در پی شایعات و نقشههای گمشده، گروهی از انسانها به جزیرهای اسرارآمیز قدم میگذارند؛ جایی که طبیعت خشن و ناشناخته، اسرار بسیاری را در خود پنهان کرده است. هنوز مدت کوتاهی نگذشته که آنها با گوریل عظیمالجثهای به نام «کینگ کونگ» روبهرو میشوند، موجودی افسانهای که نماد قدرت و رمزآلودگی این جزیره است. جدال گروه با محیط بیرحم و مواجهه با این حیوان شگفتانگیز، ماجراجویی آنها را به چالشی بزرگ تبدیل میکند.
عاشقانه · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
473 عنوان
این فیلم داستان دو شریک کاری و دوست صمیمی، «جان» و «جرمی» را روایت میکند که فلسفه زندگیشان بر پایه شرکت در مراسم عروسی افراد غریبه و استفاده از فضای شاد و عاشقانه آن برای فریب زنان است. آنها در این هنر به قدری تبحر دارند که قوانین نانوشتهای برای خود وضع کردهاند. با این حال، روال موفقیتآمیز آنها هنگامی تغییر میکند که در مهمترین عروسی سال که به یک خانواده قدرتمند تعلق دارد، حضور پیدا میکنند.
داستان فیلم در دهه های سی و چهل میلادی و در کشور ژاپن اتفاق می افتد. در این زمان دولت ژاپن از نظام مستبد امپراتوری به کشوری دموکراتیک و خواهان صلح تبدیل شده است. چیو (سوزاکا اوگو) دختر بچه ای است که در خانواده ای فقیر، در دهکده ای کوچک زندگی می کند. روزی والدین چیو به خاطر فقر بسیار چیو را به زنی که صاحب یگ گیشاخانه در توکیو است می فروشند و …
پزشکی خوش سیما، جذاب و ثروتمند به نام «کوین فیلدز» (وارتان)، با دختری به نام «شارلت» (لوپز) آشنا می شود و حس می کند که بخت با سروصدای زیاد در خانه اش را زده است. اما مشکل این جاست که مادر «کوین»، «وایولا فیلدز» (فاندا)، مجری سرشناس تلویزیونی، تازه از کار بی کار شده و حاضر نیست پسرش را با کسی تقسیم کند...
«سانتیاگو مونز» یک بازیکن فوتبال است که در یکی از تیم های کوچک منطقه ای بازی می کند. استعداد او در بازی باعث می شود که خیلی زود شناخته شده و به یکی از تیم های مطرح لیگ برتر انگلستان انتقال یابد...
«اندی» یک مرد چهل ساله دوستداشتنی و خجالتی است که زندگی آرام و روتینی دارد: کار در یک فروشگاه لوازم الکترونیکی، جمعآوری اکشن فیگورها، و انجام بازیهای ویدیویی. همه چیز عادی به نظر میرسد تا اینکه دوستان جدیدش در محل کار، یک راز بزرگ او را کشف میکنند: «اندی» در چهل سالگی هنوز باکره است! این کشف، آنها را به فکر وامیدارد که چطور میتوانند به «اندی» کمک کنند تا از این وضعیت رها شود
همسر جوان «جاستین کوئیل» دیپلمات بریتانیا در کنیا، طی حادثه ای در بزرگراه کشته می شود. به جاستین می گویند که همسرش در جریان حمله سارقین در یک بزرگراه بقتل رسیده . اما جاستین دلیل مذکور را نمی پذیرد چرا که احتمال می دهد همسرش بخاطر فعالیتهایی که علیه یک شرکت دارو سازی انجام داده به قتل رسیده باشد...
یک بازیگر خودمحور که فکر میکند میتواند بازیگر زن ناشناختهای را در این قسمت تحت الشعاع قرار دهد، ناخودآگاه یک بازیگر جادوگر در یک بازسازی تلویزیونی آینده کمدی کمدی کلاسیک Mawitched (1964) انتخاب میکند.
زن جوانی به نام ترزا دوست پسرش سایمون را به خانه می آورد تا با والدینش ملاقات کند و آنها را با خبر نامزدی غافلگیر کند. شگفتی دیگر: سیمون سفید است.
داستان در مورد دو خواهر، پدرشان، و نامادری آن ها است. این دو خواهر که هر کدام راه خود را در زندگی می روند، «رز» (کالت) و «مگی» (دیاز) نام دارند. خواهر بزرگتر، رز، یک وکیل است که به تنهایی زندگی می کند و یک کمد پر از کفش دارد. خواهر کوچکتر، مگی، دختری جذاب، بی مسئولیت، و خودخواه است...
چهار دختر جوان که با هم دوستانی بسیار صمیمی هستند بایستی تعطیلات تابستانی را برای اولین بار جدا از هم بگذرانند . لنا که دختری خجالتی است قصد دارد به اروپا رفته و پدر بزرگ و مادربزرگش را که در یونان زندگی می کنند ملاقات کند . او در آنجا با پسری به اسم کستوس آشنا می شود و بهم علاقمند می شوند بدون اینکه بدانند خانواده هایشان از گذشته با هم دشمنی دارند...
“کت” که به تنهایی در نیویورک زندگی می کند قصد دارد برای شرکت در مراسم ازدواج خواهر کوچکش ایمی عازم لندن شود اما مشکل او اینست که جفری که برادر داماد است قبلاً نامزد کت بوده و دو سال پیش با کت قطع رابطه کرده است...
