چهار دختر جوان که با هم دوستانی بسیار صمیمی هستند بایستی تعطیلات تابستانی را برای اولین بار جدا از هم بگذرانند . لنا که دختری خجالتی است قصد دارد به اروپا رفته و پدر بزرگ و مادربزرگش را که در یونان زندگی می کنند ملاقات کند . او در آنجا با پسری به اسم کستوس آشنا می شود و بهم علاقمند می شوند بدون اینکه بدانند خانواده هایشان از گذشته با هم دشمنی دارند...
آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3520 عنوان
“کت” که به تنهایی در نیویورک زندگی می کند قصد دارد برای شرکت در مراسم ازدواج خواهر کوچکش ایمی عازم لندن شود اما مشکل او اینست که جفری که برادر داماد است قبلاً نامزد کت بوده و دو سال پیش با کت قطع رابطه کرده است...
یک دانشمند امریکائی بخاطر اختراع وسیله ای بسیار مهم به اسم GHOST توسط صربها ربوده شده و بقتل می رسد. در پی این اتفاق همسر او «جولی» به اتفاق یک مامور امنیتی عازم ژنو می شود تا صندوق امانات محرمانه شوهرش را که حاوی فرمول ساخت اختراعش است باز کنند. در این مدت یک تفنگدار ماهر نیروی دریائی به اسم «شان» ماموریت می یابد از ۵ فرزند جولی مراقبت کند زیرا احتمال ربوده شدن بچه ها وجود دارد. شان در ابتدا تصمیم می گیرد با اعمال نظم در خانه از پس آنها بر بیاید، اما پس از استعفای پرستار بچه ها وظیفه سنگینی بر عهده او گذاشته می شود...
زن جنگجویی بنام «الکترا» که بتازگی از مرگ نجات یافته، اکنون سعی دارد از یک پیرمرد و دخترش، در مقابل مامورانی که دارای قدرت های ماورای طبیعی هستند، محافظت کند...
هازارد کانتی، جنوب امریکا. دو پسر عمو، «بو» (اسکات) و «لوک دوک» (ناکس ویل)، با کمک دختر عموی شان «دیزی» (سیمپسن) و عمویشان «جسی» (نلسن)، می کوشند مزرعه شان را از دست رئیس فاسد شورای منطقه، «هاگ» (رنولدز) و «کلانتر راسکو پ. کولترین» (گینی) نجات بدهند...
"ترومن کاپوتی" در تحقیقات برای کتاب جدید خود،داستان قتل خانواده ای در کانزاس،رابطه ای عمیق با "پری اسمیت" یکی از قاتلان برقرار می کند...
«نیک نیلور»، سخنگوی جذاب و بیپروا صنایع دخانیات، با چالش اخلاقی بزرگ کردن پسرش «جویی» روبروست، در حالی که شغلش مستلزم دفاع عمومی از سیگار کشیدن است. او با لابیگرهای رقیب در صنعت الکل و اسلحه رقابت میکند و همزمان تحت فشار فعالان ضدسیگار و یک سناتور سختگیر قرار دارد.
فیلمی درباره ی تیموتی تردول، بازیگر و جانورشناس آماتور، که عشق و علاقه اش به خرس های قهوه ای به مرگ خشن و وحشتناکش منجر شد...
در دنیای رباتهای هوشیار، رادنی کاپرباتوم مخترع جوان و تلاشگر میخواهد برای Bigweld پرشور، که صنایع Bigweld آن قطعات یدکی ربات را تولید میکند، کار کند. اما Bigweld به تازگی توسط Phineas T. Ratchet شرور، که میخواهد همه روباتها را به ارتقای اجباری سودآور وادار کند، بهعنوان رئیس شرکت خلع شده است. رادنی و دوستش فندر به زیرزمین شهر می روند تا با نقشه های شیطانی Ratchet مبارزه کنند.
شش دوست وارد شهر کوچک و ساکتی می شوند که در آن یک موزه از مجسمه های مومی وجود دارد، و در آن دو برادر زندگی می کنند که با استفاده از راه خاصی مجسمه ها را بطرزی باور نکردنی واقعی می سازند...
سه نفر، در یک جزیره گرمسیری گیر می افتند. آنها برای زنده ماندن شروع به ...
«الیزابت» (ویدرسپون) پشت رل اتوموبیل خوابش می برد و به شدت تصادف می کند و به اغما می رود. چند هفته ی بعد، مردی به نام «دیوید» (رافالو) آپارتمان «الیزابت» را اجاره می کند ولی بلافاصله متوجه می شود که «الیزابت» کاملا هم خانه را خالی نکرده است. جسم «الیزابت» شاید مرده باشد ولی روحش کاملا زنده است و مصرانه پا می فشارد که آپارتمان هنوز به خودش تعلق دارد...
«آقای بادوینگ» (رابینز) را برای مأموریتی تجاری فرامی خوانند. «والتر» دوازده ساله (هاچرسن) و برادر کوچک ترش «دنی» (بوبو)، در غیاب پدر به نوعی بازی فکری می پردازند که «دنی» در زیرزمین پیدا کرده است. اما بچه ها خیلی زود در می یابند که بازی «زادورا» قابلیت های نامتعارفی دارد و ناگهان «خانه ی بادوینگ ها» به فضا پرتاب می شود و …
آقای سدریک براون که همسرش را از دست داده مجبور است تا از هفت کودک نا آرام و بسیار شلوغ خود به تنهایی مراقبت کند. او تصمیم می گیرد تا پرستاری برای نگهداری از بچه ها استخدام کند اما این کار آن طور که به نظر می رسد چندان ساده نیست. سرانجام شانس با ظاهر شدن پرستاری به نام نانی مک فی به سراغش می آید. زنی اسرار آمیز با قدرتی جادویی و تنها کسی که از پس هفت کودک شلوغ بر می آید...
