«دیوید دان»، تنها بازماندهی بدون آسیب یک سانحه قطار مهیب، زندگیاش دگرگون میشود. او با «الیجا پرایس» آشنا میشود که معتقد است «دیوید» دارای تواناییهای خارقالعاده است و او را به کشف حقیقت وجودیاش میکشاند.
معمایی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
460 عنوان
«لئونارد شلبی»، مردی که حافظه کوتاهمدتش را از دست داده و قادر به ساخت خاطرات جدید نیست، در جستجوی قاتل همسرش است. او برای پیگیری سرنخها و به خاطر سپردن اطلاعات مهم، به یادداشتها، عکسها و خالکوبیهایی که روی بدنش دارد، متکی است.
«پروژه جادوگر بلر» داستان سه دانشجوی فیلمسازی را روایت میکند که در اکتبر سال ۱۹۹۴ به جنگلهای «بلک هیلز» در مریلند میروند تا یک مستند درباره افسانه محلی «جادوگر بلر» بسازند. آنها که با دوربینهای دستی خود فیلمبرداری میکنند، به عمق جنگل نفوذ میکنند، اما به زودی در مسیری نامشخص گم میشوند و شروع به تجربه اتفاقات عجیب و ترسناکی میکنند که نشان میدهد تنها نیستند. فیلم از طریق تصاویر پیدا شده از دوربینهای آنها روایت میشود.
، کارآگاه «ایچابود کرین»، یک محقق غیرعادی و آیندهنگر اهل نیویورک در سال ۱۷۹۹ میلادی، برای بررسی قتلهای مرموزی به دهکدهای دورافتاده و خرافی به نام «اسلیپی هالو» فرستاده میشود. ساکنان این دهکده اعتقاد دارند که قاتل، شبحی بدون سر سوار بر اسب است که از گور برخاسته و قربانیان خود را بیسر میکند. «کرین» که به منطق و علم باور دارد، در ابتدا این داستانها را رد میکند، اما با وقوع اتفاقات ترسناک و غیرقابل توضیح، مجبور میشود با حقیقتی تاریکتر از آنچه تصور میکرد، روبرو شود.
داستان «چشمان کاملاً بسته»، ساخته کوبریک در سال ۱۹۹۹، با معرفی دکتر «بیل» و همسرش «آلیس» در نیویورک آغاز میشود؛ زوجی مرفه که زندگی بینقصی دارند. پس از یک مهمانی شبانه کریسمس، آلیس در لحظهای خصوصی، اعتراف تکاندهندهای میکند. این افشاگری، بیل را به شدت آشفته کرده و او را به سفری شبانه و مرموز در دل شهر میکشاند. در این سفر، بیل با موقعیتها و محافلی غیرمنتظره روبرو میشود که او را به چالش میکشد
«دکتر مالکوم کرو»، روانشناس کودک است که به دنبال کمک به پسربچهای به نام «کال سین»، میرود؛ پسربچهای که ادعا میکند میتواند مردگان را ببیند. در حالی که «مالکوم» تلاش میکند به این پسر کمک کند تا با ترسها و توانایی غیرمعمولش کنار بیاید، رابطهای پیچیده و عمیق بین آنها شکل میگیرد.
دو سال پس از قتلعام در «وودزبورو»، «سیدنی پرسکات» و «رندی میکس» در کالج «وینزر» در آرامش نسبی زندگی میکنند. اما هنگامی که نسخهای جدید از فیلم «برش» (بر اساس حوادث واقعی «سیدنی») اکران میشود، یک قاتل مقلد با ماسک «گوستفیس» دوباره ظاهر میشود. «سیدنی» و دوستانش بار دیگر خود را در معرض وحشت مییابند و باید بفهمند که قاتل جدید چه کسی است و چرا گذشته را تکرار میکند، در حالی که قربانیان جدیدی نیز به لیست اضافه میشوند.
گروهی از هفت غریبه که هیچ اطلاعی از هویت یکدیگر ندارند و به طور مرموزی ربوده شدهاند، خود را در یک هزارتوی عظیم از اتاقهای مکعبی شکل مییابند. هر اتاق دارای یک درب در هر یک از شش وجه خود است و برخی از این اتاقها توسط تلههای مرگبار و خلاقانه محافظت میشوند. آنها که هیچ اطلاعی از دلیل حضورشان در این مکان یا راه خروج ندارند، باید با همکاری یکدیگر و با استفاده از مهارتهای مختلف خود (از جمله ریاضیات و شناخت الگوها)، از این مکعب فرار کنند.
