«نیک نیلور»، سخنگوی جذاب و بیپروا صنایع دخانیات، با چالش اخلاقی بزرگ کردن پسرش «جویی» روبروست، در حالی که شغلش مستلزم دفاع عمومی از سیگار کشیدن است. او با لابیگرهای رقیب در صنعت الکل و اسلحه رقابت میکند و همزمان تحت فشار فعالان ضدسیگار و یک سناتور سختگیر قرار دارد.
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
سه نفر، در یک جزیره گرمسیری گیر می افتند. آنها برای زنده ماندن شروع به ...
«الیزابت» (ویدرسپون) پشت رل اتوموبیل خوابش می برد و به شدت تصادف می کند و به اغما می رود. چند هفته ی بعد، مردی به نام «دیوید» (رافالو) آپارتمان «الیزابت» را اجاره می کند ولی بلافاصله متوجه می شود که «الیزابت» کاملا هم خانه را خالی نکرده است. جسم «الیزابت» شاید مرده باشد ولی روحش کاملا زنده است و مصرانه پا می فشارد که آپارتمان هنوز به خودش تعلق دارد...
«مت» (الیجا وود) که به تازگی بخاطر پیدا شدن کوکائین در وسایلش، از دانشگاه هاروارد اخراج شده، به لندن می رود تا با خواهرش و شوهر خواهرش «استیو» زندگی کند. مت با برادر کوچکتر استیو، یعنی «پیت» آشنا می شود. بعد از رفت و آمدهایی با پیت، مت می فهمد که پیت و دوستانش اوباش فوتبالی هستند...
یک زن جوان خروجی و پرخاشگر از نظر جنسی با یک مرد جوان به همان اندازه پرخاشگر ملاقات می کند و رابطه ای وحشتناک را آغاز می کند که در آن رابطه آنها زندگی شخصی آنها را تحت فشار قرار می دهد.
«کریس ویلتون»، یک مربی تنیس جوان و کاریزماتیک، برای کسب موقعیت اجتماعی بهتر به لندن میآید و به سرعت وارد حلقههای اشرافی میشود. او با «کلویی هویت»، دختر یک خانواده ثروتمند، وارد رابطه میشود و قصد ازدواج با او را دارد. اما در این بین، «کریس» به «نولا رایس»، یک بازیگر آمریکایی جذاب و پیچیده که نامزد برادر «کلویی» است، دل میبندد. این روابط موازی، زندگی «کریس» را به سمت تصمیمات دشوار و پیامدهای غیرمنتظرهای سوق میدهد.
«کنی کارتر» (جکسن) اعضای تیم بسکت بال دبیرستان ریچموند کالیفرنیا را طوری رهبری می کند که قهرمانی ایالتی در دو قدمی شان قرار می گیرد. اما هنگامی که «کارتر» متوجه می شود نمرات درسی بچه ها پایین است، تصمیم می گیرد در استادیوم را بر روی آنان ببندد و در عوض آنان را تا نمرات شان بهتر نشده، در کتابخانه نگه دارد...
«وایولت دورو» (رولندز)، «کارولاین» (هادسن) را که در یک خانه ی سالمندان کار می کند، استخدام می کند تا از شوهرش، «بن» (هرت) مراقبت کند. دیری نگذشته که «کارولاین» به اسناد و شواهدی دست می یابد که ثابت می کند «بن» و «وایولت» عضو یک فرقه ی شوم «هودو» هستند.
«تام استال»، مردی آرام و معمولی است که زندگی بیحاشیهای را به همراه همسر و دو فرزندش در یک شهر کوچک میگذراند و یک کافه کوچک را اداره میکند. اما وقتی دو جنایتکار خشن به کافه او حمله میکنند، تام با واکنشی غیرمنتظره و مهارتهایی مرگبار از خود دفاع میکند. این اقدام قهرمانانه او را به یک قهرمان محلی تبدیل میکند، اما در عین حال توجه افراد مرموزی را جلب میکند که ادعا میکنند تام، در گذشته شخص دیگری بوده است. این اتفاق آرامش زندگی او و خانوادهاش را به چالش میکشد و آنها را در معرض خطرات پنهانی قرار میدهد که ریشه در گذشتهای خشونتآمیز دارند.
