فیلم درباره زندگی «مالنا» (مونیکا بلوچی) است. وی دختر زیبارویی است که به تازگی به همراهی پدرش، به یک شهر کوچک نقل مکان کرده. زیبایی مالنا به گونه ای است که مردم شهر در مورد وی شایعه پردازی می کنند. شایعه هایی که بالاخره باعث می شود که پدرش از او روی گردان شود تا اینکه ...
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
این فیلم داستانهای چندگانه و مرتبط با یکدیگر را روایت میکند که همگی حول محور تجارت مواد مخدر میچرخند. «رابرت ویکفیلد»، یک قاضی که به تازگی به سمت مسئول کنترل مواد مخدر منصوب شده، با کشف اعتیاد دختر نوجوانش به مواد مخدر، با چالشهای اخلاقی روبرو میشود. در همین حال، دو مأمور مبارزه با مواد مخدر در مکزیک با کارتلهای مواد مخدر مبارزه میکنند و همسر یک قاچاقچی بزرگ، پس از دستگیری همسرش، تلاش میکند تا تجارت او را ادامه دهد.
این فیلم هنرهای رزمی حماسی، در چین قرن نوزدهم جریان دارد و داستان شمشیرزن استاد «لی مو بای» و «یو شو لین»، جنگجویی قوی و مستقل، را دنبال میکند. «لی مو بای» پس از سالها مبارزه، تصمیم میگیرد شمشیر افسانهای خود به نام «سرنوشت سبز» را کنار بگذارد، اما این شمشیر توسط یک سارق مرموز دزدیده میشود.
درام عاشقانه درباره یک مرد عیاش مسن که عاشق یک زن جوان شیرین اما بیمار لاعلاج میشود.
«بنجامین مارتین» (با بازی مل گیبسون)، قهرمان جنگی سابق و پدر هفت فرزند در کارولینای جنوبی، با آغاز انقلاب آمریکا و کشیده شدن خشونت به خانهاش، مجبور به نبرد میشود. او که در ابتدا تمایلی به شرکت در جنگ ندارد، پس از فاجعهای خانوادگی، به یکی از رهبران شبهنظامیان تبدیل شده و علیه نیروهای بریتانیایی، به ویژه سرهنگ بیرحم «تاوینگتون» (با بازی جیسون آیزاکس)، به مبارزه میپردازد تا از خانواده و سرزمینش دفاع کند.
«نورمن اسپنسر» (فورد)، محقق علمی دانشگاه، روز به روز بیش تر نگران همسرش، «کلر» (فایفر) می شود. «کلر» ادعا می کند در داخل و اطراف خانه شان، در نزدیکی دریاچه ی ورمانت، صداهایی می شنود و منظره های خوفناکی مثل تصویر صورت یک زن جوان را در آب مشاهده می کند...
«راب گوردون»، صاحب یک فروشگاه صفحهفروشی، از طریق آهنگها و لیستهای ۱۰تایی به بررسی روابط عاشقانه شکستخوردهاش میپردازد. او در این مسیر، با دوستان عجیب و غریبش، «دیک» و «بری»، که در فروشگاه او کار میکنند، به دنبال پاسخهای خود است.
هنگ کنگ، سال ۱۹۶۲٫ «لی ژن» (چئونگ) منشی یک شرکت صادراتی است و شوهرش که در یک شرکت ژاپنی کار می کند، دائم در سفر است. خیلی زود میان «لی – ژن» که در یک واحد آپارتمانی شلوغ زندگی می کند و همسایه اش، روزنامه نگاری به نام «چو» (لئونگ چیو وای)، صمیمیتی به وجود می آید.
«دیوید دان»، تنها بازماندهی بدون آسیب یک سانحه قطار مهیب، زندگیاش دگرگون میشود. او با «الیجا پرایس» آشنا میشود که معتقد است «دیوید» دارای تواناییهای خارقالعاده است و او را به کشف حقیقت وجودیاش میکشاند.
