زنی بالغ که غرایز و رفتار کودکانه خود را حفظ کرده بود به عنوان پرستار دختر 8 ساله ای که در واقع مانند یک بزرگسال رفتار می کند شروع به کار می کند. اما همه چیز در سمت راست به پایان می رسد.
عاشقانه · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
473 عنوان
داستان فیلم در سال ۱۸۸۸ می گذرد که در آن زمان سرخپوستها از زمین هایشان رانده شده اند و در این دوران چرای حیوانات در سراسر کشور امری قانونی است. باس (رابرت دووال) و چارلی (کوین کاستنر) آدمهای چندان درستکاری نیستند و گذشته ای تیره و تار دارند. باس یک گله دار سرسخت است که آسیب پذیری درونش را پنهان می کند و آرزوی یک زندگی امن و آرام را دارد. چارلی مدت ده سال است که با باس همراه می باشد و از نظر او، باس نه تنها رئیس او بلکه الگویش نیز هست...
با نزدیک شدن کریسمس در «لندن»، فیلم «عشق در واقع» مجموعهای از روابط عاشقانه متفاوت و در هم تنیده را به تصویر میکشد. شخصیتهای گوناگون در این فیلم، با چالشها و زیباییهای عشق، خیانت و دلشکستگی روبرو میشوند که در نهایت به هم وصل میشوند.
در سال 1962 در شهر نیویورک، عشق بین یک روزنامه نگار پلی بوی و یک نویسنده مشاوره فمینیست شکوفا شد.
داستان عاشقانه دو روان پریش که به یک بازی داشتن یا نداشتن جسارت تبدیل می شود.
خدمتکاری جوان که در خانهی یک نقاش بنام «یوهانس ورمر» کار می کند، رفته رفته به دستیار او و همینطور مدل یکی از نقاشی هایش تبدیل می شود.
یک زوج جوان تازه ازدواج کرده به ماه عسل در اروپا می روند، جایی که موانع توانایی آنها را برای حفظ ازدواج به چالش می کشد.
در برکه ای متروک، راهبی پیر به همراه پسری جوان در قلعه ای شناور زندگی می کند. مخاطب در این فیلم شاهد گذر فصل ها و سال های زیادی است.
آلمان شرقی سابق، سال 1990. کمونیست مؤمن، «کریستیانه کرنر» (ساس) از حالت اغما بیرون می آید، در حالی که از فرو ریختن دیوار برلن بی خبر است. حالا پسرش (برول) باید با صحنه سازی جوری وانمود کند که هنوز رژیم کمونیستی سقوط نکرده است...
داستان فیلم در سال ۱۸۶۴، یکسال قبل از پایان جنگهای داخلی امریکا روی می دهد. «اینمن» (جود لاو) که یک سرباز ایالتهای جنوبی است پس از بهبود از یک جراحت مرگبار تصمیم می گیرد جبهه جنگ را رها کرده و عازم شهرش «کوهستان سرد» شود تا با دوست دوران نوجوانی اش «آدا» (نیکول کیدمن) ازدواج کند...
زن نویسنده ای که به تازگی از شوهرش جدا شده است، به ایتالیا سفر کرده و ویلایی را خریداری می کند به امید اینکه تغییرات خوشایندی در زندگی اش ایجاد شود...
یک روزنامهنگار زن برای ستون مجلهاش، تصمیم میگیرد مقالهای بنویسد که در آن نشان دهد چگونه میتوان در عرض ۱۰ روز یک مرد را فراری داد. او برای نوشتن این مقاله، تمام اشتباهات و رفتارهای زنندهای را که میتواند یک رابطه را به هم بزند، به کار میگیرد. در همین حین، یک مدیر تبلیغاتی مرد برای بستن یک قرارداد بزرگ، با دوستانش شرط میبندد که میتواند کاری کند هر زنی در ۱۰ روز عاشقش شود. مسیر این دو نفر به شکلی کمدی و غیرمنتظره به هم میرسد و هر یک سعی در رسیدن به هدف خود با فریب دیگری دارد، اما نتیجهای کاملاً متفاوت رقم میخورد.
