«مایک انسلین» (با بازی «جان کیوساک»)، نویسندهای بدبین و شکاک به پدیدههای ماوراءالطبیعه، تصمیم میگیرد شب را در اتاق ۱۳۰۸ هتلی مرموز (با بازی «ساموئل ال. جکسون» در نقش مدیر هتل) که شایعات بسیاری درباره اتفاقات عجیب آن وجود دارد، بگذراند. او که هدفش اثبات نبود هیچ نیروی فراطبیعی است، به زودی با واقعیاتی فراتر از درک خود روبرو میشود و باید برای بقا در برابر وحشتی که در این اتاق نهفته است، تلاش کند.
فانتزی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
319 عنوان
«جس» (هاچرسن) خود را برای مسابقه ی دو مدرسه آماده می کند. اما تنها کسی که می تواند از او جلو بزند دختری تازه واردی به نام «لزلی» (راب) است. آن دو پس از مدتی با هم دوست می شوند و مکانی اسرار آمیز را در جنگل به نام «ترابیتیا» در نظر می گیرند و خود را شاه و ملکه ی آن جا می نامند...
«جانی بلیز»، بدلکار موتور سوار حرفهای، در جوانی برای نجات پدر بیمارش، با اهریمنی قدرتمند معاملهای تاریک انجام میدهد. سالها بعد، او مجبور به ادای دین خود میشود و در شب، به «روح سوار» تبدیل میشود؛ موجودی باستانی که عدالت را بر روی زمین اجرا میکند و وظیفهاش شکار ارواح شیطانی فراری است. جانی درگیر نبردی ماوراءالطبیعه میشود که نه تنها جان او، بلکه روحش را نیز در معرض خطر قرار میدهد.
داستان از لحظه خداحافظی «جان الدریدج»، استاد دانشگاهی مرموز، با همکارانش آغاز میشود. او ناگهان تصمیم به ترک شغلش و نقل مکان گرفته است. کنجکاوی همکارانش باعث میشود که آنها با اصرار از او بخواهند دلیل این تصمیم را بگوید. «جان» با کمال آرامش ادعا میکند که او یک «کرومانیون» است که در حدود ۱۴,۰۰۰ سال زندگی کرده و در طول تاریخ بشریت، بدون پیر شدن زندگی کرده است.
اشلی منهتنی برای بسیاری به عنوان خوش شانس ترین زن اطراف شناخته می شود. با این حال، پس از یک برخورد تصادفی با یک مرد جوان ضعیف، او متوجه می شود که ثروت خود را با او عوض کرده است.
داستان «شعبدهباز» در وینِ سال ۱۸۸۹ میگذرد و درباره زندگی «آیزنهایم»، یک هنرمند شعبدهباز با شهرتی بینظیر است. او با ترفندهای بینظیر و غیرقابل توضیح خود، ذهن تماشاگران را به تسخیر خود درمیآورد. بازگشت «دوشس سوفی»، عشق از دست رفتهاش، به شهر، مسیر زندگی «آیزنهایم» را تغییر میدهد. این دیدار، عشقی قدیمی را بیدار میکند، اما تفاوت طبقاتی و نامزدی «سوفی» با «ولیعهد لئوپولد»، چالش بزرگی ایجاد میکند. «آ
سال ۱۹۲۰، در یک بیمارستان در لس آنجلس مرد مجروحی برای هم اتاقی خود که دختره بچه ای با دست شکسته است داستان عجیب درباره 5 قهرمان مرموز را تعریف می کند.
در محلههای کثیف و بوی بد پاریس قرن هجدهم، «ژان-باتیست گرنویی»، کودکی با استعدادی خارقالعاده و در عین حال نفرینشده متولد میشود: او فاقد هرگونه بوی بدنی است، اما حس بویاییاش به شکلی غیرانسانی قدرتمند است. این موهبت عجیب، او را به دنیای عطرها میکشاند، اما وسواس او برای خلق “عطر نهایی” که جوهر زیبایی را در خود جای دهد، به مسیری تاریک و مرگبار ختم میشود.
