«راکی بالبوا» پس از افتخارات و موفقیتهای پیاپی، به اوج شهرت و ثروت رسیده و در حال لذت بردن از زندگی قهرمانی است. اما این آرامش با ظهور رقیبی جدید به نام «کلابر لنگ»، بوکسوری جوان و بیرحم که به دنبال عنوان قهرمانی است، به هم میخورد. «راکی» باید با چالشهای جدید و بزرگتری روبرو شود، نه تنها در رینگ، بلکه با غرور و خودباوریاش. برای بازپسگیری شور و اشتیاق گذشته و ایستادگی در برابر «لنگ»، «راکی» به کمک غیرمنتظرهای نیاز پیدا میکند.
آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3521 عنوان
این فیلم زندگینامهی «مهاتما گاندی»، رهبر برجستهی جنبش استقلال هند از حکومت بریتانیا را به تصویر میکشد. داستان از دوران جوانی او در آفریقای جنوبی آغاز میشود، جایی که او برای حقوق شهروندان هندی مبارزه میکند و اصول مقاومت بدون خشونت یا ساتیاگراها را توسعه میدهد. سپس به بازگشت او به هند و رهبری مبارزات مسالمتآمیز علیه استعمار بریتانیا میپردازد. فیلم سفر «گاندی» را در تبدیل شدن به نمادی جهانی از صلح و آزادی، و تأثیر عمیق او بر ملت هند را دنبال میکند.
داستان «ای.تی. موجود فرازمینی» با فرود یک سفینه فضایی در جنگلی در کالیفرنیا آغاز میشود که سرنشینان آن، موجودات فرازمینی گیاهشناس، مشغول جمعآوری نمونه هستند. ناگهان، مأموران دولتی سر میرسند و سفینه مجبور به ترک سریع میشود، اما یکی از موجودات، «ای.تی.»، جا میماند. او توسط پسر ۱۰ ساله «الیوت» در حیاط خلوت خانهاش کشف میشود. «الیوت» به سرعت با «ای.تی.» ارتباط برقرار کرده و او را پنهان میکند.
تیمی از دانشمندان و کارگران در یک ایستگاه تحقیقاتی منزوی در قطب جنوب، با کشف یک موجود بیگانه مرموز که بیش از صدهزار سال در یخ مدفون بوده است، با کابوسی واقعی روبرو میشوند. این موجود توانایی جذب و تقلید بینقص هر موجود زندهای را دارد، به طوری که تشخیص دوست از دشمن تقریباً غیرممکن میشود.
در لس آنجلس سال ۲۰۱۹، شهری غرق در تاریکی نئونها و باران بیپایان، مرز میان انسان و ماشین به طرز خطرناکی در هم آمیخته است. «رپلیکانتها»، موجودات مصنوعی ساخته دست بشر که از نظر فیزیکی غیرقابل تشخیص از انسانها هستند، برای انجام کارهای پرخطر در مستعمرات فضایی به وجود آمدهاند. اما وقتی گروهی از رپلیکانتهای پیشرفته و بسیار باهوش «نکسوس ۶»، با شورشی علیه خالقان خود، به زمین فرار میکنند، «ریک دکارد»، بلید رانر بازنشستهای که وظیفهاش شکار و نابودی رپلیکانتهای فراری است، دوباره به خدمت فراخوانده میشود.
دو دوست که از شغل خود ناراضی هستند تصمیم می گیرند برای کمی تفریح به ارتش بپیوندند.
. گروهی متشکل از پنج دوست برای تعطیلات به یک کلبهی متروکه در دل جنگل میروند. آنها در آنجا یک نوار ضبط شده و یک کتاب باستانی به نام «ناتورون دیمونتو» (کتاب مردگان) پیدا میکنند. با پخش نوار و خواندن بخشهایی از کتاب، آنها ناخواسته نیروهای شیطانی را بیدار میکنند
این فیلم داستان خدمه یک زیردریایی آلمانی (U-96) را در طول جنگ جهانی دوم روایت میکند. از دیدگاه یک خبرنگار جنگی جوان، بیننده وارد فضای تنگ و کلاستروفوبیک زیردریایی میشود و زندگی پرخطر و پرفشار ملوانان را تجربه میکند. آنها در اقیانوس اطلس به گشتزنی میپردازند و با چالشهای بیامان نبردهای دریایی، کمبود غذا و آب، خستگی مفرط و ترس مداوم از مرگ روبرو هستند.
