«دکتر مالکوم کرو»، روانشناس کودک است که به دنبال کمک به پسربچهای به نام «کال سین»، میرود؛ پسربچهای که ادعا میکند میتواند مردگان را ببیند. در حالی که «مالکوم» تلاش میکند به این پسر کمک کند تا با ترسها و توانایی غیرمعمولش کنار بیاید، رابطهای پیچیده و عمیق بین آنها شکل میگیرد.
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
در دل یک محله آرام، «لستر برنهام» که از زندگی روزمره و سردی رابطهاش با «کارولین» خسته شده، ناگهان تصمیم میگیرد مسیرش را عوض کند. در حالی که دخترشان «جین» دنیای خودش را با «ریکی» تجربه میکند، حضور مرموز «آنجلا» همه چیز را در این خانواده به هم میریزد و لستر را وارد ماجراهایی عجیب و غیرمنتظره میکند.
«تونی سوپرانو»، شخصیت اصلی سریال «سوپرانوها»، مردی است که در ظاهر زندگیای معمولی به عنوان یک پدر خانواده در حومهی شهر نیوجرسی دارد، اما در پشت پرده، او رئیس قدرتمند یک سازمان مافیایی بزرگ است. این دوگانگی در زندگی، فشارهای روانی عظیمی را بر او وارد میکند تا جایی که «تونی» با حملات پانیک و اضطراب دستوپنجه نرم میکند و در نهایت تصمیم میگیرد به صورت پنهانی به تراپیستی به نام «دکتر جنیفر ملفی» مراجعه کند. سریال به کنکاش در درونیات این مرد پیچیده میپردازد و نشان میدهد که چگونه او تلاش میکند بین مسئولیتهایش به عنوان یک همسر و پدر در خانوادهی خود، و وظایف خشونتبار و بیرحمانهاش در دنیای جرم و جنایت تعادل برقرار کند.
در دههی سی میلادی، سرپرست بند محکومان به اعدام در زندانی ایالتی، با زندانیای استثنایی روبهرو میشود؛ مردی عظیمالجثه و کمحرف که به اتهام جنایتی هولناک به مرگ محکوم شده، اما در رفتار و منش او نشانی از خشونت دیده نمیشود. با گذر زمان، اتفاقاتی شگفتانگیز در زندان رخ میدهد که باورهای نگهبانان را به چالش میکشد.
یک کارمند بینام و نشان که از زندگی یکنواخت و پوچ خود خسته شده، با «تایلر دردن»، مردی کاریزماتیک و عصیانگر، آشنا میشود. این دو با هم باشگاهی زیرزمینی راهاندازی میکنند که در آن مردان با مشتزنی خشم و ناامیدی خود را تخلیه میکنند. اما این باشگاه بهتدریج به چیزی فراتر از مشتزنی تبدیل میشود و نقشههایی جسورانه و خطرناک شکل میگیرد.
در سال 1554 و پس از مرگ هنری هشتم کشور انگلستان در شرایط بحرانی به سر میبرد. ملکه، فردی متعصب و نازاست که روزهای پایانی عمرش را سپری میکند. جانشین او یعنی خواهرش «الیزابت»، عقایدی کاملا متفاوت نسبت به بقیه دارد و چندان به سنتهای انگلستان، پای بند نیست.
میان اقیانوس آرام، در جزیرهای دورافتاده، گروهی از سربازان با ترس و امید به انتظار نبردی بزرگ نشستهاند. در دل این طبیعت بکر و زیبا، که گویی از هر جنگی مبراست، آنان باید با نیروهای مهاجم درگیر شوند. هر یک از این مردان، با رویاها، خاطرات و دغدغههای شخصی خود، در مواجهه با وحشت جنگ، به دنبال معنایی برای رنجهایشان میگردند.
