ستوان «واترز» ( بروس ویلیس ) فرمانده تیم ویژه ای است که افرادش را به جنگل های نیجریه می برد تا دکتر «لنا کندرکس» ( مونیکا بلوچی ) را آزاد کند. اما آن ها در میابند که کندرکس تنها در صورتی همراهشان می آید که ۷۰ پناهنده دیگر را نیز نجات دهند.
آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3520 عنوان
گروهی از جوانان که در حال مسافرت هستند، توسط یک قاتل بدشکل و وحشی که قربانیانش را با اره برقی تکه تکه می کند، شکار می شوند...
در «ماتریکس: انقلابها»، آخرین پرده از سهگانه حماسی «ماتریکس»، بشریت با آخرین و بزرگترین نبرد خود برای بقا روبرو میشود. ماشینها با تمام قوا به سمت «زایون»، آخرین سنگر انسانها، پیشروی میکنند و ارتش وسیع آنها آماده نابودی کامل بشر است. در این میان، «نئو» با قدرتهای جدیدی که فراتر از ماتریکس هستند، در کما به سر میبرد و ذهن او در برزخی میان جهان واقعی و ماتریکس گرفتار شده است.
«مت مورداک»، وکیلی موفق است که در دوران کودکی طی یک حادثه مواد شیمیایی، بینایی خود را از دست میدهد اما حواس دیگرش به شکلی خارقالعاده تقویت میشوند. او از این حواس فوقالعاده برای مبارزه با جنایت در محله فاسد «هلز کیچن» نیویورک استفاده میکند و شبها با لباس مبدل «دردویل» به جنگ با تبهکاران میرود. «مت» در این مسیر با «الکترا ناچیوس»، زن مرموز و استاد هنرهای رزمی آشنا میشود و با او وارد رابطهای پیچیده میگردد. او همچنین باید با «کینگپین»، سردسته قدرتمند جنایتکاران، و آدمکش بیرحمش «بولزآی» که مسئول مرگ پدرش است، مقابله کند.
یک نوار ویدئویی مرموز بین مردم دست به دست می گردد. تنها با یک نگاه به این نوار ویدئو، شما فقط هفت روز دیگر زنده خواهید بود. خبرنگاری بنام «سیندی کمبل» این نوار را می بیند و حالا دنبال راهی است تا از مرگ بگریزد.
دو زوج نوجوان که در جنگل های تگزاس به ماجراجویی و جستجو به دنبال یک قاتل افسانه ای می پردازند، توسط یک خانواده روانی از قاتلین سریالی به زنجیر کشیده می شوند و...
داستان زندگی «آیلین وورنوس» ، فاحشه ای که پس از سپری کردن ماجراهایی، به یک قاتل سریالی تبدیل می شود...
زن نویسنده ای که به تازگی از شوهرش جدا شده است، به ایتالیا سفر کرده و ویلایی را خریداری می کند به امید اینکه تغییرات خوشایندی در زندگی اش ایجاد شود...
«بروس» یک گزارشگر تلویزیونی است که از زندگی و شغلش ناراضی است و همیشه از خدا گله میکند. پس از یک روز بسیار بد، «بروس» با «خدا» ملاقات میکند که تصمیم میگیرد برای مدتی قدرتهای الهی خود را به او بسپارد تا «بروس» متوجه شود اداره جهان چقدر دشوار است. «بروس» ابتدا از این قدرتها برای منافع شخصی استفاده میکند، اما به زودی متوجه میشود که اداره امور جهانی فراتر از تصور اوست و عواقب غیرمنتظرهای دارد.
داستان یک مربی دبیرستانی و مردی که از نظر رشدی به چالش کشیده شده است که او را زیر بال خود گرفت.
هنگامی که یک گربه سخنگو به دیدار آن ها می آید زندگی دو کودک بی حوصله وارونه است.
در سانفرانسیسکو، زمانی که نامزد فریبکار او با بهترین دوستش وارد رابطه عاشقانه می شود، زندگی به ظاهر عالی یک بانکدار دوست داشتنی زیر و رو می شود.
فیلم ماهی بزرگ، داستان زندگی و مرگ یک پدر و پسر را روایت میکند. پدر، مردی خیالپرداز است که تمام عمرش را با حکایتهای باورنکردنی از ماجراجوییهای گذشتهاش برای دیگران پر کرده است؛ داستانهایی که شامل دیدارهای عجیب و اتفاقات خارقالعاده میشوند. پسرش، که رویکردی واقعبینانه دارد، از این داستانها خسته شده و به دنبال حقیقت محض پشت آنهاست.
این فیلم ماجرای تیمی از سارقان نخبه است که تحت رهبری «چارلی کروکر»، یک سرقت استادانه الماس را در ایتالیا به سرانجام میرسانند. اما جشن پیروزی آنها دیری نمیپاید؛ یکی از اعضای تیم با خیانت، همه چیز را میرباید. این آغاز مأموریت جدید آنهاست؛ عملیاتی پیچیده و پرخطر در لسآنجلس
فیلم «گمشده در ترجمه» داستان دو غریبه را روایت میکند که در هتلی لوکس در «توکیو»، پایتخت «ژاپن»، به طور اتفاقی با یکدیگر آشنا میشوند. «باب هریس»، یک بازیگر میانسال و مشهور «آمریکایی»، برای بازی در یک تبلیغ به این شهر آمده، در حالی که از زندگی زناشوییاش ناراضی و دچار بحران میانسالی است. در همین هتل، «شارلوت»، دختری جوان که به تازگی از دانشگاه فارغالتحصیل شده، همسرش را که عکاسی پرمشغله است، همراهی میکند و خود را در سرزمینی غریب و تنها مییابد. این دو نفر، با وجود تفاوتهای سنی و فرهنگی، به دلیل تنهایی و احساس بیگانگی در محیطی ناآشنا، به یکدیگر نزدیک میشوند و ارتباطی عمیق و غیرمنتظره بینشان شکل میگیرد.
