«بلید»، شکارچی خونآشامهای نیمهانسان و نیمهخونآشام، این بار با تهدیدی جدید و خطرناکتر از همیشه روبرو میشود: گونهای جهشیافته از خونآشامها به نام «ریپرها». این موجودات، هم برای انسانها و هم برای خونآشامهای عادی تهدید به شمار میروند، زیرا به سرعت تکثیر شده و با بیرحمی قربانیان خود را از بین میبرند.
ترسناک · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
492 عنوان
در این فیلم ترسناک، مجموعهای از مرگهای مرموز نوجوانان به یک نوار ویدیویی عجیب گره میخورد؛ نواری که تماشای آن، مهر مرگ را بر پیشانی بیننده میزند و او را پس از هفت روز به کام مرگ میکشاند. «راشل کلر»، خبرنگاری که درگیر این ماجرا میشود، برای حل معمای این نوار و نجات جان خود و پسرش، وارد دنیایی از وقایع فراطبیعی و حقایق هولناک میشود.
پس از کشف یک کشتی مسافربری که در سال 1953 گم شده و بر روی دریا شناور است یابندگان که عده ای فروشنده اجناس دست دوم هستند ، ادعا می کنند که اجناس موجود در کشتی به آنها تعلق دارد . زمانیکه آنها می خواهند کشتی را با طناب به سمت لنگرگاه ببرند یکسری حوادث عجیب و غریب اتفاق می افتد و گروه در کشتی به تله می افتند و به زودی می فهمند یکسری ارواح شیطانی در کشتی ساکن هستند . حال افراد بایستی حقیقت را درباره گذشته کشتی کشف کنند و عاملی را که باعث تهدید آنها شده است از بین ببرند...
یک مادر و دختر 6 ساله اش به آپارتمانی خزنده نقل مکان می کنند که تمام سطح آن توسط آب نفوذ می کند.
روحی اسرار آمیز و کینه توز ، هر کسی را که جرات وارد شدن و زندگی کردن در خانه را به خود میدهد نشانه گذاری و تعقیب میکند تا...
مایکل مایرز سه سال پس از آخرین باری که خواهرش را به وحشت انداخت، دوباره با او روبرو میشود، قبل از اینکه به هادونفیلد سفر کند تا با بازیگران و خدمه یک نمایش واقعی که از خانه قدیمیاش پخش میشود، مقابله کند.
یک دستیار دامپزشک از نظر اجتماعی بی دست و پا با چشم تنبل و وسواس به کمال، پس از دلبستگی به پسری با داستان عالی، به تباهی فرو می رود..
گروهی از سربازان انگلیسی برای تمرینات نظامی به ارتفاعات اسکاتلند می روند. آن ها داستان های ترسناک بچگانه ای در مورد آن منطقه شنیده اند، اما زمانی که با اجسادی خون آلود در آنجا مواجه می شوند، اوضاع تغییر می کند...
در این دنباله آزاد مصاحبه با خون آشام: تواریخ خون آشام (1994)، خون آشام لستات تبدیل به یک ستاره راک می شود که موسیقی او ملکه به همان اندازه زیبا و هیولا همه خون آشام ها را بیدار می کند.
«جان کلاین» (گیر)، خبرنگاری است خوش آتیه که به واسطه ی مرگ همسر محبوبش، «مری» (مسینگ) در تصادف اتومبیل خرد و درهم شکسته است. «مری» درست پیش از تصادف تصویری تکان دهنده از موجودی شبیه شاهپرک را دیده بوده...
«جیم» در یک بیمارستان خلوت، از خوابی عمیق بیدار میشود. او بیخبر از فاجعهای که رخ داده، به خیابانهای «لندن» قدم میگذارد و با شهری ویران و خالی از انسان روبرو میشود. او خیلی زود درمییابد که ویروسی به نام «خشم»، اکثر جمعیت را آلوده و آنها را به موجوداتی وحشی تبدیل کرده است. «جیم» برای زنده ماندن باید با تعداد کمی از بازماندگان همراه شود و در تلاش برای رسیدن به پناهگاهی امن، با چالشهای بیشماری در دنیایی آخرالزمانی روبرو شود که زندگی او را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
در یک آزمایشگاه مخفی زیرزمینی به نام «هایو»، که متعلق به شرکت قدرتمند آمبرلا است، یک ویروس مرگبار آزاد میشود و تمام کارکنان را به زامبی تبدیل میکند. یک تیم امنیتی ویژه به همراه زنی که حافظهاش را از دست داده، به داخل هایو فرستاده میشوند تا ویروس را مهار کرده و جلوی گسترش آن را بگیرند. آنها در مواجهه با خطرات مرگبار، از جمله زامبیها و موجودات جهشیافته، باید برای بقا بجنگند و راز پشت فاجعه را کشف کنند. زمان به سرعت در حال از دست رفتن است و تهدید ویروس برای تمام دنیا جدی میشود.
چهار نوجوان برای انجام یک پروژه درسی که استادشان از آنها خواسته، به یک خانهی طلسم شده می روند و ..
