در آلگازیا، پسر مزرعهداری با تخم اژدها روبرو میشود. کشفی که او را به سفری از پیش تعیین شده هدایت میکند، جایی که متوجه میشود او تنها کسی است که میتواند از خانهاش در برابر یک پادشاه شیطانی دفاع کند.
فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3403 عنوان
دو برادر برای جشن اکتبر به آلمان سفر می کنند، تا در رقابتی که به «باشگاه مبارزه» همراه با آبجو شهرت دارد، شرکت کنند.
در هلند تحت اشغال نازی ها در طول جنگ جهانی دوم ، یک خواننده یهودی به مقر منطقه ای گشتاپو برای مقاومت هلند نفوذ می کند.
یک پلیس مخفی درگیر یک ماده مخدر جدید می شود و هویت خود را از دست می دهد.
سه دوست دختر سابق یک کلاهبردار سریالی، معشوق سابق خود را آماده میکنند که عاشق دختر جدید شهر شوند تا بتوانند شکستن قلب او را تماشا کنند.
راهبی که در تمام زندگی اش توسط اطرافیانش ایراد می گیرد، رویای خود را دنبال می کند و به عنوان یک لوچادور (کشتی گیر مکزیکی) ماسکی به مهتاب می زند.
متخصص اطفال "الکساندر بک" همسر خود "مارگات بک" را از دست می دهد.او 8 سال قبل به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده بود و "الکساندر" مضنون اصلی پلیس بود.وقتی دو جسد نزدیک جائی که "مارگات" انداخته شده بود پیدا شد پلیس دوباره پرونده را باز کرد و "الکساندر" مضنون اصلی شد.ماجرا وقتی پیچیده شد که او ایمیلی دریافت کرد که نشان می داد "مارگات" زنده است..
جیسن از پدربزرگ ثروتمندش، هاوارد متنفر است. جیسن فکر میکند وقتی هاوارد بمیرد، صاحب همه چیز میشود اما اوضاع آنقدر هم ساده باقی نمیماند. وقتی هاوارد میمیرد، جیسن در کانون تجربهای جدید و از پیش طراحی شده قرار میگیرد. ۱۲ وظیفه که هاوارد آنها را هدیه مینامد، جیسن را به طرق مختلف و غیرمحتملی به چالش میکشند...
دختری جوان سانحهی وحشتناک یک ترن هوایی را قبل از وقوع می بیند و عدهای را از سوار شدن به آن باز می دارد. اما او نمی تواند جلوی مرگ را بگیرد، و تمام کسانی که از آن حادثه جان سالم بدر بردهاند، یکی یکی بشکلی دلخراش می میرند.
داستان زندگی واقعی دیتر دنگلر (کریستین بیل) خلبان جنگنده نیروی هوایی آمریکا که در اولین پرواز عملیاتی خود بر فراز لائوس، سقوط کرده و اسیر می شود.
«بروک» (انیستن) و «گری» (وون) تصمیم می گیرند مثل دو دشمن در خانه جبهه بندی کنند و آن قدر بر مواضع خود پا بفشارند تا شاید یکی از آن دو به شکست اعتراف کند. اما «بروک» سرانجام پی می برد که در واقع برای تصاحب آپارتمان و متعلقاتش نیست که مبارزه می کند بلکه این همه به خاطر نجات رابطه اش با مردی است که زمانی او را عشق زندگی خود تصور می کرده است...
یک شهر کوچک دچار یک بلای فضایی شده است. ساکنین شهر به بدنبال ورود کرمی به مغز آن ها، به زامبی و هیولاهایی به اشکال دیگر تبدیل می شوند...
یک راکون حیلهگر به نام «آرجی»، به همراه گروهی از حیوانات جنگلی که از خواب زمستانی بیدار شدهاند، متوجه میشوند که یک پرچین بزرگ، زیستگاه آنها را از دنیای انسانی جدا کرده است. «آرجی» آنها را متقاعد میکند که میتوانند از زبالههای انسانها برای بقا استفاده کنند. اما این کار آنها را با همسایههای انسان و خطرات جدیدی روبرو میکند.
مربی تیم فوتبال فرانسه به قتل رسیده و الماس معروف پلنگ صورتی اش به سرقت رفته است. «دریفوس» (کلاین)، رئیس «کارآگاه کلوزو» (مارتین)، فرصت را مناسب می بیند تا به شهرت و اعتبار برسد، به خصوص اگر بتواند پرونده را از دست «کلوزو» - که تازه ارتقای درجه گرفته - در بیاورد و خودش آن را حل و فصل کند...
