یک پلیس مذاکره کننده ناموفق که به یک شهر کوچک انتقال یافته, باید جان یک خانواده به گروگان گرفته شده را نجات دهد، که در وضعیت بسیار خطرناک تری قرار می گیرد.
آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3520 عنوان
کمپانی های فاسد نفتی برای رسیدن به اهداف خود در خاورمیانه از هیچ جنایتی روگردان نیستند...
کلاه قرمزی، گرگ، مرد جنگلی و مادربزرگ همه وقایعی را که منجر به برخورد آنها شد به پلیس می گویند.
بیکرها در تعطیلات خود را در حال رقابت با یک خانواده رقیب هشت فرزندی می بینند.
"ایوان" کشیشی در کلیسای یک روستا است که به خاطر سیب هایش که در درختی بزرگ جلوی کلیسا بزرگ شده اند شناخته می شود. او انسان عجیبی است. دنیا را با عینک خوشبینی می بیند و معتقد است با شیطان در حال جنگ است. "آدام" یک نئو نازی سرسخت است که به کلیسا برای انجام خدمات اجتماعی محکوم می شود. او به خود قول می دهد که ایمان "ایوان" را در هم بشکند...
بروکلین، دهه ی 1980. «والت» شانزده ساله (آیزنبرگ) و «فرانک» دوازده ساله (کلاین) باخبر می شوند که پدر و مادر روشنفکرشان، «برنارد» (دانیلز) و «جون» (لینی) خیال جدا شدن از یک دیگر را دارند. حالا «والت» و «فرانک» باید موضع خود را در قبال این تغییر در زندگی خانوادگی روشن کنند...
والتر که یک کشیش است آنقدر به خانواده اش بی توجه شده که نمی داند دخترش با پسران نامناسبی رابطه دارد، پسر کوچکش از رفتن به مدرسه می ترسد، و همسرش در آستانه خیانت کردن به اوست.
مادر و دختری که هنوز از یک مشاجره تلخ حضانت خاطره های بدی به همراه دارند، مجبور به سکونت در یک ساختمان آپارتمانی مخروبه می شوند و در آنجا هدف روح یکی از ساکنان سابق قرار میگیرند...
جنگجویی جوان بنام «خام» باید به استرالیا برود تا فیل ربوده شده اش را پس بگیرد...
بازرس «کانرز» (استاتم) به همراه یک پلیس تازه کار بنام «دکر» (فیلیپ) فرماندهی عملیاتی بر علیه گروهی از سارقان بانک را بر عهده دارند. سارقان که سردسته شان فردی به نام «لورنز» (اسپاینز) است بدون دزدیدن حتی یک پنی از بانک، آنجا را ترک می کنند. اما طولی نمی کشد که مشخص می شود آنها ویروسی را در سیستم بانک وارد کرده اند، و از این طریق یک میلیارد دلار را از حساب های مختلف ربوده اند...
روایت داستان دو دختر ثروتمند اهل حومه ی شهراست که با فرهنگ گانگستری شرق لوس آنجلس برخورد میکنند...
یک بازیگر خودمحور که فکر میکند میتواند بازیگر زن ناشناختهای را در این قسمت تحت الشعاع قرار دهد، ناخودآگاه یک بازیگر جادوگر در یک بازسازی تلویزیونی آینده کمدی کمدی کلاسیک Mawitched (1964) انتخاب میکند.
درحالیکه اهالی شهر، خود را برای مراسم سالیانه آماده میکنند، بزرگترین نگرانیشان، حملهی خرگوشها و از بین رفتن سبزیجاتی است که برای این مراسم تهیه کردهاند. «والاس» و «گرومیت» وظیفهی محافظت از سبزیجات را بر عهده دارند اما انجام یک آزمایش از طرف «والاس» همه چیز را تحت تاثیر خود قرار میدهد.
زن جوانی به نام ترزا دوست پسرش سایمون را به خانه می آورد تا با والدینش ملاقات کند و آنها را با خبر نامزدی غافلگیر کند. شگفتی دیگر: سیمون سفید است.
یک زن خانهدارِ نادیدهگرفتهشده، پنهانی وارد رابطهای عاشقانه میشود و این خیانت، تحولی پرشور در او ایجاد میکند. اکنون، همین اندک خیانت، اشتیاق خاموششدهی همسرش را دوباره بیدار میکند. اما آیا این علاقهی تازه، خیلی دیر از راه رسیده؟
داستان در مورد دو خواهر، پدرشان، و نامادری آن ها است. این دو خواهر که هر کدام راه خود را در زندگی می روند، «رز» (کالت) و «مگی» (دیاز) نام دارند. خواهر بزرگتر، رز، یک وکیل است که به تنهایی زندگی می کند و یک کمد پر از کفش دارد. خواهر کوچکتر، مگی، دختری جذاب، بی مسئولیت، و خودخواه است...
در سال 2011 یک ویروس مرگبار در سراسر کره زمین منتشر می شود و ۹۹ در صد جمعیت این سیاره را نابود می سازد و تنها ۵ میلیون نفر زنده می مانند که همه آنها در یک هر که دورتادور آن با دیوارهای بلندی احاطه شده زندگی می کنند ...
پس از خراب کردن شهرت خود در شهر، یک جوجه کوچولو شجاع باید به کمک همشهریان خود بیاید تا با بیگانگانی که قصد تهاجم به شهر آنها را دارند مبارزه کنند و...
این فیلم به بررسی حوادث ماوراءالطبیعی باستانی میپردازد ...
مردی به نام جرج خانه ای در آمیتیویل نیویورک را به مبلغ پائینی خریداری کرده و به همراه خانواده اش به آنجا نقل مکان می کند. اما آنها پس از مدتی درمی یابند که این خانه دارای گذشته ی ترسناک و مخوفی می باشد که…
این فیلم روندهای موج سواری و اسکیت بورد را دنبال می کند که در دهه 1970 در ونیز، کالیفرنیا آغاز شد.
پاریس، زمان حال. «ژرژ لوران» (اوتوی)، مجری یک برنامه ی ادبی تلویزیونی، نواری ویدئویی به دستش می رسد که بیرون خانه ی پاریسی اش را نشان می دهد. پس از آن نوارهایی دیگر از راه می رسند که این بار طرح های تکان دهنده ای ضمیمه شان است. در حالی که «ژرژ» بیش از پیش نگران شده، عصبیتی که به وجود می آید، به رابطه اش با همسرش، «آن» (بینوش) و پسر نوجوانش، «پیرو» (ماکدونسکی) لطمه می زند...
بری اُزبورن، ترانس سکشوالی است که در آستانه عمل جراحی برای تغییر کامل جنسیت خویش قرار دارد. او که از مدت ها قبل برای انجام این عمل پس انداز کرده، ناگهان تلفنی از سوی پسری به نام توبی دریافت می کند که ادعا می کند ثمره تنها رابطه جنسی اش- زمانی که مذکر بوده- است. توبی در زندان است و یک نفر بایستی او را با دادن وجه الضمان آزاد کند. همزمان روانکاو بری نیز به او می گوید قبل از رویارویی با گذشته اش نمی تواند او را عمل کند. بری ناچار بر خلاف میل خود به نیویورک می رود و با دادن پولی که برای عمل جراحی خود پس انداز کرده بود، توبی را آزاد می کند. نقشه بری سپردن توبی به پدرخوانده اش است، اما در مواجهه با وی کار توبی و او به خشونت کشیده می شود. بری و توبی ناچار با همدیگر همسفر می شوند...