در دنیای رباتهای هوشیار، رادنی کاپرباتوم مخترع جوان و تلاشگر میخواهد برای Bigweld پرشور، که صنایع Bigweld آن قطعات یدکی ربات را تولید میکند، کار کند. اما Bigweld به تازگی توسط Phineas T. Ratchet شرور، که میخواهد همه روباتها را به ارتقای اجباری سودآور وادار کند، بهعنوان رئیس شرکت خلع شده است. رادنی و دوستش فندر به زیرزمین شهر می روند تا با نقشه های شیطانی Ratchet مبارزه کنند.
فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3403 عنوان
شش دوست وارد شهر کوچک و ساکتی می شوند که در آن یک موزه از مجسمه های مومی وجود دارد، و در آن دو برادر زندگی می کنند که با استفاده از راه خاصی مجسمه ها را بطرزی باور نکردنی واقعی می سازند...
سه نفر، در یک جزیره گرمسیری گیر می افتند. آنها برای زنده ماندن شروع به ...
«الیزابت» (ویدرسپون) پشت رل اتوموبیل خوابش می برد و به شدت تصادف می کند و به اغما می رود. چند هفته ی بعد، مردی به نام «دیوید» (رافالو) آپارتمان «الیزابت» را اجاره می کند ولی بلافاصله متوجه می شود که «الیزابت» کاملا هم خانه را خالی نکرده است. جسم «الیزابت» شاید مرده باشد ولی روحش کاملا زنده است و مصرانه پا می فشارد که آپارتمان هنوز به خودش تعلق دارد...
«آقای بادوینگ» (رابینز) را برای مأموریتی تجاری فرامی خوانند. «والتر» دوازده ساله (هاچرسن) و برادر کوچک ترش «دنی» (بوبو)، در غیاب پدر به نوعی بازی فکری می پردازند که «دنی» در زیرزمین پیدا کرده است. اما بچه ها خیلی زود در می یابند که بازی «زادورا» قابلیت های نامتعارفی دارد و ناگهان «خانه ی بادوینگ ها» به فضا پرتاب می شود و …
آقای سدریک براون که همسرش را از دست داده مجبور است تا از هفت کودک نا آرام و بسیار شلوغ خود به تنهایی مراقبت کند. او تصمیم می گیرد تا پرستاری برای نگهداری از بچه ها استخدام کند اما این کار آن طور که به نظر می رسد چندان ساده نیست. سرانجام شانس با ظاهر شدن پرستاری به نام نانی مک فی به سراغش می آید. زنی اسرار آمیز با قدرتی جادویی و تنها کسی که از پس هفت کودک شلوغ بر می آید...
«الکس هیچنز» که به «هیچ» معروف است، یک مشاور قرار ملاقات حرفهای و زبده در «نیویورک» است. او به مردان کمک میکند تا بدون دردسر و با بهترین شیوهها، زنان رویاهایشان را تحت تاثیر قرار دهند و اعتماد به نفس لازم برای موفقیت در عشق را پیدا کنند. «هیچ» معتقد است میتواند به هر مردی کمک کند تا قلب هر زنی را به دست آورد. اما زمانی که خودش عاشق روزنامهنگاری زیبا و زیرک به نام «سارا ملَس» میشود، تمام قوانین و روشهای خودش زیر سوال میرود و او متوجه میشود که در دنیای عشق، هیچ چیز قابل پیشبینی نیست.
«مت» (الیجا وود) که به تازگی بخاطر پیدا شدن کوکائین در وسایلش، از دانشگاه هاروارد اخراج شده، به لندن می رود تا با خواهرش و شوهر خواهرش «استیو» زندگی کند. مت با برادر کوچکتر استیو، یعنی «پیت» آشنا می شود. بعد از رفت و آمدهایی با پیت، مت می فهمد که پیت و دوستانش اوباش فوتبالی هستند...
ویلیام استرانگولد جوان، پسر فرمانده و جت استریم، در دورانی اتفاق میافتد که ابرقهرمانها را عموماً میشناسند و میپذیرند.
یک زن جوان خروجی و پرخاشگر از نظر جنسی با یک مرد جوان به همان اندازه پرخاشگر ملاقات می کند و رابطه ای وحشتناک را آغاز می کند که در آن رابطه آنها زندگی شخصی آنها را تحت فشار قرار می دهد.
