«جس» (هاچرسن) خود را برای مسابقه ی دو مدرسه آماده می کند. اما تنها کسی که می تواند از او جلو بزند دختری تازه واردی به نام «لزلی» (راب) است. آن دو پس از مدتی با هم دوست می شوند و مکانی اسرار آمیز را در جنگل به نام «ترابیتیا» در نظر می گیرند و خود را شاه و ملکه ی آن جا می نامند...
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
داستان از لحظه خداحافظی «جان الدریدج»، استاد دانشگاهی مرموز، با همکارانش آغاز میشود. او ناگهان تصمیم به ترک شغلش و نقل مکان گرفته است. کنجکاوی همکارانش باعث میشود که آنها با اصرار از او بخواهند دلیل این تصمیم را بگوید. «جان» با کمال آرامش ادعا میکند که او یک «کرومانیون» است که در حدود ۱۴,۰۰۰ سال زندگی کرده و در طول تاریخ بشریت، بدون پیر شدن زندگی کرده است.
«باب لی سواگر»، تکتیراندازی بینظیر که زمانی نامیرا در نبرد بود، پس از ناامیدی از سیستم، به زندگی انزواطلبانه در کوهستان پناه برده است. اما سایه گذشته او را رها نمیکند؛ وقتی برای خنثی کردن یک توطئه ترور استخدام میشود، خودش هدف توطئهای بزرگتر قرار میگیرد و به عنوان مظنون اصلی معرفی میشود. با وجود اینکه تمام سیستم علیه اوست، «سواگر» هیچ انتخابی جز فرار و تبدیل شدن به یک شکارچی برای شکارچیان خود ندارد.
«جونو مکگاف»، دختری دبیرستانی باهوش، حاضرجواب و با شخصیتی خاص و مستقل، پس از یک اتفاق غیرمنتظره متوجه میشود که باردار است. این خبر زندگی آرام و روزمره او را زیر و رو میکند و «جونو» را مجبور میکند تا تصمیمی بزرگ و سرنوشتساز برای آینده خود و نوزادش بگیرد.
«من افسانهام» داستان «رابرت نویل» را روایت میکند، آخرین بازمانده انسانی در شهر نیویورک که پس از یک همهگیری جهانی، به تنهایی با سگش زندگی میکند. در حالی که او برای بقا تلاش میکند، در پی یافتن درمانی برای ویروسی است که بیشتر جمعیت جهان را به موجوداتی شبزی تبدیل کرده است.
این فیلم داستان واقعی «کریستوفر مککندلس»، یک جوان ایدهآلیست را روایت میکند که پس از فارغالتحصیلی از دانشگاهی معتبر و با آیندهای درخشان، ناگهان تصمیم میگیرد از تمام انتظارات جامعه، خانواده و مادیات دست بکشد. او تمام داراییهایش را رها کرده، هویت جدیدی برای خود برمیگزیند و سفر بزرگی را آغاز میکند. مقصد نهایی او، طبیعت بکر و وحشی آلاسکاست، جایی که امیدوار است معنای واقعی آزادی و خوشبختی را کشف کند
«تد کرافورد»، یک مهندس نابغه، همسر خود را به ضرب گلوله میزند و اعتراف میکند، اما پرونده او پر از پیچیدگی و تناقض است. «ویلی بیموم»، یک دادستان جوان و جاهطلب، پرونده او را بر عهده میگیرد. «تد» که به نظر میرسد یک قتل بینقص انجام داده است، «ویلی» را در یک بازی فکری درگیر میکند و «ویلی» باید تمام هوش و مهارت خود را به کار گیرد تا او را محکوم کند و به راز پنهان این پرونده پی ببرد.
فیلمی درام در مورد نماینده کنگره تگزاس، «چارلی ویلسون» (تام هنکس) و معاملات سرپوشیده اش در افغانستان، و تلاش او برای همکاری با شورشی ها در جنگ با شوروی، که اثرات پیش بینی نشده ای را برای وی در پی دارد...
در تابستان ۱۹۳۵، «بریونی»، دختری خیالپرداز، شاهد صحنهای میان خواهرش، «سسیلیا»، و «رابی»، پسر سرایدار است و با درکی اشتباه، اتهامی ویرانگر وارد میکند. این دروغ، سرنوشت عاشقان جوان را برای همیشه تغییر میدهد و «رابی» را به جبهههای جنگ جهانی دوم میکشاند.
«تایلر گیج»، که یک رقاص خیابانی و همینطور فردی آشوبگر است، بعد از بهم ریختن یک مدرسه هنر، محکوم به ۳۰۰ ساعت خدمت در این مدرسه می شود. در همین مدت او با یک رقاص باله بنام «نورا کلارک» آشنا می شود و ...
فیلم «نفوذی» با ورود سازمانیافته گروهی از سارقین به یک بانک بزرگ در منهتن آغاز میشود. آنها بلافاصله گروگانگیری را شروع میکنند و با پوشاندن لباسهای مشابه به همه، هویت خود و گروگانها را پنهان میسازند. «کارآگاه فریزر»، یک مذاکرهکننده پلیس، به صحنه فراخوانده میشود تا با این موقعیت پیچیده مقابله کند.
