در خانهای متروکه در پوکیپسی، بازرسان قتل نیویورک صدها نوار را کشف میکنند که دههها کار یک قاتل زنجیرهای را نشان میدهد.
معمایی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
460 عنوان
«هکتور» و همسرش به تازگی، خانهای را اجازه کردهاند. او که در محوطهی خانهاش مشغول استراحت است، به طور اتفاقی یک دختر تنها را در بین درختها میبیند و به سمت او حرکت میکند. پس از رسیدن به محل مورد نظر، آن دختر را بیهوش پیدا میکند و در همان لحظه از طرف فردی دیگر که چهرهاش مشخص نیست، مورد حمله قرار میگیرد.
«مایک انسلین» (با بازی «جان کیوساک»)، نویسندهای بدبین و شکاک به پدیدههای ماوراءالطبیعه، تصمیم میگیرد شب را در اتاق ۱۳۰۸ هتلی مرموز (با بازی «ساموئل ال. جکسون» در نقش مدیر هتل) که شایعات بسیاری درباره اتفاقات عجیب آن وجود دارد، بگذراند. او که هدفش اثبات نبود هیچ نیروی فراطبیعی است، به زودی با واقعیاتی فراتر از درک خود روبرو میشود و باید برای بقا در برابر وحشتی که در این اتاق نهفته است، تلاش کند.
«کیله»، پسر نوجوانی که به دلیل حمله به معلمش در خانه تحت بازداشت خانگی قرار گرفته و مچ پایش با ردیاب الکترونیکی بسته شده، شروع به جاسوسی از همسایگانش میکند تا از کسالت رهایی یابد. او به زودی مشکوک میشود که یکی از همسایگانش یک قاتل سریالی است و تلاش میکند تا با کمک دوستانش این موضوع را اثبات کند، در حالی که خود در خطر بزرگی قرار میگیرد.
با افشای اطلاعاتی کلیدی، «جیسون بورن» به سمتی کشیده میشود که میتواند تمام معمای هویتش را حل کند. اما هر قدم او را بیشتر در معرض خطر قرار میدهد؛ چرا که اکنون به جای اینکه خودش شکار کند، توسط سازمانهای اطلاعاتی قدرتمند در سراسر جهان تحت تعقیب قرار دارد. این تعقیب بیپایان، بورن را به جایی میرساند که باید با آخرین کسانی که رازهای او را در دست دارند، روبرو شود.
داستان از لحظه خداحافظی «جان الدریدج»، استاد دانشگاهی مرموز، با همکارانش آغاز میشود. او ناگهان تصمیم به ترک شغلش و نقل مکان گرفته است. کنجکاوی همکارانش باعث میشود که آنها با اصرار از او بخواهند دلیل این تصمیم را بگوید. «جان» با کمال آرامش ادعا میکند که او یک «کرومانیون» است که در حدود ۱۴,۰۰۰ سال زندگی کرده و در طول تاریخ بشریت، بدون پیر شدن زندگی کرده است.
«گروهبان نیکلاس اِینجل»، ستاره نیروی پلیس «کلانشهر لندن»، به دلیل کارایی بیش از حد و درخشش بیش از اندازه، از پایتخت به یک شهر کوچک به نام «سندفورد» در حومه شهر منتقل میشود. در این دهکده به ظاهر ایدهآل و بدون جرم، او با فرهنگ و روشهای محلی که با استانداردهای بالای او فاصله زیادی دارند، دست و پنجه نرم میکند. اما وقتی مجموعهای از اتفاقات ناگوار و مرگهای مشکوک شروع میشود که اهالی روستا آنها را تصادفی میدانند، «اِینجل» به ماهیت شیطانی و سازمانیافته این حوادث پی میبرد و تصمیم میگیرد با کمک همکار جدیدش، حقیقت پنهان پشت آرامش «سندفورد» را کشف کند.
در تابستان ۱۹۳۵، «بریونی»، دختری خیالپرداز، شاهد صحنهای میان خواهرش، «سسیلیا»، و «رابی»، پسر سرایدار است و با درکی اشتباه، اتهامی ویرانگر وارد میکند. این دروغ، سرنوشت عاشقان جوان را برای همیشه تغییر میدهد و «رابی» را به جبهههای جنگ جهانی دوم میکشاند.
فیلم «نفوذی» با ورود سازمانیافته گروهی از سارقین به یک بانک بزرگ در منهتن آغاز میشود. آنها بلافاصله گروگانگیری را شروع میکنند و با پوشاندن لباسهای مشابه به همه، هویت خود و گروگانها را پنهان میسازند. «کارآگاه فریزر»، یک مذاکرهکننده پلیس، به صحنه فراخوانده میشود تا با این موقعیت پیچیده مقابله کند.
کد داوینچی اثری معمایی است که حول محور کشف یک راز بزرگ و دیرینه میچرخد. داستان از زمانی شروع میشود که جسد مدیر یک موزه مهم در پاریس پیدا میشود، در حالی که او پیش از مرگ، پیامهای رمزآلودی را از خود به جا گذاشته است. این پیامها، یک استاد «نمادشناسی» را به این پرونده میکشاند. او به زودی متوجه میشود که این قتل، بخشی از توطئهای وسیعتر است که به یک انجمن مخفی باستانی و حقایقی پنهان در مورد یکی از بزرگترین نهادهای مذهبی مربوط میشود.
