«جیسون بورن»، مردی با آسیب دیدگی شدید و بدون حافظه، در اقیانوس پیدا میشود. او به زودی متوجه میشود که آموزشهای پیشرفتهای در زمینهی مبارزه و جاسوسی دیده و سازمانهای قدرتمندی به دنبال حذف او هستند.
دلهرهآور · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
613 عنوان
«سریع و خشن» (The Fast and the Furious) محصول ۲۰۰۱، داستان اصلی و سرآغاز فرنچایز محبوب مسابقات اتومبیلرانی است. «برایان اوکانر» (پل واکر)، در نقش یک پلیس مخفی، وارد محافل مسابقات اتومبیلرانی زیرزمینی لس آنجلس میشود. هدف او، کشف مسئولین یک سری سرقتهای بزرگ است. در این مسیر، او با «دومینیک تورتو» (وین دیزل)، یک مسابقهدهنده کاریزماتیک و رهبر گروهی از علاقهمندان به ماشینهای پرسرعت، روبرو میشود. «برایان» به تدریج در این جامعه جدید غرق شده و با اعضای آن، از جمله «لتی» (میشل رودریگز)، پیوندهایی عمیق برقرار میکند. این فیلم کلاسیک اکشن، با تاکید بر فرهنگ ماشین و رفاقت، به یکی از پرطرفدارترین مجموعهها تبدیل شد.
چهار نوجوان در یک مدرسه خصوصی بریتانیا به طور مخفیانه اعماق یک سوراخ زیرزمینی مهر و موم شده را که دهه ها پیش به عنوان پناهگاه احتمالی بمب ایجاد شده بود، کشف و کاوش می کنند.
مامور بازنشته سی آی ای، «ناتان مویر» (رابرت ردفورد)، به یاد می آورد تمریناتی را که به «تام بی شاپ» (برد پیت) برای آزادی از اسارت چینیها در زمان مخالفت وی با سیاست های سرویس امنیتی انجام داده است.
به مدت دو هفته، 20 شرکت کننده مرد استخدام می شوند تا در زندان نقش زندانیان و نگهبانان را بازی کنند. «زندانیان» باید از قوانین به ظاهر ملایم پیروی کنند و «نگهبانان» به آنها گفته می شود که نظم را بدون استفاده از خشونت فیزیکی حفظ کنند.
اورین بوید، یک پلیس سرسخت در محوطه ای در داخل شهر، شبکه ای از پلیس های کثیف و فساد را کشف می کند.
«جیک هویت»، افسر جوان و جاهطلب اداره پلیس لسآنجلس، آماده آغاز اولین روز کاری خود در یگان مبارزه با مواد مخدر است. او قرار است این روز سرنوشتساز را در کنار گروهبان «آلونزو هریس»، یک کارآگاه کهنهکار و باسابقه بگذراند. «آلونزو» که به دلیل روشهای منحصر به فردش در برخورد با جنایتکاران شهرت دارد، «جیک» را وارد دنیای بیرحم و پیچیدهی خیابانها میکند. در طول این ۲۴ ساعت، «جیک» شاهد اتفاقات غیرمنتظرهای میشود که درک او از قانون و عدالت را به چالش میکشد.
یک مامور سرکش به دنبال نسخههای دیگری از خودش میرود و با هر کشتن قویتر میشود. فقط آخرین نسخه از خودش می تواند او را قبل از تبدیل شدن به بیهمتا متوقف کند.
سال 1939. «کارلوس» (تیلوه)، پسر بچه ای ده ساله، فرزند یک قهرمان جنگی جمهوری خواه، به یتیم خانه ای در منطقه ای دورافتاده سپرده شده است. اما «کارلوس» در این جا احساس آرامش نمی کند. دلایل این موضوع، یکی وجود سرایدار بدجنس یتیم خانه (نوریگا) است و دیگری حضور شبح یکی از ساکنان قبلی یتیم خانه به نام «سانتی».
«استنلی جابسون»، یک هکر نابغه که تازه از زندان آزاد شده و تحت نظر افبیآی است، توسط «گابریل شیر»، یک جاسوس مرموز و خطرناک، استخدام میشود. «شیر» او را مجبور میکند تا کدهای یک سیستم امنیتی دولتی را هک کند و میلیاردها دلار را سرقت کند. «استنلی» در دنیایی پر از خیانت، خطر و فناوری پیشرفته گرفتار میشود. این تریلر اکشن با بازی جان تراولتا و هیو جکمن، پر از پیچ و خمهای داستانی و صحنههای پر سرعت است.
«نیک ولز» (دنیرو) سارقی است میان سال که می خواهد از زندگی تبهکارانه کناره بگیرد و کلوب موسیقی جازش را بگرداند. اما پیش از آن که «نیک» بتواند به رؤیاهایش جامه ی عمل بپوشاند، «ماکس» (براندو)، مال خر و در واقع استاد و شریک تجاری اش او را تحت فشار قرار می دهد تا یک سرقت نهایی را هم برای او به انجام برساند.
وقتی دختر یک روانپزشک ربوده می شود، او با وحشت متوجه می شود که آدم ربایان: خواسته این است که او به یک اختلال استرس پس از سانحه مبتلا شود که زن جوانی رازی را می داند...
یک ژنرال که با رای دادگاه نظامی به زندان افتاده است، به همراه ۱۲۰۰ زندانی دیگر بر علیه سیستمی که خودش روزی در آن کار می کرده شورش می کند...