موشى که در یک آپارتمان در لندن زندگى پررفاهى دارد، یک روز تصادفى به درون سسیتم زیرزمینى شهر پرت مى شود.
دیجی والتر یک پسر ۱۲ ساله است که همیشه از پنجره ی اتاقش خانه ی آقای نبرکرکر را دید می زند آقای نبرکرکر همسایه ی مرموزی است و هر چیز که در حیاط خانه اش بیافتد مصادره می کند پدر و مادر دیجی برای تعطیلات آخر هفته به خارج از شهر می روند و دیجی را به پرستار بچه الیزابت می سپارد ولی دیجی همراه با دوستانش شبانه برای کشف راز خانه ی هیولا از خانه بیرون می آیند...
«پارک هیه - بونگ» درحاشیه رودخانه ی هان درسئول اغذیه فروشی کوچکی دارد, او با دو پسر، یک دختر و نوه اش زندگی می کند. یک روز هیولایی از اعماق رودخانه بیرون آمده و نوه ی خانواده را می رباید. همه ی اعضای خانواده بر آشفته و درمانده در پی نجات او بر می آیند...
این فیلم سفری فلسفی و بصری است که سه داستان عاشقانه را در سه دوره زمانی مختلف به هم پیوند میدهد: «کانکیستادوری» در قرن ۱۶، یک دانشمند در زمان حال، و یک فضانورد در آیندهی دور. هر داستان حول محور تلاش شخصیت اصلی برای یافتن جاودانگی، شکست ناپذیری یا رهایی از غم از دست دادن یک عزیز میگردد.
زندگی دو همسر عاشق از ازدواج های جداگانه ، یک مجرم جنسی ثبت نام شده و یک افسر پلیس سابق رسوا شده در حالی که برای مقاومت در برابر آسیب پذیری ها و وسوسه های خود در حومه ماساچوست تلاش می کنند.
پس از جدایی دردناک، بن دچار بی خوابی می شود. او برای از بین بردن زمان، شروع به کار در شیفت آخر شب در سوپرمارکت محلی میکند، جایی که تخیل هنریاش بیحرکت است.
فیلم با اسباب کشی دکتری افسرده به نام «کیت فاستر» (سندرا بولاک) شروع می شود که از خانۀ زیبایش بروی دریاچه ای به شیکاگو میرود. در راه شیکاگو یاد داشتی برای مستاجر جدید خانه اش می گذارد و از او می خواهد که اگر نامه ای برای او آمد، به آدرس جدیدش در شیکاگو ارسال کند و درباره جاهای پای سگ مقابل درب و جعبۀ زیر شیروانی توضیحاتی می نویسد. کیت به بیمارستانی در شیکاگو می رود و شروع به کار می کند. دکتر سرپرست بخش او (شهره آغداشلو) با او گرم می گیرد و...
لسآنجلس، شهر شلوغ و پرخطر، جایی که «چو چلیوس»، یک آدمکش حرفهای، صبح خود را با خبری وحشتناک آغاز میکند: او توسط یک سم ناشناخته مسموم شده که تنها راه به تاخیر انداختن مرگش، حفظ سطح بالایی از آدرنالین در بدنش است. با زمان کمی که باقی مانده، چو وارد یک تعقیب و گریز دیوانهوار و بیوقفه در شهر میشود تا پادزهر را پیدا کرده و از کسانی که این بلا را سرش آوردهاند، انتقام بگیرد. فیلمی اکشن و پرسرعت که هیجان و دیوانگی را تا انتها حفظ میکند.
«مک لاکلین» (کیج) و «جیمنو» (پنیا) در بین پلیس هایی بودند که پس از حمله به برج های مرکز تجارت جهانی، تلاش کردند مردم را از آن عمارت ها بیرون بکشند. وقتی برج ها فرو ریخت، «مک لاکین» و «جیمنو» هر دو در طبقه ی پنجم بودند و هر دو جزء آخرین آدم هایی بودند که زنده از لابه لای ویرانه های برج ها بیرون کشیده شدند و …
«مایکل نیومن» معماری پرمشغله است که در میان جاهطلبیهای شغلی و نیازهای خانوادهاش گیر افتاده است. او که آرزوی موفقیت و آیندهای روشن برای عزیزانش را دارد، زمان زیادی را صرف کار میکند و از لحظات ارزشمند زندگیاش غافل میشود. در جستوجوی راهی برای مدیریت بهتر زندگی، با کنترلی جادویی روبهرو میشود که به او قدرتی بینظیر برای کنترل زمان میدهد. او میتواند لحظات خستهکننده و ناخوشایند زندگی را جلو بزند، مکث کند یا حتی به عقب برگردد.