جوانان فلورانسی از طاعون سیاه پناه می برند و درگیر ماجراهای بد و مبادلات هوس انگیز می شوند.
عاشقانه · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
473 عنوان
در طول دوران جنگ جهانی دوم، یک زن جوان به نام وانگ جیاژی درگیر یک بازی خطرناک دسیسه عاطفی با یک شخصیت سیاسی قدرتمند، آقای یی می شود.
دندانپزشک چارلی کاگان (دان کوک) که از کودکی نفرین شده است، نمی تواند زن مناسب را پیدا کند. حتی بدتر از آن، او متوجه می شود که هر یک از دوست دختر سابقش پس از پایان رابطه اش با مردی که با او ملاقات می کند، عشق واقعی پیدا می کند. با شنیدن شهرت چارلی به عنوان یک طلسم خوش شانس، زنان از سراسر دنیا برای امتحان سریع صف می کشند. اما وقتی چارلی با زن (جسیکا آلبا) رویاهایش ملاقات می کند، باید راهی برای شکستن نفرین پیدا کند یا خطر از دست دادن او را به مرد بعدی که ملاقات می کند، بیابد.
در این فیلم کمدی، زندگی «آلیسون»، دختری موفق، منظم و آیندهنگر، پس از یک رابطه یکشبه با «بن»، مردی بیهدف، که شغل ثابتی ندارد و وقت خود را با دوستانش میگذراند، به طور کامل زیر و رو میشود. بارداری ناخواسته «آلیسون» آنها را در موقعیتی قرار میدهد که مجبورند برای اولین بار زندگی مشترک را تجربه کنند و خود را برای والدین شدن آماده سازند. این دو که هیچ وجه اشتراکی با هم ندارند و حتی با سبک زندگی یکدیگر بیگانه هستند، در تلاش برای تطبیق با شرایط جدید و غلبه بر ترسهایشان، موقعیتهای کمدی و درام فراوانی را تجربه میکنند.
در تابستان ۱۹۳۵، «بریونی»، دختری خیالپرداز، شاهد صحنهای میان خواهرش، «سسیلیا»، و «رابی»، پسر سرایدار است و با درکی اشتباه، اتهامی ویرانگر وارد میکند. این دروغ، سرنوشت عاشقان جوان را برای همیشه تغییر میدهد و «رابی» را به جبهههای جنگ جهانی دوم میکشاند.
اشلی منهتنی برای بسیاری به عنوان خوش شانس ترین زن اطراف شناخته می شود. با این حال، پس از یک برخورد تصادفی با یک مرد جوان ضعیف، او متوجه می شود که ثروت خود را با او عوض کرده است.
«تریپ» ، مرد سی و پنج ساله ای است که هنوز با پدر و مادرش زندگی می کند و خیال هم ندارد آن دو را ترک کند. ترفندش هم این است که وقتی نامزد می گیرد و نامزدی اش جدی می شود، او را برای معرفی به پدر و مادرش به خانه می برد و در پی واکنش منفی آن دو، نامزدی را بهم می زند...
یک شاعر بنام «دن» (هیت لجر) عاشق یک دانشجوی هنر میشود، دختری بنام «کندی» (کرنیش) که به شیوه زندگی دن و همینطور علاقه اش به هرویین، گرویده شده است.
این فیلم داستان خانم پاتر، نویسنده محبوب ترین و پرفروش ترین کتاب کودکان را به تصویر می کشد. تلاش او برای رسیدن به عشق، شادی و موفقیت در کارش...
جعلی از کمدی های عاشقانه که بر روی یک مرد، عشق او، والدینش و پدرش تمرکز دارد.
«باربارا کاوت» (دنچ) سال هاست که در یک مدرسه ی بریتانیایی تدریس می کند. «شبا هارت» (بلانشت) مورد توجه «باربارا» قرار می گیرد و این دو خیلی زود دوست می شوند. تا این که یک شب که «باربارا» تا دیروقت در مدرسه مانده شاهد صحنه ای می شود که نمی بایست می دید. حالا او چیزی را می داند که افشایش ممکن است زندگی خانوادگی «شبا» را به خطر اندازد....
سه دوست دختر سابق یک کلاهبردار سریالی، معشوق سابق خود را آماده میکنند که عاشق دختر جدید شهر شوند تا بتوانند شکستن قلب او را تماشا کنند.
جیسن از پدربزرگ ثروتمندش، هاوارد متنفر است. جیسن فکر میکند وقتی هاوارد بمیرد، صاحب همه چیز میشود اما اوضاع آنقدر هم ساده باقی نمیماند. وقتی هاوارد میمیرد، جیسن در کانون تجربهای جدید و از پیش طراحی شده قرار میگیرد. ۱۲ وظیفه که هاوارد آنها را هدیه مینامد، جیسن را به طرق مختلف و غیرمحتملی به چالش میکشند...
