فضانوردان و سگ روباتیک آنها AMEE (Autonomous Mapping Evaluation and Evasion) با جستجو در مریخ به دنبال راه حل هایی برای نجات زمین در حال مرگ می گردند، اما ماموریت به طرز وحشتناکی به اشتباه می افتد.
علمیتخیلی · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
320 عنوان
در آینده ای نزدیک، همه چیز از حیوانات تا انسان ها شبیه سازی میشوند و از لحاظ فنی پیشرفته است اما از نظر قانونی هنوز غیر قانونی است. مردی به نام Adam Gibson پس از کار به خانه بر میگردد و ناگهان با یک کلون مشابه خود برخورد میکند و...
یک سفینه فضایی در سیارهای دورافتاده و بیابانی سقوط میکند. بازماندگان، از جمله یک زندانی خطرناک به نام «ریدیک» که قدرت بینایی استثنایی در تاریکی دارد، باید برای بقا با هم متحد شوند. اما به زودی متوجه میشوند که این سیارهی به ظاهر متروکه، محل زندگی موجودات گوشتخوار و حساسی است که در تاریکی شکار میکنند.
«سباستیان کین» (بیکن)، دانشمند نابغه اما تک رو، سرپرست گروه دانشمندانی است که به سفارش دولت، درآزمایشگاهی حفاظت شده در پنتاگون، درباره ی نامرئی شدن تحقیق می کنند. سرانجام اوفرمول دست نیافتنی را کشف می کند، اما خیلی زود وسوسه می شود فرمول را روی خودش امتحان کند...
یک مامور FBI یک مددکار اجتماعی را تشویق میکند تا با استفاده از تکنولوژی جدیدی که در آن مهارت دارد، وارد ذهن یک قاتل سریالی شود و دریابد که او آخرین قربانی اش را در کجا مخفی کرده است...
«دیوید دان»، تنها بازماندهی بدون آسیب یک سانحه قطار مهیب، زندگیاش دگرگون میشود. او با «الیجا پرایس» آشنا میشود که معتقد است «دیوید» دارای تواناییهای خارقالعاده است و او را به کشف حقیقت وجودیاش میکشاند.
«مردان ایکس» در سال ۲۰۰۰، آغازگر دنیای جهشیافتههاست. «ولورین» و «روگ»، دو جهشیافتهی جدید، به گروه «پروفسور خاویر» میپیوندند که به دنبال همزیستی مسالمتآمیز با انسانها هستند. آنها باید با «مگنیتو» و گروهش مقابله کنند که قصد دارند با استفاده از یک ماشین، انسانها را به جهشیافته تبدیل کرده و بر جهان مسلط شوند.
این فیلم روایتگر زندگی «نئو»، هکری است که با حسی از ناهماهنگی در دنیای اطرافش دستوپنجه نرم میکند. او با «مورفیوس»، رهبر مرموز شورشیان، و «ترینیتی»، جنگجویی شجاع، آشنا میشود و درمییابد که جهان واقعیتی ساختگی به نام ماتریکس است که توسط ماشینهای هوشمند برای کنترل بشریت طراحی شده. «نئو» در این مسیر به مبارزهای حماسی میپیوندد تا با کشف حقیقت، سرنوشت خود و بشریت را تغییر دهد.
«بلید»، نیمهانسان و نیمهخونآشامی که از هر دو جهان رانده شده، با کمک دستیار مورد اعتمادش، «ویسلر»، زندگی خود را وقف مبارزه با خونآشامها و محافظت از بشریت کرده است. او که تواناییهای خارقالعاده خونآشامها را دارد اما از نقاط ضعف آنها مصون است، به شکار خونآشامهایی میپردازد که در سایهها پنهان شدهاند و در تلاشند تا کنترل جهان را به دست بگیرند.
هنگامی که یک سیارک به بزرگی تگزاس در مسیر برخورد با سیارهی ما قرار میگیرد و تنها هجده روز تا نابودی زمین باقی مانده است، ناسا مجبور میشود به سراغ گروهی غیرمتعارف اما خبره برود. تیمی از کارگران سکوهای نفتی، به رهبری «هری استمپِر» که تجربه و مهارت بینظیری در حفاری دارند، تنها امید بشریت برای تغییر مسیر فاجعه هستند. این گروه منتخب، باید در شرایطی سخت و غیرقابل پیشبینی در فضا، دست به کاری غیرممکن بزنند و جان میلیونها نفر را نجات دهند.
