F.B.I بازنشسته که هنوز پس از پیوند قلب در حال نقاهت است. تری مککالب (کلینت ایستوود)، پروفایلگر، زمانی به خدمت بازمیگردد که آزمایش خون او سرنخهایی از هویت یک قاتل زنجیرهای ارائه میدهد.
فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3403 عنوان
«مردان سیاهپوش ۲»، یک فیلم ماجراجویی علمی-تخیلی با چاشنی کمدی، از جایی آغاز میشود که «مامور جی» اکنون یک مامور ارشد و حرفهای در سازمان محرمانه «مردان سیاهپوش» است. او با مهارت و بدون نیاز به همکار، امور مربوط به بیگانگان را مدیریت میکند. اما آرامش او با ظهور یک تهدید کیهانی جدید به نام «سِرِلینا» به هم میریزد. «سِرِلینا»، یک موجود فضایی بسیار خطرناک، برای دستیابی به یک منبع قدرت ناشناخته به نام «نور زارتها» به زمین آمده است، شیئی که میتواند تعادل کیهان را به هم بزند.
جیم هاکینز همراه با خدمه یک کشتی فضایی به یک سفر خارق العاده در کهکشان میرود.
داستان دختری كه وقتی با آقای رایت ملاقات می كند می فهمد كه مجبور است آداب معاشرت با دیگران را فرا بگیرد.
در دههی ۱۹۲۰ پرشور «شیکاگو»، «رکسی هارت»، خوانندهای که رؤیای ستاره شدن دارد، به جرم قتل بازداشت میشود. او به سرعت تحت تاثیر «بیلی فلین»، وکیل کاریزماتیک و مرموزی قرار میگیرد که شهرت خود را با دفاع از زنان قاتل به دست آورده است. در زندان، «رکسی» با «ولما کلی»، ستارهی وودویل و قاتل دیگری که قبلاً موکل «بیلی» بوده، روبرو میشود. رقابت شدیدی بین این دو زن برای جلب توجه رسانهها و «بیلی فلین» آغاز میشود تا از اعدام فرار کنند و به شهرت برسند.
این فیلم داستان «مایکل سالیوان»، یک قاتل حرفهای و وفادار برای یک رئیس مافیا در دوران رکود بزرگ در آمریکا، را دنبال میکند. زندگی او زمانی که پسرش، «مایکل جونیور»، شاهد یک قتل میشود و اتفاقات ناگواری رخ میدهد، کاملاً زیر و رو میشود. «سالیوان» برای محافظت از پسرش و گرفتن انتقام خانوادهاش، مجبور میشود همراه با «مایکل جونیور» فرار کند و در مسیری پر از خطر و خشونت، به سوی رستگاری یا نابودی قدم بگذارد. او باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد پسرش نیز به زندگی جنایی کشیده شود یا راهی برای آیندهای متفاوت برای او پیدا کند، در حالی که توسط دشمنان و تعقیبکنندگانی بیرحم، از جمله یک عکاس قاتل، تحت تعقیب است.
«جان کیو آرچیبالد» (واشینگتن)، کارگر کارخانه، با مشکلات حاد مالی روبه رو است. در همین حال پی می برد که پسر نوجوانش، «مایکل» (اسمیت)، نیاز فوری به پیوند قلب دارد. اما بیمه، چنین عمل پر هزینه ای را پوشش نمی دهد و «جان» که مستأصل شده، کارکنان و بیماران بخش اورژانس بیمارستان را به گروگان می گیرد...
«فرانک مارتین» یک متخصص حمل و نقل است؛ او هر چیزی را، هر کجا که باشد، برای هر کسی، بدون سوال و در ازای مبلغی هنگفت، تحویل میدهد. او با پیروی از «سه» قانون سختگیرانه، زندگی حرفهای خود را پیش میبرد: هرگز نام نپرس، هرگز قوانین را تغییر نده، و هرگز بسته را باز نکن. اما وقتی در یکی از ماموریتهایش، قانون «سه» را زیر پا میگذارد و محمولهی خود را باز میکند، با رازی هولناک روبرو میشود که او را درگیر دنیایی پر از خطر، جنایتکاران بیرحم و تعقیب و گریزهای نفسگیر میکند.