این فیلم درام زندگینامهای که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، درباره «ارین براکویچ»، یک مادر مجرد و بیکار با سه فرزند است که در کالیفرنیا به سختی زندگی میکند. او پس از یک تصادف رانندگی و از دست دادن پرونده خود در دادگاه، به اصرار در یک شرکت حقوقی کوچک به عنوان منشی استخدام میشود. در حین کار، «ارین» به طور اتفاقی متوجه مدارکی میشود که نشاندهنده یک توطئه بزرگ آلودگی آب توسط یک شرکت قدرتمند به نام PG&E است که باعث بیماریهای جدی در ساکنین یک شهر کوچک شده است. با وجود نداشتن تحصیلات حقوقی، «ارین» با اراده و پشتکار فراوان، مردم آسیبدیده را سازماندهی کرده و یک دعوای حقوقی بزرگ علیه این شرکت آغاز میکند.
«چاک نولاند»، یک مهندس سیستمهای شرکت «فدکس» که زندگی او با برنامهریزی دقیق و توجه به زمان پیش میرود، در حین یک سفر کاری با هواپیما دچار سانحهای دلخراش میشود. او تنها بازماندهی این فاجعه است و خود را تنها در یک جزیرهی دورافتاده و متروک در اقیانوس آرام جنوبی مییابد.
اکتبر سال ۱۹۹۱ طوفانی مهیب از سمت جزایر برمودا وزیدن می گیرد و در سر راه خود با توده ای از هوای سرد جاری از «گریت لیکس» همراه می شود که در نتیجه ی آن، امواجی غول آسا به هوا بر می خیزد و سرنشینان یک کشتی ماهی گیری را در میان طوفان تمام عیار گرفتار می کند.
یک فیلم درام ورزشی الهامگرفته از وقایع واقعی. در سال ۱۹۷۱، در شهر الکساندریا، ویرجینیا، با ادغام دو دبیرستان، یکی سفیدپوست و دیگری سیاهپوست، تیم فوتبال مدرسهی «تی.سی. ویلیامز» مجبور میشود از هم گسیخته شود. «هرمان بون»، یک مربی سیاهپوست، به جای مربی سفیدپوست قبلی، «بیل یواست»، به عنوان سرمربی انتخاب میشود و این تصمیم تنشهای نژادی زیادی را در شهر و بین بازیکنان تیم ایجاد میکند.
فیلم «روانی آمریکایی» شما را به قلب «وال استریت» دههی ۸۰ میبرد، جایی که «پاتریک بیتمن»، یک جوان خوشتیپ و موفق، زندگیِ به ظاهر ایدهآلی دارد. او روزهایش را با دوستان ثروتمندش در رستورانهای گرانقیمت، باشگاههای ورزشی مجلل و بحثهای سطحی دربارهی کارت ویزیت و مد میگذراند. اما شبها، او به دنیایی تاریکتر و مخفی قدم میگذارد؛ دنیایی که در آن تمایلات خشونتآمیز و جنونآمیزش آشکار میشود.
«مرثیهای برای یک رؤیا» روایت زندگی «هری گلدفارب»، مادرش «سارا»، دوستش «تایرون» و معشوقهاش «ماریون» است. هرکدام در جستجوی رؤیاها و آرزوهایشان تلاش میکنند، اما گرفتار وسوسهها و اعتیاد میشوند. داستان فیلم، مسیر سقوط تدریجی این چهار نفر را در دنیایی پر از امیدهای دور و واقعیتهای تلخ نشان میدهد...
فرمانده مشهور روم، «ماکسیموس» پس از یک پیروزی بزرگ، قربانی توطئه خطرناکی از سوی «کومودوس»، فرزند جاهطلب امپراتور، میشود. زندگی او دگرگون و به بردگی کشیده میشود و «ماکسیموس» اکنون باید در میدانهای خونین «کولوسئوم» برای بقا و احیای اعتبار ازدسترفته خود بجنگد.
سرگذشت قهرمان سیاه پوست بوکس، «روبین «هاریکین» کارتر» (واشینگتن) که بی گناه نوزده سال را در زندان گذراند...