«بروس بنر»، دانشمند ژنتیک که در حال کار روی فناوری نانو بود، در یک حادثه آزمایشگاهی در معرض پرتوهای گاما قرار گرفت. او از آن پس، هنگامی که خشمگین یا تحت فشار شدید قرار میگرفت، به هیولایی سبز، قدرتمند و کنترلناپذیر به نام «هالک» تبدیل میشد. «بروس» باید راهی برای کنترل این قدرت ویرانگر پیدا کند ...
در سال ۱۸۰۵، ناخدا «جک آبری» فرمانده کشتی جنگی بریتانیایی اچاماس «سربراسر» است. او ماموریت مییابد تا یک کشتی جنگی فرانسوی برتر به نام «اخرون» را که به کشتیهای انگلیسی در اقیانوس آرام حمله میکند، ردیابی و با آن مقابله کند. این تعقیب و گریز دریایی طاقتفرسا، «آبری» و خدمهاش را در معرض طوفانهای سهمگین و نبردهای دریایی شدید قرار میدهد. «آبری» باید در طول این ماموریت دشوار، بین وظیفه، حفظ روحیه خدمه و دوستیاش با دکتر «استفان متورین»، که دیدگاههای متفاوتی دارد، تعادل برقرار کند.
«دیویی فین»، گیتاریستی پرشور که از گروهش اخراج شده، در یک لحظهی ناباورانه، هویت همخانهاش را جعل میکند تا به عنوان معلم جانشین در مدرسهای معتبر شروع به کار کند. او که هیچ علاقهای به ریاضی و علوم ندارد، ناگهان متوجه میشود که دانشآموزانش، هر کدام استعدادهای پنهان موسیقیایی دارند.
یک روزنامهنگار زن برای ستون مجلهاش، تصمیم میگیرد مقالهای بنویسد که در آن نشان دهد چگونه میتوان در عرض ۱۰ روز یک مرد را فراری داد. او برای نوشتن این مقاله، تمام اشتباهات و رفتارهای زنندهای را که میتواند یک رابطه را به هم بزند، به کار میگیرد. در همین حین، یک مدیر تبلیغاتی مرد برای بستن یک قرارداد بزرگ، با دوستانش شرط میبندد که میتواند کاری کند هر زنی در ۱۰ روز عاشقش شود. مسیر این دو نفر به شکلی کمدی و غیرمنتظره به هم میرسد و هر یک سعی در رسیدن به هدف خود با فریب دیگری دارد، اما نتیجهای کاملاً متفاوت رقم میخورد.
در سال ۱۸۷۶ میلادی، «کاپیتان ناتان آلگرن»، یک افسر سابق «ارتش ایالات متحده» که از تجربه جنگ داخلی آسیب دیده است، برای آموزش «ارتش ژاپن» در نبردهای مدرن به این کشور استخدام میشود. هدف او سرکوب شورش «ساموراییها» به رهبری «کاتسوموتو»، یک جنگجوی باستانی و سنتی است که با مدرنسازی ژاپن مخالف است. اما وقتی «آلگرن» در نبردی اسیر «ساموراییها» میشود، در میان آنها زندگی میکند و به تدریج با فرهنگ، ارزشها و مرام آنها آشنا میشود.
پس از حملهای به رئیس جمهور آمریکا، ظنها به سمت «جهشیافتهها» نشانه میرود و «ویلیام استرایکر»، یک ژنرال ضد جهشیافته، قصد نابودی تمام آنها را دارد.
در حالیکه تاریکی سرزمین میانه را در بر گرفته، «گندالف» و «آراگورن» ارتش انسانها را گرد هم میآورند تا در برابر قدرت روبهافزایش «سائرون» ایستادگی کنند. این تلاش بزرگ، برای پرت کردن حواس دشمن از مأموریتی است که «فرودو» و «سم» در دل سرزمین دشمن دنبال میکنند.
«اولدبوی» داستان «اوه دهسو» است، مردی که به طرز مرموزی به مدت ۱۵ سال در یک اتاق زندانی میشود و سپس به همان شکل ناگهانی آزاد میگردد. بدون هیچ سرنخی از هویت ربایندهاش یا دلیل این اسارت طولانی، او دهسو وارد یک بازی مرگبار انتقام میشود تا حقیقت پشت این حبس بیرحمانه را کشف کند.
«بلید»، شکارچی خونآشامهای نیمهانسان و نیمهخونآشام، این بار با تهدیدی جدید و خطرناکتر از همیشه روبرو میشود: گونهای جهشیافته از خونآشامها به نام «ریپرها». این موجودات، هم برای انسانها و هم برای خونآشامهای عادی تهدید به شمار میروند، زیرا به سرعت تکثیر شده و با بیرحمی قربانیان خود را از بین میبرند.