«آلیسیا» و «لیدیا» به حالت اغما فرو رفته اند؛ یکی بر اثر حادثه ی رانندگی و دیگری در جریان مسابقه ی گاوبازی. در حالی که «بنیگنو» دل باخته ی «آلیسیا» ست و «مارکو» دل باخته ی «لیدیا». خیلی زود «بنیگنو»و «مارکو» با هم دوست می شوند و پی می برند که در واقع، عشق و علاقه شان به زنانی که نمی توانند پاسخ گوی عشق شان باشند، آن دو را به هم نزدیک کرده است.
«شان بیتمن» (وان دربیک)، دانشجوی کامدن کالج، یکی از معتبرترین مدارس خصوصی شرق امریکاست. «شان» از «لورن هایند» (سوسامن) دانشجویی مقید به اصول اخلاقی و ظاهرا غیر قابل دسترسی، خوشش آمده است؛ در حالی که «لورن» شیفته ی «ویکتور» (پاردیو)، پسری خوش سیما و از خود متشکر شده است...
در دهه 1950 کانکتیکات، یک زن خانه دار آشفته با یک بحران زناشویی و افزایش تنش های نژادی در دنیای بیرون مواجه می شود.
یک وکیل تصمیم میگیرد که رئیسش بیش از حد از او به عنوان یک پرستار بچه استفاده کرده است، بنابراین او از او جدا میشود.
«تامس فولر» (کین) روزنامه نگاری بریتانیایی است که در سال 1952، نخستین مراحل جنگ در هندوچین را برای «لندن تایمز» پوشش می دهد. او با «آلدن پایل» (فریزر)، امریکایی پر شور و منطقی و ظاهرا ساده ای آشنا می شود که جزو تیمی پزشکی به سایگون آمده است. او پس از چندی متوجه می شود امریکایی هایی که وارد ویتنام شده اند تیم پزشکی نیستند و «پایل» در واقع، مأمور سازمان سیا است...
زن مغازه دار جوان و متاهلی رابطه ای را با یک پسر جوان آغاز می کند که فکر می کند «هولدن کالفیلد» ( شخصیتی خیالی و چهره اصلی داستان ناتور دشت اثر مشهور جی دی سالینجر است ) است...
«دوداس» (شاهرخ خان) پسر یک خانواده ثروتمند است که از دیرباز عاشق دختری بنام «پرواتی» بوده است، اما خانواده اش مانع ازدواج او با آن دختر شده اند. سرانجام دوداس برای تسکین دردش وارد مسیری برگشت ناپذیر می شود و سرنوشت او از دست او و همینطور خانواده اش خارج می شود...
سه دوست دوران کودکی وارد یک ماجراجویی بینالمللی میشوند تا رویاهایی را که زمانی کنار گذاشتهاند دنبال کنند و خطراتی را به جان بخرند که مطمئناً زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
سال ۱۸۸۴. افسر جوان ارتش بریتانیا، «هری فورشم» (لجر) از مبارزه با شورشیان مسلمان سودانی خودداری می کند. صمیمی ترین دوستش، «جک دارنس» (بنتلی)، در واکنش به این عمل، پر سفیدی (به نشانه ی بزدلی) برایش می فرستد. دو تن دیگر از هم قطارانش نیز چنین می کنند و سرانجام چهارمین پر را نامزد «فورشم» (هادسن) به دست او می رساند...
«کریستوفر مارشال» (فاینز) مردی با تربیت اشرافی است که خیال دارد سناتور شود. او یک روز در هتل با «ماریزا ونچورا» (لوپز)، خدمتکاری که لباس زن ثروتمندی را به تن کرده، روبه رو می شود و به او دل می بازد. در حالی که «ماریزا» همان زنی نیست که «کریستوفر» تصور می کند...
فیلم فریدا درباره زندگی «فریدا کالو»، یکی از شاخص ترین نقاشان سبک سورئالیسم مکزیک است که در طول عمرش همواره شجاعانه و قدرتمندانه با چالش هایی که با آنها رو به رو بود، جنگید...