در لندن قرن شانزدهم، «ویلیام شکسپیر»، نمایشنامهنویس جوان و با استعداد اما گرفتار بنبست نویسندگی و مشکلات مالی است. او برای نمایشنامهی جدید خود که قرار است “«رومئو» و «اتل» دختر دزد دریایی” نام داشته باشد، ایدهی جدیدی ندارد و از عشق بیبهره است. در این میان، او با «ویولا د لسپس»، دختری از طبقهی اشراف که عاشق تئاتر است و به شدت آرزو دارد روی صحنه بازی کند (کاری که برای زنان در آن دوران ممنوع است)، آشنا میشود
این درام فانتزی، داستان «ویلیام پریش»، یک غول رسانهای قدرتمند و موفق را روایت میکند که چند روز قبل از جشن تولد ۶۵ سالگیاش، با مرگ در قالب یک مرد جوان و جذاب به نام «جو بلک» ملاقات میکند. «جو بلک» به «ویلیام» میگوید که برای بردن او آمده است، اما به او فرصت میدهد تا چند روز دیگر را در کنار خانوادهاش بگذراند.
«دِرِک» جوانی پرخاشگر و کاریزماتیک است که پس از وقوع یک حادثه تلخ، به دنیای جرم و نژادپرستی قدم میگذارد. پس از گذراندن محکومیت در زندان، او با گذشته تاریک خود روبرو میشود و تلاش میکند برادر کوچکش «دنی» را از تکرار اشتباهاتش بازدارد.
روایت زندگی روزمره «ترومن بربنک»، فروشنده بیمهای شاد و معمولی است که در شهری آرام و ایدئال، با همسرش «مریل» و دوست دوران کودکیاش «مارلون» زندگی میکند. اما به تدریج، رویدادهای عجیب و غیرمنتظرهای او را به فکر وامیدارند تا واقعیت اطراف خود را زیر سؤال ببرد و به جستجوی پاسخهای پنهان بپردازد.
در بحبوحهی نبردهای سهمگین جنگ جهانی دوم، گروهی از سربازان آمریکایی مأموریتی غیرمنتظره و دشوار را برعهده میگیرند: یافتن و بازگرداندن سربازی جوان که سه برادرش در میدان نبرد جان باختهاند.
کوبا، ۱۸۳۹٫ افریقایی های به زنجیر کشیده شده در کشتی آمیستاد سر به شورش می گذارند و اکثر خدمه ی کشتی را می کشند. یک کشتی امریکایی، آمیستاد را متوقف می کند و سیاه پوستان را به زندانی در نیوهیون می برند. حالا مالکان کشتی، خریداران برده و پادشاهی اسپانیا ادعاهای جداگانه ای را در مورد مالکیت بردگان مطرح می کنند …
یک خانم سناتور با تلاش زیاد موفق میشود یک زن را در تمرینات نیروی دریایی ارتش ثبت نام کند، در حالی که هیچ کس انتظار ندارد او از امتحانات پیش رویش سربلند بیرون آید...
«دکتر الی ارووی» (با بازی جودی فاستر)، یک ستارهشناس سرسخت و مصمم، زندگی خود را وقف جستجوی هوش فرازمینی از طریق سیگنالهای رادیویی کرده است. پس از سالها تلاش بیوقفه، او سرانجام یک سیگنال رمزگذاری شده از کهکشان «وگا» دریافت میکند که حاوی طرحهای یک ماشین پیچیده است. در پی این کشف عظیم، او وارد یک کشمکش علمی، سیاسی و مذهبی میشود تا بتواند اولین تماس بشر با موجودات فضایی را برقرار کند، در حالی که ایمان و عقلانیت او به چالش کشیده میشود.
«جکی براون»، یک مهماندار هواپیمای میانسال است که برای یک قاچاقچی اسلحه به نام «اوردرن» پول جابهجا میکند. زمانی که او توسط پلیس دستگیر میشود و پیشنهاد معاملهای برای همکاری با آنها و لو دادن «اوردرن» دریافت میکند، «جکی» در موقعیتی دشوار قرار میگیرد.
«ملوین اودال»، نویسندهای موفق اما به شدت بدعنق، مردمگریز و دچار اختلال وسواس فکری-عملی است که زندگی را برای اطرافیانش جهنم کرده. او از همه متنفر است، از همسایهی هنرمند و همجنسگرایش گرفته تا پیشخدمت تنها و رنجکشیدهی رستوران محبوبش. اما وقتی سلسلهای از اتفاقات غیرمنتظره او را مجبور به برقراری ارتباط با این افراد میکند، دیوارهای دفاعی «ملوین» به آرامی فرو میریزند.