«چارلی کافمن»، فیلمنامهنویسی رنجکشیده، در تلاش است تا کتابی به نام «سوسن نارنجی» نوشته «سوزان اورلئان» را به فیلمنامه تبدیل کند. او که با بلوک نویسندگی و مشکلات شخصی دست و پنجه نرم میکند، درگیر چالشهای فراوانی میشود. برادر دوقلوی او، «دونالد»، که شخصیتی سطحینگر و خوشبین دارد، به عنوان مزاحم به زندگی او وارد میشود.
در «دیترویت» سال ۱۹۹۵، «جیمی اسمیت جونیور» معروف به «بانی رابیت»، جوان سفیدپوستی است که در محلهای عمدتاً سیاهپوستنشین و درگیر با فقر زندگی میکند. او در تلاش است تا صدای خود را در دنیای خشن و رقابتی رپ هیپهاپ پیدا کند و از شرایط نابسامان زندگیاش فرار کند. با وجود استعداد ذاتی، «بانی» با ترسهای درونی، عدم اعتماد به نفس و چالشهای خانوادگی و مالی دست و پنجه نرم میکند. تنها راه برای اثبات خود و رسیدن به آرزوهایش، شرکت در نبردهای رپ آزاد است؛ جایی که کلمات تنها سلاح محسوب میشوند.
ده سال پس از وقایع قسمت قبل، در حالی که جمهوری کهکشانی در آستانه جنگ داخلی است، «سناتور پدمه آمیدالا» از یک سوءقصد جان سالم به در میبرد. «اوبیوان کنوبی» برای تحقیق در مورد این توطئه میرود و «آناکین اسکایواکر» مسئول محافظت از «پدمه» میشود. در پی این تحقیقات و تعمیق روابط، «اوبیوان» ارتشی از کلونها و نقشهی «کنت دوکو» را کشف میکند. این وقایع به آغاز نبردی عظیم و شکلگیری «جنگهای کلونها» میانجامد که آیندهی کهکشان را دگرگون میسازد.
در نیویورک «کانی» در برخوردی اتفاقی با جوانی فرانسوی به نام «پل مارتل» (مارتینز) آشنا می شود و با او رابطه برقرار می کنند. پس ازچندی «ادوارد» شوهر «کانی» پی به ماجرا می برد و شخصا با «پل» رو در رو می شود ...
«تعادل» فیلمی علمی-تخیلی است که در آیندهای پسارستاخیزی روایت میشود؛ جایی که جامعه برای جلوگیری از جنگهای بیشتر، هرگونه احساسات انسانی را ممنوع کرده است. مردم با مصرف دارویی خاص، عواطف خود را سرکوب میکنند. «جان پرستون»، یکی از مأموران ارشد این نظام کنترلگر، وظیفه دارد هر کسی را که از این قانون تخطی کند، دستگیر و مجازات نماید. اما...
در دوران آغازین عصر یخبندان، «مَنی»، ماموت عصبانی، «سید»، تنبلِ زلزله و «دیگو»، ببرِ خشن، به شکلی ناخواسته کنار هم قرار میگیرند. ماموریت باورنکردنی این سهتا این است که یک نوزاد انسانِ گمشده را به آغوش خانوادهاش برگردانند. این سفر پر از اتفاقات خندهدار و لحظات گرمی است که این سه رفیق ناهمگون را به هم نزدیک میکند، در حالی که «اسکرات» هم همچنان در پی بلوط محبوبش است!
زن جوانی ( مگی گیلنهال ) که به تازگی از یک بیمارستان روانی آزاد شده است، بعنوان منشی در دفتر یک وکیل مرد ( جیمز اسپیدر ) شروع به کار می کند، اما طولی نمی کشد که رابطه بین آن دو فراتر از یک رابطه کاری می رود...
