یک دانشمند هندی موفق بعد از مدت ها به روستای خودش در هند باز می گردد تا دایه اش را با خود به آمریکا ببرد، و در این بین به ریشه ی واقعی خودش پی می برد.
فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3403 عنوان
داستان فیلم از چهار قسمت تشکیل شده است، سه قسمت اول درمورد رابطه «چو» با سه زن است که بعد از از دست دادن عشق زندگی اش، «سو لی ژن» با آن ها آشنا شده. قسمت چهارم در دنیای اسرار آمیز چو، که ۲۰۴۶ نام دارد روی می دهد...
داستان واقعی «ارنستو گهوارا» دانشجوی رشته پزشکی و «آلبرتو گرانادو» دانشجوی رشته شیمی که موتورسیکلت زهوار دررفتهای میخرند و به جاده میزنند تا کشورهای آمریکای لاتین را درنوردند...
فیلم «۵۰ قرار اول» ماجرای «هنری راث» را به تصویر میکشد که پس از آشنایی با «لوسی ویتمور»، به دام عشقی عجیب و دلنشین میافتد. «لوسی» به دلیل یک حادثه، دچار فراموشی روزانه است؛ یعنی هر روز صبح که بیدار میشود، هیچ خاطرهای از روز قبل ندارد. با این وجود، «هنری» تسلیم نمیشود
دختر رئیس جمهور آمریکا پس از رفتن به کالج عاشق دانشجویی می شود که انگیزه مخفیانه ای دارد...
«هوانورد» زندگی «هاوارد هیوز»، میلیاردر صنعتگر و کارگردان هالیوودی را در دهههای پرالتهاب قرن بیستم روایت میکند. او با ثروت و جاهطلبی بیحدش، هواپیماهای انقلابی میسازد و فیلمهای بزرگی تولید میکند. با این حال، نبوغ او در کنار مبارزهاش با اختلال وسواس فکری-عملی و رقابتهای تجاری و سیاسی، فراز و نشیبهای فراوانی را در زندگیاش رقم میزند.
این فیلم روایتی تکاندهنده از روزهای پایانی «آدولف هیتلر» و فروپاشی رایش سوم در آوریل ۱۹۴۵ است. داستان از دیدگاه منشی شخصی «هیتلر»، «تراودل یونگه»، به تصویر کشیده میشود و مخاطب را به داخل پناهگاه زیرزمینی «فورربونکر» در برلین میبرد. در حالی که ارتش شوروی شهر را به محاصره خود درآورده است، «هیتلر» در حالتی از انکار و جنون، دستورات بیمعنی صادر میکند و وفادارانش در کنار او شاهد پایان قریبالوقوع امپراتوری نازی هستند.
پس از پایان رابطهای پرتنش، «جول باریش» با خبری تکاندهنده روبهرو میشود: «کلمنتاین»، شریک عاطفی پیشینش، طی یک فرایند پزشکی، تمامی خاطرات مربوط به او را از ذهنش حذف کرده است. در واکنشی ناگهانی، جول نیز تصمیم میگیرد همان مسیر را طی کند.....
بررسی تأثیر مدارس مذهبی و سو استفاده جنسی دوران فرانکو بر زندگی دو دوست قدیمی.
سال ۲۰۱۰، محله های نژادهای مختلف در پاریس از هم جدا شده اند، و بدترین آن ها B13 نام دارد، که یک قاچاقچی بیرحم بنام «تاها» بر آن حکمرانی میکند. طی اتفاقاتی یک جوان ولگرد با مهارتهای خاص خودش، به همراه یک پلیس مخفی تصمیم میگیرند او را سرنگون کنند...
داستان اتفاقی می افتد که یک دزد استاد به آخرین امتیاز بزرگ خود می رسد، زمانی که F.B.I. ماموری که قول داده بود او را دستگیر کند، در حال انجام همین کار است.
«متیو کایدون»، دانشآموز دبیرستانی که برای ورود به دانشگاه تلاش میکند، عاشق «دانیل»، دختری زیبا و جذاب که به تازگی به خانهی همسایگی آنها نقل مکان کرده، میشود. او به سرعت جذب «دانیل» و دنیای پر جنب و جوش او میشود و رابطهی عاشقانهای بین آنها شکل میگیرد. اما وقتی «متیو» متوجه میشود «دانیل» گذشتهای غیرمنتظره و شغلی خاص دارد، زندگیاش به کلی دستخوش تغییر میشود.
"آکیرا" دوازده ساله پس از اینکه مادرش آپارتمان کوچکشان در توکیو را ترک می کند, مجبور می شود از خواهر و برادر کوچکتر خود مراقبت کند...
