«نسلون ماندلا» (مورگان فریمن) که بعد از آزادی از زندان رئیس جمهور آفریقا شده همه چیز در کشورش را تقسیم بندی شده بین سیاهان و سفید پوستان می بیند. او بهترین راه حل را برای برداشتن این تقسیم بندی ورزش می داند. ماندلا با کمک کاپیتان تیم ملی راگبی کشورش، بنام «فرانسیس پینار» (مت دمون) سعی میکند تا تیم ملی راگبی را به یک نقطه ی مشترک بین سفیدها و سیاه پوستان تبدیل کند...
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
«سم بل»، فضانوردی است که تقریباً تمام دوران قرارداد سهساله خود را به تنهایی در یک پایگاه استخراجی در سمت پنهان ماه، به سرپرستی رباتی هوشمند به نام «گرتی»، سپری کرده است. وظیفه او استخراج هلیوم-۳ است که منبع اصلی انرژی زمین را تأمین میکند. با نزدیک شدن به پایان مأموریت و بازگشت به خانه...
«مارگارت تیت»، یک سردبیر سختگیر و موفق کتاب در نیویورک، که به دلیل سابقه کار غیرقانونی در آمریکا در آستانه اخراج از کشور و بازگشت به کانادا قرار گرفته است، ناچار میشود برای جلوگیری از دیپورت شدن، دست به اقدامی غیرمنتظره بزند. او دستیار جوان و تحت فشار خود، «اندرو پاکستون» را مجبور میکند تا با او ازدواج مصلحتی کند
روزی «پارکر ویلسون»، یک استاد دانشگاه، در مسیر بازگشت به خانه، توله سگی تنها و سرگردان از نژاد «آکیتا» را در ایستگاه قطار پیدا میکند. او تصمیم میگیرد این سگ را به خانه ببرد و به او نام «هاچی» میدهد. رابطهای عمیق و منحصر به فرد بین «پارکر» و «هاچی» شکل میگیرد؛ «هاچی» هر روز صاحبش را تا ایستگاه قطار همراهی میکند و هنگام بازگشت او نیز، درست سر ساعت، برای استقبالش آنجا حاضر میشود.
«خانواده مدرن» بیش از یک کمدی موقعیت است؛ این سریال آینهای است که پیچیدگیها، زیباییها و گاهی اوقات هرج و مرج دوستداشتنی خانوادههای امروزی را به تصویر میکشد. این سریال به صورت اپیزودیک به دغدغهها و اتفاقات روزمره زندگی آنها میپردازد
«لیزبت» بعد از اثابت گلوله به سرش، در بیمارستان بستری است و باید بعد از مرخصی از آنجا، به جرم انجام ۳ قتل محاکمه شود. در همین حال «میکائل» باید بی گناهی او را اثبات کند...
داستان در مورد مردی سالخورده به نام هری براون که عضو سابق ارتش است می باشد وی که به تازگی همسر خود را ازدست داده ، از به قتل رسیدن بهترین دوستش نیز با خبر می شود. بعد از اینکه پلیس شواهد کافی برای پیداکردن قاتلین دوستش را نمی یابد وی تصمیم می گیرد تا از قاتلین دوستش انتقام بگیرد و عدالت را با دستان خود به اجرا درآورد...
جین ( مریل استریپ) مادر سه فرزند بالغ ، و صاحب یک رستوران و نانوایی است و نزدیک به یک دهه است که از شوهرسابق خود جیک ( بالدوین) جدا شده است. او به تازگی با مرد معماری بنام آدام ( استیو مارتین ) رابطه عاطفی ایجاد کرده ، پس از ملاقات شوهر سابقش احساس می کند هنوز به او علاقه مند است و همین مسئله او را دچار سردرگمی می کند...
«میکائیل بلومکویست»، روزنامهنگاری که اعتبارش خدشهدار شده، از سوی «هنریک ونگر»، رئیس یک خانواده ثروتمند و قدرتمند، استخدام میشود تا معمای ناپدید شدن دختر جوان خانواده، «هریت»، را که چهل سال پیش اتفاق افتاده، حل کند. او در تحقیقات خود با «لیزبث سالاندر»، هکری نابغه و عجیب و غریب که سوابق دولتی پیچیدهای دارد، آشنا میشود. این دو با همکاری یکدیگر، وارد دنیای تاریک و فاسد خانواده «ونگر» میشوند و در حین جستجوی حقیقت، با مجموعهای از قتلهای هولناک و رازهای دیرینه روبرو میگردند.
«بنجامین اِسپوزیتو»، یک کارمند بازنشسته در دادگستری آرژانتین، تصمیم میگیرد رمانی را بر اساس یک پرونده قتل تجاوز به عنف که ۲۵ سال پیش با آن روبرو بوده، بنویسد. این پرونده در سال ۱۹۷۴ رخ داده بود و زنی به طرز فجیعی به قتل رسیده بود. «بنجامین» با ورود مجدد به جزئیات این پرونده قدیمی و با کمک همکار سابقش «ایرنه منندز وایت»، به عمق حقایق پنهان و تعقیب بینتیجه عدالت فرو میرود.
