«هنری هیل» از نوجوانی شیفته زندگی گنگستری در محلهای در «نیویورک» است و به تدریج، با حمایت «جیمی کانوی» و «تامی دووایتو» وارد دنیای پیچیده و خطرناک مافیا میشود. او تجربه صعود از پایینترین ردهها تا کسب نفوذ در میان گنگسترها را از سر میگذراند
درام · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
1859 عنوان
«توئین پیکس» یک سریال درام معمایی-فانتزی-ترسناک است که داستان قتل مرموز «لارا پالمر»، دختر محبوب و به ظاهر بیعیب و نقص، در شهر کوچک و عجیب «توئین پیکس» در ایالت واشینگتن را روایت میکند. مامور ویژه FBI، «دیل کوپر»، برای تحقیق درباره این پرونده وارد شهر میشود و به تدریج با لایههای پنهان، اسرار تاریک و شخصیتهای عجیب و غریب ساکنان این شهر روبرو میشود. همانطور که «کوپر» به حل پرونده نزدیکتر میشود، او و بیننده با عناصر سوررئال، کابوسوار و ماورایی روبهرو میشوند که به مرز بین واقعیت و خیال میپردازند و حال و هوایی منحصر به فرد به سریال میبخشند.
بیوگرافی ران کوویچ. او که در جنگ ویتنام فلج شده بود، پس از احساس خیانت توسط کشوری که برای آن جنگید، به یک فعال سیاسی ضد جنگ و طرفدار حقوق بشر تبدیل می شود.
آيووا. «ري کينسلا» (کاستنر) هم راه همسرش، «آني» و دخترشان، «کارين» در مزرعه ي خود زندگي آرامي دارد. تا اين که صدايي از غيب به او مي گويد که اگر در وسط مزرعه اش يک زمين بيس بال بسازد، قهرمان افسانه اي، «جو جکسن بي کفش» ، از دنياي مردگان مي آيد و در آن جا بار ديگر بازي مي کند...
فیلم افتخار به تبعیضهای علیه سیاهان در جامعه امریکا بویژه در جنگهای داخلی این کشور می پردازد. این جنگها بین ایالات شمالی، متحدین، و ایالات جنوبی رخ می دهد. مسئولین شهر بوستون در ماساچوست، از ایالات شمالی، که مخالف برده داری هستند هنگی از سیاهان را تشکیل می دهند و «رابرت شاو» (متیو برودریک)، فرزند یکی از متنفذین شهر را فرمانده این هنگ می کنند. شاو به آموزش این هنگ که اکثرا برده های فراری ایالات جنوبی هستند می پردازد اما گویا تبعیضهای موجود اجازه رفتن به جنگ را نمی دهند و حتی کفش و لباس نیز به آنها نمی دهند. شاو با این تعصبات مبارزه می کند و ...
«هری» و «سالی» برای اولین بار در سال ۱۹۷۷ پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، در حین سفر به «نیویورک» همدیگر را ملاقات میکنند و رابطهای پُر چالش و با گفتگوهای هوشمندانه را آغاز میکنند. آنها در طول دوازده سال و سه ماه بعد، بارها همدیگر را در موقعیتهای مختلف میبینند و رابطهی دوستی پیچیدهای بینشان شکل میگیرد. در تمام این مدت، آنها با این سوال همیشگی دست و پنجه نرم میکنند که آیا یک مرد و زن واقعاً میتوانند فقط دوست صمیمی باشند، بدون اینکه احساسات عاشقانه بینشان ایجاد شود؟
«جان کیتینگ»، معلم جدید انگلیسی در یک مدرسه شبانهروزی پسرانه که به شدت بر سنت و موفقیت تأکید دارد، دانشآموزانش را به چالش میکشد تا زندگی خود را “فوقالعاده” بسازند. او آنها را به کشف قدرت شعر و تفکر مستقل تشویق میکند، و به آنها یادآوری میکند که “صدای” خود را پیدا کنند. گروهی از دانشآموزان، تحت تأثیر ایدههای «کیتینگ»، باشگاه قدیمی “انجمن شاعران مرده” را بازسازی میکنند تا در خلوت خود، آزادی و شور زندگی را تجربه کنند. با این حال، شور و شوق تازه کشف شدهی آنها، در تضاد با قوانین سختگیرانه مدرسه و انتظارات والدین قرار میگیرد.