«لوییس تامس» (واکر)، دانشجوی سال اول، تصمیم گرفته در تعطیلات تابستان هم راه برادرش، «فولر» (زان) از این سو به آن سوی امریکا برود. در جاده «فولر» با راننده ی کامیونی که به «راستی نیل» معروف است، شوخی ناجوری می کند، و خیلی زود معلوم می شود که قربانی این شوخی «فولر» قاتلی روانی است...
ده سال پس از فرار «دکتر هانیبال لکتر» (با بازی آنتونی هاپکینز)، او در فلورانس ایتالیا زندگی میکند در حالی که «کلاریس استارلینگ» (با بازی جولیان مور)، مامور افبیآی، همچنان با خاطرات و زخمهای گذشتهاش دست و پنجه نرم میکند. هنگامی که یکی از قربانیان ثروتمند و زنده مانده لکتر، «ماسون ورگر»، نقشهای برای گرفتن انتقام از او میکشد و به دنبال او میفرستد، مسیر این سه نفر بار دیگر به طرز اجتنابناپذیری به یکدیگر گره میخورد.
خلبانی که بر فراز بوسنی سرنگون شده است، از دست ارتش محلی فرار می کند و فرمانده او همه چیز را به خطر می اندازد تا او را نجات دهد.
در یک شهر کوچک یک سری قتل های زنجیره ای رخ داده است که قاتل طوری صحنه سازی کرده که گویا چیز دیگری مثل شیاطین در این قتل ها دست داشته اند پلیس هم با سردرگمی به دنبال قاتل میگردد که...
مادری مذهبی و وسواسی که در سال ۱۹۴۵، پس از پایان جنگ جهانی دوم، به همراه دو فرزند کوچک خود، «آن» و «نیکلاس»، در خانهای بزرگ و منزوی در جزیره جرزی زندگی میکند. فرزندان «گریس» به یک بیماری نادر حساسیت به نور خورشید مبتلا هستند، بنابراین تمام پنجرههای خانه همیشه پردهکشی شده و اتاقها در تاریکی مطلق به سر میبرند. پس از ورود سه خدمتکار جدید به خانه، اتفاقات عجیب و غریبی شروع به رخ دادن میکنند که «گریس» ابتدا آنها را به توهمات فرزندانش یا خیالپردازی خودش نسبت میدهد. اما رفته رفته، او متقاعد میشود که موجوداتی ناشناخته در خانه حضور دارند
«جاده مالهالند» ساخته سورئال «دیوید لینچ»، مخاطب را به لسآنجلس مرموز و تاریک «هالیوود» میبرد. داستان با یک زن زیبا به نام «ریتا» آغاز میشود که پس از تصادفی در «جاده مالهالند» دچار فراموشی شده است. او با «بتی المیس»، یک بازیگر جوان و خوشبین که تازه به «هالیوود» آمده، آشنا میشود. این دو زن با هم تیمی عجیب تشکیل میدهند تا راز هویت «ریتا» و اتفاقات عجیب اطرافشان را کشف کنند.
«دنی اوشن»، سارق حرفهای و تازهآزاد شده از زندان، بلافاصله پس از آزادی، طرح یک سرقت بزرگ و بیسابقه را در سر میپروراند: همزمان به سه کازینوی بزرگ لاس وگاس، که همگی متعلق به «تری بندیکت» هستند، دستبرد بزند. برای این منظور، او به سراغ «راستی رایان»، شریک قدیمی و متخصص خود در این حرفه میرود. «اوشن» و «رایان» شروع به گردآوری تیمی از متخصصین زبده در حوزههای مختلف سرقت، شامل هکر، متخصص مواد منفجره، جیببر و بدلکار میکنند.
در آستانه یک سفر سرنوشتساز، «الکس براونینگ»، نوجوانی که به همراه همکلاسیهایش عازم سفر به پاریس است، دچار یک پیشآگاهی وحشتناک میشود. او فاجعهای قریبالوقوع را در هواپیما میبیند که منجر به مرگ تمام سرنشینان میشود. با واکنش سریع «الکس»، تعداد معدودی از مسافران و دوستانش موفق میشوند از پرواز خارج شوند و از حادثه وحشتناک جان سالم به در ببرند. اما مرگ، این بار به شکلی مرموز و سادیستی، به دنبال نجاتیافتگان است
در «مأموریت: غیرممکن II»، مأمور «ایتن هانت» مأموریتی جدید و فوقالعاده خطرناک دریافت میکند: جلوگیری از پخش یک ویروس کشنده و ژنتیکی مهندسی شده به نام «کیمرا». این ویروس توسط یکی از همکاران سابق «ایاماف» به نام «شان امبروز» دزدیده شده است. «ایتن» برای انجام این مأموریت، باید با سارقی حرفهای و زیبا به نام «نایا نوردوف-هال» همکاری کند، که رابطهای پیچیده با «امبروز» دارد. این گروه باید در یک مسابقه با زمان، ویروس را قبل از فاجعهای جهانی پیدا و نابود کنند.
در مرز جداکننده دو کره،دو سرباز کره شمالی به دست یک سرباز کره جنوبی کشته می شوند.اما یازده گلوله در جسدها پیدا می شود که به همراه 5 گلوله باقیمانده در اسلحه ضارب جمعا شانزده گلوله برای اسلحه ای که باید پانزده گلوله داشته باشد می شود...
پورتوریکو، وکیلی امریکایی به نام «هنری هرست» (هاکمن) به پلیس خبر می دهد که موقع گردش با سگش، جسد دختر دوازده ساله ای را یافته. اما بازرسان پلیس به این نتیجه می رسند که «هرست»، برخلاف ادعایش، در این جنایت دست داشته است...