مردی به نام جرج خانه ای در آمیتیویل نیویورک را به مبلغ پائینی خریداری کرده و به همراه خانواده اش به آنجا نقل مکان می کند. اما آنها پس از مدتی درمی یابند که این خانه دارای گذشته ی ترسناک و مخوفی می باشد که…
ترسناک · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
492 عنوان
شش دوست وارد شهر کوچک و ساکتی می شوند که در آن یک موزه از مجسمه های مومی وجود دارد، و در آن دو برادر زندگی می کنند که با استفاده از راه خاصی مجسمه ها را بطرزی باور نکردنی واقعی می سازند...
«وایولت دورو» (رولندز)، «کارولاین» (هادسن) را که در یک خانه ی سالمندان کار می کند، استخدام می کند تا از شوهرش، «بن» (هرت) مراقبت کند. دیری نگذشته که «کارولاین» به اسناد و شواهدی دست می یابد که ثابت می کند «بن» و «وایولت» عضو یک فرقه ی شوم «هودو» هستند.
«جان کنستانتین»، جنگیر و کارآگاه ماوراءالطبیعه، توانایی دیدن موجودات نیمهشیطان و نیمهفرشته را دارد. او که به سرطان ریه مبتلاست و محکوم به جهنم، تلاش میکند با بازگرداندن شیاطین به دوزخ رستگاری یابد. وقتی کارآگاه «آنجلا دادسون» برای تحقیق درباره مرگ مرموز خواهرش نزد او میآید، «کنستانتین» وارد نبردی بزرگتر میان خیر و شر میشود که میتواند سرنوشت بشریت را تغییر دهد.
یک سیگنال حرارتی عجیب و غریب از زیر یخهای قطب جنوب، گروهی از دانشمندان و کاشفان را به رهبری «لکس وودز» به آنجا میکشاند. آنها در زیر یخها، یک هرم باستانی و پیچیده را کشف میکنند که به نظر میرسد یک میدان نبرد قدیمی برای موجودات فضایی بیگانه و غارتگرها (پرِدِیتورها) است. انسانها ناخواسته خود را در میانه یک جنگ بین گونهای مرگبار مییابند که هر دو طرف از آنها به عنوان میزبان یا شکار استفاده میکنند.
پس از اینکه شهر «راكون» به کانون شیوع یک ویروس مهلک تبدیل میشود، «آلیس» در میان هرج و مرج و تخریب از خواب بیدار میشود. خیابانها دیگر امن نیستند و موجوداتی وحشتناک در هر گوشه کمین کردهاند. او که اکنون دارای تواناییهای مبارزهای خارقالعادهای است، باید به سرعت با گروهی از بازماندگان دیگر همراه شود تا پیش از آنکه شرکت «آمبرلا» کل شهر را پاکسازی کند، راه فراری بیابند. در این میان، سایه موجودی مرموز و قدرتمند به نام «نمیسیس» نیز آنها را تعقیب میکند و نبرد برای بقا در شهری پر از مرگ و وحشت آغاز میشود.
فیلم «اره» داستان «لارنس» و «آدام» را روایت میکند که در موقعیتی کابوسوار قرار گرفتهاند. آنها در یک اتاق به هم زنجیر شدهاند و تنها راه نجاتشان، انجام خواستههای یک مجرم ناشناس و روانی است که خود را «جیگساو» مینامد. او آنها را مجبور به رویارویی با ترسهایشان و گرفتن تصمیماتی میکند که میتواند به بهای زندگی آنها یا عزیزانشان تمام شود.
راز یک همسر استپفورد در پشت درهای انجمن مردان نهفته است.
یک سفر علمی عازم بورنئو می شود تا به دنبال گلی به نام ارکیده خونی باشد که می تواند عمر طولانی تری به ارمغان آورد. در همین حین، آنها با مارها و یکدیگر درگیر می شوند.
کارآموزان برنامه پروفایل روانشناختی اف بی آی باید زمانی که قاتلی را در میان خود کشف می کنند، آموزش های خود را عملی کنند.
«بلید»، شکارچی خونآشامها، در این قسمت مجبور میشود با گروهی از خونآشامها به رهبری «دانیکا تالوس» روبرو شود که قصد دارند «دراکولا» را بیدار کنند. «بلید» که توسط FBI تحت تعقیب است، با گروهی از انسانها به نام «نایتاستاکرها» متحد میشود تا با تهدید خونآشامها مبارزه کند. این فیلم اکشن و فانتزی، نبردهای نفسگیر و جلوههای ویژهای را به نمایش میگذارد.