«توني داماتو» (پاچينو)، سرمربي تيم موفق «کوسه هاي ميامي» در مسابقات فوتبال امريکايي است؛ اما صاحب جديد تيم، «کريستينا پانياچي» (دياز) بيش تر به نتيجه ي بازي اهميت مي دهد تا کيفيت آن...
داستان از جایی شروع میشود که یک تهیهکننده تلویزیونی، برای افشای حقیقتی تکاندهنده در مورد یک شرکت بزرگ تولید دخانیات، با دانشمندی که از این شرکت اخراج شده است، همکاری میکند. این دانشمند حاضر میشود رازهای پنهانی صنعت تنباکو را فاش کند، اما در این مسیر، او و تهیهکننده با تهدیدها و فشارهای زیادی از سوی شرکت قدرتمند مواجه میشوند. آنها باید برای رساندن صدای حقیقت به گوش مردم، خطرات زیادی را به جان بخرند و برای عدالت مبارزه کنند، حتی اگر زندگیشان به خطر بیفتد.
«سوزانا کیسن»، یک دختر جوان سرکش، پس از اقدام به خودکشی به ظاهر ناموفق، در سال ۱۹۶۷ در یک بیمارستان روانپزشکی بستری میشود. او در آنجا با گروهی از زنان جوان دیگر آشنا میشود که هر کدام با مشکلات روانی خود دست و پنجه نرم میکنند. «سوزانا» با «لیزا رُاو»، یک جامعهگریز کاریزماتیک و خطرناک، رابطهای پیچیده برقرار میکند.
«ویلیام تاکر» صاحب یک کتابفروشی کوچک و تقریباً ورشکسته در محله جذاب «ناتینگ هیل» لندن است که زندگی آرام و بیحادثهای دارد. اما یک روز صبح، با ورود غیرمنتظره و ناگهانی «آنا اسکات»، بزرگترین ستاره سینمای جهان، به مغازهاش، همه چیز برای همیشه دگرگون میشود. یک برخورد اتفاقی و سپس یک دیدار غیرمنتظره دیگر، جرقهای از یک رابطه عاشقانه عجیب و شیرین را بین این مرد معمولی و زن فوقالعاده مشهور میزند.
«کریگ شوارتز»، یک عروسکگردان بیکار و ناموفق، در شرکت عجیبی مشغول به کار میشود. او در آنجا تونلی مخفی پیدا میکند که به شکلی باورنکردنی، مستقیماً او را به درون ذهن بازیگر مشهور، «جان مالکوویچ»، هدایت میکند. «کریگ» برای پانزده دقیقه میتواند از دید «مالکوویچ» دنیا را ببیند و سپس به بیرون پرتاب میشود...
داستان «چشمان کاملاً بسته»، ساخته کوبریک در سال ۱۹۹۹، با معرفی دکتر «بیل» و همسرش «آلیس» در نیویورک آغاز میشود؛ زوجی مرفه که زندگی بینقصی دارند. پس از یک مهمانی شبانه کریسمس، آلیس در لحظهای خصوصی، اعتراف تکاندهندهای میکند. این افشاگری، بیل را به شدت آشفته کرده و او را به سفری شبانه و مرموز در دل شهر میکشاند. در این سفر، بیل با موقعیتها و محافلی غیرمنتظره روبرو میشود که او را به چالش میکشد
«۱۰ چیز درباره تو که ازشان متنفرم»، فیلمی مفرح در ژانر کمدی عاشقانه است که ما را به دنیای پرهیاهوی یک دبیرستان آمریکایی میبرد. داستان بر محور «کت استراتفورد» (با بازی «جولیا استایلز»)، دختری مستقل و باهوش میچرخد. خواهر کوچکترش، «بیانکا استراتفورد»، آرزو دارد که با پسرها قرار بگذارد. ورود «کامرون جیمز» (با بازی «جوزف گوردون لویت») و علاقه او به «بیانکا»، موجب میشود که نقشهای برای یافتن پسری برای «کت» طراحی شود، و اینجاست که «پاتریک ورونا» (با بازی «هیث لجر»)، پسری با گذشتهای مبهم، وارد ماجرا میشود.