«کریس ویلتون»، یک مربی تنیس جوان و کاریزماتیک، برای کسب موقعیت اجتماعی بهتر به لندن میآید و به سرعت وارد حلقههای اشرافی میشود. او با «کلویی هویت»، دختر یک خانواده ثروتمند، وارد رابطه میشود و قصد ازدواج با او را دارد. اما در این بین، «کریس» به «نولا رایس»، یک بازیگر آمریکایی جذاب و پیچیده که نامزد برادر «کلویی» است، دل میبندد. این روابط موازی، زندگی «کریس» را به سمت تصمیمات دشوار و پیامدهای غیرمنتظرهای سوق میدهد.
«پولدی»، ورزشکار سابق فوتبال آمریکایی، پس از ورود به زندان با چالشی تازه روبهرو میشود: تشکیل تیمی از زندانیان برای مسابقهای بزرگ علیه نگهبانان زندان. او باید بازیکنان را جمع کند، اعتمادشان را جلب کند و تمرینهای سخت را مدیریت کند تا تیم آماده شود. از همان ابتدا رقابتها، تمرینها و تعارض میان زندانیان و نگهبانان، داستان را پرهیجان و پرتنش میکند. هر موفقیت و اشتباه، مسیر پیروزی یا شکست تیم را تغییر میدهد.
«کنی کارتر» (جکسن) اعضای تیم بسکت بال دبیرستان ریچموند کالیفرنیا را طوری رهبری می کند که قهرمانی ایالتی در دو قدمی شان قرار می گیرد. اما هنگامی که «کارتر» متوجه می شود نمرات درسی بچه ها پایین است، تصمیم می گیرد در استادیوم را بر روی آنان ببندد و در عوض آنان را تا نمرات شان بهتر نشده، در کتابخانه نگه دارد...
«وایولت دورو» (رولندز)، «کارولاین» (هادسن) را که در یک خانه ی سالمندان کار می کند، استخدام می کند تا از شوهرش، «بن» (هرت) مراقبت کند. دیری نگذشته که «کارولاین» به اسناد و شواهدی دست می یابد که ثابت می کند «بن» و «وایولت» عضو یک فرقه ی شوم «هودو» هستند.
چهار حیوان باغ وحش، قهرمانان داستان «ماداگاسکار» هستند: یک شیر، یک گورخر، یک زرافه و یک اسب آبی. آنها زندگی مرفهی در باغ وحش مرکزی «نیویورک» دارند. اما این زندگی راحت، دیگر برای گورخر کافی نیست و او رؤیای بازگشت به طبیعت وحش را در سر میپروراند. تلاش او برای فرار، به یک اتفاق زنجیرهای منجر میشود که در نهایت، هر چهار دوست را به صورت ناخواسته به سواحل جزیرهی گرمسیری «ماداگاسکار» میکشاند.
وقتی که دو قاتل حرفهای فوقالعاده ماهر به نامهای «جان» و «جین اسمیت»، که در ظاهر یک زوج معمولی و خستهکننده هستند، متوجه میشوند هر کدام مأموریت کشتن دیگری را دریافت کردهاند، زندگی مشترکشان به میدان جنگ تبدیل میشود. این کشف شوکهکننده، پنج سال زندگی مشترک آنها را زیر سوال میبرد و آنها را مجبور میکند با حقیقت هویت واقعی یکدیگر روبرو شوند.
ماجرای این فیلم در مورد کارکنان جوان یک رستوران، و اتفاقاتی که بین آنها می افتد است...
«تام استال»، مردی آرام و معمولی است که زندگی بیحاشیهای را به همراه همسر و دو فرزندش در یک شهر کوچک میگذراند و یک کافه کوچک را اداره میکند. اما وقتی دو جنایتکار خشن به کافه او حمله میکنند، تام با واکنشی غیرمنتظره و مهارتهایی مرگبار از خود دفاع میکند. این اقدام قهرمانانه او را به یک قهرمان محلی تبدیل میکند، اما در عین حال توجه افراد مرموزی را جلب میکند که ادعا میکنند تام، در گذشته شخص دیگری بوده است. این اتفاق آرامش زندگی او و خانوادهاش را به چالش میکشد و آنها را در معرض خطرات پنهانی قرار میدهد که ریشه در گذشتهای خشونتآمیز دارند.