«سلین»، جنگجوی خونآشام، و «مایکل»، اولین هیبرید خونآشام-لیکان، اکنون در حال فرار هستند و به دنبال کشف ریشههای نژادهایشان میگردند. آنها باید اسرار گذشته و جنگ دیرینه بین خونآشامها و لیکانها را برملا کنند. سفر آنها به قلب یک توطئه باستانی میانجامد که شامل دو موجود جاودانه قدرتمند، «مارکوس» و «ویلیام»، میشود. این زوج باید پیش از آنکه این موجودات باستانی بتوانند تمام جهان را به تباهی بکشانند، راهی برای متوقف کردنشان بیابند.
یک بازیگر زن در حال عادت کردن به اخلاق و ویژگی های نقشی است که در فیلمی بر عهده گرفته. بعد از مدتی جهان او تبدیل به کابوسی عجیب و غریب می گردد.
آرن که پس از کشتن پدر خود و دزدیدن شمشیر او آواره بیابانها شده، مورد حمله گرگها قرار میگیرد، کیمیاگری به نام شاهین او را نجات میدهد و همراه خود به سفر میبرد. آنها پس از مشاهده شهر هرت که در آن بردهفروشی مرسوم است در منزل زنی پناه میگیرند. از سویی کیمیاگر خبیثی به نام تارتن که سابقه دشمنی با شاهین را دارد درصدد است راز زندگی ابدی را پیدا کرده انتقام خود را از شاهین بگیرد. به همین دلیل زن و آرن را به گروگان گرفته، شاهین را با این ترفند به دام میاندازد...
برای گروهی از نوجوانان، پاسخ به مرگ مرموز دوست قدیمیشان در دنیای یک بازی ویدیویی آنلاین است که بر اساس داستان واقعی یک نجیب زاده باستانی به نام کنتس خونی ساخته شده است.
دو دختر نوجوان یک پری دریایی را در استخر باشگاه ساحلی خود کشف می کنند.
فیلم با اسباب کشی دکتری افسرده به نام «کیت فاستر» (سندرا بولاک) شروع می شود که از خانۀ زیبایش بروی دریاچه ای به شیکاگو میرود. در راه شیکاگو یاد داشتی برای مستاجر جدید خانه اش می گذارد و از او می خواهد که اگر نامه ای برای او آمد، به آدرس جدیدش در شیکاگو ارسال کند و درباره جاهای پای سگ مقابل درب و جعبۀ زیر شیروانی توضیحاتی می نویسد. کیت به بیمارستانی در شیکاگو می رود و شروع به کار می کند. دکتر سرپرست بخش او (شهره آغداشلو) با او گرم می گیرد و...
«مایکل نیومن» معماری پرمشغله است که در میان جاهطلبیهای شغلی و نیازهای خانوادهاش گیر افتاده است. او که آرزوی موفقیت و آیندهای روشن برای عزیزانش را دارد، زمان زیادی را صرف کار میکند و از لحظات ارزشمند زندگیاش غافل میشود. در جستوجوی راهی برای مدیریت بهتر زندگی، با کنترلی جادویی روبهرو میشود که به او قدرتی بینظیر برای کنترل زمان میدهد. او میتواند لحظات خستهکننده و ناخوشایند زندگی را جلو بزند، مکث کند یا حتی به عقب برگردد.
دستگاهی که گروهی از دکتران متخصص از آن برای ورود به رویاهای بیمارانشان استفاده می کرده اند دزدیده شده و ممکن است از آن برای مقاصد شومی استفاده شود. هرج و مرج همه جا را فرا گرفته، و تنها یک دکتر زن بنام «پاپریکا» است که می تواند به این وضعیت پایان دهد...
فیلم سینمایی · 2006
Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest
دزدان دریایی کارائیب: صندوقچهی مرد مُرده
«کاپیتان جک اسپارو» درگیر نفرین «دیوی جونز»، فرمانروای دریا، است و باید برای نجات جانش، “صندوقچه مرد مرده” حاوی قلب «دیوی جونز» را بیابد. همزمان، «ویل ترنر» و «الیزابت سوان» به جرم کمک به «جک» دستگیر شده و برای آزادیشان مجبورند قطبنمای جادویی «جک» را برای «لرد کاتلر بکت» پیدا کنند. این سه بار دیگر در ماجراجویی پرخطری با هیولای دریایی «کریکن»، خیانتها و نبردهای حماسی روبرو میشوند تا سرنوشت خود و دنیای دزدان دریایی را تعیین کنند.
