پس از وقوع یک حادثه ی غم انگیز در یک خانواده، یک نویسنده بین دو راهی عشق دوران کودکی اش و وسوسه های غریبه ای مرموز گیر کرده است.
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
داستان کلاسیک «سیندرلا» با روایتی جدید و جلوههای بصری خیرهکننده بازآفرینی میشود. «الا»، دختری مهربان که پس از مرگ مادرش توسط نامادری بدجنس و دخترانش مورد آزار قرار میگیرد، با وجود سختیها امید خود را از دست نمیدهد. او به طور اتفاقی با شاهزادهای جذاب ملاقات میکند و این دیدار سرنوشت او را تغییر میدهد. با کمک یک فرشته مهربان، «الا» فرصتی برای شرکت در جشن باشکوه قصر پیدا میکند. آیا او میتواند با غلبه بر موانع، رویای خود را به واقعیت تبدیل کند؟
روانشناس جان کلنسی (سر آنتونی هاپکینز) با F.B.I کار می کند. برای شکار یک قاتل زنجیره ای
بن ویتاکر، یک بازنشسته ۷۰ ساله و بیوهای که از زندگی روزمره بازنشستگی خسته شده، تصمیم میگیرد به عنوان یک کارآموز ارشد در یک استارتاپ موفق مد آنلاین که توسط جولز آستین جوان و پرانرژی اداره میشود، مشغول به کار شود. در ابتدا، جولز به دلیل اختلاف نسل و سبک زندگی، در پذیرش بن تردید دارد. اما با گذشت زمان و با توجه به تجربه، خرد و نگرش آرام بن، او به یک منبع الهام و تکیهگاه غیرمنتظره برای جولز و کل شرکت تبدیل میشود.
«آدلین بومن» در سال ۱۹۰۸ متولد میشود، اما پس از یک تصادف رانندگی عجیب و غریب در سال ۱۹۳۷، به طور معجزهآسایی جاودانه میشود و دیگر پیر نمیشود. او برای جلوگیری از جلب توجه و فاش شدن راز خود، هر چند سال یکبار هویت و محل زندگی خود را تغییر میدهد. «آدلین» به تنهایی زندگی میکند تا اینکه با «اِلیس جونز»، مردی کاریزماتیک، آشنا میشود و عشق را دوباره تجربه میکند.
داستان چهار مرد در غرب وحشی که برای نجات گروهی که توسط ساکنان آدمخوار غارنشین به اسارت گرفته شده اند, روانه می شوند.
9 سال پس از شیوع یک بیماری که باعث می شود انسان ها تبدیل به موجودی هار شوند، پارتیک، جک و لو، یک دختر 9 ساله، جان سالم به در برده اند و در محلی پوشیده از برف زندگی می کنند. با این حال میان جک و لو یک تنفر خاصی وجود دارد که آنها را از یکدیگر جدا نگه می دارد. زمانی که دوباره سر و کلهی انسان های آلوده پیدا می شود، آن دو باید کینه هایشان را پشت سر بگذارند تا از کسی محافظت کنند که برایشان بیشتر از هرچیزی ارزش دارد...
داستان پرفراز و نشیب «اتاق»، مخاطب را به درون زندگی «جک» پنجساله و مادرش «جوی» میبرد؛ زندگیای که تنها به یک فضای کوچک و محدود به نام «اتاق» خلاصه شده است. «جوی» سالهاست که در این مکان زندانی است و تمام تلاشش را میکند تا برای فرزندش «جک»، دنیایی امن و شاد بسازد، حتی اگر آن دنیا تنها چند متر مربع باشد. اما عطش آزادی و میل به تجربه دنیای واقعی، آنها را وادار به اتخاذ تصمیمی سرنوشتساز میکند.
دیویس (جیک جیلنهال) مرد جوانی است که به همراه پدر همسرش (کریس کوپر) در یک شرکت بزرگ فعالیت می کنند. دیویس زندگی مرفه و راحتی دارد و همسرش جولیا (هیدر لیند) را نیز بسیار دوست می دارد. اما پس از اینکه همسرش در جریان یک تصادف کشته می شود، زندگی دیویس سیاه و نابود می شود. بطوریکه او کنترلش بر زندگی را از دست می دهد تا اینکه...
