دانشجویان ژاپنی درباره سلسله خودکشی هایی که به یک وبکم اینترنتی مرتبط است تحقیق می کنند.در این وبکم به بازدید کننده ها قول داده می شود که با مرگ روبرو خواهند شد...
فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3403 عنوان
سم داوسون مردی ست با ضریب هوشی یک بچه ۷ ساله؛ که همسرش پس از تولد دخترشان آندو را ترک می کند. سم نام دخترش را لوسی می گذارد و او را به تنهایی بزرگ می کند و رابطه عاطفی بسیار قویی بین این پدر و فرزند بوجود می آید. اما محدودیتهای ذهنی سم باعث ایجاد مشکلاتی برای آن دو می شود. قانون حکم می کند که لوسی باید از سم جدا شود و بنابراین سم با وکیلی قدرتمند به اسم ریتا هریسون که می خواهد توانایی هایش را با پیروزی در این پرونده به رخ همکارانش بکشد، همراه می شود تا از حق خود دفاع کند...
آرتور و دو فرزندش کتی و بابی مالک یک خانه شیشه ای می شوند که برای آنها به ارث گذاشته شده است . این خانه دو ویژگی دارد : گروهی ارواح خبیثه در آنجا محبوس شده اند و هر کسی را که در سر راهشان باشد نابود می کنند و توسط عینکهای خاصی قابل رویت هستند . همچنین این خانه دارای گنجی پنهان است که تنها به کمک آن ارواح می توان به آن دست یافت . زمانیکه این خانواده بهمراه پرستار بابی و یک وکیل وارد خانه می شوند و کار انتقال مدارک به پایان می رسد درهای خانه به روی آنها قفل شده و ارواح درون خانه آزاد می شوند . مسئول این کار فردی به اسم دنیس است که یک شکارچی ارواح بوده و با کمک همکارش کالینا می کوشد تا گنج موجود در خانه را بدست آورد...
یک کازینوی بزرگ در لاس وگاس که به یافتن راهی جدید برای شرط بندی است، مسابقه ای را برای پول راه می اندازد.
«بریجت جونز»، زنی سی و چند ساله و مجرد در لندن، تصمیم میگیرد برای بهبود زندگی شخصی، شغلی و عاشقانهاش، شروع به نوشتن یک دفترچه خاطرات کند. او که همیشه درگیر وزن خود، اعتیاد به سیگار، و انتخابهای اشتباه در زندگی است، خود را در مثلثی عشقی مییابد.
با استفاده از فناوری پیشرفته، دو کودک باید والدین جاسوس خود را نجات دهند، زمانی که توسط دشمن شیطانی گرفته میشوند.
«ریک» و «اِوِلین اوکانل» اکنون ازدواج کرده و پسری به نام «الکس» دارند. زندگی آرام خانوادگی آنها با زنده شدن دوباره مومیایی شرور «ایمهوتپ» و بازگشت نفرینهای مصر باستان به هم میریزد. این بار، «ایمهوتپ» در پی قدرتی فراتر از گذشته است
«نیک ولز» (دنیرو) سارقی است میان سال که می خواهد از زندگی تبهکارانه کناره بگیرد و کلوب موسیقی جازش را بگرداند. اما پیش از آن که «نیک» بتواند به رؤیاهایش جامه ی عمل بپوشاند، «ماکس» (براندو)، مال خر و در واقع استاد و شریک تجاری اش او را تحت فشار قرار می دهد تا یک سرقت نهایی را هم برای او به انجام برساند.
داستان فیلم درباره یک دانشجوی دانشکده افسری آتش نشانی و ۲ استاد دانشگاه و یکی از محققین دولت هست که روی پرونده موجودات فضایی که بر اثر برخورد یه شهاب سنگ روی زمین بوجود میایند، کار میکنند...
داستان در مورد پنج نظامی در ایالت ورمونت است که در یک ایستگاه دور افتاده نزدیک مرز کانادا به انجام وظیفه می پردازند. آن ها که استعداد خاصی در گند زدن به کارشان دارند، تصمیم گرفته اند با حل یک پرونده جنایی لیاقت خود را ثابت کنند...
«لئو دیویدسون»، یک فضانورد نیروی هوایی آمریکا، پس از یک نقص فنی در سفینهاش در حین ماموریت شناسایی، از مسیر خود خارج شده و در سیارهای ناشناخته فرود میآید. او به زودی متوجه میشود که این سیاره توسط میمونهای انساننما اداره میشود که هوش و فرهنگ پیشرفتهای دارند و انسانها در آنجا به عنوان بردگان وحشی یا حیوانات دستآموز زندگی میکنند. «لئو» در تلاش برای فرار و بازگشت به خانهاش، با مبارزهی بقا در این دنیای وارونه روبرو میشود
«درک زولندر» (با بازی «بن استیلر»)، یک سوپرمدل مرد معروف اما به طرز خندهداری خودشیفته و کمهوش است که عنوان “مدل سال” را برای سه سال متوالی از آن خود کرده. اما وقتی این عنوان به رقیب جوانتر و خوشقیافهترش، «هانسل» (با بازی «اوون ویلسون») میرسد، حرفه او رو به افول میگذارد. در بحبوحه بحران هویت، زولندر به طور ناخواسته وارد دسیسهای خطرناک برای ترور یک چهره سیاسی جهانی میشود.