گروهی از هفت غریبه که هیچ اطلاعی از هویت یکدیگر ندارند و به طور مرموزی ربوده شدهاند، خود را در یک هزارتوی عظیم از اتاقهای مکعبی شکل مییابند. هر اتاق دارای یک درب در هر یک از شش وجه خود است و برخی از این اتاقها توسط تلههای مرگبار و خلاقانه محافظت میشوند. آنها که هیچ اطلاعی از دلیل حضورشان در این مکان یا راه خروج ندارند، باید با همکاری یکدیگر و با استفاده از مهارتهای مختلف خود (از جمله ریاضیات و شناخت الگوها)، از این مکعب فرار کنند.
دویست سال پس از مرگ «الن ریپلی»، دانشمندان و نظامیان در یک ایستگاه فضایی تلاش میکنند تا او را با استفاده از DNA باقیمانده، کلون کنند. هدف آنها دستیابی به ملکه بیگانه است که در بدن «ریپلی» وجود داشت. اما این آزمایشهای علمی پیامدهای پیشبینینشدهای دارند و موجوداتی جدید و خطرناک را پدید میآورند.
«دکتر الی ارووی» (با بازی جودی فاستر)، یک ستارهشناس سرسخت و مصمم، زندگی خود را وقف جستجوی هوش فرازمینی از طریق سیگنالهای رادیویی کرده است. پس از سالها تلاش بیوقفه، او سرانجام یک سیگنال رمزگذاری شده از کهکشان «وگا» دریافت میکند که حاوی طرحهای یک ماشین پیچیده است. در پی این کشف عظیم، او وارد یک کشمکش علمی، سیاسی و مذهبی میشود تا بتواند اولین تماس بشر با موجودات فضایی را برقرار کند، در حالی که ایمان و عقلانیت او به چالش کشیده میشود.
«شان آرچر»، مامور افبیآی، مصمم است تا «کاستور تروی»، تروریستی که پسرش را کشته، دستگیر کند. پس از دستگیری «تروی»، برای کشف محل یک بمب، «آرچر» تحت یک عمل جراحی بیسابقه قرار میگیرد و چهره خود را با «تروی» عوض میکند. این تبادل هویت به فاجعهای بدل میشود
چهار سال پس از فاجعهی پارک ژوراسیک، «دکتر ایان مالکوم» متوجه میشود که شرکت اینجن، راز بزرگ دیگری را پنهان کرده است: جزیرهی «سُورنا» که محل تولید پنهانی دایناسورها بوده و اکنون به زیستگاهی بکر برای این موجودات عظیمالجثه تبدیل شده است. زمانی که یک تیم تحقیقاتی به رهبری «دکتر سارا هاردینگ» به این جزیره فرستاده میشود تا زندگی دایناسورها را از نزدیک مطالعه کند، «دکتر مالکوم» به سرعت برای نجات او و دخترش «کِلی» به آنجا میرود. اما گروهی دیگر با انگیزههای تجاری نیز وارد جزیره میشوند و این رقابت، ماجراجویی آنها را به یک مبارزهی نفسگیر برای بقا در برابر موجوداتی غولپیکر و وحشی تبدیل میکند.
در سال ۲۲۶۳، جهان باستانیترین و خطرناکترین تهدید خود را تجربه میکند: یک نیروی شیطانی عظیم که هر پنج هزار سال یکبار از ژرفای فضا سر بر میآورد و قصد نابودی حیات را دارد. تنها راه مقابله با این نیروی تاریکی، گردآوری چهار عنصر طبیعی به همراه یک عنصر مرموز و کلیدی پنجم است. در این میان، «کوربن دالاس»، یک راننده تاکسی معمولی و کهنهسرباز سابق، ناخواسته وارد یک ماموریت کیهانی میشود تا بشریت را از انقراض حتمی نجات دهد.
