فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3403 عنوان
یک زوج جوان تازه ازدواج کرده به ماه عسل در اروپا می روند، جایی که موانع توانایی آنها را برای حفظ ازدواج به چالش می کشد.
یک خلبان به همراه مسافرش پس از سقوط در دشتهای قطب جنوب تلاش می کنند جان خود را نجات دهند...
کتی (جنیفر کانلی) که به تازگی از اعتیاد رها شده در خانه ای کوچک در نزدیک ساحل در شمال کالیفرنیا زندگی می کند؛ او که به خاطر جدایی از همسرش دچار افسردگی ست و به اتفاقات اطرافش بی توجه، به اخطاریه هایی که برای مالیات عقب افتاده اش دریافت می کند هیچ اعتنایی ندارد و تنها زمانی متوجه موقعیت خود می شود که ماموران برای تخلیه خانه و به حراج گذاشتنش به زور به خانه اش می آیند.
در برکه ای متروک، راهبی پیر به همراه پسری جوان در قلعه ای شناور زندگی می کند. مخاطب در این فیلم شاهد گذر فصل ها و سال های زیادی است.
آلمان شرقی سابق، سال 1990. کمونیست مؤمن، «کریستیانه کرنر» (ساس) از حالت اغما بیرون می آید، در حالی که از فرو ریختن دیوار برلن بی خبر است. حالا پسرش (برول) باید با صحنه سازی جوری وانمود کند که هنوز رژیم کمونیستی سقوط نکرده است...
باد کلی، موتورسوار حرفهای، از نیوهمپشایر به کالیفرنیا میرود تا دوباره مسابقه دهد. در طول مسیر، او با زنان نیازمند مختلفی آشنا میشود که به او کمک میکنند تا از تنهاییاش رهایی یابد، اما تنها یک زن خاص از گذشتهاش واقعاً او را راضی خواهد کرد.
دو دوست به نامهای «ماری» و «الکسا» که برای تفریح به خانه ییلاقی والدین الکسا رفته اند، با یک قاتل مرموز روبه رو می شوند و ...
مادری بدلیل موقعیت شغلی اش فرصت زیادی برای گذراندن با دخترش را ندارد. در یک روز عجیب و غریب، جای آن دو عوض می شود و هر کدام در جسم دیگری قرار می گیرد و اکنون باید به نحوه زندگی دیگری عادت کند...
مأموران مکزیکی از توطئه ی ژنرال مارکز، یکی از نظامیان فاسد و باریلو، سر دسته ی بی رحم قاچاقچیان مواد مخدر، برای سوء قصد به جان رئیس جمهور مکزیک با خبر شده اند. حالا از نوازنده ی دوره گرد، ال ماریاچی کمک خواسته می شود تا دوباره با جعبه ی گیتار معروفش وارد عمل شود.
«دیو بازنیک»، مردی آرام و خجالتی است که پس از یک سری بدشانسی و سوءتفاهم در هواپیما، به اشتباه به رفتارهای پرخاشگرانه متهم شده و از سوی دادگاه به شرکت در جلسات کنترل خشم محکوم میشود. او مجبور میشود تحت درمان دکتر «بادی رایدل»، یک روانپزشک با روشهای درمانی بسیار نامتعارف و افراطی قرار گیرد.
به دلایلی ناشناخته، هسته ی مرکزی کره ی زمین از چرخش باز ایستاده است. گروهی از بزرگ ترین دانشمندان دنیا به کمک سفینه ای زیرزمینی به مرکز زمین می روند تا با منفجر کردن بمبی اتمی، دوباره هسته را فعال کنند و دنیا را از نابودی حتمی نجات دهند...
«بادی»، مردی بزرگسال است که از کودکی در قطب شمال و در میان الفها (کوتولههای بابا نوئل) زندگی کرده و فکر میکند خودش هم یک الف است. او با جثهی بزرگ و رفتار خاصش، از دیگر الفها متمایز است و سرانجام متوجه میشود که یک انسان معمولی است و باید برای پیدا کردن پدر واقعیاش به نیویورک سفر کند.