خانوادهای از «بازندههای دوستداشتنی» یک فرصت طلایی پیدا میکنند: دختر کوچکشان، «اولیور»، میتواند در مسابقه زیبایی «میس سانشاین کوچولو» شرکت کند! اما مشکل اینجاست که محل برگزاری مسابقه، هزاران کیلومتر دورتر است و آنها فقط یک ون زرد قدیمی و پر دردسر دارند. این سفر جادهای تبدیل به کمدیای تمامعیار از بدشانسیها، لحظات غافلگیرکننده و رویاروییهای اجتنابناپذیر میشود.
«میراندا پریستلی» سردبیر افسانهای و تاثیرگذار مجله «رانوی» است که با شخصیت سختگیر و کمالگرایش، تمام صنعت مد را تحت فرمان خود دارد. وقتی «اندی»، دختر جوان و سادهای که به دنبال شغلی جدی است، به عنوان دستیار او انتخاب میشود، دنیای آرام «اندی» با سرعت و شدت دنیای مد به هم میریزد.
در نبرد باستانی «ترموپیل»، «لئونیداس»، پادشاه «اسپارت»، با همراهی سیصد نفر از جنگجویان برتر خود، مقابل ارتش عظیم و بیشمار «خشایارشا»، پادشاه «ایران»، ایستادگی میکند. در حالی که نیروهای «یونان» تلاش میکنند تا آخرین سنگرهای خود را حفظ کنند، شجاعت و فداکاری این گروه کوچک، الهامبخش تمام «یونان» برای اتحاد و مقابله با دشمنی عظیم میشود.
«دکستر» داستان «دکستر مورگان»، یک متخصص پزشکی قانونی آرام و خوشبرخورد در اداره پلیس میامی را روایت میکند که زندگی دوگانهای دارد. در ظاهر، او شهروندی عادی و دوستداشتنی است، اما در باطن، قاتلی سریالی است که تنها یک تفاوت کلیدی با دیگر قاتلان دارد: او فقط قاتلان دیگری را میکشد که از چنگ عدالت گریختهاند. «دکستر» این «کد» را از پدرخوانده پلیس خود آموخته تا «مسافر تاریک» درون خود را کنترل کند و به نوعی عدالت خاص خود را اجرا کند.
مدیر یک یتیم خانه در هند به دانمارک فرستاده می شود جائی که در آنجا او رازی خانوادگی را کشف می کند که باعث تغییر زندگی اش می شود...
هنگامی که یک سانحه هوایی جان اعضای تیم فوتبال دانشگاه مارشال و تعدادی از هواداران آن را می گیرد، مربی جدید تیم و بازیکنان بازمانده او سعی می کنند برنامه فوتبال را زنده نگه دارند.
دختر چهارده ساله ی وینی، «ماری آنتوانت» (دانست)، در وصلتی که فقط از روی حساب و کتاب های سیاسی صورت گرفته، با «لویی شانزدهم» (شوارتسمن) پادشاه فرانسه ازدواج می کند. «ماری» خیلی زود خودش را در لذت های زندگی در ورسای غرق می کند و از توطئه های سیاسی پیرامونش نه سر در می آورد و نه در واقع، اهمیتی برای شان قائل است...
زندگی "اکیلا اندرسون" یازده ساله ساده نیست،پدر او از دنیا رفته،مادرش او را نادیده می گیرد و برادرش با گروههای خیابانی گریخته است.او با باهوش است اما شرایط زندگی و محیط اطرافش استعداد را تهدید می کند.با تهدید مدیر مدرسه او در یک مسابقه هجی شرکت می کند و...
دو دوست که با هم رقابت می کنند، درد عشق، افسردگی را تحمل می کنند...
«جویی گازل» قاچاقچی خورده پایی است که بعد از یک درگیری با پلیس، باعث کشته شدن ۲ پلیس می شود. او اسلحهای که با آن قتل را انجام داده، را در زیرزمین خانه اش مخفی می کند. اما این کار باعث می شود که اسلحه توسط پسربچه یکی از همسایگانش دزدیده شود...
“بن” راندل بهترین امدادگر گروه گارد ساحلی طی عملیاتی همکاران گروه و بهترین دوستش را از دست میدهد از این رو برای مدتی به مدرسه آموزشی امدادگران میرود.در این بین همیشه کابوس شب از دست دادن دوستش برای او میماند.همسر بن نیز به خاطر بی توجهی بن او را ترک میکند و میرود.بن تمام نیروی خود را برای آموزش گروه صرف میکند و در این میان یکی از شاگردان او جیک که از قهرمانان شنا هست شروع به شکستن رکوردهای بن میکند بن سعی میکند به لایههای زیرین زندگی جیک وارد شود و…
یک مادر بعد از مرگش به محل زندگیاش باز می گردد تا مشکلاتی را حل کند که در زمان زنده بودنش نمی توانست حلشان کند.
پس از سالها بازنشستگی از دنیای بوکس، «راکی بالبوآ»، قهرمان سابق سنگین وزن جهان، زندگی آرامی را به عنوان صاحب یک رستوران کوچک در فیلادلفیا میگذراند. او هنوز با یاد و خاطرهی همسر فقیدش، «آدریان»، زندگی میکند و رابطهی پیچیدهای با پسر بزرگسالش، «رابرت جونیور»، دارد. زمانی که یک شبیهسازی کامپیوتری نشان میدهد که «راکی» میتوانست قهرمان فعلی، «میسون “لاین” دیکسون» را شکست دهد، بحثی عمومی برانگیخته میشود. این اتفاق «راکی» را به فکر بازگشت به رینگ میاندازد، نه برای عنوان قهرمانی، بلکه برای اثبات چیزی به خود و به دنیا.