«فرانک دوکس» (وان دام) از اردوگاه آموزشی «آژانس اطلاعات دفاعی» فرار می کند و به هنگ کنگ می رود تا در یک مسابقه ی مخفی ورزش های رزمی شرکت کند…
در نئو-توکیو سال ۲۰۱۹، شهری پسا-آخرالزمانی که از خاکستر جنگ جهانی سوم برخاسته، گروههای موتورسیکلتسوار جوان در خیابانها به رقابت میپردازند. «کاندا»، رهبر یک باند موتورسیکلتسوار، تلاش میکند تا دوست صمیمیاش «تتسوئو» را نجات دهد که پس از یک تصادف با یک آزمایششونده دولتی، قدرتهای روانحرکتی عظیمی به دست آورده است. اما «تتسوئو» به سرعت کنترل قدرتهایش را از دست میدهد و به منبعی از تخریب تبدیل میشود، در حالی که دولت و سازمانهای مخفی در تلاش برای مهار او هستند.
فیلم، داستان زندگی «سالواتوره»، کارگردانی موفق را روایت میکند که پس از سالها دوری، با شنیدن خبری از گذشته، به خاطرات دوران کودکیاش در سیسیل بازمیگردد. او روزهایی را به یاد میآورد که پسرکی شیفته سینما بود و ساعات زیادی را در سینمای محلی میگذراند و رابطهای عمیق با آپاراتچی مهربان آنجا پیدا کرد. «سینما پارادیزو» ادای احترامی نوستالژیک به جادوی سینما و مرور تأثیر عمیق گذشته بر حال است.
«قبرستان کرمهای شبتاب» انیمهای عمیق و دردناک است که روایتگر زندگی «سیتا»، پسری نوجوان، و خواهر کوچکترش «ستسوکو» در بحبوحه جنگ جهانی دوم در ژاپن است. این دو خواهر و برادر در پی وقایع ناگوار جنگ، بیسرپناه و تنها میمانند
منچوری، سال 1950. نگهبانان خشنی که جنایتکاران جنگی را با قطار از شوروی به چین کمونیست می برند، جلوی خودکشی «پویی» (لون)، امپراتور سابق چین را می گیرند. در ادامه، همراه با مراحل باز آموزی او، زندگی اش را مرور می کنیم...
یک پسر بچه انگلیسی بنام «جیمز گراهام» (کریستین بیل) که در دوران جنگ جهانی دوم به همراه خانواده اش در شانگ های زندگی می کرده، توسط ژاپنی ها به اسارت گرفته می شود..
تابستان ۱۹۶۳، در یک اقامتگاه تفریحی کوهستانی، «فرانسیس “بیبی” هاوسمن»، دختری جوان از خانوادهای مرفه، به طور ناگهانی جذب دنیای پرشور و هیجانانگیز کارکنان اقامتگاه، به خصوص مربی رقص کاریزماتیک، «جانی کسل»، میشود. وقتی شریک رقص جانی درگیر مشکلی میشود، بیبی با وجود مخالفت پدرش، پا پیش میگذارد و در کنار جانی، نه تنها رقصیدن را میآموزد، بلکه خود را کشف میکند و عشق را در میان ریتمهای پرشور موسیقی تجربه میکند. فیلمی عاشقانه و موزیکال که نمادی از دوران خود شد.