«اندرو لارجمن»، یک بازیگر جوان و بیاحساس که در لسآنجلس زندگی میکند، پس از سالها به زادگاه خود در نیوجرسی بازمیگردد تا در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت کند. او در این سفر با «سم»، دختری عجیب و غریب و آزاداندیش، آشنا میشود که به او کمک میکند تا با گذشته خود، خانوادهاش و مشکلاتی که مدتها از آنها فرار کرده بود، روبرو شود.
«سوفی»، دختر جوانی که به دلیل یک نفرین به شکل یک پیرزن درآمده است، برای یافتن راه حل به «قلعه متحرک هاول» وارد میشود. او در این قلعه مرموز که دائم در حال حرکت است و هویت «هاول» نیز مانند قلعهاش پیچیده و متغیر است، به دنبال سرنخهایی برای بازگرداندن جوانیاش میگردد.
در «شرک ۲»، قهرمان سبز ما و همسرش «فیونا»، پس از یک ماه عسل رؤیایی، به سرزمین پدری «فیونا» سفر میکنند تا با پادشاه و ملکه ملاقات کنند. اما این دیدار ساده، به یک ماجراجویی تمامعیار تبدیل میشود، زیرا والدین «فیونا» انتظار یک داماد کاملاً متفاوت را داشتهاند.
«اوان تِرِبُرن»، از دوران کودکی دچار مشکل فراموشی مقطعی میشود که بخشهایی از خاطرات او را محو میکند. با بزرگ شدن «اوان»، او کشف میکند که این فراموشیها در واقع فرصتهایی برای بازگشت به گذشته و تغییر اتفاقات بودهاند. او میتواند به زمانهای خاصی از کودکی و نوجوانی خود بازگردد و تصمیمات متفاوتی اتخاذ کند.
فیلم «اره» داستان «لارنس» و «آدام» را روایت میکند که در موقعیتی کابوسوار قرار گرفتهاند. آنها در یک اتاق به هم زنجیر شدهاند و تنها راه نجاتشان، انجام خواستههای یک مجرم ناشناس و روانی است که خود را «جیگساو» مینامد. او آنها را مجبور به رویارویی با ترسهایشان و گرفتن تصمیماتی میکند که میتواند به بهای زندگی آنها یا عزیزانشان تمام شود.
‘ جوانی هجده ساله به نام «برایان» ( بردی کوربت ) به یاد می آورد که در سال ۱۹۸۱، در هشت سالگی در بارانی سیل آسا از هوش رفته و پنج ساعت بعد در زیرزمین خانه شان چشم باز کرده است. او با دیدن عکسی به یاد دوران هم بازی بودنش با پسر بچه ای به نام «نیل» می افتد و با او تماس می گیرد و به این ترتیب سرانجام در می یابد که در سال ۱۹۸۱ چه اتفاقی برای او و «نیل» ( جزف گوردن لویت ) رخ داده است…
این فیلم بر اساس سه کتاب اول از مجموعه کتابهای «لمونی اسنیکت» ساخته شده و داستان سه فرزند یتیم خانواده «بودلر» – «ویولت»، «کلاوس» و «سانی» – را روایت میکند. پس از مرگ مرموز والدینشان در یک آتشسوزی، آنها به دست سرپرست جدیدشان، «کنت الاف» شیطانی، میافتند. «کنت الاف» که تنها به دنبال ثروت آنهاست، به روشهای مختلف سعی در کشتن بچهها دارد، در حالی که بچهها تلاش میکنند از شر او فرار کنند و راز مرگ والدینشان را کشف کنند.
یک سرباز ناراضی به زادگاهش بازمی گردد تا با اراذل و اوباشی که سال ها پیش برادر دچار مشکل روانی او را مورد بی رحمی قرار دادند، برخورد کند.
راز یک همسر استپفورد در پشت درهای انجمن مردان نهفته است.
جان آرباکل یک حیوان خانگی دوم می خرد، سگی به نام اودی. با این حال، اودی ربوده می شود و گربه جان، گارفیلد، باید سگ را پیدا کند و نجات دهد.
«دن مورفین» که مدیر یک مجله ورزشی پرتیراژ است ناگهان مطلع می شود مجله از سوی کمپانی «تدی کی» که یک غول رسانه ای است خریداری شده است. کارتر که جوان ۲۶ ساله و تازه بدوران رسیده ای است از سوی کمپانی بعنوان مدیر جدید مجله انتخاب می شود. اما کارتر دن را اخراج نمی کند زیرا به تجربیات او نیازمند است بنابراین دن را بعنوان دستیارش انتخاب می کند و دن نیز بخاطر شرایط بد مالی اش اجباراً این شغل را می پذیرد. کارتر که مدتی است همسرش او را ترک کرده و قصد طلاق دارد احساس تنهایی می کند و بنابراین دن یک شب او را به خانه اش دعوت می کند. کارتر پس از آشنایی با خانواده دن به «الکس»، دختر او علاقمند می شود. حالا دن بیش از گذشته عصبانی است چرا که علاوه بر شغل اش، دخترش را هم از دست رفته می بیند...