«دکتر الی ارووی» (با بازی جودی فاستر)، یک ستارهشناس سرسخت و مصمم، زندگی خود را وقف جستجوی هوش فرازمینی از طریق سیگنالهای رادیویی کرده است. پس از سالها تلاش بیوقفه، او سرانجام یک سیگنال رمزگذاری شده از کهکشان «وگا» دریافت میکند که حاوی طرحهای یک ماشین پیچیده است. در پی این کشف عظیم، او وارد یک کشمکش علمی، سیاسی و مذهبی میشود تا بتواند اولین تماس بشر با موجودات فضایی را برقرار کند، در حالی که ایمان و عقلانیت او به چالش کشیده میشود.
«وکیل مدافع شیطان»، فیلمی درام-ترسناک با رگههایی از ژانر ماورایی است که با ورود «کوین لومکس» (با بازی «کیانو ریوز»)، وکیلی تازه وارد به نیویورک، آغاز میشود. «کوین» که در پی یک پیروزی بزرگ در پروندهای جنجالی مورد توجه قرار گرفته، به سرعت جذب شرکت حقوقی «جان میلتون» (با بازی «آل پاچینو») میشود. او به سرعت وارد دنیایی از ثروت، قدرت و پروندههای پرفراز و نشیب میشود، اما همسرش «مریآن» (با بازی «شارلیز ترون») و مادرش، به تدریج متوجه تغییرات نگرانکنندهای در رفتار و شخصیت او میشوند.
فیلم «بازی» درباره «نیکلاس ون اورتون» است، مردی ثروتمند و کنترلگر که همه چیز در زندگیاش طبق برنامه است. برادرش، «کنراد»، به او پیشنهاد میدهد که برای هیجان بیشتر، در یک «بازی» خاص شرکت کند. «نیکلاس» وارد این بازی میشود، اما به سرعت متوجه میشود که اتفاقات پیرامونش دیگر تحت کنترل او نیستند و زندگیاش به طور فزایندهای آشفته و خطرناک میشود. او تلاش میکند از این بازی مرموز سر دربیاورد.
داستان در دههی ۱۹۵۰ میلادی در شهر لس آنجلس آغاز میشود. در شب کریسمس، حادثهی قتلعام خونینی در یک کافهتریای شبانهروزی به نام «مرغ شب» رخ میدهد. این واقعه، ادارهی پلیس لس آنجلس را درگیر میکند و سه کارآگاه با خصوصیات متفاوت هر یک به نحوی وارد این پرونده میشوند. این سه نفر، با روشهای جداگانه و انگیزههای متفاوت، شروع به تجسس دربارهی ابعاد این قتلهای فجیع میکنند، در حالی که لایههای زیرین جامعهی لس آنجلس، از جمله فساد درونی ادارهی پلیس و ارتباط آن با دنیای جرم، به تدریج خود را نشان میدهند.
«مارتین وِیل»، وکیل مدافع جاهطلب و خودبین، پرونده دفاع از «آرون استمپلر»، یک جوان خجالتی و مظنون اصلی قتل اسقف اعظم شیکاگو را بر عهده میگیرد. با پیشرفت پرونده و در حالی که شواهد علیه آرون زیاد است، مارتین متوجه پیچیدگیهای ذهنی موکلش میشود و در تلاش برای کشف حقیقت، با حقایقی شوکه کننده روبرو میگردد. تریلری روانشناختی با پایانی غافلگیرکننده.
شهر آرام وودزبورو با ظهور یک قاتل سریالی با ماسک «گوستفیس» به هم میریزد. این قاتل مرموز از طریق تماسهای تلفنی، قربانیانش را پیش از حمله، به بازی میگیرد و وحشت را به اوج میرساند. شخصیت اصلی، «سیدنی پرسکات» (با بازی «نو کمبل»)، هدف اصلی این قاتل قرار میگیرد، در حالی که گذشته تلخ او با این قتلها گره میخورد.
در آیندهای پسا-آخرالزمانی، جایی که سطح زمین در اثر شیوع یک ویروس مرگبار، غیرقابل سکونت شده و بازماندگان مجبورند در زیر زمین زندگی کنند، «جیمز کول» یکی از زندانیان محکوم به سفر در زمان میشود. او به گذشته، به دههی ۱۹۹۰ فرستاده میشود تا منشأ شیوع این ویروس را کشف کند و اطلاعاتی به دست آورد که شاید بتواند بشریت را نجات دهد.