یكی از فوق العاده ترین فیلمهای ترسناك می باشد. داستان از جایی شروع میشه در عكس های باقی مانده از یك دختر چهره او تار و درهم میباشد.... عكاسی جوان در پی كشف این سوال راهی میشود. این فیلم از جمله فیلمهای انتقامی سینمای وحشت هست
در یک روز عادی، یک بیماری مرموز و کشنده به سرعت در سراسر جهان شیوع مییابد و قربانیان خود را به زامبیهای گوشتخوار و بیرحم تبدیل میکند. «آنا»، یک پرستار، پس از فرار از خانهاش، با گروهی از بازماندگان دیگر ملاقات میکند. آنها برای پناه گرفتن، به یک مرکز خرید بزرگ و متروکه پناه میبرند. در حالی که زامبیها به طور فزایندهای محاصره را تنگتر میکنند
زندگی «شان»، مردی معمولی و بیبرنامه، در اوج روزمرگی و ناکامی است: شغلی کسلکننده، رابطهای رو به زوال با «لیز» و بهترین دوستی بیمبالات به نام «اد». اما یک روز عادی، لندن با هجوم ناگهانی زامبیها به هرج و مرج کشیده میشود! حالا «شان»، این قهرمان ناخواسته، باید با تمام وجود برای نجات خود، «لیز»، مادرش و چند بازمانده دیگر تلاش کند و ثابت کند که حتی یک مرد معمولی هم میتواند در برابر یک آخرالزمان زامبی، قهرمان باشد.
شش نفر در نقطه ای دور افتاده از جنگل های غربی ویرجینیا راهشان را گم می کنند و طولی نمی کشد که مورد حمله آدم خور های جنگلی با چهره های نامطلوب قرار می گیرند...
"فرانک هرینگتون" در شب کریسمس به همراه خانواده اش عازم خانه مادرزن خود است تا کریسمس را جشن بگیرند.اما در بین راه برای اولین بار طی 20 سال اخیر تصمیم می گیرد از یک میانبر استفاده کند.اما اینکارش بزرگترین اشتباه زندگی اش می شود...
«کیمبرلی» دختری نوجوان است که همراه دوستانش سوار ماشین میشود تا به سفری کوتاه بروند. ناگهان صحنهای وحشتناک در ذهنش ظاهر میشود؛ تصادفی عظیم که مرگبار و وحشتناک است. او تلاش میکند دیگران را متقاعد کند ماشینها را متوقف کنند و جانشان را نجات دهند. با این اقدام، گروهی از مرگ میگریزند، اما خیلی زود درمییابند چیزی غیرمنتظره و مرموز هنوز آنها را تعقیب میکند.
اهریمن رؤیاها، «فردی کروگر» (انگلاند)، در تکاپوست تا یک بار دیگر نوجوان های الم استریت را به وحشت بیندازد. «جیسن» (کرزینگر)، قاتل زنجیره ای غول پیکر را با آن نقاب ها کی روی یخ اش، به بازی می گیرد تا به کمک تصورات مادرش (شا) به الم استریت برود و با کشتن بچه ها، این شک را در دل مردم شهر بیندازد که «فردی» برگشته است.
دوستانی که در یک سفر کمپینگ هستند متوجه می شوند که شهری که در آن تعطیلات را می گذرانند توسط بیگانگان انگلی از فضای خارج از ماوراء جو گرفتار شده است.
یک موجود بالدار از هزار سال پیش تاکنون هر ۲۳ سال جان تازه می گیرد تا به مدت ۲۳ روز از بدن انسان هایی که قربانی او می شوند تغذیه کند. رویدادهای فیلم در آغاز روز ۲۲ اتفاق می افتد بطوریکه این موجود تنها ۲ روز مهلت دارد قربانیان بیشتری را از میان افراد بشر شکار کند. این موجود از قدرت شگرفی در پرواز سریع برخوردار است و برای اولین بار در قالب مترسکی در یک مزرعه ذرت ظاهر می شود که در انتظار شکار فرزند مردی است به اسم جک تاگرت . با ربودن این کودک، جک تاگرت در صدد انتقام از موجود بالدار می شود و …
دو دوست به نامهای «ماری» و «الکسا» که برای تفریح به خانه ییلاقی والدین الکسا رفته اند، با یک قاتل مرموز روبه رو می شوند و ...
گروهی از جوانان که در حال مسافرت هستند، توسط یک قاتل بدشکل و وحشی که قربانیانش را با اره برقی تکه تکه می کند، شکار می شوند...
دو زوج نوجوان که در جنگل های تگزاس به ماجراجویی و جستجو به دنبال یک قاتل افسانه ای می پردازند، توسط یک خانواده روانی از قاتلین سریالی به زنجیر کشیده می شوند و...