یک مرد بی گناه که توسط دوستان حسودش زندانی شده است، می گریزد و از گنجینهای مخفی برای انتقام گیری استفاده می کند.
گروه "شرکت معماها" که اعضای آنها فرد ، دافنه ، ولما ، شگی و یک سگ به اسم اسکوبی است و کارشان قبلاً حل معماهای جنایی و تبه کاری بوده مدت دو سال است بخاطر اختلافات از هم جدا شده اند . تا اینکه هر کدام جداگانه دعوت نامه ای می کنند تا برای گذراندن تعطیلات بهاری به جزیره اسپوکی بروند...
در دههی ۱۸۶۰ در «نیویورک»، شهر غرق در هرج و مرج و خشونت ناشی از درگیری بین گنگهای مهاجران و گنگهای بومی است. «آمستردام والون»، مرد جوانی که سالها پیش پدرش در نبردی خونین توسط «بیل قصاب» کشته شده است، به این محله بازمیگردد تا تسویه حساب کند.
در واشینگتن دی سی آینده، پلیس از تکنولوژی پیشبینیکنندهی جرم استفاده میکند. «جان آندرتون»، افسر نخبهای که خود درگیر گذشتهای تراژیک است، ناگهان متهم به قتلی میشود که هنوز رخ نداده. او که توسط سیستم خودش تحت تعقیب قرار گرفته، مجبور به فرار میشود
یک کارآگاه لسآنجلسی کارکشته، «ویلیام دورمر»، برای تحقیق دربارهی قتل یک نوجوان به شهر دورافتادهی «ناکیموت» در آلاسکا فرستاده میشود. این شهر در منطقهای قرار گرفته که در تابستان خورشید هرگز غروب نمیکند و ۲۴ ساعت شبانهروز روشن است. «دورمر» که از قبل درگیر مشکلات شخصی و حرفهای است، به زودی با بیخوابی مفرط دست و پنجه نرم میکند و مرز بین واقعیت و وهم برایش کمرنگ میشود. در همین حین، او به طور ناخواسته مرتکب اشتباهی میشود که میتواند آیندهی حرفهای و زندگیاش را نابود کند.
مونتی بروگان، جوانی با آیندهای نامعلوم، تنها ۲۴ ساعت فرصت دارد تا از آزادیاش لذت ببرد. او قرار است فردا صبح، حکم هفت سال زندان خود را به دلیل قاچاق مواد مخدر آغاز کند. در این شب آخر، مونتی با دوستان صمیمیاش و معشوقهاش دیدار میکند تا با آنها خداحافظی کند و سعی کند با گذشتهاش کنار بیاید. او در حالی که در خیابانهای نیویورک قدم میزند، به زندگی خود و اشتباهاتی که مرتکب شده میاندیشد و با حسرت و پشیمانی، آخرین لحظات آزادیاش را تجربه میکند.
فیلم از آخر به اول می آید. ماجرای فیلم حول شبی در پاریس رخ می دهد، که زنی بنام «آلکس» (مونیکا بلوچی) در زیرگذر توسط یک غریبه مورد تجاوز قرار می گیرد.
«جیم» در یک بیمارستان خلوت، از خوابی عمیق بیدار میشود. او بیخبر از فاجعهای که رخ داده، به خیابانهای «لندن» قدم میگذارد و با شهری ویران و خالی از انسان روبرو میشود. او خیلی زود درمییابد که ویروسی به نام «خشم»، اکثر جمعیت را آلوده و آنها را به موجوداتی وحشی تبدیل کرده است. «جیم» برای زنده ماندن باید با تعداد کمی از بازماندگان همراه شود و در تلاش برای رسیدن به پناهگاهی امن، با چالشهای بیشماری در دنیایی آخرالزمانی روبرو شود که زندگی او را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
«جیسون بورن»، مردی با آسیب دیدگی شدید و بدون حافظه، در اقیانوس پیدا میشود. او به زودی متوجه میشود که آموزشهای پیشرفتهای در زمینهی مبارزه و جاسوسی دیده و سازمانهای قدرتمندی به دنبال حذف او هستند.