در بندر لسآنجلس، انفجاری مهیب رخ میدهد و تنها چند نفر از خلافکاران زنده میمانند. پلیس سراغ «وربال کینت» میرود تا حقیقت ماجرای پنج مرد مظنون را بفهمد. در کنار بازجوییها و روایت پیچیده کینت، اسطورهای مرموز به نام «کایزر شوزه» کمکم در مرکز همه اتفاقات قرار میگیرد و پاسخ به این سؤال که واقعاً چه کسی پشت ماجراست، هر لحظه دشوارتر میشود.
داستان «دیوید میلز»، کارآگاه تازهکار، و «ویلیام سامرست»، کارآگاه با تجربه، را دنبال میکند که در تعقیب قاتلی زنجیرهای هستند. این قاتل با الهام از هفت گناه کبیره، جنایاتی مرموز و هولناک را طراحی میکند. این فیلم شما را به سفری تاریک و پرتنش در دنیای جنایت و روانشناسی دعوت میکند.
این فیلم اولین قسمت از سهگانه فیلمهایی با موضوع مشاغل جامعه فرانسه است و داستان زندگی یک آهنگساز که با مرگ شوهر و فرزندش دست و پنجه نرم می کند, روایت می شود.
«توئین پیکس» یک سریال درام معمایی-فانتزی-ترسناک است که داستان قتل مرموز «لارا پالمر»، دختر محبوب و به ظاهر بیعیب و نقص، در شهر کوچک و عجیب «توئین پیکس» در ایالت واشینگتن را روایت میکند. مامور ویژه FBI، «دیل کوپر»، برای تحقیق درباره این پرونده وارد شهر میشود و به تدریج با لایههای پنهان، اسرار تاریک و شخصیتهای عجیب و غریب ساکنان این شهر روبرو میشود. همانطور که «کوپر» به حل پرونده نزدیکتر میشود، او و بیننده با عناصر سوررئال، کابوسوار و ماورایی روبهرو میشوند که به مرز بین واقعیت و خیال میپردازند و حال و هوایی منحصر به فرد به سریال میبخشند.
تیمی از دانشمندان و کارگران در یک ایستگاه تحقیقاتی منزوی در قطب جنوب، با کشف یک موجود بیگانه مرموز که بیش از صدهزار سال در یخ مدفون بوده است، با کابوسی واقعی روبرو میشوند. این موجود توانایی جذب و تقلید بینقص هر موجود زندهای را دارد، به طوری که تشخیص دوست از دشمن تقریباً غیرممکن میشود.
«اینک آخرالزمان» داستان کاپیتان ویلارد را روایت میکند که در اوج جنگ ویتنام، ماموریت مییابد به عمق جنگلهای کامبوج سفر کرده و سرهنگ کورتز، افسری نخبه اما شورشی و دیوانه شده را ترور کند. این سفر رودخانهای به تدریج ویلارد را با جنون و بیرحمی جنگ روبرو میکند و مرز بین عقل و جنون را برای او محو میسازد، تا جایی که ماموریتش به یک سفر روانشناختی هولناک تبدیل میشود.
«جیک گیتس»، کارآگاه خصوصی بدبین و باهوش لسآنجلس در دوران رکود بزرگ، پروندهای به ظاهر روتین را میپذیرد: تعقیب «هالیس مالری»، مهندس ارشد اداره آب، به درخواست زنی که خود را همسر او معرفی میکند. اما خیلی زود «جیک» متوجه میشود که فریب خورده و درگیر یک بازی خطرناک و پیچیده شده است.
داستانی گیرا از یک «زن جوان» که پس از یک تصمیم اشتباه و برداشتن مبلغی قابل توجه، برای فرار از عواقب کارش، راهی جاده میشود. در میانه راه، او به «متلی متروکه» پناه میآورد که توسط یک «مرد خجالتی» اداره میشود؛ مردی که ظاهراً زیر نفوذ شدید «مادری سختگیر و مرموز» است. آنچه در ابتدا یک پناهگاه موقت به نظر میرسد، به سرعت به صحنه اتفاقات وحشتناک و غیرمنتظرهای تبدیل میشود.
فیلم کلاسیک «سرگیجه» (Vertigo) محصول ۱۹۵۸ ساخته «آلفرد هیچکاک»، داستان «جان “اسکوتی” فرگوسن» (جیمز استوارت)، کارآگاه پلیسی را روایت میکند که پس از یک حادثه، دچار ترس از ارتفاع و سرگیجه میشود. او برای تحقیق درباره همسر دوستش، «مادلین» (کیم نواک)، استخدام میشود؛ زنی که به نظر میرسد توسط روح جدش تسخیر شده است. این تریلر روانشناختی کلاسیک، بیننده را در معمایی پر از تعلیق غرق میکند.