«رندل»، یک پدر خوشذوق، برای پسرش «بیلی» یک هدیه کریسمس غیرعادی میخرد: موجودی کوچک و دوستداشتنی به نام «مگوای». اما این موجود با سه قانون مهم همراه است: او را در معرض نور خورشید قرار ندهید، به او آب ندهید، و هرگز بعد از نیمهشب به او غذا ندهید. وقتی این قوانین ناخواسته زیر پا گذاشته میشوند، عواقب فاجعهباری در پی دارد و موجودات جدیدی با ذات شیطانی، شهر را به آشوب میکشند و کریسمس را به یک کابوس تبدیل میکنند.
ترسناک · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
492 عنوان
چند نوجوان در یک شهر کوچک به نام اسپرینگوود، شروع به دیدن کابوسهای وحشتناک و مشابهی درباره یک مرد سوخته با دستکش تیغدار به نام «فردی کروگر» میکنند. اما زمانی که یکی از آنها در خواب به قتل میرسد، بقیه متوجه میشوند که خطر واقعی است و «فردی» میتواند قربانیانش را در دنیای رؤیاها به قتل برساند. آنها باید بیدار بمانند تا زنده بمانند
تیمی از دانشمندان و کارگران در یک ایستگاه تحقیقاتی منزوی در قطب جنوب، با کشف یک موجود بیگانه مرموز که بیش از صدهزار سال در یخ مدفون بوده است، با کابوسی واقعی روبرو میشوند. این موجود توانایی جذب و تقلید بینقص هر موجود زندهای را دارد، به طوری که تشخیص دوست از دشمن تقریباً غیرممکن میشود.
. گروهی متشکل از پنج دوست برای تعطیلات به یک کلبهی متروکه در دل جنگل میروند. آنها در آنجا یک نوار ضبط شده و یک کتاب باستانی به نام «ناتورون دیمونتو» (کتاب مردگان) پیدا میکنند. با پخش نوار و خواندن بخشهایی از کتاب، آنها ناخواسته نیروهای شیطانی را بیدار میکنند
«جک تورنس»، نویسندهای در جستجوی آرامش، است که به همراه همسرش «وندی» و پسر کوچکشان «دنی» به عنوان نگهبان زمستانی هتل دورافتاده اورلوک نقل مکان میکند. در حالی که برف سنگین آنها را در انزوا فرو میبرد، رویدادهای عجیب و نیروهای پنهان هتل رفتهرفته بر خانواده تأثیر میگذارند و «دنی» با تواناییهای روانی خاص خود، به رازهای تاریک گذشته هتل پی میبرد.
فیلم «بیگانه» یک فیلم علمی-تخیلی ترسناک است که در آیندهای دور رخ میدهد. داستان در فضاپیما «نوسترومو» اتفاق میافتد. خدمه این فضاپیما که در حال بازگشت به زمین هستند، پیامی ناشناس دریافت میکنند و مجبور میشوند برای بررسی منبع آن پیام، به سیارهای دوردست فرود آیند. در آنجا، آنها با یک شکل حیات بیگانه و بسیار خطرناک روبرو میشوند که به سرعت شروع به نابود کردن خدمه یکی پس از دیگری میکند.
«مایکل مایرز» در شب هالووین سال ۱۹۶۳، در سن ۶ سالگی دست به قتل خواهرش میزند و به بیمارستان روانی فرستاده میشود. ۱۵ سال بعد، در شب هالووین سال ۱۹۷۸، او موفق به فرار میشود و به زادگاهش، شهر «هادونفیلد»، بازمیگردد. در همین شب، یک پرستار بچه به نام «لوری استرود» و دوستانش در حال آماده شدن برای جشن هالووین هستند، غافل از اینکه سایه تاریکی آنها را تعقیب میکند
اتوموبیل حامل «جانت» (ساراندون) و «براد» (باستویک) که تازه با یک دیگر نامزد شده اند، در جاده ای خراب می شود و آنان در هوایی توفانی برای کمک به خانه ی بزرگی مراجعه می کنند. خیلی زود روشن می شود که خانه در تصرف بیگانگان از سیاره ای دور به نام ترانسیلوانیاست...
وحشت از اعماق دریا بر یک شهر ساحلی آرام سایه میاندازد. فیلم «آروارهها»، شاهکار استیون اسپیلبرگ محصول ۱۹۷۵، داستان جزیره «آمیتی» را روایت میکند که با آغاز فصل تابستان و هجوم گردشگران، ناگهان مورد حمله یک کوسه سفید بزرگ و بیرحم قرار میگیرد. در پی چندین حمله مرگبار، رئیس پلیس محلی، «مارتین برودی»، به همراه یک اقیانوسشناس و یک شکارچی کوسه ماجراجو، عازم دریا میشوند تا این هیولای دریایی را پیش از آنکه فاجعهای بزرگتر رخ دهد، از بین ببرند.
زندگی «ریگان مکنیل»، دختری دوازده ساله، به دلیل تسخیر شدن توسط یک موجود شیطانی به جهنم تبدیل میشود. پس از بینتیجه ماندن تلاشهای پزشکی، مادر ناامیدش «کریس»، از دو کشیش، «پدر کاراس» و «پدر مرین»، درخواست کمک میکند تا با انجام مراسم جنگیری، روح دخترش را نجات دهند.
«رزماری وودهاوس» و همسر بازیگرش، «گای»، به یک آپارتمان قدیمی و بزرگ در «نیویورک» نقل مکان میکنند. آنها به زودی با همسایگان مسن و غیرمعمول خود، خانوادهی «کاستویت»، صمیمی میشوند. هنگامی که «رزماری» باردار میشود، همسایگان به طرز عجیبی درگیر زندگی او و سلامت نوزادش میشوند. «رزماری» به تدریج مشکوک میشود که اتفاقات عجیبی در اطراف او در حال وقوع است و همسایگانش ممکن است نقشههای شومی برای فرزند متولد نشدهی او داشته باشند. فیلم یک تریلر روانشناختی و ترسناک کلاسیک است که حس پارانویا و وحشت را به خوبی منتقل میکند.
داستانی گیرا از یک «زن جوان» که پس از یک تصمیم اشتباه و برداشتن مبلغی قابل توجه، برای فرار از عواقب کارش، راهی جاده میشود. در میانه راه، او به «متلی متروکه» پناه میآورد که توسط یک «مرد خجالتی» اداره میشود؛ مردی که ظاهراً زیر نفوذ شدید «مادری سختگیر و مرموز» است. آنچه در ابتدا یک پناهگاه موقت به نظر میرسد، به سرعت به صحنه اتفاقات وحشتناک و غیرمنتظرهای تبدیل میشود.