«ایندیانا جونز»، باستانشناس جسور و چابک، با شلاق و کلاه نمادینش، مأموریتی خطرناک را برای یافتن «صندوقچه عهد»، گنجی باستانی با قدرتی ماورایی، آغاز میکند. او با «ماریون راونوود»، زنی سرسخت و زیرک، در سفری پرماجرا به دل معابد مرموز و پر از تلههای مرگبار میرود. نازیهای جاهطلب در تعقیب این گنج برای سلطه بر جهاناند و «ایندی» باید با هوش و شجاعت بینظیرش آنها را متوقف کند.
یک زمین گلف انحصاری باید با یک عضو جدید نفخ شکم و یک گوفر رقصنده مخرب مقابله کند.
«جان مریک»، مردی که به دلیل ناهنجاریهای فیزیکی شدید به “مرد فیلنما” شهرت یافته، در یک سیرک به نمایش گذاشته میشود. وقتی دکتر «فردریک تروز» او را کشف میکند، به آرامی پرده از ظاهر مریک برداشته و هوش، حساسیت و انسانیت عمیق او را نمایان میسازد. در پس چهرهای که همه را وحشتزده میکند، انسانی رنجکشیده، با عزت نفس و آرزوهایی عادی برای یک زندگی آرام و با احترام پنهان شده است.
فیلم سینمایی · 1980
Star Wars: Episode V - The Empire Strikes Back
جنگ ستارگان ۵: امپراتوری ضربه میزند
سه سال پس از نابودی «ستاره مرگ»، نیروهای امپراتوری به رهبری «ویدر» به دنبال «لوک اسکایواکر» و ارتش شورشیان هستند. «لوک» برای یادگیری فنون «جدی» به سیاره «داگوبا» رفته و «هان سولو» و «لیا» در تلاش برای فرار از چنگ امپراتوری، با خطرات غیرمنتظرهای روبرو میشوند.
«جک تورنس»، نویسندهای در جستجوی آرامش، است که به همراه همسرش «وندی» و پسر کوچکشان «دنی» به عنوان نگهبان زمستانی هتل دورافتاده اورلوک نقل مکان میکند. در حالی که برف سنگین آنها را در انزوا فرو میبرد، رویدادهای عجیب و نیروهای پنهان هتل رفتهرفته بر خانواده تأثیر میگذارند و «دنی» با تواناییهای روانی خاص خود، به رازهای تاریک گذشته هتل پی میبرد.
دنبالهای بر فیلم موفق «راکی». پس از مبارزهی حماسی و نزدیک با قهرمان جهان، «آپولو کرید»، که راکی با اختلاف امتیاز کمی آن را باخت اما احترام همگان را به دست آورد، «راکی بالبوآ» تلاش میکند زندگی آرامی را آغاز کند. او با «آدریان» ازدواج میکند و سعی میکند با پول کمی که به دست آورده، زندگی جدیدی بسازد، اما به زودی متوجه میشود که برای امرار معاش مشکل دارد. در همین حین، آپولو کرید که از انتقادات عمومی مبنی بر ناکاوت نکردن راکی ناراحت است، راکی را به یک مبارزهی مجدد دعوت میکند. راکی در ابتدا مردد است، اما برای اثبات خود و تامین زندگی خانوادهاش، دوباره به رینگ بازمیگردد.
«اینک آخرالزمان» داستان کاپیتان ویلارد را روایت میکند که در اوج جنگ ویتنام، ماموریت مییابد به عمق جنگلهای کامبوج سفر کرده و سرهنگ کورتز، افسری نخبه اما شورشی و دیوانه شده را ترور کند. این سفر رودخانهای به تدریج ویلارد را با جنون و بیرحمی جنگ روبرو میکند و مرز بین عقل و جنون را برای او محو میسازد، تا جایی که ماموریتش به یک سفر روانشناختی هولناک تبدیل میشود.
فیلم «بیگانه» یک فیلم علمی-تخیلی ترسناک است که در آیندهای دور رخ میدهد. داستان در فضاپیما «نوسترومو» اتفاق میافتد. خدمه این فضاپیما که در حال بازگشت به زمین هستند، پیامی ناشناس دریافت میکنند و مجبور میشوند برای بررسی منبع آن پیام، به سیارهای دوردست فرود آیند. در آنجا، آنها با یک شکل حیات بیگانه و بسیار خطرناک روبرو میشوند که به سرعت شروع به نابود کردن خدمه یکی پس از دیگری میکند.