در قلب لندن دهه شصت میلادی، برادران دوقلوی «کرِی»، «رونی» و «رجی»، با روحیهای سرکش و جاهطلب، آمادهاند تا نام خود را در دنیای زیرین حک کنند. «رجی» که فردی باهوش و تا حدودی متعادلتر است، سعی در کنترل «رونی» خشن و غیرقابل پیشبینی دارد. آنها به سرعت پلههای ترقی را طی کرده و با ترس و کاریزما بر شهر سلطه مییابند. اما آیا قدرت مطلق، این دو برادر را به سمت تباهی خواهد کشاند؟
«افشاگر» روایتگر تلاش تیم روزنامهنگاری “اسپاتلایت” روزنامه «بوستون گلوب» در سال دو هزار و یک است. این تیم، پرونده آزار جنسی کودکان توسط کشیشان کاتولیک در «بوستون» را پیگیری میکنند. با وجود تلاشهای نهادهای قدرتمند برای پنهانکاری، “اسپاتلایت” با پشتکار، حقیقت را افشا کرده و شبکهای از پنهانکاریها را آشکار میسازد. این فیلم به مبارزه برای عدالت از طریق روزنامهنگاری و تأثیر افشای حقیقت بر جامعه میپردازد.
«هیو گلس»، یک شکارچی پوست ماهر در دهه 1820 1820 میلادی، پس از حمله وحشیانه یک خرس و جراحات مرگبار، توسط افراد گروهش رها میشود. او که باورنکردنی از مرگ جان سالم به در میبرد و از «فیتزجرالد» و «جیم بریجر» خیانت میبیند، با ارادهای تسلیمناپذیر و در میان سرمای کشنده بیابان، سفری دشوار را برای بقا و انتقام آغاز میکند. «گلس» باید با طبیعت بیرحم و قبایل متخاصم مواجه شود تا به هدف نهاییاش برسد.
در سال ۱۶۳۰ میلادی، یک خانوادهی مسیحی به دلیل اختلاف با کلیسا، از محل سکونت خود طرد شده و مجبور به زندگی در حاشیهی جنگلی تاریک و دورافتاده در نیو انگلند میشوند. آنها در تلاش برای برپا کردن زندگی جدید خود هستند که وقایع شومی شروع به رخ دادن میکند. ناپدید شدن مرموز نوزاد خانواده و محصولات کشاورزی فاسد شده، شک و سوءظن را میان اعضای خانواده شعلهور میسازد و آنها را به سمت باورهای خرافی و ترس از نیروهای شیطانی میکشاند.
زندگی آرام و دانشجویی «آناستازیا استیل» ناگهان رنگ و بوی دیگری میگیرد، زمانی که او قدم در دفتر مجلل «کریستین گری» میگذارد. «کریستین»، یک غول تجاری جوان و فوقالعاده جذاب است که با رفتاری قاطع و چشمانی نافذ، «آناستازیا» را از همان لحظهی اول مجذوب خود میکند. «آناستازیا» که تا به حال تجربهی رابطهی خاصی نداشته، خود را درگیر معمایی میبیند که «کریستین» با خود به همراه دارد.
داستان فضانوردی به نام «مارک واتنی» است که در جریان یک ماموریت فضایی به مریخ، به طور ناخواسته در این سیاره تنها باقی میماند. در شرایطی که منابع محدود و ارتباط با زمین قطع شده، او باید با بهرهگیری از دانش علمی، مهارتهای فنی و خلاقیت خود راههایی برای زنده ماندن و برقراری ارتباط با تیم نجات پیدا کند.
«مالفیسنت» روایت خود را از سرزمین “مورز”، قلمروی پریان و طبیعت بکر آغاز میکند. در این سرزمین، «مالفیسنت» جوان، پریای با بالهای باشکوه و روحی سرشار از پاکی، نگهبان و محافظ مورز شناخته میشود. پیوند او با «استفان»، پسری از دنیای انسانها، اولین نشانههای ارتباط دو جهان را فراهم میآورد. اما جاهطلبی «استفان» و عطش او برای قدرت، فاجعهای را رقم میزند
«بخت پریشان ما» با به تصویر کشیدن زندگی روزمره «هزل گریس لنکستر»، دختری با بیماری سرطان پیشرفته، آغاز میشود. وضعیت او سبب شده تا زندگی منزوی و کتابخوانی را در پیش بگیرد. والدینش او را تشویق به شرکت در جلسات گروه حمایتی میکنند. در این جلسات، او به طور غیرمنتظرهای با «آگوستوس “گاس” واترز» آشنا میشود.
