یکی از شاگردان مدرسه شائولین از برادرانش می خواهد تا با استفاده از مهارتهای رزمیشان یک تیم فوتبال تشکیل دهند...
فانتزی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
319 عنوان
استودیوی جین-اِی تصمیم میگیرد به مناسب هفتادمین سالگرد تأسیس یک مستند بسازد و تاچیبانای فیلمساز مسئول ساخت این مستند می شود. تاچیبانا به کوهستان دورافتادهای سفر میکند تا چیوکو فقوجیوارا، الههی دورانِ کودکی و ستاره درخشان بازیگری در استودیوی جین-اِی، از سال 1930 تا سال 1960 ، را ملاقات کند. اون تصمیم دارد تا از زندگی چیوکو مستندی بسازد و...
دو پسر به نامهای سیلاس و جمال تصمیم گرفتند روزی سیگاری جادویی بکشند که در نهایت به آنها کمک میکند تا در آزمون ورودی کالج خود موفق شوند.
نیویورک، قرن بیست و یکم. دغدغه ی موفقیت در کار چنان ذهن «کیت مکی» (رایان) را اشغال کرده که دیگر فرصتی برای عشق و عاطفه برایش نمانده است. محبوب سابق او «استوارت» (شراییر) که دانشمندی نابغه است، پنجره ای رو به زمان باز می کند و در نتیجه «لیوپولد» (جکمن)، اشراف زاده ی بریتانیایی، به زمان حال منتقل شود. چندی نمی گذرد که «کیت» و «لیوپولد» به یک دیگرعلاقه مند می شوند.
یک مرد کم عمق به دلیل زیبایی درونی عاشق یک زن 300 پوندی می شود.
مردی که در یک رویا به سر می برد به در سراسر دنیا سرک کشیده و با افراد مختلفی ملاقات می کند و در مورد معنا و هدف آفرینش جهان با آن ها بحث می کند...
آرتور و دو فرزندش کتی و بابی مالک یک خانه شیشه ای می شوند که برای آنها به ارث گذاشته شده است . این خانه دو ویژگی دارد : گروهی ارواح خبیثه در آنجا محبوس شده اند و هر کسی را که در سر راهشان باشد نابود می کنند و توسط عینکهای خاصی قابل رویت هستند . همچنین این خانه دارای گنجی پنهان است که تنها به کمک آن ارواح می توان به آن دست یافت . زمانیکه این خانواده بهمراه پرستار بابی و یک وکیل وارد خانه می شوند و کار انتقال مدارک به پایان می رسد درهای خانه به روی آنها قفل شده و ارواح درون خانه آزاد می شوند . مسئول این کار فردی به اسم دنیس است که یک شکارچی ارواح بوده و با کمک همکارش کالینا می کوشد تا گنج موجود در خانه را بدست آورد...
«ریک» و «اِوِلین اوکانل» اکنون ازدواج کرده و پسری به نام «الکس» دارند. زندگی آرام خانوادگی آنها با زنده شدن دوباره مومیایی شرور «ایمهوتپ» و بازگشت نفرینهای مصر باستان به هم میریزد. این بار، «ایمهوتپ» در پی قدرتی فراتر از گذشته است
زمانیکه حلقهای باستانی و برخوردار از نیرویی ویرانگر به دستان هابیتی جوان به نام «فرودو» میرسد، سرنوشت سرزمین میانه به او و یارانش پیوند میخورد. «فرودو» به همراه گروهی از همراهان وفادار از نژادهای گوناگون، مأموریتی خطیر را آغاز میکند تا این حلقه را از دست نیروهای تاریکی مصون نگاه دارد.
«هری پاتر»، پسربچهای یتیم که تحت سرپرستی خاله و شوهرخالهاش زندگی سخت و نامطلوبی را میگذراند، در یازدهسالگی با نامهای غیرمنتظره به مدرسه جادوگری «هاگوارتز» دعوت میشود. در آنجا، او نه تنها به دنیای پنهان جادو و دوستیهای عمیق راه مییابد، بلکه کشف میکند که گذشتهای تاریک و سرنوشتی عظیم دارد. «هری» به همراه دوستان جدیدش، «هرمیون» و «رون»، به زودی درگیر جستجویی خطرناک برای یافتن شیئی جادویی به نام سنگ جادو میشوند؛ گنجینهای باستانی که میتواند به بزرگترین دشمن «هری»، «لرد ولدمورت»، قدرتی بیحد و حصر ببخشد.
پس از اینکه دو پسر از سه پسر شیطان از جهنم فرار میکنند تا زمین را ویران کنند، شیطان باید پسر سوم خود، نیکی با اخلاق را بفرستد تا قبل از اینکه خیلی دیر شود، آنها را بازگرداند.
گروهی از گردشگران پس از دیدن پروژه جادوگر بلر (1999) به بورکیتسویل، مریلند میرسند تا اسطورهشناسی و پدیده را کشف کنند، اما با روان رنجوری خود و احتمالاً خود جادوگر روبرو میشوند.
