در آیندهای نزدیک و در ژاپن دیستوپیایی، دولت برای کنترل جوانان و مبارزه با بیکاری، قانون «نبرد سلطنتی» را وضع میکند. یک کلاس کامل از دانشآموزان به یک جزیره متروکه فرستاده میشوند و مجبور میشوند یکدیگر را تا حد مرگ بکشند. فقط یک نفر میتواند زنده بماند.
دلهرهآور · آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
613 عنوان
کمیسر «پی یر نیمانس» وارد منطقه کوهستانی گوئر نان می شود تا درباره قتل کارمندان دانشگاهی در آن حوالی تحقیق کند. جسد قربانیان در کوهستان پیدا شده در حالی که بعد از ساعت ها شکنجه شدید، با زخم های بی شمار روی بدنشان، و چشمان از حدقه در آمده جان داده اند...
هنگامی که اولین ماموریت سرنشین دار به مریخ پس از گزارش یک ساختار ناشناس با یک فاجعه فاجعه بار و مرموز روبرو می شود، یک ماموریت نجات برای بررسی فاجعه و بازگرداندن بازماندگان راه اندازی می شود.
یک دانشجو که بتازگی ترک تحصیل کرده است شغلی بعنوان یک دلال بدست میاورد و این شغل خیلی سریع او را در مسیر موفقیت قرار می دهد، اما کار او به اندازه ای که بنظر می رسد قانونی نیست...
یک محکوم سابق پس از اینکه هویت هم سلولی مرده خود را برای ملاقات با دوست دختر طرف مقابل به دست می آورد، خود را به عنوان یک شرکت کننده بی میل در دزدی کازینو می بیند.
زن جوان لالی که در یک تفرجگاه ماهیگیری در مکانی ایدهآل کار میکند، اما با جنبههای مختلف ناخوشایند انسانی احاطه شده است، عاشق مردی میشود که به دلیل ارتکاب قتل از قانون فرار میکند.
یک ماور سابق پلیس ( جت لی ) بخاطر اینکه به پدرش که یک تبهکار چینی بوده و نیز برادر کوچکترش اجازه داده که به سان فرانسیسکو فرار کنند به زندان می رود . پس از مدتی برادرش توسط یک گروه مافیایی به رهبری دلروی لیندو کشته می شود . لی از زندان می گریزد و به آمریکا می رود تا قاتل برادرش را یافته و از او انتقام بگیرد...
فضانوردان و سگ روباتیک آنها AMEE (Autonomous Mapping Evaluation and Evasion) با جستجو در مریخ به دنبال راه حل هایی برای نجات زمین در حال مرگ می گردند، اما ماموریت به طرز وحشتناکی به اشتباه می افتد.
اکتبر سال 1962. یک هواپیمای جاسوسی امریکا در آسمان کوبا به پرواز در می آید و عکس هایی از محل استقرار موشک های دوربرد اتمی اتحاد شوروی در آن کشور می گیرد. به این ترتیب تعارض میان امریکا و شوروی بالا می گیرد و جهان در آستانه ی یک جنگ دیگر قرار می گیرد...
هنگامی که از مهندس بازنشسته فرانک کوروین (کلینت ایستوود) برای نجات یک ماهواره از کار افتاده دعوت می شود، او اصرار می کند که هم تیمی های قدیمی اش او را در فضا همراهی کنند.
«جان شفت» (جکسن)، برادر زاده ی همان کارآگاه خصوصی مشهور (راندتری)، یکی از کارآگاهان خبره ی پلیس است که با هم کارش، «کامرون واسکز» (ویلیامز)، مأمور رسیدگی به پرونده ی قتل دانشجویی سیاه پوست می شود. در جریان پی گیری طولانی این پرونده، «شفت» به صرافت می افتد که از خدمت در نیروی پلیس کناره گیری و یک آژانس کارآگاهی باز کند...
یک سفینه فضایی در سیارهای دورافتاده و بیابانی سقوط میکند. بازماندگان، از جمله یک زندانی خطرناک به نام «ریدیک» که قدرت بینایی استثنایی در تاریکی دارد، باید برای بقا با هم متحد شوند. اما به زودی متوجه میشوند که این سیارهی به ظاهر متروکه، محل زندگی موجودات گوشتخوار و حساسی است که در تاریکی شکار میکنند.
تصادف رانندگی مرگباری در مکزیکوسیتی، سرنوشت سه غریبه از طبقههای اجتماعی مختلف را به شکلی خشونتبار به هم گره میزند: یک پسر جوان به نام «اکتاویو» که برای پولشویی و عشق ممنوعش درگیر مسابقات خونین سگهاست؛ یک مدل زیبا به نام «والریا» که زندگیاش پس از این حادثه کاملاً دگرگون میشود؛ و یک قاتل قراردادی و ولگرد به نام «ال چیو» که در پی رستگاری است. این فیلم به طرز ماهرانهای سه داستان متقاطع را روایت میکند که همگی حول محور تصادف و سگها میچرخند
این فیلم داستانهای چندگانه و مرتبط با یکدیگر را روایت میکند که همگی حول محور تجارت مواد مخدر میچرخند. «رابرت ویکفیلد»، یک قاضی که به تازگی به سمت مسئول کنترل مواد مخدر منصوب شده، با کشف اعتیاد دختر نوجوانش به مواد مخدر، با چالشهای اخلاقی روبرو میشود. در همین حال، دو مأمور مبارزه با مواد مخدر در مکزیک با کارتلهای مواد مخدر مبارزه میکنند و همسر یک قاچاقچی بزرگ، پس از دستگیری همسرش، تلاش میکند تا تجارت او را ادامه دهد.