در سال ۱۸۸۸ در لندن، فقر و بدبختی باعث بوجود آمدن زندگیهای هولناکی در محله وایت چاپل شده است. در این زمان فردی جنایتکار و بدنام به اسم «جک ریپر» در این محله مشغول آدمکشی و از بین بردن زنان فاحشه است. یک بازرس اسکاتلندیارد به اسم «فرد آبرلین» (جانی دپ) با کمک همکارش «پیتر گادلی» در پی این هستند که بفهمند این قاتل زنجیره ای کیست و چرا این زنان را بطور وحشیانه می کشد...
"جیسون وورهس" با ظاهری جدید اما با همان انگیزه های خطرناک گذشته بازگشته است.او در یک سفینه فضایی در قرن بیست و پنجم بهوش می آید و...
سال 1939. «کارلوس» (تیلوه)، پسر بچه ای ده ساله، فرزند یک قهرمان جنگی جمهوری خواه، به یتیم خانه ای در منطقه ای دورافتاده سپرده شده است. اما «کارلوس» در این جا احساس آرامش نمی کند. دلایل این موضوع، یکی وجود سرایدار بدجنس یتیم خانه (نوریگا) است و دیگری حضور شبح یکی از ساکنان قبلی یتیم خانه به نام «سانتی».
در سال 2176، یک واحد پلیس مریخ برای گرفتن یک جنایتکار بسیار خطرناک در یک پست معدن دورافتاده فرستاده می شود. پس از ورود، پلیس متوجه می شود که این پست تبدیل به یک خانه چارنی شده است.
تنش در میان خدمه تمیز کردن آزبست در حالی که در یک بیمارستان روانی متروکه کار می کنند با گذشته وحشتناکی که به نظر می رسد در حال بازگشت است بالا می گیرد.
دانشجویان ژاپنی درباره سلسله خودکشی هایی که به یک وبکم اینترنتی مرتبط است تحقیق می کنند.در این وبکم به بازدید کننده ها قول داده می شود که با مرگ روبرو خواهند شد...
آرتور و دو فرزندش کتی و بابی مالک یک خانه شیشه ای می شوند که برای آنها به ارث گذاشته شده است . این خانه دو ویژگی دارد : گروهی ارواح خبیثه در آنجا محبوس شده اند و هر کسی را که در سر راهشان باشد نابود می کنند و توسط عینکهای خاصی قابل رویت هستند . همچنین این خانه دارای گنجی پنهان است که تنها به کمک آن ارواح می توان به آن دست یافت . زمانیکه این خانواده بهمراه پرستار بابی و یک وکیل وارد خانه می شوند و کار انتقال مدارک به پایان می رسد درهای خانه به روی آنها قفل شده و ارواح درون خانه آزاد می شوند . مسئول این کار فردی به اسم دنیس است که یک شکارچی ارواح بوده و با کمک همکارش کالینا می کوشد تا گنج موجود در خانه را بدست آورد...
مادری مذهبی و وسواسی که در سال ۱۹۴۵، پس از پایان جنگ جهانی دوم، به همراه دو فرزند کوچک خود، «آن» و «نیکلاس»، در خانهای بزرگ و منزوی در جزیره جرزی زندگی میکند. فرزندان «گریس» به یک بیماری نادر حساسیت به نور خورشید مبتلا هستند، بنابراین تمام پنجرههای خانه همیشه پردهکشی شده و اتاقها در تاریکی مطلق به سر میبرند. پس از ورود سه خدمتکار جدید به خانه، اتفاقات عجیب و غریبی شروع به رخ دادن میکنند که «گریس» ابتدا آنها را به توهمات فرزندانش یا خیالپردازی خودش نسبت میدهد. اما رفته رفته، او متقاعد میشود که موجوداتی ناشناخته در خانه حضور دارند
در آستانه یک سفر سرنوشتساز، «الکس براونینگ»، نوجوانی که به همراه همکلاسیهایش عازم سفر به پاریس است، دچار یک پیشآگاهی وحشتناک میشود. او فاجعهای قریبالوقوع را در هواپیما میبیند که منجر به مرگ تمام سرنشینان میشود. با واکنش سریع «الکس»، تعداد معدودی از مسافران و دوستانش موفق میشوند از پرواز خارج شوند و از حادثه وحشتناک جان سالم به در ببرند. اما مرگ، این بار به شکلی مرموز و سادیستی، به دنبال نجاتیافتگان است
گروهی از گردشگران پس از دیدن پروژه جادوگر بلر (1999) به بورکیتسویل، مریلند میرسند تا اسطورهشناسی و پدیده را کشف کنند، اما با روان رنجوری خود و احتمالاً خود جادوگر روبرو میشوند.
«ف. و. مورنا» (مالکوویچ) خیال دارد نسخه ای سینمایی از «دراکولا»ی «برام استوکر» را بسازد. «ماکس شرک» (دافو)، ایفاگر شخصیت «کنت اورلاک» پیرو روش بازیگری «استانیسلافسکی» است و فقط در صورتی در گفت و گوها شرکت می کند که کاملا در جلد شخصیتش فرو رفته باشد. اما بقیه ی بازیگران اصلا آمادگی بازی واقع گرایانه را ندارند...