«فرانک» و «آپریل ویلر»، زوجی جوان، جذاب و به ظاهر خوشبخت در دهه ۱۹۵۰ هستند که در حومه شهر کنتیکت با دو فرزند کوچک خود زندگی میکنند. آنها که از زندگی روزمره و یکنواخت خود ناراضیاند و احساس میکنند در یک زندگی میانمایه گرفتار شدهاند، آرزوهای بزرگ و بلندپروازانهای برای خود در سر دارند. «آپریل» با پیشنهاد اینکه به پاریس نقل مکان کنند تا «فرانک» به آرزوهای هنریش برسد، سعی میکند شور و هیجان را به زندگیشان بازگرداند.
عاشقانه · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
473 عنوان
این فیلم کمدی-درام رمانتیک به کارگردانی «وودی آلن»، داستان دو زن جوان آمریکایی به نامهای «ویکی» و «کریستینا» را روایت میکند که تعطیلات تابستانی خود را در بارسلونای اسپانیا میگذرانند. ویکی دختری منطقی و نامزدکرده است که به دنبال ثبات است، در حالی که کریستینا روحی آزاد و ماجراجو دارد که به دنبال تجربههای جدید است. زندگی آنها زمانی پیچیدهتر میشود که هر دو درگیر یک هنرمند جذاب و نامتعارف اسپانیایی به نام «خوان آنتونیو» میشوند.
این فیلم داستان مردی به نام «بنجامین» را روایت میکند که با شرایطی بسیار غیرعادی متولد میشود: او در سن پیری متولد شده و با گذشت زمان، به جای پیرتر شدن، جوانتر میشود. زندگی او با این روند معکوس پیش میرود و او در طول قرن بیستم، اتفاقات تاریخی مهمی را تجربه میکند.
یک سروان آتشنشان کالب هولت (کرک کامرون) در تمام عمر از این شعار آتشنشانها پیروی کرده است (هرگز همکارت را پشت سر رها نکن) و حالا پس از ۷ سال زندگی مشترک قصد رها کردن همسر خود را دارد...
یک نویسنده نیویورکی باعشق خود ازدواج می کند. اما یکی از سه دوست او....
پزشکی ( ریچارد گیر ) که برای دیدن پسر خود به سفری می رود با زنی متاهل ( دایان لین ) آشنا می شود که از ازدواجش راضی نیست و...
دو دوست توسط مردم شهری کوچک بعنوان کلانتر استخدام می شوند، تا با یک گله دار ثروتمند که آرامش مردم را بهم زده، مقابله کنند. اما کار آنها با رسیدن یک بیوه زن، پیچیده تر میشود.
یکی دانش آموز دبیرستانی به همراه بهترین دوستش به شهری دیگر سفر کرده تا با دختری که به صورت آنلاین با او آشنا شده است ملاقات کند.
دو دوست قدیمی بنام «زک» و «میری»، برای حل مشکلات مالی شان تصمیم می گیرند یک فیلم پ-رنو بسازند. اما در جریان آماده کردن این فیلم، پی می برند که حسی فراتر از آنچه قبلا فکر می کردند، به یکدیگر دارند...
در آلمان پس از جنگ جهانی دوم، «میشائل برگ»، پسر پانزده سالهی خجالتی، بیمار میشود و توسط «هانا اشمیت»، زنی بالغ و مرموز که به ظاهر بیرحم است، نجات مییابد. رابطهای پنهانی و پرشور بین آنها آغاز میشود، که محور آن خواندن کتاب توسط میشائل برای هاناست. سالها بعد، میشائل که اکنون دانشجوی حقوق است، هانا را دوباره در دادگاه جنایات جنگی نازیها میبیند، اما این بار او متهم است.
یک زن جوان بعد از اینکه برای 27 مرتبه ساقدوش عروس بوده است مجبور است در عروسی خواهرش با مردی که او به شدت و پنهانی به او علاقمند است همین نقش را برعهده بگیرد.
«جمال ملک»، نوجوانی یتیم و فقیر از زاغههای «بمبئی»، در نسخه هندی مسابقه تلویزیونی «چه کسی میخواهد میلیونر شود؟» شرکت میکند و در کمال شگفتی به سوالات پاسخ درست میدهد. هنگامی که او تنها یک سوال تا رسیدن به جایزه بزرگ فاصله دارد، پلیس به او مشکوک شده و او را به تقلب متهم میکند. «جمال» برای اثبات بیگناهی خود، داستان زندگی پرفراز و نشیبش را روایت میکند؛ ماجراهایی که هر یک از پاسخهای صحیح او را توجیه میکنند و سرنوشتش را به دختری به نام «لاتیکا» گره میزنند.