داستان «کوهستان بروکبک» در تابستان سال ۱۹۶۳ آغاز میشود؛ زمانی که دو مرد جوان، برای کار به عنوان چوپان، به کوهستانی دورافتاده و خلوت فرستاده میشوند. این دو مرد که از پسزمینههای کاملاً متفاوتی میآیند و هر کدام شخصیتهای خاص خود را دارند، در طول مدت اقامتشان در این طبیعت بکر، رابطهای عمیق و غیرمنتظره برقرار میکنند.
کهکشان در اوج جنگهای کلون به سر میبرد و نیروهای جمهوری تحت رهبری جدایها با ارتش بیانتهای جداییطلبان درگیرند. «آناکین اسکایواکر»، شوالیهی جوان و قدرتمند جدای، در این میان نقشی کلیدی ایفا میکند، اما رفتهرفته شک و تردید و ترس از دست دادن عزیزانش، او را به سمت لبه تاریک نیرو میکشد. در حالی که «پالپاتین»، صدراعظم جمهوری، قدرت خود را بیش از پیش تثبیت میکند و برنامههای پنهانیاش را پیش میبرد، «آناکین» باید بین وفاداری به جدایها و وسوسهی قدرتی بیحد و حصر، یکی را انتخاب کند. این قسمت، نقطه اوج و پایانی بر پیشدرآمد سهگانه «جنگ ستارگان» است که روایتگر سقوط یک قهرمان و تولد یک امپراتوری خواهد بود.
«جان کنستانتین»، جنگیر و کارآگاه ماوراءالطبیعه، توانایی دیدن موجودات نیمهشیطان و نیمهفرشته را دارد. او که به سرطان ریه مبتلاست و محکوم به جهنم، تلاش میکند با بازگرداندن شیاطین به دوزخ رستگاری یابد. وقتی کارآگاه «آنجلا دادسون» برای تحقیق درباره مرگ مرموز خواهرش نزد او میآید، «کنستانتین» وارد نبردی بزرگتر میان خیر و شر میشود که میتواند سرنوشت بشریت را تغییر دهد.
فیلم سینمایی · 2005
The Chronicles of Narnia: The Lion, the Witch and the Wardrobe
سرگذشت نارنیا: شیر، کمد و جادوگر
در «سرگذشت نارنیا: شیر، کمد و جادوگر» (۲۰۰۵)، ماجراجویی فراموشنشدنی چهار کودک در سرزمینی جادویی آغاز میشود. آنها از طریق یک کمد لباس قدیمی به «نارنیا» پا میگذارند، جایی که موجودات افسانهای، حیوانات سخنگو و نبردی میان خیر و شر در جریان است. «جادوگر سفید» (تیلدا سوینتون) حاکم ظالم این سرزمین است که «نارنیا» را در چنگال یخبندان نگه داشته. با ورود کودکان و بازگشت «اصلان» (با صداپیشگی لیام نیسون)، امید به آزادی و پایان زمستان ابدی در «نارنیا» زنده میشود.
در یک روز عادی، ناگهان طوفانهای رعد و برق عجیبی رخ میدهد که نشانهای از چیزی بسیار بزرگتر است. بلافاصله پس از آن، ماشینهای غولپیکر بیگانه به نام «تریپاد» از زیر «زمین» بیرون آمده و شروع به تخریب گسترده و کشتار «انسانها» میکنند. این فیلم از منظر «ری فریر»، یک پدر معمولی، روایت میشود که تلاش میکند خانوادهاش را از میان این فاجعه جهانی نجات دهد.
فیلم «غرور و تعصب» داستان خانواده «بنت» و پنج دخترشان را در انگلستان قرن نوزدهم روایت میکند. یافتن همسر مناسب برای دختران، دغدغه اصلی مادر است تا آینده آنها تضمین شود. با ورود «آقای بینگلی» و دوست ثروتمند و مغرورش، «آقای دارسی»، به همسایگی، زندگی آنها دچار تحول میشود.