«غلاف تمام فلزی» از دوران آموزشی طاقتفرسا در پادگان آغاز میشود و سپس مخاطب را به قلب فاجعهبار جنگ ویتنام میبرد. این فیلم به شکلی عمیق و تفکربرانگیز، به تأثیرات ویرانگر جنگ بر انسانیت، روان و هویت سربازان میپردازد و تصویری فراموشنشدنی از تباهی و بیمعنایی نبرد ارائه میدهد.
«ادی فلسن» ( نیومن )، معروف به «دی فرزه»، بیلیاردباز و «تیغ زن» سابق، جوانی به نام «وینست لاریا» ( کروز ) را زیر پر و بال خود می گیرد و به او آموزش می دهد.
دانشجوی جوانی از آسایش خانهاش در آمریکا دل کنده و به عنوان سرباز پیادهنظام به جنگ ویتنام فرستاده میشود. او پس از رسیدن به منطقه نبرد، به سرعت متوجه میشود که جنگ ویتنام فراتر از آنچه در اخبار شنیده است، بیرحم و بیمنطق است.
پسر جوانی پس از یافتن یک تفنگ قدیمی، به ارتش شوروی می پیوندد و وحشت جنگ جهانی دوم را تجربه می کند
داستان در مورد مردی است که سالها خون و خونریزی راه می اندازد و قلمروی خود را گسترش میدهد و در اخر عمر خود قصد دارد که اموال خود را بین فرزندانش تقسیم کند که تقسیم ها به مزاق پسر سوم خوش نمی آید، و این موضوع باعث جنگ و خونریزی عظیم میشود...
«راکی بالبوآ» پس از اینکه دوست صمیمی و رقیب سابقش، «آپولو کرید»، در یک مسابقهی نمایشی توسط بوکسور شکستناپذیر شوروی، «ایوان دراگو»، کشته میشود، شوکه و داغدار میشود. «راکی» که از این اتفاق ویران شده و انگیزهی انتقام دارد، تصمیم میگیرد برای ادای احترام به دوستش و دفاع از حیثیت کشورش، با «دراگو» در خاک شوروی مبارزه کند. او با تمرینات طاقتفرسا و دور از امکانات، خود را برای این رویارویی سرنوشتساز آماده میکند.
«کلوپ صبحانه» داستان پنج نوجوان کاملاً متفاوت از نظر جایگاه اجتماعی در مدرسه را روایت میکند که همگی در یک روز شنبهی تنبیهی در کتابخانهی دبیرستان با هم جمع میشوند. این گروه شامل یک ورزشکار، یک شورشی، یک نابغه، یک دختر محبوب و یک فرد عجیب و غریب است که هر کدام از آنها به دلایل خاصی برای تنبیه به آنجا آمدهاند
یک نوجوان شهری به شهر کوچکی نقل مکان می کند که در آن موسیقی راک و رقص ممنوع شده است و روح سرکش او مردم را تکان می دهد.
«دانیل لاروسو»، نوجوان تازهوارد به کالیفرنیا، به سرعت خود را هدف آزار و اذیت گروهی از دانشآموزان کاراته کار مییابد. او که از وضعیت موجود خسته شده، از «آقای میاگی»، سرایدار آپارتمانشان که در خفا استاد هنرهای رزمی است، درخواست کمک میکند. آقای میاگی با روشهای آموزشی نامتعارف و درسهایی فراتر از مبارزه فیزیکی، به دانیل میآموزد که قدرت واقعی نه تنها در توانایی ضربه زدن، بلکه در تعادل، احترام و خودشناسی نهفته است.
فیلم «آمادئوس» داستان «آنتونیو سالیهری»، آهنگساز دربار امپراتور اتریش، را روایت میکند که به شدت به استعداد بیبدیل «ولفگانگ آمادئوس موتزارت» جوان و بیپروا حسادت میورزد. «سالیهری»، که خود را وقف موسیقی و خداوند کرده، نمیتواند درک کند چگونه خداوند چنین نبوغی را به فردی با رفتار زننده و کودکانه مانند «موتزارت» اعطا کرده است. این حسادت او را به وسواس و کینهای عمیق میکشاند که تمام زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد