در روستایی درست وسط یک صحرای بزرگ زن جوانی به نام والری (با بازی آماندا سیفراید) زندگی می کند که عاشق مرد فقیر چوب بری به نام پیتر (با بازی شیلو فرناندز) است. اما...
ترسناک · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
492 عنوان
داستان درباره گروهی از دانشجویان است که برای تعطیلات به یک کلبه دورافتاده در دل جنگل میروند. اما این سفر تفریحی به زودی به یک کابوس وحشتناک تبدیل میشود، زیرا اتفاقات عجیب و ماوراءالطبیعهای برای آنها رخ میدهد. در پس پرده این وقایع، سازمان مرموزی با برنامههای پنهان و کنترلکنندهای وجود دارد که سرنوشت این جوانان را به شکلی پیشبینینشده رقم میزند
سال ۱۹۲۱ انگلستان، پس از غم و اندوه کشته شدن بساری از مردم در حنگ جهانی اول دو زن برای دیدن روح یک دختر کوچک به مدرسه شبانه روزی میروند و در آنجا …
سزار با بازی «لوییز توسار»، نگهبان ساختمانی است که باور دارد توانایی خوشحال بودن را به صورت مادرزاد ندارد ،در نتیجه، فکر میکند که هدف زندگیاش سخت کردن زندگی تمام افراد دور و برش است. اکثر ساکنان ساختمان به غیر از «کلارا» با بازی «مارتا اتورا»، به راحتی تحت تاثیر او قرار میگیرند. بنابراین «سزار» از تمام توانایی خود برای اینکه «کلارا» را دچار فروپاشی روانی کند استفاده میکند. زمانی که سر و کله دوست پسر «کلارا»، «مارکوس» با بازی «آلبرتو سن جوان» پیدا میشود مسائل پیچیده میشوند.
پنجمین قسمت از مجموعه فیلم های «مقصد نهایی»، همانند قسمت های قبلی، داستان آشنای چند جوان را روایت می کند که هرکدام از آنها به شکل غیرمنتظره ای کشته می شود.
در دنیایی متعلق به آینده، قرن هاست که بین انسان ها و خون آشام ها جنگ وجود دارد. در یکی از همین درگیری ها، خون آشام ها به خانواده ای حمله می کنند و دختری را به اسارت می برند. کشیشی که بین مردم و در شهری محصور شده زندگی می کند، متوجه می شود که آن دختر، برادرزاده ی اوست. او همراه با دوست برادرزاده اش که کلانتر شهر محسوب می شود و به رغم مخالفت اصحاب کلیسا، تصمیم می گیرد برای مقابله به دل خون آشام ها بزند. با نزدیک شدن به محل آن ها و پیدا کردن ردی از برادرزاده اش، کم کم متوجه می شود این گروگان گیری در واقع یک تسویه حساب قدیمی است.
سریال «مردگان متحرک» داستان «ریک گرایمز»، افسر پلیسی را دنبال میکند که پس از به هوش آمدن از کما، خود را در دنیایی آخرالزمانی مییابد که توسط زامبیهای گوشتخوار تسخیر شده است. او به دنبال خانوادهاش میگردد و در این راه با بازماندگان دیگری روبرو میشود.
خون آشامی خردسال به نام «ابی» از نظر سنی رشد نکرده و در سن دوازده سالگی متوقف مانده است. او با خدمتکار میانسالش (که ظاهرا معشوق دوران خردسالی اوست) به آپارتمانی اسباب کشی می کند که در همسایگی آن پسر دوازده ساله تنهایی زندگی می کند که پدر و مادرش در آستانه جدایی اند و همکلاسی هایش او را در مدرسه آزار می دهند...
لورانس تالبوت که پس از وقایع دوران کودکیش و مرگ مادرش، مدت زیادی از خانواده و سرزمین مادری خود دور بوده پس از دریافت خبر ناپدید شدن برادرش به خانه بازمی گردد تا در جستوجوی برادرش کمک کند. اما در همین حین متوجه می شود که دهکده در خطر است و هر شب هنگامیکه ماه کامل می شود موجودی درنده مردم را به قتل می رساند…
«تاکر» و «دیل»، دو دوست سادهدل و خوشقلب، برای گذراندن تعطیلات به کلبهای قدیمی و متروکه در جنگل میروند. در همان حوالی، گروهی از دانشجویان بیملاحظه، آنها را با قاتلان زنجیرهای معروف اشتباه میگیرند. این سوءتفاهمهای خندهدار و زنجیرهای از اتفاقات ناگوار منجر به صحنههای خونین و غیرمنتظره میشود. این کمدی ترسناک هوشمندانه و متفاوت، با برهم زدن کلیشههای ژانر وحشت، لحظات کمدی و خونین را به شکلی مبتکرانه ترکیب میکند.
هنگامیکه دنیا تبدیل به میدان جنگی برای بشریت شده است ، این مسئله از یک رستوران بین راهی در امریکا شروع می شود و افراد تبدیل به موجوداتی عجیب و غیرجذاب می شوند، و خدا ایمانش را به بشریت از دست می دهد و او که در تمام دورانها برای نجات بشریت پیامبرانی را فرستاد، اینبار لشکری از فرشتگان مقرب درگاهش را برای اصلاح نوع بشر و بجای نشاندن او می فرستد و در این میان تمام امید انسانهای خوب به فرشته مقرب میکائیل(پل بتنی) است...
در یک شهر کوچک بعد از اینکه سمی مرموز منبع آب شهر را آلوده می کند، ساکنان شهر با خوردن آب دچار جنون شده و بعد از مدتی می میرند. در این شرایط عدهای از ساکنان که هنوز آلوده نشدهاند، برای زنده ماندن می جنگند.
این فیلم که بازسازی فیلمی با همین نام ساخته شده در سال ۱۹۸۴ است داستان روحی بنام فردی کروگر (جکی ارل هالی) است که چهار انگشت او دارای تیغ های برنده ای هستند...
یک روانپزشک قانونی متوجه می شود که همه شخصیت های متعدد بیمارش به جز یک نفر قربانی قتل هستند. او باید قبل از تمام شدن وقتش بفهمد چه اتفاقی می افتد.
داستان در مورد زنی است که کسی به درخواستش برای کمک جواب نمی دهد و به همین دلیل دخترش را از دست می دهد. اکنون او به دنبال انتقام گرفتن از کسی است که او را برای مرگ دخترش مقصر می داند...
در حالی که همه برای از بین بردن شرکت شیطانی آمبرلا آماده هستند، آلیس به گروهی از بازماندگان می پیوندد که در زندانی محاصره شده و توسط افراد آلوده زندگی می کنند و می خواهند به پناهگاه امنی که فقط به عنوان آرکادیا شناخته می شود، نقل مکان کنند.
ماهیگیری به نام متئو بوید که در دریاچه ویکتوریا در حال ماهیگیری بود، زلزله کوچکی را احساس میکند و ناگهان کف دریاچه شکافته شده و گردابی شکل میگیرد. بوید در آب سقوط کرده و توسط ماهیان گوشتخوار ماقبل تاریخ به نام پیرانا تکهتکه میشود.
خانواده «لمبرت» پس از نقل مکان به خانهای جدید، با اتفاقات وحشتناک و ماوراءالطبیعه روبرو میشوند. پسرشان «دالتون» به طور ناگهانی به کمایی مرموز فرو میرود، در حالی که پزشکان هیچ دلیل فیزیکی برای آن پیدا نمیکنند. همزمان با کما رفتن «دالتون»، حضور موجودات و فعالیتهای شیطانی در خانه شدت میگیرد و زندگی خانواده را به کابوسی وحشتناک تبدیل میکند.
در دنیایی که ناگهان به تسخیر زامبیها درآمده، جوانی با قوانین خاص خود برای زندهماندن، تلاش میکند. او در مسیری پرخطر، با یک بازماندهی خشن و بیپروا آشنا میشود. این دو، در ادامه راه، با دو خواهر باهوش و مستقل برخورد میکنند. حالا این چهار غریبه باید در جادههای خطرناک سفر کنند، جایی که هر لحظه ممکن است با اتفاقات پیشبینینشدهای روبرو شوند.
تریلر شامل یک معمای حل نشده ادامه دار در آلاسکا، جایی که یک شهر در طی 40 سال گذشته شاهد تعداد فوق العاده ای از ناپدید شدن های غیرقابل توضیح بوده است و اتهاماتی مبنی بر پنهان کاری فدرال وجود دارد.
داستان فیلم در مورد گروهی از جوانان است که برای تفریح به ک دریاچه میروند و در آنجا به خوش گذرانی و تفریح مشغولند. اما این ساعات خوش زیاد به طول نمی انجامد، وقتی که قاتلی روانی سعی در کشتن تمامی آنها کرده و یکی یکی آنها را شکار میکند...
«جنیفر چک» (مگان فاکس) دختر نوجوان دبیرستانی و جذاب است. جنیفر آئین شیطانی را توسط یک گروه راک به انجام می رساند، و پس از آن او به قاتل پسرهای هم دبیرستانی خود تبدیل می شود...
در درون یک سفینه ی فضایی دو فضانورد در اتاقی از خواب بیدار می شوند، در حالی که هیچ چیز را به خاطر نمی آورند. آنها برای پیدا کردن آنچه رخ داده است شروع به جستجو در فضا پیما می کنند. کم کم آنها متوجه می شوند که باید اتفاق وحشتناکی رخ داده باشد زیرا جسدهایی متلاشی شده پیدا می کنند و متوجه می شوند که در سفینه تنها نیستند و موجودی ناشناس نیز با آنها همراه است...