«الکس هیچنز» که به «هیچ» معروف است، یک مشاور قرار ملاقات حرفهای و زبده در «نیویورک» است. او به مردان کمک میکند تا بدون دردسر و با بهترین شیوهها، زنان رویاهایشان را تحت تاثیر قرار دهند و اعتماد به نفس لازم برای موفقیت در عشق را پیدا کنند. «هیچ» معتقد است میتواند به هر مردی کمک کند تا قلب هر زنی را به دست آورد. اما زمانی که خودش عاشق روزنامهنگاری زیبا و زیرک به نام «سارا ملَس» میشود، تمام قوانین و روشهای خودش زیر سوال میرود و او متوجه میشود که در دنیای عشق، هیچ چیز قابل پیشبینی نیست.
«مت» (الیجا وود) که به تازگی بخاطر پیدا شدن کوکائین در وسایلش، از دانشگاه هاروارد اخراج شده، به لندن می رود تا با خواهرش و شوهر خواهرش «استیو» زندگی کند. مت با برادر کوچکتر استیو، یعنی «پیت» آشنا می شود. بعد از رفت و آمدهایی با پیت، مت می فهمد که پیت و دوستانش اوباش فوتبالی هستند...
ویلیام استرانگولد جوان، پسر فرمانده و جت استریم، در دورانی اتفاق میافتد که ابرقهرمانها را عموماً میشناسند و میپذیرند.
یک زن جوان خروجی و پرخاشگر از نظر جنسی با یک مرد جوان به همان اندازه پرخاشگر ملاقات می کند و رابطه ای وحشتناک را آغاز می کند که در آن رابطه آنها زندگی شخصی آنها را تحت فشار قرار می دهد.
«کریس ویلتون»، یک مربی تنیس جوان و کاریزماتیک، برای کسب موقعیت اجتماعی بهتر به لندن میآید و به سرعت وارد حلقههای اشرافی میشود. او با «کلویی هویت»، دختر یک خانواده ثروتمند، وارد رابطه میشود و قصد ازدواج با او را دارد. اما در این بین، «کریس» به «نولا رایس»، یک بازیگر آمریکایی جذاب و پیچیده که نامزد برادر «کلویی» است، دل میبندد. این روابط موازی، زندگی «کریس» را به سمت تصمیمات دشوار و پیامدهای غیرمنتظرهای سوق میدهد.
«پولدی»، ورزشکار سابق فوتبال آمریکایی، پس از ورود به زندان با چالشی تازه روبهرو میشود: تشکیل تیمی از زندانیان برای مسابقهای بزرگ علیه نگهبانان زندان. او باید بازیکنان را جمع کند، اعتمادشان را جلب کند و تمرینهای سخت را مدیریت کند تا تیم آماده شود. از همان ابتدا رقابتها، تمرینها و تعارض میان زندانیان و نگهبانان، داستان را پرهیجان و پرتنش میکند. هر موفقیت و اشتباه، مسیر پیروزی یا شکست تیم را تغییر میدهد.
«کنی کارتر» (جکسن) اعضای تیم بسکت بال دبیرستان ریچموند کالیفرنیا را طوری رهبری می کند که قهرمانی ایالتی در دو قدمی شان قرار می گیرد. اما هنگامی که «کارتر» متوجه می شود نمرات درسی بچه ها پایین است، تصمیم می گیرد در استادیوم را بر روی آنان ببندد و در عوض آنان را تا نمرات شان بهتر نشده، در کتابخانه نگه دارد...
«وایولت دورو» (رولندز)، «کارولاین» (هادسن) را که در یک خانه ی سالمندان کار می کند، استخدام می کند تا از شوهرش، «بن» (هرت) مراقبت کند. دیری نگذشته که «کارولاین» به اسناد و شواهدی دست می یابد که ثابت می کند «بن» و «وایولت» عضو یک فرقه ی شوم «هودو» هستند.
چهار حیوان باغ وحش، قهرمانان داستان «ماداگاسکار» هستند: یک شیر، یک گورخر، یک زرافه و یک اسب آبی. آنها زندگی مرفهی در باغ وحش مرکزی «نیویورک» دارند. اما این زندگی راحت، دیگر برای گورخر کافی نیست و او رؤیای بازگشت به طبیعت وحش را در سر میپروراند. تلاش او برای فرار، به یک اتفاق زنجیرهای منجر میشود که در نهایت، هر چهار دوست را به صورت ناخواسته به سواحل جزیرهی گرمسیری «ماداگاسکار» میکشاند.
وقتی که دو قاتل حرفهای فوقالعاده ماهر به نامهای «جان» و «جین اسمیت»، که در ظاهر یک زوج معمولی و خستهکننده هستند، متوجه میشوند هر کدام مأموریت کشتن دیگری را دریافت کردهاند، زندگی مشترکشان به میدان جنگ تبدیل میشود. این کشف شوکهکننده، پنج سال زندگی مشترک آنها را زیر سوال میبرد و آنها را مجبور میکند با حقیقت هویت واقعی یکدیگر روبرو شوند.