زن جوان لالی که در یک تفرجگاه ماهیگیری در مکانی ایدهآل کار میکند، اما با جنبههای مختلف ناخوشایند انسانی احاطه شده است، عاشق مردی میشود که به دلیل ارتکاب قتل از قانون فرار میکند.
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
یک مجری اوباش لاس وگاس برای تحقیق در مورد مرگ مرموز برادرش به زادگاهش سفر می کند.
نگاهی اپیزودیک به زندگی شاعر و نویسنده کوبایی، «رینالدو آرناس» ( خاویر باردم ) از دوران کودکی اش تا زمان مرگ او در نیو یورک.
در سال ۱۹۸۱، لس آنجلس، کوئینسی و مونیکا هر دو آرزو دارند تا روزی در NBA شرکت کنند و...
فیلم داستان زندگی شخصی و حرفه ای نقاش آمریکایی “جکسون پولاک” را به تصویر می کشد.
«رابین» (لوییس) پذیرفته است که جنین یک زوج ثروتمند را در رحم خود بپرورد. اما دو تبهکار خرده پا به نام های «پارکر» (فیلیپ) و «لانگباف» (دل تورو)، «رابین» را می ربایند. این دو مطمئن هستند که زوج ثروتمند حتما باج قابل توجهی را برای بازپس گرفتن مادر و جنین خواهند پرداخت...
ساوانا، اواخر دهه ی ۱۹۲۰. «رانولف جونو» (دیمن)، گلف باز قدیمی حاضر می شود که بار دیگر به میدان مسابقه بیاید. چند روز پیش از آغاز رقابت ها، مرد مرموزی به نام «باگرونس» (اسمیت) نزد «جونو» می آید و پیشنهاد می کند که چرخ حامل چوب های گلفش را در زمین مسابقه حمل کند. «جونو» می پذیرد و «باگرونس» در مسابقه کمک بسیاری به او می کند...
دو دوست، یک کشیش و یک خاخام، عاشق همان زنی میشوند که در جوانی میشناختند، اما موقعیت مذهبی هر دو مرد، آنها را از رابطه عاشقانه محروم میکند.
«ف. و. مورنا» (مالکوویچ) خیال دارد نسخه ای سینمایی از «دراکولا»ی «برام استوکر» را بسازد. «ماکس شرک» (دافو)، ایفاگر شخصیت «کنت اورلاک» پیرو روش بازیگری «استانیسلافسکی» است و فقط در صورتی در گفت و گوها شرکت می کند که کاملا در جلد شخصیتش فرو رفته باشد. اما بقیه ی بازیگران اصلا آمادگی بازی واقع گرایانه را ندارند...
اکتبر سال 1962. یک هواپیمای جاسوسی امریکا در آسمان کوبا به پرواز در می آید و عکس هایی از محل استقرار موشک های دوربرد اتمی اتحاد شوروی در آن کشور می گیرد. به این ترتیب تعارض میان امریکا و شوروی بالا می گیرد و جهان در آستانه ی یک جنگ دیگر قرار می گیرد...
یک استاد دانشگاه انگلیسی سعی دارد مشکلاتش را با همسر خود که قصد ترک کردن او را دارد، حل کند و در عین حال مشغله های بسیار دیگری نیز در زندگی او بوجود آمده است...
زندگی یک مادر مجرد پس از بازگشت برادر کوچکترش به شهر که به ندرت دیده می شود، دچار آشفتگی می شود.
«جک کامبل» (کیج) مردی است مجرد و معتاد به کار، که این بخت و فرصت در اختیارش گذاشته می شود تا ببیند اگر در کنار «کیت» (لیونی)، نامزد قدیمی اش می ماند، چه زندگی ای داشت.
دو خواهر که از مردم محله شان رانده شده اند، بعد از اینکه یکی از آن ها توسط یک گریگنه گاز گرفته می شود، وارد سری اتفاقات غم انگیزی می شوند...
داستان «کارل براشر» اولین آفریقایی-آمریکایی ای که بعنوان قواص در نیروی دریایی آمریکا خدمت کرد.
داستان این فیلم دربارهی اعضای یک خانواده از قشر متوسط شهر تایپه(مرکز کشور تایوان) است که هر روز با چالشهای مختلفی روبرو میشوند و سوالات اساسی دربارهی معنای زندگی مطرح میکنند. آنها در تلاش هستند بین گذشته و امروز خود، رابطهای ایجاد کنند تا بتوانند خود را با شرایط کنونی، وفق دهند.
«سلما» ، زنی مهاجر است که از همسرش جدا شده، و یک پسر دارد که در کارخانه ای در یکی از مناطق روستایی امریکا کار می کند, او رفته رفته بینایی اش را از دست می دهد. تنها عاملی که او را از شر مصایب زندگی رهایی می بخشد، علاقه ی شدیدی است که به موسیقی دارد...
پسر جوانی پس از اینکه معلمش به او فرصتی میدهد، تلاش میکند تا دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کند.
یک پسر جوان و با استعداد بین علاقه اش به رقص و مشکلات خانواده اش گیر افتاده است.
یک کمدی عاشقانه در مورد دختری بنام «وایولت سانفورد» که به شهر نیو یورک رفته تا به آرزوی دیرینه اش، یعنی ترانه نویسی برسد. او بعنوان یک خدمتکار در یک کلوب شبانه استخدام می شود، که توسط چند زن گردانده می شود...
«ویین روشه»، یک زن مرموز و آزاداندیش، به همراه دختر کوچکش «آنوک»، به یک روستای سنتی و محافظهکار در فرانسه میآید و یک مغازه شکلاتفروشی کوچک باز میکند. شکلاتهای لذیذ و وسوسهانگیز «ویین» به سرعت قلب و روح ساکنان روستا را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را از زندگی روزمره و روتینشان دور میکند.
جان که پسر یک مامور آتش نشانی بوده و پدرش ۳۰ سال پیش در یک حریق کشته شده موفق می شود بطور اتفاقی روی فرکانس یک رادیوی کهنه صدای پدر خود را بشنود . در واقع یک پدیده جوی که در یک روز بخصوص هم در سال ۱۹۶۹ و هم سی سال بعد در همان روز خاص رخ داده است ، این امکان را از نظر علمی فراهم آورده که دو انسان در دو زمان متفاوت با هم تماس برقرار کنند .
تصادف رانندگی مرگباری در مکزیکوسیتی، سرنوشت سه غریبه از طبقههای اجتماعی مختلف را به شکلی خشونتبار به هم گره میزند: یک پسر جوان به نام «اکتاویو» که برای پولشویی و عشق ممنوعش درگیر مسابقات خونین سگهاست؛ یک مدل زیبا به نام «والریا» که زندگیاش پس از این حادثه کاملاً دگرگون میشود؛ و یک قاتل قراردادی و ولگرد به نام «ال چیو» که در پی رستگاری است. این فیلم به طرز ماهرانهای سه داستان متقاطع را روایت میکند که همگی حول محور تصادف و سگها میچرخند
شهر کوچک جرجیا. «آنی ویلسن» (بلانشت)، زن بیوه و مادر سه بچه، با تحلیل روانی همسایگانش برای خودش درآمد کوچکی دارد. او خیلی زود درگیر ماجرای یک قتل می شود و می کوشد تا با شم روانی اش قاتل را پیدا کند...