«دکستر» داستان «دکستر مورگان»، یک متخصص پزشکی قانونی آرام و خوشبرخورد در اداره پلیس میامی را روایت میکند که زندگی دوگانهای دارد. در ظاهر، او شهروندی عادی و دوستداشتنی است، اما در باطن، قاتلی سریالی است که تنها یک تفاوت کلیدی با دیگر قاتلان دارد: او فقط قاتلان دیگری را میکشد که از چنگ عدالت گریختهاند. «دکستر» این «کد» را از پدرخوانده پلیس خود آموخته تا «مسافر تاریک» درون خود را کنترل کند و به نوعی عدالت خاص خود را اجرا کند.
داستان «شعبدهباز» در وینِ سال ۱۸۸۹ میگذرد و درباره زندگی «آیزنهایم»، یک هنرمند شعبدهباز با شهرتی بینظیر است. او با ترفندهای بینظیر و غیرقابل توضیح خود، ذهن تماشاگران را به تسخیر خود درمیآورد. بازگشت «دوشس سوفی»، عشق از دست رفتهاش، به شهر، مسیر زندگی «آیزنهایم» را تغییر میدهد. این دیدار، عشقی قدیمی را بیدار میکند، اما تفاوت طبقاتی و نامزدی «سوفی» با «ولیعهد لئوپولد»، چالش بزرگی ایجاد میکند. «آ
یک بازیگر زن در حال عادت کردن به اخلاق و ویژگی های نقشی است که در فیلمی بر عهده گرفته. بعد از مدتی جهان او تبدیل به کابوسی عجیب و غریب می گردد.
دو پلیس می بینند که زندگی شخصی و حرفه ای آنها در پی "کوکب سیاه" از هم می پاشد. تحقیق درباره قتل الیزابت شورت
مطابق معمول هر سال، رزمی کاران سراسر دنیا برای انجام مسابقه مرگ یا زندگی در یک جزیره دور هم جمع می شوند. اما این بار متوجه می شوند که غیر از خودشان، چیزی ناشناخته نیز در جزیره حضور دارد. آنها مجبور می شند جدال مرگ و زندگی میان خود را به کناری نهاده و با همدیگر متحد شوند تا بتوانند در برابر این نیروی شیطانی بایستند...
برای گروهی از نوجوانان، پاسخ به مرگ مرموز دوست قدیمیشان در دنیای یک بازی ویدیویی آنلاین است که بر اساس داستان واقعی یک نجیب زاده باستانی به نام کنتس خونی ساخته شده است.
کلانتری که در حال بررسی ناپدید شدن یک دختر جوان از یک جزیره کوچک است، متوجه می شود که معمای بزرگتری در میان جامعه مخفی و نئوپگان جزیره وجود دارد.
کاترین ترامل هنگامی که دوست پسر وی به قتل میرسد ، مظنون می شود. مایکل گلس روانکاوان او را مورد معاینه قرار می دهد ، اما با هر جلسه ، او با ماهیت اغوا کننده و دستکاری کننده او مجذوب می شود...
«جیگساو»، قاتل مرموز سریالی، در حال مرگ است و «آماندا»، شاگرد وفادارش، به او کمک میکند تا بازیهای پیچیده و مرگبارش را ادامه دهد. او یک دکتر به نام «لِن دِنلون» را میرباید و او را مجبور میکند تا «جیگساو» را زنده نگه دارد. در همین حال، «جف»، مردی که عزیزانش را در یک تصادف رانندگی از دست داده، مجبور میشود وارد مجموعهای از بازیهای مرگبار شود که او را با قاتلان و قربانیان مرتبط با گذشتهاش روبرو میکند
متخصص اطفال "الکساندر بک" همسر خود "مارگات بک" را از دست می دهد.او 8 سال قبل به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده بود و "الکساندر" مضنون اصلی پلیس بود.وقتی دو جسد نزدیک جائی که "مارگات" انداخته شده بود پیدا شد پلیس دوباره پرونده را باز کرد و "الکساندر" مضنون اصلی شد.ماجرا وقتی پیچیده شد که او ایمیلی دریافت کرد که نشان می داد "مارگات" زنده است..
این فیلم سفری فلسفی و بصری است که سه داستان عاشقانه را در سه دوره زمانی مختلف به هم پیوند میدهد: «کانکیستادوری» در قرن ۱۶، یک دانشمند در زمان حال، و یک فضانورد در آیندهی دور. هر داستان حول محور تلاش شخصیت اصلی برای یافتن جاودانگی، شکست ناپذیری یا رهایی از غم از دست دادن یک عزیز میگردد.
«رز داسیلوا» برای یافتن دلیل کابوسهای دخترخواندهاش، «شارون»، که دائماً نام یک شهر رها شده به نام «سایلنت هیل» را به زبان میآورد، تصمیم میگیرد به آنجا سفر کند. در راه، آنها دچار حادثه میشوند و «رز» به تنهایی در «سایلنت هیل» بیدار میشود، در حالی که شهر پوشیده از مه و موجودات وحشتناک است.
«زندگی دیگران»، یک درام دلهرهآور و تحسینشده، مخاطب را به سالهای پایانی آلمان شرقی میبرد؛ جایی که سیستم امنیتی “اشتازی” بر تمام جنبههای زندگی شهروندان نظارت دارد. داستان با دستور نظارت بر زندگی “گئورگ درایمن”، نمایشنامهنویس محبوب کشور، آغاز میشود. «کاپیتان گرد ویزلر»، افسر زبده اشتازی، مأمور میشود تا با نصب تجهیزات شنود در آپارتمان درایمن و معشوقهاش، تمام جزئیات زندگی آنها را ثبت کند. «ویزْلر» با دقت فراوان، پشت دستگاههای استراق سمع مینشیند و به تدریج خود را درگیر دنیای پیچیده و انسانی افرادی مییابد که وظیفه نظارت بر آنها را دارد.