«بروک» (انیستن) و «گری» (وون) تصمیم می گیرند مثل دو دشمن در خانه جبهه بندی کنند و آن قدر بر مواضع خود پا بفشارند تا شاید یکی از آن دو به شکست اعتراف کند. اما «بروک» سرانجام پی می برد که در واقع برای تصاحب آپارتمان و متعلقاتش نیست که مبارزه می کند بلکه این همه به خاطر نجات رابطه اش با مردی است که زمانی او را عشق زندگی خود تصور می کرده است...
این فیلم سفری فلسفی و بصری است که سه داستان عاشقانه را در سه دوره زمانی مختلف به هم پیوند میدهد: «کانکیستادوری» در قرن ۱۶، یک دانشمند در زمان حال، و یک فضانورد در آیندهی دور. هر داستان حول محور تلاش شخصیت اصلی برای یافتن جاودانگی، شکست ناپذیری یا رهایی از غم از دست دادن یک عزیز میگردد.
زندگی دو همسر عاشق از ازدواج های جداگانه ، یک مجرم جنسی ثبت نام شده و یک افسر پلیس سابق رسوا شده در حالی که برای مقاومت در برابر آسیب پذیری ها و وسوسه های خود در حومه ماساچوست تلاش می کنند.
پس از جدایی دردناک، بن دچار بی خوابی می شود. او برای از بین بردن زمان، شروع به کار در شیفت آخر شب در سوپرمارکت محلی میکند، جایی که تخیل هنریاش بیحرکت است.
فیلم با اسباب کشی دکتری افسرده به نام «کیت فاستر» (سندرا بولاک) شروع می شود که از خانۀ زیبایش بروی دریاچه ای به شیکاگو میرود. در راه شیکاگو یاد داشتی برای مستاجر جدید خانه اش می گذارد و از او می خواهد که اگر نامه ای برای او آمد، به آدرس جدیدش در شیکاگو ارسال کند و درباره جاهای پای سگ مقابل درب و جعبۀ زیر شیروانی توضیحاتی می نویسد. کیت به بیمارستانی در شیکاگو می رود و شروع به کار می کند. دکتر سرپرست بخش او (شهره آغداشلو) با او گرم می گیرد و...
ماجرا از جایی شروع میشود که دو زن، یکی در لسآنجلس و دیگری در انگلستان، همزمان با بحرانی عاطفی روبرو میشوند و هر دو به شدت به یک تغییر اساسی نیاز دارند. «آماندا»، یک تهیهکنندهی موفق هالیوود، و «آیریس»، ستوننویس یک روزنامه، با دلشکستگی و خستگی از روزمرگی، تصمیم شجاعانهای میگیرند: مبادلهی خانه برای تعطیلات کریسمس!
«وایولا» دختری علاقهمند به فوتبال است، اما نمی تواند در تیم فوتبال دختران بطور حرفهای بازی کند. بعد از اینکه برادر دوقلویش «سباستین» برای چند هفته به لندن میرود، او تصمیم می گیرد خودش را بعنوان یک پسر جا بزند و به مدرسه جدید سباستین برود. طولی نمی کشد که او عاشق یکی از هم تیمیهایش بنام «دوک» می شود و خیلی زود می فهمد که تنها کسی نیست که عاشق دوک است.
«جیمز براداک» بوکسوری است که پس از شکستهای پیدرپی مجبور به کارگری سخت برای تأمین خانوادهاش میشود. رؤیای مبارزه همچنان در دلش زنده است و او هر روز با امیدی کوچک زندگی میکند. فرصتی غیرمنتظره دوباره مسیر او را به رینگ میکشاند. این بازگشت، زندگی و روحیه او را دگرگون میکند.
سریال کمدی «آشنایی با مادر» داستانی متمرکز بر «تد موزبی» است. او در سال ۲۰۳۰ برای فرزندانش روایت میکند که چگونه با مادرشان آشنا شده است. این داستان، شرح مفصلی از زندگی «تد» در نیویورک به همراه چهار دوست صمیمیاش است: زوج عاشق، «مارشال» و «لیلی»؛ «بارنی» خوشگذران؛ و «رابین» مستقل. هر قسمت از سریال، «تد» را در مسیر پر پیچ و خم یافتن عشق واقعیاش دنبال میکند. او در این راه، روابط مختلفی را تجربه میکند و لحظات کمدی و دراماتیک بسیاری را با دوستانش پشت سر میگذارد.
زمانی که کریس برای کریسمس به محل زندگی کودکی اش برمیگردد، به طرز اتفاقی با عشق دوران دبیرستانش یعنی جیمی که در آن زمان بهترین دوستش هم بود برخورد میکند، همان جیمی ای که با ردکردن کریس و خواستن فقط « دوستی معمولی » با او باعث شد که کریس به شخصی که به طرز وحشتناکی بی بند و بار است تبدیل شود. اما با دیدن مجدد جیمی کریس میفهمد که شانسی دوباره دارد تا بعد از سالها روابطش با جیمی را بیش از دوستی معمولی ببرد...