«دکتر رید ریچاردز»، یک دانشمند نابغه اما منزوی، به همراه شریکش «بن گریم»، نامزد سابقش «سو استورم»، و برادر کوچکتر او «جانی استورم»، برای انجام یک آزمایش فضایی به ایستگاه فضایی «ویکتور وان دووم» میروند. اما در طول مأموریت، آنها در معرض طوفانی از تشعشعات کیهانی قرار میگیرند. پس از بازگشت به زمین، این چهار نفر متوجه میشوند که دچار تغییرات ژنتیکی شده و قدرتهای ماوراءطبیعی پیدا کردهاند..
یک کهنه سرباز بطور اشتباهی به یک موسسه نگهداری از تبهکاران روانی فرستاده شده و در آنجا همانند یک موش آزمایشگاهی تحت آزمایشهای گوناگون یک دکتر قرار می گیرد.
یک بازیگر خودمحور که فکر میکند میتواند بازیگر زن ناشناختهای را در این قسمت تحت الشعاع قرار دهد، ناخودآگاه یک بازیگر جادوگر در یک بازسازی تلویزیونی آینده کمدی کمدی کلاسیک Mawitched (1964) انتخاب میکند.
«الیزابت» (ویدرسپون) پشت رل اتوموبیل خوابش می برد و به شدت تصادف می کند و به اغما می رود. چند هفته ی بعد، مردی به نام «دیوید» (رافالو) آپارتمان «الیزابت» را اجاره می کند ولی بلافاصله متوجه می شود که «الیزابت» کاملا هم خانه را خالی نکرده است. جسم «الیزابت» شاید مرده باشد ولی روحش کاملا زنده است و مصرانه پا می فشارد که آپارتمان هنوز به خودش تعلق دارد...
آقای سدریک براون که همسرش را از دست داده مجبور است تا از هفت کودک نا آرام و بسیار شلوغ خود به تنهایی مراقبت کند. او تصمیم می گیرد تا پرستاری برای نگهداری از بچه ها استخدام کند اما این کار آن طور که به نظر می رسد چندان ساده نیست. سرانجام شانس با ظاهر شدن پرستاری به نام نانی مک فی به سراغش می آید. زنی اسرار آمیز با قدرتی جادویی و تنها کسی که از پس هفت کودک شلوغ بر می آید...
کهکشان در اوج جنگهای کلون به سر میبرد و نیروهای جمهوری تحت رهبری جدایها با ارتش بیانتهای جداییطلبان درگیرند. «آناکین اسکایواکر»، شوالیهی جوان و قدرتمند جدای، در این میان نقشی کلیدی ایفا میکند، اما رفتهرفته شک و تردید و ترس از دست دادن عزیزانش، او را به سمت لبه تاریک نیرو میکشد. در حالی که «پالپاتین»، صدراعظم جمهوری، قدرت خود را بیش از پیش تثبیت میکند و برنامههای پنهانیاش را پیش میبرد، «آناکین» باید بین وفاداری به جدایها و وسوسهی قدرتی بیحد و حصر، یکی را انتخاب کند. این قسمت، نقطه اوج و پایانی بر پیشدرآمد سهگانه «جنگ ستارگان» است که روایتگر سقوط یک قهرمان و تولد یک امپراتوری خواهد بود.
«جان کنستانتین»، جنگیر و کارآگاه ماوراءالطبیعه، توانایی دیدن موجودات نیمهشیطان و نیمهفرشته را دارد. او که به سرطان ریه مبتلاست و محکوم به جهنم، تلاش میکند با بازگرداندن شیاطین به دوزخ رستگاری یابد. وقتی کارآگاه «آنجلا دادسون» برای تحقیق درباره مرگ مرموز خواهرش نزد او میآید، «کنستانتین» وارد نبردی بزرگتر میان خیر و شر میشود که میتواند سرنوشت بشریت را تغییر دهد.