«لئونارد» و «شلدون»، دو فیزیکدان نابغه که در یک آپارتمان زندگی میکنند، اگرچه در آزمایشگاه موفق هستند، اما در تعاملات اجتماعی با چالشهای بزرگی روبرو میشوند. زندگی آنها با ورود «پنی»، دختری زیبا و برونگرا که آرزوی بازیگری دارد و به آپارتمان روبرویی نقل مکان میکند، دستخوش تغییر میشود.
«هالی کِنِدی»، زن جوانی که به تازگی شوهر محبوبش، «جری»، را به دلیل بیماری از دست داده، در غم و اندوه عمیقی فرو میرود. او به طور غیرمنتظرهای بستهای از نامهها را دریافت میکند که توسط «جری» قبل از مرگش نوشته شده و هدفشان کمک به «هالی» برای گذراندن مراحل غم و اندوه و آغاز زندگی جدید است. هر نامه با عبارت «پینوشت: دوستت دارم» پایان مییابد
زندگی یک سرآشپز برجسته زمانی که نگهبان خواهرزاده جوانش می شود تغییر می کند.
«لارس» جوانی دست و پا چلفتی، مومن و به شدت خجالتی است که در شهر کوچکی زندگی می کند. او سرانجام موفق می شود دختر رویاهایش را به خانهای که در آن به همراه برادر و زن برادرش زندگی می کند، بیاورد. تنها مشکل اینجاست که این دختر واقعی نیست، بلکه عروسک پلاستیکی است که لارس آن را از روی اینترنت خریداری کرده است...
این فیلم فانتزی ماجراجویی، داستان «تریستان ثورن» را روایت میکند، جوانی از روستایی مرزی که به دنیایی جادویی و مرموز به نام «استورمهولد» راه دارد. برای جلب نظر دختری که دوستش دارد، «تریستان» وعده میدهد که یک ستاره دنبالهدار را برای او بیاورد. او برای تحقق این وعده، سفری خطرناک را آغاز میکند و از دیوار مرزی عبور کرده و وارد سرزمینی افسانهای میشود.
زندگی نامه جین آستین پیش از شهرت و روابط عاشقانهاش با یک مرد ایرلندی که احتمالا منبع الهام بخش خلق رمانهای مشهور او می باشد.
سیدنی وایت پس از اینکه از محبوبترین انجمن دانشجویی دانشگاه طرد میشود، با گروهی از افراد گوشهگیر و بیعرضه متحد میشود تا در بازی خودشان ملکه را شکست دهند.
دو آتش نشان بروکلینی به نام های «لری» (جیمز) و «چاک» (سندلر) برای استفاده از بیمه ی عمر تظاهر می کنند که هم جنس خواه هستند؛ در حالی که «لری» به تازگی همسرش را از دست داده و فرزند دارد و «چاک» مجرد است...
الکس فلچر که بیست سال پیش خواننده موفق یک گروه موسیقی پاپ بوده، اکنون محبوبیت سابق را ندارد. در ادامه کریس، مدیر برنامه های او به وی خبر می دهد که یک خواننده جوان و پرطرفدار پیشنهاد داده که الکس در آلبوم بعدیش با او همکاری کند اما به شرطی که الکس بتواند تا هفته آینده یک ترانه برای این آلبوم بنویسد...
«جینا» (راسل) پیشخدمت رستوران است. او زندگی زناشویی بسیار ناموفقی دارد، با این همه باردار است. پس از آشنایی با «دکتر پوماتر» (فیلین) زندگی او کاملا عوض می شود...
«آنی» (اسکارلت جوهانسون) که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده، کارش را بعنوان پرستار بچه یک خانواده نیو یورکی پولدار شروع می کند. در حالی که پدر بچه مدام مشغول کارش است و مادر هم وقتش پر است و هیچ کدامشان دوست ندارند با پسر کوچکشان باشند. آخرین پرستار بچه به خاطر گذراندن وقتش در قرارهای عاشقانه اخراج شده و همین مساله باعث دردسر آنی میشود، زیرا مرد جذابی که در همسایگی آنهاست، سعی دارد با او ارتباط برقرار کند.
دن چند سالی هست که همسر خود را از دست داده است . وی از همسر خود نیز دارای 3 دختر هست که به انها عشق می ورزد . در جشن شکرانه سالیانه دن به همراه 3 دخترش به شمال سفر می کنند تا در کنار بقیه خانواده دن این سنت را بجا بیاورند در این بین وی با یک خانم باهوش به نام ماری اشنا می شود و بین انها رابطه ی صمیمانه ای شکل می گیرد اما دن متوجه می شود که ماری در واقع نامزد برادرش است و...