خانواده «تننباوم» زمانی مجموعهای از نوابغ و پدیدههای استثنایی بودهاند، اما اکنون سالها از دوران اوجشان گذشته و هر یک در گوشهای از دنیا با مشکلات خود دست و پنجه نرم میکنند. «رویال تننباوم»، پدر خانواده که سالهاست از آنها جدا زندگی میکند، ناگهان به بهانه بیماری لاعلاج به خانه بازمیگردد. بازگشت او باعث میشود تمام اعضای خانواده، از جمله سه فرزندش «چاس»، «مارگو» و «ریچی»، دوباره زیر یک سقف جمع شوند.
وقتی دختر یک روانپزشک ربوده می شود، او با وحشت متوجه می شود که آدم ربایان: خواسته این است که او به یک اختلال استرس پس از سانحه مبتلا شود که زن جوانی رازی را می داند...
در این فیلم نبرد نفسگیر دو تکتیرانداز افسانهای در ویرانههای استالینگراد، در اوج جنگ جهانی دوم، به تصویر کشیده میشود. «واسیلی زایتسف»، تکتیرانداز قهرمان شوروی، در برابر «سرگرد کونیگ»، نخبه آلمانی که مأمور شکار اوست، قرار میگیرد. این دو در یک بازی موش و گربه مرگبار و روانشناختی با یکدیگر روبرو میشوند، جایی که هر شلیک میتواند سرنوشت نبرد را تغییر دهد.
یک ژنرال که با رای دادگاه نظامی به زندان افتاده است، به همراه ۱۲۰۰ زندانی دیگر بر علیه سیستمی که خودش روزی در آن کار می کرده شورش می کند...
یک دختر سفیدپوست غرب میانه به شیکاگو نقل مکان می کند، جایی که دوست پسر جدیدش یک نوجوان سیاهپوست اهل جنوب با گذشته ای خشن و نیمه جنایتکار است.
«لوییس تامس» (واکر)، دانشجوی سال اول، تصمیم گرفته در تعطیلات تابستان هم راه برادرش، «فولر» (زان) از این سو به آن سوی امریکا برود. در جاده «فولر» با راننده ی کامیونی که به «راستی نیل» معروف است، شوخی ناجوری می کند، و خیلی زود معلوم می شود که قربانی این شوخی «فولر» قاتلی روانی است...
یک زبان شناس جوان به نام میلو تاچ به گروهی از کاوشگران می پیوندد تا قاره گمشده آتلانتیس را پیدا کنند.
این فیلم داستان دو دوست صمیمی و خلبان، «رِیف» و «دَنی»، را روایت میکند که هر دو عاشق پرستاری به نام «اولین» میشوند. در حالی که «رِیف» به اروپا اعزام میشود، «دَنی» و «اولین» در پرل هاربر میمانند و رابطهای عاشقانه بینشان شکل میگیرد. این مثلث عشقی در بحبوحه حوادث جنگ جهانی دوم و پیش از حمله ویرانگر ژاپن به پرل هاربر اتفاق میافتد، حملهای که سرنوشت همه را تغییر میدهد.
زندگی جولیو و تنوچ، مانند همه پسران 17 ساله جهان , تحت کنترل هورمونهای خشمگین، دوستیهای شدید، و عجله بیوقفه به سوی بزرگسالی است. در طول یک تابستان، دو دوست صمیمی، در حالی که با یک زن مسنتر و زیبا در یک فرار بیخیالانه زندگی میکنند، با یکدیگر، خودشان و دنیای اطرافشان ارتباط پیدا میکنند.
کارآگاه «جیمز کارتر» و بازرس «لی» برای تعطیلات به «هنگ کنگ» سفر میکنند، اما به محض ورود، خود را درگیر پروندهای بینالمللی میبینند. انفجار بمبی در سفارت «آمریکا» آنها را وارد دنیای سندیکای جنایتکاران «سهگانه» میکند. این زوج نامتعارف پلیس، با تفاوتهای فرهنگی و سبکهای کاری کاملاً متفاوت خود، مجبورند برای حل این پرونده و دستگیری عاملان، در «هنگ کنگ» و سپس در «لاس وگاس» همکاری کنند. ماجراجویی آنها مملو از اکشن، کمدی و موقعیتهای خطرناک است.
ده سال پس از فرار «دکتر هانیبال لکتر» (با بازی آنتونی هاپکینز)، او در فلورانس ایتالیا زندگی میکند در حالی که «کلاریس استارلینگ» (با بازی جولیان مور)، مامور افبیآی، همچنان با خاطرات و زخمهای گذشتهاش دست و پنجه نرم میکند. هنگامی که یکی از قربانیان ثروتمند و زنده مانده لکتر، «ماسون ورگر»، نقشهای برای گرفتن انتقام از او میکشد و به دنبال او میفرستد، مسیر این سه نفر بار دیگر به طرز اجتنابناپذیری به یکدیگر گره میخورد.
وقتی مادر «میا ترموپلیس» (هاتاوی) اعلام می کند که پدر مرحومش، در حقیقت شاهزاده و صاحب تاج و تخت کشور کوچک اروپایی، «جنوویا»، بوده، در زندگی «میا» تغییر و تحول اساسی به وجود می آید: حالا «میا» تنها وارث آن تاج و تخت است و مادربزرگش، «ملکه کلاریس رینالدی» (اندروز) می خواهد آداب و رسوم اشرافی را به آن دخترک ناشی بیاموزد.