در تابستان گرم ۱۹۵۹، «دنی زوکو»، رهبر گروه “تی-بردز” دبیرستان رایدل، و «سندی اولسون»، دختر خوب و معصومی که به تازگی از استرالیا آمده، عاشق یکدیگر میشوند. اما وقتی تابستان تمام میشود و «سندی» به طور غیرمنتظرهای به رایدل های میآید، آنها باید با واقعیتهای زندگی دبیرستانی و فشارهای دوستان خود کنار بیایند. «دنی» نمیخواهد تصویر “جوان سرسخت” خود را از دست بدهد و «سندی» در تلاش است تا بین هویت واقعیاش و خواستههای اجتماعی تعادل برقرار کند.
در شهر کوچک و کارگری کلِرتون در پنسیلوانیا، سه دوست صمیمی، «مایکل»، «نیک» و «استیون»، زندگی روزمره خود را با کار در کارخانه فولاد و علاقه مشترک به شکار گوزن میگذرانند. آنها در آستانه اعزام به جنگ ویتنام، آخرین لحظات آرامشبخش خود را در کنار خانواده و دوستان جشن میگیرند. اما زمانی که این رفقا به میدان نبرد میروند، با وحشتهایی فراتر از تصور روبهرو میشوند که تجربه آنها را از جنگ برای همیشه دگرگون میکند.
«مایکل مایرز» در شب هالووین سال ۱۹۶۳، در سن ۶ سالگی دست به قتل خواهرش میزند و به بیمارستان روانی فرستاده میشود. ۱۵ سال بعد، در شب هالووین سال ۱۹۷۸، او موفق به فرار میشود و به زادگاهش، شهر «هادونفیلد»، بازمیگردد. در همین شب، یک پرستار بچه به نام «لوری استرود» و دوستانش در حال آماده شدن برای جشن هالووین هستند، غافل از اینکه سایه تاریکی آنها را تعقیب میکند
یک جوان ۱۹ ساله ایتالیایی-آمریکایی اهل بروکلین که نگران آیندهاش بعد از دبیرستان است، سعی میکند با تسلط بر زمین رقص در دیسکوی محلی، از واقعیت تلخ زندگی خانوادگی تیره و تار خود فرار کند.
«آلوی سینگر»، یک کمدین یهودی-آمریکایی و روشنفکر عصبی اهل نیویورک، که به تازگی رابطهاش با «آنی هال» به پایان رسیده، با مرور خاطرات گذشتهاش تلاش میکند تا بفهمد چرا عشق میان آنها از بین رفته است. او از طریق فلاشبکها، صحنههای تخیلی، شکستن دیوار چهارم و حتی مصاحبه با شخصیتهای دیگر، داستان آشنایی، فراز و نشیبها و پیچیدگیهای رابطه خود با «آنی»، یک خواننده و بازیگر جوان با شخصیتی آزاد، خودجوش و نامتعارف، را به تصویر میکشد.
در دوران آشوب و جنگ در کهکشان، امپراتوری بیرحم با «ستاره مرگ»، سلاح فوقالعاده قدرتمند خود، وحشت میآفریند. گروهی از شورشیان شجاع، نقشههای ستاره مرگ را به دست میآورند و به دنبال قهرمانی میگردند تا آنها را در این نبرد یاری کند. سرنوشت، «لوک اسکایواکر» را که در سیاره «تاتویین» زندگی میکند، وارد این ماجرا میکند. او با کمک «اوبیوان کنوبی»، «هان سولو» و «چوباکا» سفری پرماجرا را آغاز میکند تا «شاهزاده لیا» را نجات دهد و با استفاده از نیروی مرموز «جدی»، امپراتوری را شکست دهد و آزادی را به کهکشان بازگرداند.
یک کشاورز از میسوری برای گرفتن انتقام قتل خانواده ش از سربازان اتحادیه ,به واحد چریکی نیروهای کنفدراسیون می پیوندد.
ژوئن سال 1972، در ستاد فرماندهی دموکرات ها در دل مجموعه ی واترگیت درواشینگتن، پنج سارق با وسایل مدرن استراق سمع دستگیر می شوند و پی گیری ماجراتوسط دو گزارش گر روزنامه ی واشینگتن پست، «باب وودوارد» (ردفورد) و «کارل برنستاین» (هافمن) پس از چندی منجر به استعفای «رئیس جمهور نیکسن» می شود...