یک نجیب زاده قرن نوزدهمی فرانسوی از طریق موزه ای در روسیه به 200 سال گذشته سفر می کند و با شخصیتهای تاریخی این زمان برخورد می کند...
آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3520 عنوان
فیلم یک تهیهکننده وقتی ستارهاش کنار میرود به خطر میافتد، بنابراین او تصمیم میگیرد بازیگری دیجیتالی برای جایگزینی ستاره بسازد و یک شبه تبدیل به حسی میشود که همه فکر میکنند یک شخص واقعی است.
جیسون شپرد چهارده ساله به بیان حقیقت شهرت دارد. بنابراین، وقتی مارتی ولف، تهیهکننده بزرگ هالیوود، کاغذ کلاس او را میدزدد و آن را به یک فیلم موفق تبدیل میکند، هیچکس آخرین داستان بلند جیسون را باور نمیکند.
کریگ و دی دی دی که به عنوان نگهبان کار می کنند، با دزدی برخورد می کنند که هدایای کریسمس آنها را دزدیده است.
«تامس فولر» (کین) روزنامه نگاری بریتانیایی است که در سال 1952، نخستین مراحل جنگ در هندوچین را برای «لندن تایمز» پوشش می دهد. او با «آلدن پایل» (فریزر)، امریکایی پر شور و منطقی و ظاهرا ساده ای آشنا می شود که جزو تیمی پزشکی به سایگون آمده است. او پس از چندی متوجه می شود امریکایی هایی که وارد ویتنام شده اند تیم پزشکی نیستند و «پایل» در واقع، مأمور سازمان سیا است...
دو مرد که تصمیم دارند به یک سفر تفریحاتی روی دریایی بروند، بطور اشتباهی سوار کشتی مردان همجنس گرا می شوند...
استوارت و اسنوبل برای نجات یکی از دوستان خود در سراسر شهر حرکت کردند.
خانواده ای از مهاجران ایرلندی با زندگی در خیابان های پست آشپزخانه جهنم سازگار می شوند در حالی که از مرگ یک کودک نیز غمگین هستند.
زن مغازه دار جوان و متاهلی رابطه ای را با یک پسر جوان آغاز می کند که فکر می کند «هولدن کالفیلد» ( شخصیتی خیالی و چهره اصلی داستان ناتور دشت اثر مشهور جی دی سالینجر است ) است...
یک مادر و دختر 6 ساله اش به آپارتمانی خزنده نقل مکان می کنند که تمام سطح آن توسط آب نفوذ می کند.
«دوداس» (شاهرخ خان) پسر یک خانواده ثروتمند است که از دیرباز عاشق دختری بنام «پرواتی» بوده است، اما خانواده اش مانع ازدواج او با آن دختر شده اند. سرانجام دوداس برای تسکین دردش وارد مسیری برگشت ناپذیر می شود و سرنوشت او از دست او و همینطور خانواده اش خارج می شود...
به دنبال خودکشی دوست پسر یک دختر جوان، کارمند مارکت "مارورن کالر" رمان او را به نام خود منتشر می کند. با پولی که او برای مراسم تدفین خود به جا گذاشته، "مارورن" اسکاتلند را ترک می کند و به همراه نزدیکترین دوستش به مسافرت می رود. در طول سفر تغییراتی درونی در او به وجود می آید و...
پل ویتی اواخر دوران محکومیت خود را در زندان می گذارند . ماموران اف.بی.آی او را زیر نظر دارند و متوجه می شوند او که روزی خطرناک ترین گانگستر نیویورک بوده اکنون وضعیت روانی عجیبی دارد. اداره اف.بی.آی تصمیم می گیرد با دکتر سوبول مشورت کند. از سوی دیگر سوبول نیز خودش مشکلاتی دارد. پدرش بتازگی فوت کرده و این مسئله او را دچار یک بحران هویت نموده که هم در زندگی شخصی و هم حرفه ای اش تاثیر گذاشته است. بعلاوه او می داند همسرش لورا از اینکه بن دوباره پل را وارد زندگیشان کند بسیار خشمگین خواهد شد. در ادامه پل بطور مشروط آزاد شده و با مسئولیت بن تحت مداوا قرار می گیرد و بنابراین بن مجبور است او را به خانه اش ببرد.
خواهر و برادر کورتز عازم جزیرهای مرموز میشوند، جایی که با یک دانشمند ژنتیک و گروهی از بچههای جاسوس رقیب روبرو میشوند.
روحی اسرار آمیز و کینه توز ، هر کسی را که جرات وارد شدن و زندگی کردن در خانه را به خود میدهد نشانه گذاری و تعقیب میکند تا...
پس از اینکه همسرش او را ترک می کند؛یک عکاس با بحران وجودی روبرو شده و تلاش می کند با ملاقات پسر عمویش کنار بیاید...
نیویورک، داستان یک وکیل و مرد تاجر هست که در یک روز صانحه ی تصادف اتوموبیل برایشان پیش می آید و کم کم این مسئله جدی می شود تا اینکه...
سه دوست دوران کودکی وارد یک ماجراجویی بینالمللی میشوند تا رویاهایی را که زمانی کنار گذاشتهاند دنبال کنند و خطراتی را به جان بخرند که مطمئناً زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
علی جی ناخواسته به یک پیاده در توطئه صدراعظم برای سرنگونی نخست وزیر بریتانیا تبدیل می شود. با این حال، علی به عنوان صدای جوانان مورد استقبال ملت قرار می گیرد و نخست وزیر و دولتش را بیش از هر زمان دیگری محبوب می کند.
سال ۱۸۸۴. افسر جوان ارتش بریتانیا، «هری فورشم» (لجر) از مبارزه با شورشیان مسلمان سودانی خودداری می کند. صمیمی ترین دوستش، «جک دارنس» (بنتلی)، در واکنش به این عمل، پر سفیدی (به نشانه ی بزدلی) برایش می فرستد. دو تن دیگر از هم قطارانش نیز چنین می کنند و سرانجام چهارمین پر را نامزد «فورشم» (هادسن) به دست او می رساند...
پیشخدمت طبقه کارگر اسلیم (جنیفر لوپز) با ازدواج با پیمانکار ثروتمند میچ (بیلی کمپبل) متوجه می شود که زندگی اش تغییر کرده است. او در یک زندگی آرام در حومه شهر مستقر می شود و به نظر می رسد هر چیزی را که می خواهد دارد.اما رفته رفته رفتارهای زننده میچ باعث می شود که اسلیم به فکر فرار از خانه باشد...
یک استاد هنرهای رزمی درصدد گرفتن انتقام مرگ پدر و مادرش است.
لوری اش یک سارق جواهرات است. او در قالب یک عکاس در جشنواره کن ۲۰۰۱ شرکت میکند تا زنی ثروتمند که جواهرات گرانقیمتی دارد را به دام بیندازد. لوری نهایتاً موفق به سرقت جواهرات میشود و آنگاه راه گریز را پیش میگیرد.
«وارن اِشمیت» در سن 66 سالگی، پس از سالها کار در یک شرکت بیمه، بازنشسته میشود. از طرفی دیگر به زودی قرار است مراسم عروسی دخترش برگزار شود ولی «وارِن» مخالف شکلگیری این وصلت بوده و از داماد خوشش نمیآید.