«جک کامبل» (کیج) مردی است مجرد و معتاد به کار، که این بخت و فرصت در اختیارش گذاشته می شود تا ببیند اگر در کنار «کیت» (لیونی)، نامزد قدیمی اش می ماند، چه زندگی ای داشت.
دو خواهر که از مردم محله شان رانده شده اند، بعد از اینکه یکی از آن ها توسط یک گریگنه گاز گرفته می شود، وارد سری اتفاقات غم انگیزی می شوند...
شیطان هفت آرزو الیوت ریچاردز را برآورده می کند تا دختر رویاهایش را در ازای روحش به دام بیاندازد.
یک گروه از دزدان حرفه ای به رهبری مارکوس و سولینا ، وارد یک سرداب در قلب لندن می شوند به این امید که گنج پیدا کنند . در عوض آنها موفق می شوند که به یک موجود قدیمی "کنت دراکولای افسانه ای" ، که باعث وحشت انگلستان در قرن گذشته شده بود تا زمانیکه توسط دکتر آبراهام ون هلسینگ متوقف شد – جان تازه ببخشند .
«گرینچ» (با بازی «جیم کری»)، موجودی سبز و بدبین که در بالای کوه «کرامپیت» زندگی میکند، از تمام اهالی «هوویل» و شور و هیجان آنها برای کریسمس متنفر است. او که از جشنها و هیاهوی این عید به ستوه آمده، نقشهای پلید میکشد تا با دزدیدن تمام تزئینات، هدایا و نمادهای کریسمس، شادی را از مردم «هوویل» بگیرد و جشن آنها را نابود کند.
شهر کوچک جرجیا. «آنی ویلسن» (بلانشت)، زن بیوه و مادر سه بچه، با تحلیل روانی همسایگانش برای خودش درآمد کوچکی دارد. او خیلی زود درگیر ماجرای یک قتل می شود و می کوشد تا با شم روانی اش قاتل را پیدا کند...
«نیک مارشال»، یک مدیر تبلیغاتی خودشیفته، خوشصحبت و زنباره در شیکاگو است که تصور میکند به خوبی زنان را میشناسد. اما پس از یک حادثه عجیب و غریب در حمام خانهاش، او ناگهان توانایی شنیدن افکار درونی زنان را به دست میآورد. این قدرت غیرمنتظره، برای او یک امتیاز است
در شهر کوچک «ساوت پارک»، چهار دوست کنجکاو برای تماشای یک فیلم کانادایی جدید به سینما میروند. این فیلم با دیالوگهای نامناسب و جنجالیاش، به سرعت در میان کودکان محبوب میشود و والدین خشمگین را به واکنش وامیدارد. با بالا گرفتن تنشها میان والدین و به دنبال آن، میان دولتها، حوادثی زنجیرهوار رخ میدهد که میتواند منجر به فاجعهای جهانی شود. حالا چهار قهرمان کوچک ما باید راهی برای توقف این هرج و مرج بیابند و دنیا را از یک جنگ تمام عیار نجات دهند.
«کریگ شوارتز»، یک عروسکگردان بیکار و ناموفق، در شرکت عجیبی مشغول به کار میشود. او در آنجا تونلی مخفی پیدا میکند که به شکلی باورنکردنی، مستقیماً او را به درون ذهن بازیگر مشهور، «جان مالکوویچ»، هدایت میکند. «کریگ» برای پانزده دقیقه میتواند از دید «مالکوویچ» دنیا را ببیند و سپس به بیرون پرتاب میشود...
، کارآگاه «ایچابود کرین»، یک محقق غیرعادی و آیندهنگر اهل نیویورک در سال ۱۷۹۹ میلادی، برای بررسی قتلهای مرموزی به دهکدهای دورافتاده و خرافی به نام «اسلیپی هالو» فرستاده میشود. ساکنان این دهکده اعتقاد دارند که قاتل، شبحی بدون سر سوار بر اسب است که از گور برخاسته و قربانیان خود را بیسر میکند. «کرین» که به منطق و علم باور دارد، در ابتدا این داستانها را رد میکند، اما با وقوع اتفاقات ترسناک و غیرقابل توضیح، مجبور میشود با حقیقتی تاریکتر از آنچه تصور میکرد، روبرو شود.
هنگامی که گروهی از کاوشگران باستانشناس، ناخواسته تابوی یک مقبره ممنوعه را میشکنند، چیزی را بیدار میکنند که قرنها در تاریکی انتظار میکشید. موجودی نیرومند و باستانی که با قدرتی ماوراء طبیعی بازگشته ...
شوالیههای «جدای»، «کویی-گان جین» و شاگردش «اوبی-وان کنوبی»، برای حل و فصل منازعهای تجاری به سیاره «نابو» فرستاده میشوند. اما آنها به زودی خود را درگیر توطئهای بزرگ میبینند که نه تنها «نابو» را تهدید میکند، بلکه صلح و تعادل کل کهکشان را به خطر میاندازد. در طول این سفر، آنها با پسری جوان و با استعداد به نام «آناکین اسکایواکر» آشنا میشوند که ممکن است «برگزیده» افسانهای باشد؛ کسی که تعادل را به «نیرو» بازمیگرداند. این داستان، آغازگر حماسهای عظیم در کهکشان است.