داستان فیلم در سال ۱۸۶۴، یکسال قبل از پایان جنگهای داخلی امریکا روی می دهد. «اینمن» (جود لاو) که یک سرباز ایالتهای جنوبی است پس از بهبود از یک جراحت مرگبار تصمیم می گیرد جبهه جنگ را رها کرده و عازم شهرش «کوهستان سرد» شود تا با دوست دوران نوجوانی اش «آدا» (نیکول کیدمن) ازدواج کند...
ستوان «واترز» ( بروس ویلیس ) فرمانده تیم ویژه ای است که افرادش را به جنگل های نیجریه می برد تا دکتر «لنا کندرکس» ( مونیکا بلوچی ) را آزاد کند. اما آن ها در میابند که کندرکس تنها در صورتی همراهشان می آید که ۷۰ پناهنده دیگر را نیز نجات دهند.
گروهی از جوانان که در حال مسافرت هستند، توسط یک قاتل بدشکل و وحشی که قربانیانش را با اره برقی تکه تکه می کند، شکار می شوند...
در «ماتریکس: انقلابها»، آخرین پرده از سهگانه حماسی «ماتریکس»، بشریت با آخرین و بزرگترین نبرد خود برای بقا روبرو میشود. ماشینها با تمام قوا به سمت «زایون»، آخرین سنگر انسانها، پیشروی میکنند و ارتش وسیع آنها آماده نابودی کامل بشر است. در این میان، «نئو» با قدرتهای جدیدی که فراتر از ماتریکس هستند، در کما به سر میبرد و ذهن او در برزخی میان جهان واقعی و ماتریکس گرفتار شده است.
«مت مورداک»، وکیلی موفق است که در دوران کودکی طی یک حادثه مواد شیمیایی، بینایی خود را از دست میدهد اما حواس دیگرش به شکلی خارقالعاده تقویت میشوند. او از این حواس فوقالعاده برای مبارزه با جنایت در محله فاسد «هلز کیچن» نیویورک استفاده میکند و شبها با لباس مبدل «دردویل» به جنگ با تبهکاران میرود. «مت» در این مسیر با «الکترا ناچیوس»، زن مرموز و استاد هنرهای رزمی آشنا میشود و با او وارد رابطهای پیچیده میگردد. او همچنین باید با «کینگپین»، سردسته قدرتمند جنایتکاران، و آدمکش بیرحمش «بولزآی» که مسئول مرگ پدرش است، مقابله کند.
یک نوار ویدئویی مرموز بین مردم دست به دست می گردد. تنها با یک نگاه به این نوار ویدئو، شما فقط هفت روز دیگر زنده خواهید بود. خبرنگاری بنام «سیندی کمبل» این نوار را می بیند و حالا دنبال راهی است تا از مرگ بگریزد.
دو زوج نوجوان که در جنگل های تگزاس به ماجراجویی و جستجو به دنبال یک قاتل افسانه ای می پردازند، توسط یک خانواده روانی از قاتلین سریالی به زنجیر کشیده می شوند و...
داستان زندگی «آیلین وورنوس» ، فاحشه ای که پس از سپری کردن ماجراهایی، به یک قاتل سریالی تبدیل می شود...
زن نویسنده ای که به تازگی از شوهرش جدا شده است، به ایتالیا سفر کرده و ویلایی را خریداری می کند به امید اینکه تغییرات خوشایندی در زندگی اش ایجاد شود...
«بروس» یک گزارشگر تلویزیونی است که از زندگی و شغلش ناراضی است و همیشه از خدا گله میکند. پس از یک روز بسیار بد، «بروس» با «خدا» ملاقات میکند که تصمیم میگیرد برای مدتی قدرتهای الهی خود را به او بسپارد تا «بروس» متوجه شود اداره جهان چقدر دشوار است. «بروس» ابتدا از این قدرتها برای منافع شخصی استفاده میکند، اما به زودی متوجه میشود که اداره امور جهانی فراتر از تصور اوست و عواقب غیرمنتظرهای دارد.
داستان یک مربی دبیرستانی و مردی که از نظر رشدی به چالش کشیده شده است که او را زیر بال خود گرفت.