گروهبان «دان کولیر»، فرماندهی با تجربه و سرسخت، هدایت تانک «فیوری» و جوخهای متشکل از چهار سرباز باتجربه را در قلب نبردهای بیرحمانه جنگ جهانی دوم بر عهده دارد. با هر مأموریت، آنها بیش از پیش با خشونت و بیرحمی جنگ مواجه میشوند و تلاش میکنند تا در مواجهه با دشمنی سرسخت و بیرحم، زنده بمانند
«لوئیس بلوم»، جوانی کاریزماتیک اما از نظر اجتماعی منزوی و بیکار، در جستجوی شغل، به طور اتفاقی وارد دنیای خطرناک و تاریک فیلمبرداری از صحنههای جرم و تصادفات شبانه در لس آنجلس میشود. او که به سرعت در حال یادگیری است، با دوربینش در خیابانها پرسه میزند تا تصاویری خشن و دلخراش از حوادث را برای فروش به شبکههای خبری ضبط کند. جاهطلبی و هوش او، به همراه بیتوجهیاش به مرزهای اخلاقی، به او کمک میکند تا به سرعت در این حرفهی بیرحمانه پیشرفت کند.
داستان فیلم حول ناپدید شدن های مرمو افراد در سرتاسر دنیا به ویژه تعداد از اعضای گروه مپلتون که در حومه شهر زندگی می کنند, می باشد. آنها پس از دست دادن بیش از 100 تن از عزیزان خود باید زندگی شان را از نو بنا کنند.
هری باش مامور پلیس لس آنجلس که برای دومین بار متهمی را به اشتباه به قتل میرساند، منتظر رای دادگاه می باشد که ممکن است او را از کارش تعلیق کند. او همچنین در این بین پرونده قاتل سریالی را دنبال میکند که این قاتل بچه های کوچک را هدف قرار میدهد و معلوم نیست تا کنون چند بچه سر به نیست شده اند و تنها استخوان هایی از آن ها باقی مانده است...
«کلر رندال»، پرستاری نظامی از دوران جنگ جهانی دوم، به طور ناگهانی در اسکاتلند سال ۱۹۴۵، به سال ۱۷۴۳ منتقل میشود. او در این دوران پرآشوب و خطرناک، مجبور به ازدواج با جنگجویی اسکاتلندی به نام «جیمی فریزر» میشود. در حالی که «کلر» بین دو مرد از دو دوران متفاوت و دو عشق بزرگ در زندگیاش سرگردان است، باید برای بقا در این دوره پرتنش تلاش کند و برای بازگشت به زمان خود یا ماندن در گذشته تصمیم بگیرد.
«بوجک هورسمن»، اسبی انساننما و ستاره سابق یک کمدی موقعیت محبوب در دهه نود، حالا در لسآنجلس زندگی میکند و با حس پوچی، اعتیاد و نبردهای درونیاش دست و پنجه نرم میکند. او که در گذشته به اوج شهرت رسیده بود، اکنون در تلاش برای بازگشت به دوران اوج خود و یافتن معنایی در زندگیاش است.
سریال جنایی «فارگو» (Fargo) محصول ۲۰۱۴، ساخته «نوآ هاولی» و با الهام از فیلمی به همین نام، داستان «لستر نایگارد» (مارتین فریمن)، فروشنده بیمه ناموفقی را روایت میکند که زندگیاش پس از ملاقات با یک قاتل جامعهستیز به نام «لورن مالوو» (بیلی باب تورنتون) دگرگون میشود. اتفاقات زنجیرهای خشونتباری در شهر کوچک «بمیدجی»، مینه سوتا رخ میدهد که معاون پلیس محلی، «مولی سالورسن»، سعی در کشف حقیقت دارد. این سریال کمدی سیاه و تریلر روانشناختی، طبیعت شر و پیامدهای آن را بررسی میکند.