدیگر، خودشان و دنیای اطرافشان ارتباط پیدا میکنند.
ده سال پس از فرار «دکتر هانیبال لکتر» (با بازی آنتونی هاپکینز)، او در فلورانس ایتالیا زندگی میکند در حالی که «کلاریس استارلینگ» (با بازی جولیان مور)، مامور افبیآی، همچنان با خاطرات و زخمهای گذشتهاش دست و پنجه نرم میکند. هنگامی که یکی از قربانیان ثروتمند و زنده مانده لکتر، «ماسون ورگر»، نقشهای برای گرفتن انتقام از او میکشد و به دنبال او میفرستد، مسیر این سه نفر بار دیگر به طرز اجتنابناپذیری به یکدیگر گره میخورد.
«سر ویلیام مکور دل» (گامبن) و همسرش، «لیدی سیلویا» (اسکات تامس)، زوج ثروتمند بریتانیایی، تعداد زیادی از دوستان، نزدیکان و خویشان خود را برای یک هفته شکار و استراحت، به ملک اربابی شان دعوت می کنند. تعدادی پیشخدمت زن و مرد هم مشغول پذیرایی و در ضمن شاهد ماجراهای مهمانان هستند...