درست زمانی که جهان خود را برای جشنهای چهارم جولای آماده میکند، تهدیدی از فراسوی ستارگان به زمین میرسد. سفینههای عظیم و ناشناخته بیگانگان در آسمان شهرهای بزرگ جهان ظاهر میشوند و در عرض چند دقیقه، ویرانی بیسابقهای را به بار میآورند. در میان این هرج و مرج و تخریب گسترده، چند نفر شامل «دیوید لوینسون»، دانشمندی برجسته؛ «استیون هیلر»، خلبانی شجاع؛ و «توماس وایتمور»، رئیس جمهور ایالات متحده، تنها امید بشریت برای مقابله با این تهاجم بیرحمانه میشوند.
در آیندهای پسا-آخرالزمانی، جایی که سطح زمین در اثر شیوع یک ویروس مرگبار، غیرقابل سکونت شده و بازماندگان مجبورند در زیر زمین زندگی کنند، «جیمز کول» یکی از زندانیان محکوم به سفر در زمان میشود. او به گذشته، به دههی ۱۹۹۰ فرستاده میشود تا منشأ شیوع این ویروس را کشف کند و اطلاعاتی به دست آورد که شاید بتواند بشریت را نجات دهد.
«جان هموند»، سرمایهدار رویاپرداز، پارکی انقلابی با دایناسورهای زندهشده از DNA باستانی میسازد. «آلن گرنت»، دیرینهشناس، و «الی ساتلر»، گیاهشناس، به همراه نوههای «هموند» به جزیره دعوت میشوند. اما وقتی سیستمهای امنیتی پارک از کار میافتند، دایناسورها آزاد میشوند. در میان هرجومرج و خطر، «گرنت» و دیگران برای بقا در جزیرهای پر از هیولاهای ماقبل تاریخ میجنگند.
«الن ریپلی» بار دیگر خود را در شرایطی کابوسوار مییابد. پس از فرار نفسگیرش از سیارهی بیگانه، کپسول نجات او به سیارهای متروک و تاریک به نام «فایورینا ۳» سقوط میکند؛ سیارهای که تنها ساکنان آن مجرمانی خطرناک و تبعیدشده در یک زندان فوق امنیتی هستند. او تنها بازمانده از همراهانش است و به زودی متوجه میشود که همراه با او، یک موجود بیگانه و مرگبار نیز به این سیاره راه پیدا کرده است. در این محیط خصمانه که هیچ سلاحی در دسترس نیست، «ریپلی» باید با هوش و غریزهی بقای خود برای مقابله با این شکارچی بیرحم مبارزه کند
این فیلم روایت ماجرای «سارا کانر» و پسر نوجوانش «جان کانر» است که بار دیگر با تهدید ماشینهای هوشمند و آیندهای تاریک روبرو میشوند. یک سایبورگ محافظ، شبیه به مدل قبلی که شکست خورده بود، مأموریت دارد تا جان را از دست یک ترمیناتور پیشرفتهتر و قدرتمندتر حفظ کند، در حالی که آنها در تعقیب و گریزی پرتنش، برای بقای بشریت میجنگند.
پس از حوادث قسمت دوم، «مارتی مکفلای» در سال ۱۹۵۵ متوجه میشود که «دکتر اِمِت براون» به طور ناخواسته به سال ۱۸۸۵ و دوران غرب وحشی فرستاده شده است. هنگامی که «مارتی» نامهای از «داک» پیدا میکند که در آن خبر از مرگ قریبالوقوع او توسط یک تبهکار محلی داده شده، تصمیم میگیرد به گذشته سفر کند تا دوستش را نجات دهد.
درست پس از بازگشت موفقیتآمیز «مارتی» از گذشته، «دکتر براون» او را به آیندهای دورتر، یعنی سال ۲۰۴۹ میبرد تا جلوی به زندان افتادن فرزندش را بگیرند. این سفر به آینده پر از فناوریهای عجیب و غریب است، اما یک اشتباه کوچک منجر به عواقب فاجعهباری میشود.
«مارتی مکفلای»، نوجوانی که با یک اختراع علمی شگفتانگیز، سفری غیرمنتظره به گذشته، یعنی سال ۱۹۵۵، را تجربه میکند. او در این دوران، ناخواسته باعث دگرگونیهایی در خط زمانی خود میشود که بقایش را با خطر روبرو میکند. «مارتی» اکنون باید با کمک دانشمند جوان و خلاق این دوران، «دکتر براون»، راهی برای بازگرداندن نظم به زمان پیدا کرده و سفری پرماجرا را برای بازگشت به خانه آغاز کند.