«رندال “مِمفیس” رینز» (با بازی نیکلاس کیج)، یک سارق خودروی بازنشسته و افسانهای، مجبور میشود برای نجات جان برادرش، «کیپ»، به دنیای جرم و جنایت بازگردد. او باید در کمتر از ۷۲ ساعت، ۵۰ خودروی لوکس را برای یک گانگستر خطرناک به نام «ریموند کالیتری» سرقت کند. «ممفیس» با جمع کردن تیم قدیمی و جدیدش، از جمله شریک سابقش «سارا “سواگ” وِیلند» (با بازی آنجلینا جولی)، در یک مسابقه با زمان برای انجام این کار غیرممکن قرار میگیرد.
«لئونارد شلبی»، مردی که حافظه کوتاهمدتش را از دست داده و قادر به ساخت خاطرات جدید نیست، در جستجوی قاتل همسرش است. او برای پیگیری سرنخها و به خاطر سپردن اطلاعات مهم، به یادداشتها، عکسها و خالکوبیهایی که روی بدنش دارد، متکی است.
داستان «چشمان کاملاً بسته»، ساخته کوبریک در سال ۱۹۹۹، با معرفی دکتر «بیل» و همسرش «آلیس» در نیویورک آغاز میشود؛ زوجی مرفه که زندگی بینقصی دارند. پس از یک مهمانی شبانه کریسمس، آلیس در لحظهای خصوصی، اعتراف تکاندهندهای میکند. این افشاگری، بیل را به شدت آشفته کرده و او را به سفری شبانه و مرموز در دل شهر میکشاند. در این سفر، بیل با موقعیتها و محافلی غیرمنتظره روبرو میشود که او را به چالش میکشد
«دکتر مالکوم کرو»، روانشناس کودک است که به دنبال کمک به پسربچهای به نام «کال سین»، میرود؛ پسربچهای که ادعا میکند میتواند مردگان را ببیند. در حالی که «مالکوم» تلاش میکند به این پسر کمک کند تا با ترسها و توانایی غیرمعمولش کنار بیاید، رابطهای پیچیده و عمیق بین آنها شکل میگیرد.
یک کارمند بینام و نشان که از زندگی یکنواخت و پوچ خود خسته شده، با «تایلر دردن»، مردی کاریزماتیک و عصیانگر، آشنا میشود. این دو با هم باشگاهی زیرزمینی راهاندازی میکنند که در آن مردان با مشتزنی خشم و ناامیدی خود را تخلیه میکنند. اما این باشگاه بهتدریج به چیزی فراتر از مشتزنی تبدیل میشود و نقشههایی جسورانه و خطرناک شکل میگیرد.
«جکی براون»، یک مهماندار هواپیمای میانسال است که برای یک قاچاقچی اسلحه به نام «اوردرن» پول جابهجا میکند. زمانی که او توسط پلیس دستگیر میشود و پیشنهاد معاملهای برای همکاری با آنها و لو دادن «اوردرن» دریافت میکند، «جکی» در موقعیتی دشوار قرار میگیرد.
فیلم «بازی» درباره «نیکلاس ون اورتون» است، مردی ثروتمند و کنترلگر که همه چیز در زندگیاش طبق برنامه است. برادرش، «کنراد»، به او پیشنهاد میدهد که برای هیجان بیشتر، در یک «بازی» خاص شرکت کند. «نیکلاس» وارد این بازی میشود، اما به سرعت متوجه میشود که اتفاقات پیرامونش دیگر تحت کنترل او نیستند و زندگیاش به طور فزایندهای آشفته و خطرناک میشود. او تلاش میکند از این بازی مرموز سر دربیاورد.
گروهی از تفنگداران دریایی ناراضی، به رهبری یک ژنرال پرافتخار اما سرخورده، زندان متروک و بدنام آلکاتراز را تصرف کرده و صدها گروگان را در آنجا محبوس میکنند. آنها تهدید میکنند که در صورت عدم برآورده شدن خواستههایشان، موشکهای حاوی گاز اعصاب مرگبار را بر فراز سانفرانسیسکو شلیک خواهند کرد. برای نفوذ به این دژ نفوذناپذیر، دولت به یک متخصص مواد شیمیایی افبیآی و تنها کسی که تا به حال از آلکاتراز فرار کرده، متکی میشود. زمان به سرعت در حال اتمام است و آنها باید پیش از وقوع فاجعهای جبرانناپذیر، راهی برای ورود به زندان و خنثی کردن تهدید پیدا کنند.
«ایتان هانت»، مامور زبده IMF، پس از قتل تمام تیمش در یک ماموریت لو رفته، مظنون اصلی شناخته میشود. برای پاک کردن نام خود، او فرار میکند و با تیمی خودسر، به دنبال یافتن خائن واقعی در داخل سازمان میگردد. او باید به اطلاعات محرمانهای دست یابد تا ثابت کند قربانی یک توطئه پیچیده شده است.
در سرمای گزنده مینه سوتا، «جری لاندگارد»، فروشندهای درمانده، برای نجات از بدهیها، نقشهای عجیب میکشد. او دو خلافکار را برای یک کار نامعمول استخدام میکند. اما چیزی نمیگذرد که این طرح به سرعت از کنترل خارج شده و به کابوسی غیرقابل پیشبینی تبدیل میشود. با پیدا شدن سرنخهای وحشتناک، «مارج گاندرسون»، رئیس پلیس باهوش، وارد پرونده میشود.