«الکس هیچنز» که به «هیچ» معروف است، یک مشاور قرار ملاقات حرفهای و زبده در «نیویورک» است. او به مردان کمک میکند تا بدون دردسر و با بهترین شیوهها، زنان رویاهایشان را تحت تاثیر قرار دهند و اعتماد به نفس لازم برای موفقیت در عشق را پیدا کنند. «هیچ» معتقد است میتواند به هر مردی کمک کند تا قلب هر زنی را به دست آورد. اما زمانی که خودش عاشق روزنامهنگاری زیبا و زیرک به نام «سارا ملَس» میشود، تمام قوانین و روشهای خودش زیر سوال میرود و او متوجه میشود که در دنیای عشق، هیچ چیز قابل پیشبینی نیست.
یک زن جوان خروجی و پرخاشگر از نظر جنسی با یک مرد جوان به همان اندازه پرخاشگر ملاقات می کند و رابطه ای وحشتناک را آغاز می کند که در آن رابطه آنها زندگی شخصی آنها را تحت فشار قرار می دهد.
«کریس ویلتون»، یک مربی تنیس جوان و کاریزماتیک، برای کسب موقعیت اجتماعی بهتر به لندن میآید و به سرعت وارد حلقههای اشرافی میشود. او با «کلویی هویت»، دختر یک خانواده ثروتمند، وارد رابطه میشود و قصد ازدواج با او را دارد. اما در این بین، «کریس» به «نولا رایس»، یک بازیگر آمریکایی جذاب و پیچیده که نامزد برادر «کلویی» است، دل میبندد. این روابط موازی، زندگی «کریس» را به سمت تصمیمات دشوار و پیامدهای غیرمنتظرهای سوق میدهد.
داستان «کوهستان بروکبک» در تابستان سال ۱۹۶۳ آغاز میشود؛ زمانی که دو مرد جوان، برای کار به عنوان چوپان، به کوهستانی دورافتاده و خلوت فرستاده میشوند. این دو مرد که از پسزمینههای کاملاً متفاوتی میآیند و هر کدام شخصیتهای خاص خود را دارند، در طول مدت اقامتشان در این طبیعت بکر، رابطهای عمیق و غیرمنتظره برقرار میکنند.
فیلم «غرور و تعصب» داستان خانواده «بنت» و پنج دخترشان را در انگلستان قرن نوزدهم روایت میکند. یافتن همسر مناسب برای دختران، دغدغه اصلی مادر است تا آینده آنها تضمین شود. با ورود «آقای بینگلی» و دوست ثروتمند و مغرورش، «آقای دارسی»، به همسایگی، زندگی آنها دچار تحول میشود.
در زیرزمین هاى اپراى پاریس، موسیقی دان بدقیافه ی زندگى میکند که به « کریستین »، یکى از خوانندگان ذخیره ى اپرا، دل میبندد...
گرگ فاکر، پرستار مرد و نامزد پام بِرنز، قرار است سرانجام با والدین پام، جک و دینا بِرنز، آشنا شود. اما جک، پدر پام و مأمور سابق سیا، شخصیتی بسیار سختگیر و شکاک دارد که قصد دارد گرگ را به هر قیمتی که شده، بسنجد و از او ایراد بگیرد. همه چیز از همان ابتدا به طرز فاجعهباری پیش میرود و تلاشهای گرگ برای تحت تأثیر قرار دادن جک، به شکستهای خندهداری منجر میشود.
نه سال پس از ملاقات سرنوشتسازشان در قطار، «جس» (با بازی ایتن هاوک) و «سلین» (با بازی جولی دلپی) به طور اتفاقی دوباره در پاریس یکدیگر را ملاقات میکنند. جس، نویسندهای موفق، برای معرفی کتاب جدیدش که درباره همان ملاقات اولشان است، به پاریس آمده و سلین نیز در کنفرانس حاضر شده است. آنها تنها فرصتی کوتاه در طول یک بعدازظهر دارند تا در خیابانهای پاریس قدم بزنند، از زندگی خود بگویند و به یاد بیاورند که آیا هنوز همان حس عمیق گذشته بینشان وجود دارد یا خیر.
آنا می خواهد مانند دیگر دختران هم سن خود (18) باشد: با یک پسر قرار ملاقات بگذارد و غیره، اما او دختر رئیس جمهور ایالات متحده است و همیشه نگهبان است. او در پراگ قول خود مبنی بر اینکه تنها 2 مامور او را به یک کنسرت تعقیب می کنند زیر پا می گذارد و او با بن فرار می کند تا اروپا را ببیند.
داستان فیلم از چهار قسمت تشکیل شده است، سه قسمت اول درمورد رابطه «چو» با سه زن است که بعد از از دست دادن عشق زندگی اش، «سو لی ژن» با آن ها آشنا شده. قسمت چهارم در دنیای اسرار آمیز چو، که ۲۰۴۶ نام دارد روی می دهد...
فیلم «۵۰ قرار اول» ماجرای «هنری راث» را به تصویر میکشد که پس از آشنایی با «لوسی ویتمور»، به دام عشقی عجیب و دلنشین میافتد. «لوسی» به دلیل یک حادثه، دچار فراموشی روزانه است؛ یعنی هر روز صبح که بیدار میشود، هیچ خاطرهای از روز قبل ندارد. با این وجود، «هنری» تسلیم نمیشود
دختر رئیس جمهور آمریکا پس از رفتن به کالج عاشق دانشجویی می شود که انگیزه مخفیانه ای دارد...