داستان «کوهستان بروکبک» در تابستان سال ۱۹۶۳ آغاز میشود؛ زمانی که دو مرد جوان، برای کار به عنوان چوپان، به کوهستانی دورافتاده و خلوت فرستاده میشوند. این دو مرد که از پسزمینههای کاملاً متفاوتی میآیند و هر کدام شخصیتهای خاص خود را دارند، در طول مدت اقامتشان در این طبیعت بکر، رابطهای عمیق و غیرمنتظره برقرار میکنند.
فیلم «غرور و تعصب» داستان خانواده «بنت» و پنج دخترشان را در انگلستان قرن نوزدهم روایت میکند. یافتن همسر مناسب برای دختران، دغدغه اصلی مادر است تا آینده آنها تضمین شود. با ورود «آقای بینگلی» و دوست ثروتمند و مغرورش، «آقای دارسی»، به همسایگی، زندگی آنها دچار تحول میشود.
در قرن دوازدهم، «بالیان»، آهنگری فرانسوی که زندگیاش را باخته و در ناامیدی غرق شده است، در پی مواجهه با شوالیهای صلیبی به نام «گادفری»، پدری که هرگز او را نشناخته بود، راهی سرزمینی مقدس میشود. در «اورشلیم» که تحت فرمانروایی «بالدوین چهارم»، پادشاه جذامی و صلحدوست است، «بالیان» خود را درگیر پیچیدگیهای سیاسی و مذهبی میان مسیحیان و مسلمانان مییابد. با اوج گرفتن تنشها و تهدیدات «صلاحالدین ایوبی» برای بازپسگیری شهر، «بالیان» باید از اصول اخلاقی خود دفاع کند و در نبردی سرنوشتساز، نه تنها برای جان خود، بلکه برای حفظ صلح و یکپارچگی «پادشاهی اورشلیم» مبارزه کند.
در زیرزمین هاى اپراى پاریس، موسیقی دان بدقیافه ی زندگى میکند که به « کریستین »، یکى از خوانندگان ذخیره ى اپرا، دل میبندد...
«جی. ام. بری»، نمایشنامهنویس اسکاتلندی، با وجود موفقیتهای حرفهای، در زندگی شخصی خود احساس یکنواختی و فقدان الهام میکند. او با «سیلویا دیویس» و چهار پسرش آشنا میشود. دوستی او با این خانواده، به ویژه با پسر کوچکتر، «پیتر»، تخیلات «بری» را دوباره شعلهور میسازد. «بری» با الهام از بازیها و دنیای خیالی کودکان، شخصیت «پیتر پن» را خلق میکند و نمایشنامهای مینویسد که به یکی از محبوبترین داستانهای تمام دوران تبدیل میشود. این فیلم سفر او در خلق این دنیای جادویی را روایت میکند.
نه سال پس از ملاقات سرنوشتسازشان در قطار، «جس» (با بازی ایتن هاوک) و «سلین» (با بازی جولی دلپی) به طور اتفاقی دوباره در پاریس یکدیگر را ملاقات میکنند. جس، نویسندهای موفق، برای معرفی کتاب جدیدش که درباره همان ملاقات اولشان است، به پاریس آمده و سلین نیز در کنفرانس حاضر شده است. آنها تنها فرصتی کوتاه در طول یک بعدازظهر دارند تا در خیابانهای پاریس قدم بزنند، از زندگی خود بگویند و به یاد بیاورند که آیا هنوز همان حس عمیق گذشته بینشان وجود دارد یا خیر.