آنا پس از مدتی در یک بیمارستان روانی به خانه بازمی گردد، اما بهبودی او به خاطر دوست دختر جدید پدرش و دیدهای وحشتناک مادر مرده اش به خطر می افتد.
با گسترش یک ویروس کشنده در سطح جهان، چهار دوست به دنبال یک پناهگاه مشهور عاری از طاعون هستند. اما مسافران در حالی که از مبتلایان دوری میکنند، به یکدیگر میچرخند.
«نمو نوبادی»، آخرین انسان میرا در سال ۲۰۹۲، در آستانهی مرگ قرار دارد و خبرنگاری تلاش میکند داستان زندگی او را بازگو کند. «نمو» شروع به تعریف داستان زندگیاش میکند، اما با انتخابهای متعددی که در طول عمرش داشته، زندگیهای موازی و مسیرهای مختلفی را تجربه کرده است.
این فیلم انیمیشن استاپموشن فانتزی ترسناک، داستان «کورالاین جونز» را روایت میکند، دختری ماجراجو که به تازگی با خانوادهاش به یک خانه قدیمی نقل مکان کرده است. او از تنهایی و بیتوجهی والدینش خسته شده است. «کورالاین» یک در مخفی در خانه پیدا میکند که به دنیایی موازی و ظاهراً بهتر، با نسخههای ایدهآل و دوستداشتنی از والدین و همسایگانش، منتهی میشود. اما به زودی متوجه میشود که این دنیای زیبا، رازی تاریک و خطرناک دارد و ممکن است برای همیشه او را به دام بیاندازد.
دو زوج عاشق که در هاوایی به سر میبرند متوجه میشوند که یک بیمار روانی در حال کشت و کشتار در این سواحل است...
پس از حادثهای در جشن تولدش، «ادوارد کالن» (با بازی «رابرت پتینسون») برای محافظت از «بلا سوان» (با بازی «کریستن استوارت»)، او را ترک کرده و «بلا» را در افسردگی شدیدی فرو میبرد. «بلا» برای غلبه بر غم، به دوست صمیمیاش «جیکوب بلک» (با بازی «تیلور لاتنر») نزدیک میشود. «جیکوب» که خود یک گرگینه است، به «بلا» علاقهمند شده و تلاش میکند او را از دنیای خونآشامها دور نگه دارد. «بلا» اکنون در میان مثلث عشقی، و درگیر شدن با نبردهای باستانی خونآشامها و گرگینهها، با چالشهای بزرگی روبروست.
داستان از دیدگاه دختری چهارده ساله به نام «سوزی سالمون» روایت میشود که به طرز فجیعی به قتل رسیده است. او پس از مرگ، در فضایی بین این دنیا و دنیای دیگر گیر افتاده و از آنجا خانواده و قاتلش را زیر نظر دارد. «سوزی» تلاش میکند تا سرنخهایی را به خانوادهاش بفرستد تا آنها بتوانند حقیقت را کشف کنند و عدالت را برای او اجرا نمایند.
داستان «تام هانسن»، معمار رویاپردازی که به تازگی به عنوان کارتپستالنویس مشغول به کار شده، از روزی آغاز میشود که «سامر فین» وارد شرکت میشود. «تام» در همان نگاه اول، او را عشق واقعی خود میبیند و باورش به عشق واقعی و سرنوشتساز، در وجود «سامر» جان میگیرد. اما «سامر» دختری مستقل است که به عشق ابدی اعتقادی ندارد.
"فلیکس باش" گوشه نشینی است که توجهی به افراد شهر و کسانی که می خواهند او را بشناسند ندارد.اما وقتی روزی یکی از دوستانش می میرد و مردم داستانهایی درباره او می گویند،او تصمیم می گیرد این حرفها را بین مردم پایان دهد.او "فرانک" را استخدام می کند تا تشییع جنازه ای برای او برپا کند و...
در تابستان ۱۹۸۷ نوجوانی که به تازگی دوران دبیرستان را تمام کرده، جهت پس انداز برای دانشگاه، شروع به کار در یک شهر بازی می کند و در آنجا ماجراهای جدیدی برای او اتفاق می افتد.
داستان فیلم در مورد زندگی و مرگ «کریستوفر والاس» معروف به نوتوریوس بی.ای.جی است که از بروکلین آمد تا در دنیای موسیقی رپ طوفانی به پا کند...
داستان فیلم شور جوانی داستان پسر نوجوانی است بنام نیک (مایکل سرا) که پدر و مادرش جدا شده اند و او به همراه مادرش و دوست پسر او به یک کانکس در یک پارک برای زندگی نقل مکان می کنند، او از این شرایط زیاد راضی نیست ، اما با دیدن دختر زیبای همسایه شان در یک نگاه عاشق می شود و با شور و اشتیاق نوجوانیش گمان می کند راهی برای پایان تجرد و غلبه بر تنهایی های خود یافته است. همه انقلابها نیاز به یک رهبر دارند ، این جمله تبلیقاتی این فیلم است
ترنس مک (نیکلاس کیج) یک کارآگاه پلیس فاسد دایره مواد مخدر می باشد که پرونده قتل یک راهبه و ۵ مهاجر را پیگیری می کند...