«جوزف پیستونه»، مأمور ویژهی «افبیآی»، با مأموریتی پرخطر، خود را در قالب «دانی براسکو»، متخصص جواهرات، وارد دنیای زیرزمینی مافیا در نیویورک میکند. او باید به یکی از خانوادههای تبهکار نفوذ کند و اطلاعاتی حیاتی به دست آورد.
«وکیل مدافع شیطان»، فیلمی درام-ترسناک با رگههایی از ژانر ماورایی است که با ورود «کوین لومکس» (با بازی «کیانو ریوز»)، وکیلی تازه وارد به نیویورک، آغاز میشود. «کوین» که در پی یک پیروزی بزرگ در پروندهای جنجالی مورد توجه قرار گرفته، به سرعت جذب شرکت حقوقی «جان میلتون» (با بازی «آل پاچینو») میشود. او به سرعت وارد دنیایی از ثروت، قدرت و پروندههای پرفراز و نشیب میشود، اما همسرش «مریآن» (با بازی «شارلیز ترون») و مادرش، به تدریج متوجه تغییرات نگرانکنندهای در رفتار و شخصیت او میشوند.
فیلم «بازی» درباره «نیکلاس ون اورتون» است، مردی ثروتمند و کنترلگر که همه چیز در زندگیاش طبق برنامه است. برادرش، «کنراد»، به او پیشنهاد میدهد که برای هیجان بیشتر، در یک «بازی» خاص شرکت کند. «نیکلاس» وارد این بازی میشود، اما به سرعت متوجه میشود که اتفاقات پیرامونش دیگر تحت کنترل او نیستند و زندگیاش به طور فزایندهای آشفته و خطرناک میشود. او تلاش میکند از این بازی مرموز سر دربیاورد.
داستان در دههی ۱۹۵۰ میلادی در شهر لس آنجلس آغاز میشود. در شب کریسمس، حادثهی قتلعام خونینی در یک کافهتریای شبانهروزی به نام «مرغ شب» رخ میدهد. این واقعه، ادارهی پلیس لس آنجلس را درگیر میکند و سه کارآگاه با خصوصیات متفاوت هر یک به نحوی وارد این پرونده میشوند. این سه نفر، با روشهای جداگانه و انگیزههای متفاوت، شروع به تجسس دربارهی ابعاد این قتلهای فجیع میکنند، در حالی که لایههای زیرین جامعهی لس آنجلس، از جمله فساد درونی ادارهی پلیس و ارتباط آن با دنیای جرم، به تدریج خود را نشان میدهند.
«ویل هانتینگ» جوان نابغهای است که به عنوان سرایدار در دانشگاه MIT کار میکند. او به طور ناشناس مسائل پیچیده ریاضی را حل میکند و توجه پروفسور «جرالد لمبو» را به خود جلب میکند. ویل که گذشتهای دشوار دارد، برای رهایی از مشکلاتش، تحت نظر روانشناسی به نام «شان مگوایر» قرار میگیرد. در این مسیر، ویل با کمک شان و دختری به نام «اسکایلر»، به درک تازهای از خود و زندگی دست مییابد.
در سال ۱۹۱۲، کشتی باشکوه «تایتانیک» عازم اولین سفر خود به سمت آمریکا میشود. «جک داوسن»، جوانی بیپول و ماجراجو، در سفر با «رز دویت بوکیتر»، دختری از طبقهی مرفه و اسیر انتظارات خانوادهاش، آشنا میشود. آشنایی تصادفی این دو، سرآغاز پیوندی عمیق میان رویا، شور زندگی و جدال با محدودیتهای اجتماعی است. سرنوشت جک و رز در دل رویدادهای غیرقابل پیشبینی کشتی رقم میخورد.
«زندگی زیباست» داستانی دربارهی «گوییدو اوریفیتزی»، مردی یهودی و خوشطبع در ایتالیا است که با «دورا» ازدواج کرده و پسری به نام «جوزوئه» دارند. با آغاز جنگ جهانی دوم، «گوییدو» و «جوزوئه» به اردوگاه کار اجباری فرستاده میشوند؛ «دورا» نیز داوطلبانه به آنها ملحق میشود. برای محافظت از روحیه و معصومیت پسرش در برابر وحشت اردوگاه، «گوییدو» به «جوزوئه» وانمود میکند که تمام این وقایع بخشی از یک بازی بزرگ است.