فیلم «مردی در آتش»، ماجرایی هیجانانگیز را در دل «مکزیکوسیتی» پرخطر آغاز میکند. یک نظامی سابق که به شدت از زندگی دلسرد شده، استخدام میشود تا از کودکی محافظت کند. این ارتباط غیرمنتظره، به زندگی او معنی و هدف میبخشد و او را از ناامیدی خارج میسازد. اما سرنوشت تلخ، این آرامش موقت را با یک فاجعه به هم میریزد.
در بیمارستان «پرینستون-پلینزبورو»، جایی که پروندههای پزشکی غیرقابل توضیح و بیماران با علائم مرموز به وفور یافت میشوند، دکتر «گریگوری هاوس» و تیم پزشکان برجستهاش، آخرین امید بیماران ناامید هستند. «هاوس»، با رویکردی غیرمتعارف و گاه توهینآمیز، اما با نبوغی بینظیر، تلاش میکند تا پازلهای پزشکی را حل کند که حتی بزرگترین متخصصان نیز از حل آنها عاجز ماندهاند.
اسکندر در سن ۲۵ سالگی بر نود درصد از دنیای شناخته شده آن زمان با اقتدار حکمرانی می کند. پدر او شاه فیلیپ نام داشته که قبل از او پادشاه مقدونیه بوده و مادرش نیز المپیاس نام دارد که همواره تحت ظلم و ستم شاه فیلیپ بوده است. بنابراین او اسکندر را از کودکی تربیت کرده تا به جنگاوری شجاع و بیرحم تبدیل شود. اسکندر با خروج از مقدونیه به مدت هشت سال همراه با سپاهیانش ۲۲ هزار مایل را می پیماید تا موفق به فتح این سرزمینها شود. او ابتدا امپراطوری عظیم ایران و سپس مصر را فتح کرده و…
فیلم «تصادف» در لسآنجلس جریان دارد و داستانهای متعدد و به ظاهر بیربطی را در طول یک دوره ۴۸ ساعته دنبال میکند. این داستانها، شخصیتهای مختلفی از نژادها و طبقات اجتماعی متفاوت را به یکدیگر گره میزند. از یک کارآگاه پلیس گرفته تا یک کارگردان تلویزیونی ثروتمند و همسرش، یک مغازهدار ایرانی و یک مهاجر آمریکای لاتین؛ همه به طرقی غیرمنتظره و غالباً دراماتیک با هم برخورد میکنند.
چین، سال 859 میلادی. دو فرمانده نظامی، «لیو» (اندی) و «جین» (کانشیرو)، مأموریت یافته اند تا رهبر یک گروه ضد دولتی معروف به «خنجرهای پرنده» را دستگیر کنند. با گزارش یک خبرچین سرو کار این دو به گیشاخانه ای می افتد که در آن یکی از مظنونان، یعنی رقاصه ای نابینا به نام «مئی» (زی یی) مشغول کار است...
یک دانشمند هندی موفق بعد از مدت ها به روستای خودش در هند باز می گردد تا دایه اش را با خود به آمریکا ببرد، و در این بین به ریشه ی واقعی خودش پی می برد.
داستان فیلم از چهار قسمت تشکیل شده است، سه قسمت اول درمورد رابطه «چو» با سه زن است که بعد از از دست دادن عشق زندگی اش، «سو لی ژن» با آن ها آشنا شده. قسمت چهارم در دنیای اسرار آمیز چو، که ۲۰۴۶ نام دارد روی می دهد...
داستان واقعی «ارنستو گهوارا» دانشجوی رشته پزشکی و «آلبرتو گرانادو» دانشجوی رشته شیمی که موتورسیکلت زهوار دررفتهای میخرند و به جاده میزنند تا کشورهای آمریکای لاتین را درنوردند...
فیلم «۵۰ قرار اول» ماجرای «هنری راث» را به تصویر میکشد که پس از آشنایی با «لوسی ویتمور»، به دام عشقی عجیب و دلنشین میافتد. «لوسی» به دلیل یک حادثه، دچار فراموشی روزانه است؛ یعنی هر روز صبح که بیدار میشود، هیچ خاطرهای از روز قبل ندارد. با این وجود، «هنری» تسلیم نمیشود